نگاهی به گسلهای اجتماعیِ تبریز؛
شکافهای تازه در جامعه کهنه!
هندسه زیست اجتماعی مردم ایران و بهتبع آنان مردم آذربایجان شرقی و تبریز در حال تغییر است و چهل تکه موجود در جامعه ایران باعث ایجاد هویتی سیال و نفوذپذیر در برابر هجومهای فرهنگی شده است که افتراقهای موجود در جامعه را تشدید میکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تبریزبیدار نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تبریزبیدار ,جامعه ایران این روزها وضعیت نابهنگام و پیچیدهای را شاهد است، از یک در پس لوای سنت و مدرنیته، این مدرنیسم است که ساحات اجتماعی، فرهنگی و زیستی مردم ایران را درنوردیده و از سوی دیگر، وضعیتی بغرنج و آنومیک را در زیست مردم ایران را به وجود آورده است.
,,
هرچند که بیش از یک قرن از تقابل عریان جبهه مدرنیسم غربی و سنت گرایان ایرانی در تاریخ اجتماعی کشورمان نمیگذرد اما این بحران و شکاف عمده گسلهایی را با خود به همراه داشته است که صفبندی امروزی جامعه ایران حول این شکاف عمده شکلگرفتهاند.
,,
مدرنیته کمیک در جامعه ایران که منحصر در صورتهای دسته چندم مدرنیسم و ابزارهای نسبتاً دسته اول و بهینه باقی ماند، شرایطی را پدید آورد که گسستهای اجتنابناپذیر اندیشهای و زیستی را در یک سده آینده به ارمغان آورد.
,,
اعوجاج گفتمانی، تضادهای اجتماعی!
تقابل جدی سیاست سنتی و سیاست مدرن در عصر مشروطه و سپس دیکتاتوری پهلوی اول و دوم اولین نمودهای سیطره غرب بر عالم سنت در ایران بود که با تفوقهای دیگری در حوزههای فرهنگی و اقتصادی حیات خود را ادامه داد.
,
,
اما علیرغم این سیطره معطوف بهقدرت در ساحت سیاست، این موضوع به زیست اجتماعی و کنشهای متقابل مردم تسری نیافت و چسب اعتقادات دینی و سنتی همچنان افراد (در بعد فردگرایانه) و جامعه (در بعد جمع گرایانه) را در کنار خود نگه داشت.
,,
پس از انقلاب اسلامی پیروزی انقلاب اسلامی در ساحت سیاسی و آغاز نبرد فرهنگی با غرب، از دهه ۷۰ صدای ناقوس لیبرالیسم و غرب بار دیگر در تمدن ایران به گوش رسید و این بار "تهاجم فرهنگی" و "ناتوی فرهنگی" به کلیدواژه عالیترین مقامات جمهوری اسلامی تبدیل شد.
,,
اعوجاج گفتمانی دولتهای جمهوری اسلامی در مصاف با مدرنیسم وارداتی و تن دادن بهصورت کمیک و دسته چندم از آن، اخلاقی سکولار و فردگرایان را در میان مردم ایران به دنبال آورد که مهمترین نتیجه آن، خود را در شکافها و گسلهای اجتماعی نشان داد.
,,
تغییر سبک زندگی و زیست اجتماعی ایرانیان و دوری از تکلیفهای دینی، تضادها و آنومی هایی با خود به همراه آورد که افتراقهای انباشته و تصنعی هماکنون شمهای از نمودهای خود را در حال نشان دادن است.
,
زیرپوست جامعه ایران
۱۷ خردادماه امسال در سخنرانی وزیر کشور در مجلس شورای اسلامی آماری بهصورت رسمی و از تریبون مجلس شورای اسلامی منتشر شد که از چندین سال پیش، افکار عمومی ناظر و پژوهشگران اجتماعی منذر این انفاقات در لایههای زیرپوستی جامعه ایران بودند.
,
,
رحمانی فضلی در آن جلسه از "۱۱ میلیون حاشیهنشین در کشور"، "۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر بیکار"، "یکونیم میلیون معتاد در کشور"، زندانی شدن هرساله ۶۰۰ هزار نفر" و "۳۶ درصد ازدواجهای منجر به طلاق میشوند" سخن گفت سخن به میان آورد و اظهار کرد: «رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۶ ماه گذشته مکرراً درباره توجه به کاهش روند آسیبهای اجتماعی به مسئولان و نهادهای ذیربط هشدار دادهاند و بر لزوم مهندسی و هدایت تغییرات اجتماعی تأکید کردهاند.»
,,
گمشدن فضیلتهای اخلاقمداری در حوزه شخصی و کشانده شدن آن به حوزه عمومی و کنشهای اجتماعی با مردم، بخشی از این بحران موجود در جامعه ایران است که رهبر معظم انقلاب در بیانات خود بر ضرورت "مهندسی تغییرات اجتماعی" تأکید داشتهاند.
,,
تکان دهندههایی از آذربایجان شرقی
اما در روزهای گذشته، نیز علی جعفری آذر مدیرکل ثبت و احوال استان نیز در نشستی، از "احصاء آسیبهای زیرپوستی جامعه" سخن به میان آورده است که بازخوانی آن نشانگر عمق تحولات زیرپوستی فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی خصوصاً آذربایجان شرقی و تبریز را دارد.
,
,
جعفری آذر از "مشکلات اساسی در مؤلفه های دینداری" سخن میگوید و آن را "زنگ خطری بزرگ" میپندارد چراکه آذربایجان شرقی از بین ۱۲ استان پایلوت، "دوازدهمین شهر دیندار" شناختهشده و میگوید «این آمار بیان بخشی از پشت صحنههای خانوادهها و جامعه بوده و نشان میدهد که در زیرپوست شهر، خبرهایی است و دردهای عمیقی از جامعه باید درمان شود.»
,,
این مقام مسئول، از تجرد ۴۰۰ هزار جوان در استان سخن میگوید و از "مقبرههای چند صدمیلیونی" و "تبدیل مساجد به تالار مردگان" انتقاد میکند و اضافه میکند «از سال ۹۱ تا ۹۵ سی درصد کاهش ازدواج داشتیم و اگر چنین روندی ادامه پیدا کند تا ده سال مسئلهی ازدواج ریشهکن خواهد شد.»
,

,
گسلهای اجتماعی و هویت چهل تکه!
واقعیت آن است که هندسه زیست اجتماعی مردم ایران و بهتبع آنان مردم آذربایجان شرقی و تبریز در حال تغییر است. هویت چند تکه یا به تعبیر بهتر، چهل تکه موجود در جامعه ایران باعث ایجاد هویتی سیال و نفوذپذیر در برابر هجومهای فرهنگی شده است که افتراقهای موجود در جامعه را تشدید میکند.
,
,
افتراقهای حاصل از رشد بورژوازی سرمایهداری، مصرفگرایی تجملی، رشد طمع و آز، افول ارزشهای اخلاقی و ترجیح زیست فردگرایانه بر هویت جمع گرایانه، علائمی جدی از بحرانی است که اینک جامعه ایران را با ان درگیر ساخته است.
,,
شکافهایی ذهنی و عینی در جامعه ایران نشانگر گسلهایی در جامعه ایرانی است که دیگر چسبهای همبستگی اجتماعی از بالا توان نگهداشتن آن را ندارند. عمده سیاستهای روتین و فرم محورانه فرهنگی از سوی نهادهای دولتی نه تنها برونداد مثبت، بلکه گاهی بازخوردی منفی و واژگون از خود به نمایش گذاشته است که بیشازپیش نیاز به تغییرات جدی محتوایی و صورتهای جدید در مطالعه هندسه اجتماعی ایران و مهندسی آنان را نمایان میسازد.
,,
ناظران اجتماعی این روزها، ادبیات هشدار دهندهای دارند. انگار آنچه زیر پوست معضلات دانهدرشت شهر و جامعه میگذرد، همان تورم تودههای بدخیم آسیبهای اجتماعی است. سهولت در دروغ گویی، تشدید فردگرایی، ضعف در نهادهای مذهبی و بهتبع آن اعتقادات مذهبی، بی اعتمادی افراد جامعه به یکدیگر و ساختارهای اجتماعی و سیاسی(که در شرایط مختلفی همچون اختلاسهای مالی، حقوقهای نجومی و عدم تحقق شعارهای انتخاباتی و... به وجودمی آید) و از همه غمانگیزتر "بیتفاوتی اجتماعی"!
,انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه