یادداشت

گلوله‌ها و روز خبرنگار...!

گلوله‌ها و روز خبرنگار...!
خبرنگار می‌شود سیبلی که برخی مدیران و مسوولان تمام کاسه کوزه‌های ضعف‌هایشان را برسر او بشکنند و او را همواره بدهکار و خویش را طلبکار بنمایانند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خاورستان، هفدهم مرداد 1377 اینجا محل کنسولگری ایران در مزار شریف است، من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزار شریف شدند، خبر فوری فوری، مزار شریف به دست طالبان سقوط کرد، عده‌ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می‌شوند، به من بگویید که چه وظیفه‌ای ... پیامی فوری که به اتمام نرسیده تمام شد و لحظاتی بعد رگبار گلوله طالبان خبرنگاری را به خاک و خون کشید و شهادتی که شد روز خبرنگار.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان, خاورستان, خاورستان,

 

,

هر سال تعداد قابل توجهی خبرنگار در سراسر جهان و در مناطق جنگی یا پرتنش جان خود را از دست می‌دهند و بسیاری نیز بنا به دلایل یا بی‌دلایل سر از زندان درمی‌آورند. خبرنگاری شغلی است سهل و ممتنع، در عین حال که ساده می‌نماید بسیار سخت است و توانفرسا، پر است از اضطراب و استرس و پر تب و تاب!

,

 

,

خبرنگاران چشم و گوش جامعه‌ای هستند که به دلیل گرفتاری‌های روزمره توان رصد مسوولان‌شان را ندارند، خبرنگاران را باید پل و رابطی بین افکار عمومی و مدیران جامعه دانست.

,

 

,

خبرنگار اما مشخصه‌هایی دارد که او را شأنی والا می‌بخشد، عنصری که دایم در حال تکاپوست تا بداند آنچه را که مردم نمی‌دانند، ببیند آنی را که مردم نمی‌بینند، بشنود حرف‌هایی را که مردم نمی‌شنوند، راه‌هایی را برود که مردم شاید نتوانند بروند، خبرنگار می‌شود زبان مردم، می‌شود چشم و گوش آنان، می‌شود سیبلی که برخی مدیران و مسوولان تمام کاسه کوزه‌های ضعف‌هایشان را برسر او بشکنند و او را همواره بدهکار و خویش را طلبکار بنمایانند.

,

 

,

خبرنگار اما خصلت‌هایی را باید، تا مردم به آنان اعتماد کنند، سرعت در عمل، درستی خبر، صداقت در کار و زبانی بی‌لکنت، مطالعه‌گر و مطالبه‌جو، اشراف به اخبار منطقه، کشور و جهان، دارای قدرت تحلیل بالا و نکته سنج و ریزبین، دنیای خبرنگاران با تمامی مردم تفاوت‌هایی دارد و فراتراز انسان‌های معمول، صبری دارد عظیم، دلی دارد دریایی، روحی دارد حساس و زخم خورده از آلام اجتماعش، دایم دل شوره دارد از اما و اگرها و باید و نبایدهای خطوط قرمزی که برایش ترسیم شده. خبرنگاران اما با تمامی آنچه که به آنان گفته شده دغدغه‌هایی دارند بسیار بزرگ و ریشه‌ای، آنان از کمترین امکانات مالی و داشته‌های اولیه اجتماعی محرومند، بدون آنکه کسی آنان را ببیند و گوش به حرفشان و دردشان بسپارد. شده‌اند چوب دوسرطلا! همواره در مظان اتهام در چارچوبه‌های تشویش اذهان عمومی، سیاه‌نمایی و... قرار دارند و از سوی دیگر کمترین پشتوانه اقتصادی و سیاسی را دارند. برای آنان اتاقی آراسته‌اند به نام خانه مطبوعات که کارش فقط صدور اطلاعیه‌های گوناگونی است در مناسبت‌هایی که نداریم!

,

 

,

نه بیمه‌ای ارزشمند که شامل همگی آنان شود، نه وامی برای سرپناهی، نه قطعه زمینی، نه شهرکی و نه بسیاری دیگر از امکانات اولیه‌ای که باید داشته باشند. همواره هم دغدغه از دست رفتن و بازماندن از کارشان آن‌ها را می‌آزارد.

,

 

,

جوامعی که جایگاه و مقام خبرنگارانشان درست تعریف شده و شأن آنان به احترام نگاه داشته می‌شود، هر روزنامه و یا هر هفته نامه‌ای تبدیل می‌شود به چاقوی جراحی بسیار تیز و بران که می‌شکافد غده‌های چرکین پلشتی‌های جامعه را، افشا می‌کند اختلاس‌ها و کلاهبرداری‌های کلان و بی‌شرمانه را، برملا می‌کند روابط پشت پرده‌هایی را که برای ضربه‌زدن به مردم طراحی می‌شود، نشان می‌دهد ضعف‌ها و حفره‌های مدیریتی را، اگر خبرنگاران برسند به جایگاهی که باید باشند و برداشته شود برخی خطوط قرمزی که چون غل و زنجیر بر دست و قلم‌شان نهاده شده، به مانند بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی توان به زیر کشیدن دولت‌ها را به دلیل افشاگری‌هایشان خواهند داشت. خبرنگار چونان فیلتری می‌ماند که می‌پالاید جامعه را از پلشتی‌ها و شفاف می‌کند روابط بین مدیران و مردم را و خود می‌شود عامل اصلی چرخه درست اطلاعات و اخبار و آنگاه که پای جان به میان می‌آید، خوفی ندارد از هیچ‌چیز، چه با قلم‌اش، چه با دوربین‌اش و چه با میکروفن‌اش و نهایت می‌شود اسوه‌ای همچون شهید صارمی.

,

 

,

محمد راعی‌فرد

,

 

,

انتهای پیام/4

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه