به بهانه روز خبرنگار؛

قداست قاصدان

قداست قاصدان
گاهی خبرنگار در تشخیص راست از دروغ و سره از ناسره می‌ماند اما اگر از دو عینک حب یا بغض استفاده نکند لااقل می‌تواند با خود کنار بیاید و با وجدان خویش کلنجار نرود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،روزنامه‌نگاری شغل نیست بلکه مسئولیت است که در بحبوحه بحران و سکون، بار انتقال واقعیات را به دوش می‌کشد و حقایق را به زبان واژه‌ها ترجمه می‌کند. روزنامه‌نگاری قضاوت نیست اما شواهدی ارائه می‌کند که مخاطب به قضاوت بنشیند و به نقطه تحلیل برسد. هرچند در لایه‌هایی از این مسئولیت شریف، برخی‌ها هم هستند که به خاطر نفع شخصی، گروهی و حزبی وارد رسانه می‌شوند اما عموما خبرنگار، وجدان تلنگرزننده اجتماع بشری است یا بهتر است بگویم خبرنگار باید وجدان جامعه باشد. تعبیر زشتی است که می‌گوید: «خبر خوب، خبر بد است!»؛ معتقدم خبر خوب، بخش مهم واقعیت است. گاهی خبرنگار در تشخیص راست از دروغ و سره از ناسره می‌ماند اما اگر از دو عینک حب یا بغض استفاده نکند لااقل می‌تواند با خود کنار بیاید و با وجدان خویش کلنجار نرود. مع‌الاسف گروهی هم هستند که از رسانه به عنوان ابزاری برای حمایت تمام‌قد از منویات جریان فکری خویش استفاده به‌عبارت بهتر، سوءاستفاده می‌کنند اگر چه همیشه با این واقعیت مواجهیم که پشت هر رسانه، قدرتی وجود دارد و نهاد قدرت و پول، می‌تواند قلم روزنامه‌نگار را کج کند اما روزگاری است که در آن تکنولوژی به ما اجازه می‌دهد قلم خود را سرافراز نگه داریم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,

حلقه گمشده‌ای به‌نام اخلاق
روزی یکی از مسئولان در یک سخنرانی سخنانی گفته بود و در نگاه اول برداشت این بود که سخنانش مباین با ارزش‌های ساری و جاری در ایران است. به‌محض انتشار این سخنرانی یک موج لاینقطع از اعتراض، فضای رسانه‌های مخالف را دربرگرفت که در نهایت آن مسئول مجبور شد توضیح مفصلی در رابطه با حرف‌هایش بدهد. بعد از توضیحات آن مقام مسئول که سخنانش هم منطقی بود فضا تغییر کرد اما قبل از توضیحات وی در تحریریه مطالبی علیه او نگاشته شد. ابتدا به‌ساکن تصورم این بود که مطالب انتقادی درست هستند اما بعد از توضیحات مسئول، دیدم انتقادهای دوستان نابه‌جاست بنابراین اعتراض کردم که توضیحات مسئول مدنظر منطقی است و نباید وارد این حیطه شویم اما یکی از تصمیم‌گیرندگان نشریه گفت: «قرار است فلانی را بزنیم»! سقوط اخلاق یعنی اینکه به واقعیت علم داشته باشی ولی آن را انکار کنی. چند ماهی بود که کار در رسانه را شروع کرده بودم و با بزرگی در رابطه با اخلاق گفت‌وگو می‌کردم که گفت حتی در دشمنی نیز باید موازین اخلاقی را رعایت کنیم. از آن روز به بعد توضیحات استاد را در رابطه با اخلاق دشمنی به کار رسانه تعمیم دادم اما در برخی از رسانه‌ها اخلاق را لگدمال‌شده دیدم.
تخریب روان جامعه
در سوی دیگر اخیرا در رابطه با فیش‌های حقوقی با ارقام بسیار بالا دیدیم که بخشی از رسانه‌ها به‌خاطر علقه و علاقه‌هایی که به حلقه‌های خاصی داشتند، یا رویه سکوت را در پیش گرفتند یا موضوع را آن‌قدر بزرگ و فاجعه‌بار ندیدند که لب به اعتراض بگشایند و بدتر از آن برخی از رسانه‌ها هم سعی کردند موضوع را منطقی جلوه بدهند و به زبان عامیانه ماست‌مالی کنند! در حالی که با نگاه به برخی از فیش‌های حقوقی متوجه می‌شدیم که حقوق 60 سال یک کارمند یا روزنامه‌نگار را آقای مدیر! در یک ماه دریافت می‌کند. این موضوع و چنین موضوعاتی که روان جامعه را با سرعت زیادی به‌هم می‌ریزد، به‌هیچ عنوان قابل توجیه نیست.سقوط اخلاق در فضای رسانه یعنی سیاست‌های قدرت حامی را پیاده کردن! رسانه ناقد قدرت است نه ویترین سیاستمداران. حال بگذریم از دروغ‌ها، هتاکی‌ها، فحاشی‌ها و حذف‌ها و دروازه‌بانی‌های بی‌مورد برخی از رسانه‌های به‌ظاهر ارزشی که گویا بر سردر تحریریه‌شان هر روز بیرق اخلاق را لگدمال می‌کنند و وارد ساحت خبر می‌شوند. من به باروی خبر باور دارم اما گنج قلعه رسانه اخلاق است که مع‌الاسف این گنج در همهمه سیاست و قدرت از بین رفته و ژستی به نام اخلاق روزنامه‌نگاری برجای مانده است.
متهم می‌شویم
با این وجود هستند روزنامه‌نگاران و رسانه‌هایی که از سلامت نفس و عمل برخوردارند و اساسا به مسئولیت اجتماعی خود به‌خوبی عمل می‌کنند اما این راویان پاک هیچ‌گاه نمی‌توانند در فضای رسانه رشد کنند و به بالندگی برسند. چون هیچ قدرتی حاضر نیست از قلم پاک حمایت کند کما اینکه قدرت پاک هم در عالم سیاست کمتر یافت می‌شود! روزنامه‌نگاران اخلاق‌مدار هم گاهی قربانی دیدگاه منفی می‌شوند و گاه حتی در میان غوغای رسانه‌های پرسروصدا و پر زرق و برق فریاد آنان شنیده نمی‌شود. یک بار مسافرتی با قطار داشتم که هم‌کوپه‌ای من روزنامه‌ای را برداشت و ورق زد و بعد از کلی برانداز کردن روزنامه، آن را روی صندلی کناری انداخت و گفت: «...ها همه‌اش دروغ می‌نویسند!» بعد از مدتی که گپ و گفتی در کوپه به راه افتاد، از من سوال کرد که شغل شما چیست؟ من هم با کمی جسارت شکننده پاسخ دادم: «من همان .... هستم که دروغ‌های این روزنامه‌ها را می‌نویسم!» قصدم این نیست که خودم را تطهیر کنم اما متاسفانه جوی به‌وجود آمده که اساسا اعتماد مخاطب به رسانه، خصوصا رسانه داخلی کم شده است و بخشی از افت مخاطب رسانه هم به همین دلیل است اگر چه دلایل زیاد دیگری نیز وجود دارد.
علی اصغر احمدزاده، کارشناس ارشد علوم ارتباطات

,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه