یادداشت/
مدیریت بر مبنای جهاد کبیر
چند ماهی است که از رونمایی فیش های حقوقی نجومی مسئولان یا دریافت کنندگان حقوق های نجومی میگذرد. فیش هایی که در عرصه های محتوا و مبنا و معنا تحولی ایجاد و بسیاری را شگفت زده کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «دانشجویان بیدار» چند ماهی است که از رونمایی فیش های حقوقی نجومی مسئولان یا دریافت کنندگان حقوق های نجومی میگذرد. فیش هایی که در عرصه های محتوا و مبنا و معنا تحولی ایجاد و بسیاری را شگفت زده کرد. این مسئله شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد و این سوال محور قرار گیرد، افرادی که این حقوق ها را دریافت میکنند ؛چگونه خواهند توانست طعم فقر و محرومیت را بچشند و به دنبال پیشرفت و تعالی کشور و جامعه مستضعفین باشند ؟. اصولا و عقلا کسی که خود خلاء و نیازی حس نکند، فقر و محرمیتی حس نکند، آیا خواهد توانست هم نوا و هم درد با جامعه ای شود که درد و نیازی دارد؟!! مسئولی که در پست های حساس گمارده میشود و این حقوق ها را دریافت میکند و به نوعی در رفاه تام و در سطح رفاهی فرای رفاه عموم جامعه زندگی میکند، چگونه خواهد توانست درد جامعه و نیاز آحاد ملت را درک کند و به فکر حل آن باشد. زمانی در این کشور گفته شد، مسئولان نیاز دارند تا کمی اشرافی و تجمل گرا باشند آنهم از این باب که؛ هنگامی که با مسولان سایر دول اسلامی و مسئولان دولت ها و جوامع دیگر ارتباط میگیرند، کمی توسعه یافته به نظر برسند و توسعه یافته تلقی بشوند!!. نتیجه این نگاه را امروز باید دید؛ امروز که تاجر و کاسب اقتصادی به جای مدیر اجرایی، در صحنه سیاسی کشور نقش بازی میکند. شهید بهشتی گفت ما «شیفته خدمت هستیم نه تشنه ای قدرت». آیا مدیر امروز ؛ تشنه خدمت و خدمتگزاری است یا به دنبال سهم و سهم خوایی؟؟. امام خمینی (ره) فرمودند : « بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند، و تتها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.» اگر آخر خط همراهی با امام است و در رکاب امام بودن ؛ پس باید نگران بود. در این نگاه ، این نوع مدیر و این نوع نگاه کاسبکارانه به جایگاه مدیریت، با مبانی انقلاب و اسلام بسیار مغایرت و بهتر است بگوییم، مقابله دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,در نگاه دوم و بحث دوم؛ این مسئله ای را کمی عمیق تر بحث میکنیم؛ ریشه این مشکل و این معضل مدیریتی در کجاست؟. چرا این اتفاق افتاد ؟ چرا حقوق های نجومی پرداخت میشود؟ و چرا یک مدیر با اینکه خود از وضیعت و سطح رفاه جامعه آگاهی دارد ، حاضر به دریافت این حقوق ها میشود ؟. متاسفانه پاسخی که درجه اول در قِبال این سوالات داده میشود، کوتاهی نهاد های نظارتی است و میگویند نظارت ضعیف است. بحث بر سر نهاد های نظارتی نیست ،آنچه مراد بحث و منظور این نوشته است، توجه به نوع نگاه به مدیر و جایگاه مدیریت و در بحث کلان توجه به علوم مدیریت است. مدیر کیست ؟ با چه معیار های هویت مییابد؟. آیا علوم مدیریت غربی؛ پاسخ گوی نیاز های نظام مدیریتی ما خواهد بود؟. نگارنده این متن به جرات اعلام میدارد که خیر؛ چرا که علوم غربی بر یک محور و مبنا و در نظام معنایی دیگری تهیه و تدوین شده اند. خوب باید چه کرد؟. آیا از این علوم میشود استفاده کرد ؟. مسئله بر سر جهت علوم است. علوم غربی چه جهتی را نشانه رفته است؟ هدف این علوم چیست ؟. شاید بنابه به نظر های مختلف، امروز باید از علوم غربی در جهت توسعه و پیشرفت استفاده کرد، چرا که کارآمدی این علوم اثبات شده اند. اما باید گفت که این علوم در چه نظام معنایی کارآمد واقع شده است؟ در چه سیستم محتوایی کارایی آن اثبات شده است؟. در نظام معنایی اسلام وانقلاب اسلامی ؛ اثبات شده است؟!!. چند وقتی است که شاهد کارایی این علوم هستیم!!! مدیرانی با حقوق های نجومی! . ریشه این نوع مدیریت، استفاده از علوم مدیریتی غربی است. لذا باید به فکر و بود؛ این فیش های پرده از خلاء عظیمی در نظام سیاسی و ساختار حکومتی برداشت. باید به " مدیر اسلامی " و " مدیریت اسلامی" توجه کرد.
بحث جهاد کبیر؛ « فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا ». « پس از کافران پیروی نکن و به وسیله ی قرآن ( با ترک پیروی از آنان ) با آنان به جهادی بزرگ بپرداز».؛ فقط پیروی نکردن نیست، بخش اعظم آن تولید محتوا و فکر و اندیشه و ایجاد نهضت فکری بر پایه قرآن است. بعد از نفی علوم مدیریتی غربی ، باید به فکر تولید علم دینی بود در همه عرصه ها و این نیازمند ایجاد یک" نهضت فکری" است. نهضت فکری که جهاد کبیر قلمداد میگردد. بشر 400 سال است که خواست با خرد و عقل تجربی و منطق و فلسفه انسانی حرکت کند؛ به جرات باید گفت که تا بدین لحظه در نسبت با هدف، ،موفق نبوده و نخواهد شد.
انتهای خبر/
در نگاه دوم و بحث دوم؛ این مسئله ای را کمی عمیق تر بحث میکنیم؛ ریشه این مشکل و این معضل مدیریتی در کجاست؟. چرا این اتفاق افتاد ؟ چرا حقوق های نجومی پرداخت میشود؟ و چرا یک مدیر با اینکه خود از وضیعت و سطح رفاه جامعه آگاهی دارد ، حاضر به دریافت این حقوق ها میشود ؟. متاسفانه پاسخی که درجه اول در قِبال این سوالات داده میشود، کوتاهی نهاد های نظارتی است و میگویند نظارت ضعیف است. بحث بر سر نهاد های نظارتی نیست ،آنچه مراد بحث و منظور این نوشته است، توجه به نوع نگاه به مدیر و جایگاه مدیریت و در بحث کلان توجه به علوم مدیریت است. مدیر کیست ؟ با چه معیار های هویت مییابد؟. آیا علوم مدیریت غربی؛ پاسخ گوی نیاز های نظام مدیریتی ما خواهد بود؟. نگارنده این متن به جرات اعلام میدارد که خیر؛ چرا که علوم غربی بر یک محور و مبنا و در نظام معنایی دیگری تهیه و تدوین شده اند. خوب باید چه کرد؟. آیا از این علوم میشود استفاده کرد ؟. مسئله بر سر جهت علوم است. علوم غربی چه جهتی را نشانه رفته است؟ هدف این علوم چیست ؟. شاید بنابه به نظر های مختلف، امروز باید از علوم غربی در جهت توسعه و پیشرفت استفاده کرد، چرا که کارآمدی این علوم اثبات شده اند. اما باید گفت که این علوم در چه نظام معنایی کارآمد واقع شده است؟ در چه سیستم محتوایی کارایی آن اثبات شده است؟. در نظام معنایی اسلام وانقلاب اسلامی ؛ اثبات شده است؟!!. چند وقتی است که شاهد کارایی این علوم هستیم!!! مدیرانی با حقوق های نجومی! . ریشه این نوع مدیریت، استفاده از علوم مدیریتی غربی است. لذا باید به فکر و بود؛ این فیش های پرده از خلاء عظیمی در نظام سیاسی و ساختار حکومتی برداشت. باید به " مدیر اسلامی " و " مدیریت اسلامی" توجه کرد.
بحث جهاد کبیر؛ « فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا ». « پس از کافران پیروی نکن و به وسیله ی قرآن ( با ترک پیروی از آنان ) با آنان به جهادی بزرگ بپرداز».؛ فقط پیروی نکردن نیست، بخش اعظم آن تولید محتوا و فکر و اندیشه و ایجاد نهضت فکری بر پایه قرآن است. بعد از نفی علوم مدیریتی غربی ، باید به فکر تولید علم دینی بود در همه عرصه ها و این نیازمند ایجاد یک" نهضت فکری" است. نهضت فکری که جهاد کبیر قلمداد میگردد. بشر 400 سال است که خواست با خرد و عقل تجربی و منطق و فلسفه انسانی حرکت کند؛ به جرات باید گفت که تا بدین لحظه در نسبت با هدف، ،موفق نبوده و نخواهد شد.
انتهای خبر/
در نگاه دوم و بحث دوم؛ این مسئله ای را کمی عمیق تر بحث میکنیم؛ ریشه این مشکل و این معضل مدیریتی در کجاست؟. چرا این اتفاق افتاد ؟ چرا حقوق های نجومی پرداخت میشود؟ و چرا یک مدیر با اینکه خود از وضیعت و سطح رفاه جامعه آگاهی دارد ، حاضر به دریافت این حقوق ها میشود ؟. متاسفانه پاسخی که درجه اول در قِبال این سوالات داده میشود، کوتاهی نهاد های نظارتی است و میگویند نظارت ضعیف است. بحث بر سر نهاد های نظارتی نیست ،آنچه مراد بحث و منظور این نوشته است، توجه به نوع نگاه به مدیر و جایگاه مدیریت و در بحث کلان توجه به علوم مدیریت است. مدیر کیست ؟ با چه معیار های هویت مییابد؟. آیا علوم مدیریت غربی؛ پاسخ گوی نیاز های نظام مدیریتی ما خواهد بود؟. نگارنده این متن به جرات اعلام میدارد که خیر؛ چرا که علوم غربی بر یک محور و مبنا و در نظام معنایی دیگری تهیه و تدوین شده اند. خوب باید چه کرد؟. آیا از این علوم میشود استفاده کرد ؟. مسئله بر سر جهت علوم است. علوم غربی چه جهتی را نشانه رفته است؟ هدف این علوم چیست ؟. شاید بنابه به نظر های مختلف، امروز باید از علوم غربی در جهت توسعه و پیشرفت استفاده کرد، چرا که کارآمدی این علوم اثبات شده اند. اما باید گفت که این علوم در چه نظام معنایی کارآمد واقع شده است؟ در چه سیستم محتوایی کارایی آن اثبات شده است؟. در نظام معنایی اسلام وانقلاب اسلامی ؛ اثبات شده است؟!!. چند وقتی است که شاهد کارایی این علوم هستیم!!! مدیرانی با حقوق های نجومی! . ریشه این نوع مدیریت، استفاده از علوم مدیریتی غربی است. لذا باید به فکر و بود؛ این فیش های پرده از خلاء عظیمی در نظام سیاسی و ساختار حکومتی برداشت. باید به " مدیر اسلامی " و " مدیریت اسلامی" توجه کرد.
بحث جهاد کبیر؛ « فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا ». « پس از کافران پیروی نکن و به وسیله ی قرآن ( با ترک پیروی از آنان ) با آنان به جهادی بزرگ بپرداز».؛ فقط پیروی نکردن نیست، بخش اعظم آن تولید محتوا و فکر و اندیشه و ایجاد نهضت فکری بر پایه قرآن است. بعد از نفی علوم مدیریتی غربی ، باید به فکر تولید علم دینی بود در همه عرصه ها و این نیازمند ایجاد یک" نهضت فکری" است. نهضت فکری که جهاد کبیر قلمداد میگردد. بشر 400 سال است که خواست با خرد و عقل تجربی و منطق و فلسفه انسانی حرکت کند؛ به جرات باید گفت که تا بدین لحظه در نسبت با هدف، ،موفق نبوده و نخواهد شد.
انتهای خبر/
در نگاه دوم و بحث دوم؛ این مسئله ای را کمی عمیق تر بحث میکنیم؛ ریشه این مشکل و این معضل مدیریتی در کجاست؟. چرا این اتفاق افتاد ؟ چرا حقوق های نجومی پرداخت میشود؟ و چرا یک مدیر با اینکه خود از وضیعت و سطح رفاه جامعه آگاهی دارد ، حاضر به دریافت این حقوق ها میشود ؟. متاسفانه پاسخی که درجه اول در قِبال این سوالات داده میشود، کوتاهی نهاد های نظارتی است و میگویند نظارت ضعیف است. بحث بر سر نهاد های نظارتی نیست ،آنچه مراد بحث و منظور این نوشته است، توجه به نوع نگاه به مدیر و جایگاه مدیریت و در بحث کلان توجه به علوم مدیریت است. مدیر کیست ؟ با چه معیار های هویت مییابد؟. آیا علوم مدیریت غربی؛ پاسخ گوی نیاز های نظام مدیریتی ما خواهد بود؟. نگارنده این متن به جرات اعلام میدارد که خیر؛ چرا که علوم غربی بر یک محور و مبنا و در نظام معنایی دیگری تهیه و تدوین شده اند. خوب باید چه کرد؟. آیا از این علوم میشود استفاده کرد ؟. مسئله بر سر جهت علوم است. علوم غربی چه جهتی را نشانه رفته است؟ هدف این علوم چیست ؟. شاید بنابه به نظر های مختلف، امروز باید از علوم غربی در جهت توسعه و پیشرفت استفاده کرد، چرا که کارآمدی این علوم اثبات شده اند. اما باید گفت که این علوم در چه نظام معنایی کارآمد واقع شده است؟ در چه سیستم محتوایی کارایی آن اثبات شده است؟. در نظام معنایی اسلام وانقلاب اسلامی ؛ اثبات شده است؟!!. چند وقتی است که شاهد کارایی این علوم هستیم!!! مدیرانی با حقوق های نجومی! . ریشه این نوع مدیریت، استفاده از علوم مدیریتی غربی است. لذا باید به فکر و بود؛ این فیش های پرده از خلاء عظیمی در نظام سیاسی و ساختار حکومتی برداشت. باید به " مدیر اسلامی " و " مدیریت اسلامی" توجه کرد.
,بحث جهاد کبیر؛ « فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه جِهادًا کَبیرًا ». « پس از کافران پیروی نکن و به وسیله ی قرآن ( با ترک پیروی از آنان ) با آنان به جهادی بزرگ بپرداز».؛ فقط پیروی نکردن نیست، بخش اعظم آن تولید محتوا و فکر و اندیشه و ایجاد نهضت فکری بر پایه قرآن است. بعد از نفی علوم مدیریتی غربی ، باید به فکر تولید علم دینی بود در همه عرصه ها و این نیازمند ایجاد یک" نهضت فکری" است. نهضت فکری که جهاد کبیر قلمداد میگردد. بشر 400 سال است که خواست با خرد و عقل تجربی و منطق و فلسفه انسانی حرکت کند؛ به جرات باید گفت که تا بدین لحظه در نسبت با هدف، ،موفق نبوده و نخواهد شد.
,انتهای خبر/
,]
ارسال دیدگاه