واقع گرایی و نو واقع گرایی در صحنه روابط بین الملل

واقع گرایی و نو واقع گرایی در صحنه روابط بین الملل
واقع گرایی دارای اصول و مفروضه‌هایی مانند کشورمحوری، قدرت‌محوری، موازنه قوا، آنارشی یا وضع طبیعی بین‌المللی و یک‌پارچگی و عقلانیت کشورها است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نافع؛ نو واقع‌گرایی نیز همین مفروضات را قبول دارد، اما از چند جهت از واقع‌گرایی کلاسیک متمایز است که می توان آن را به صورت نظریه‌ای متفاوت و مستقل در نظر گرفت؛ در حالیکه واقع‌گرایانی چون مورگنتا، انگیزه و علت قدرت‌طلبی کشورها را ذات ناقص و معیوب انسان می‌دانند؛ نو واقع‌گرایانی چون والتز، ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل را مهم‌ترین عامل قلمداد می‌کنند که تجمیع و انباشت قدرت را به عنوان یک نیاز حیاتی بر کشورها دیکته و تحمیل می‌کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نافع,

واقع گرایی کلاسیک، علل و عوامل طبیعی و انسانی را عامل قدرت‌طلبی می دانند، اما نو واقع گرایی، علل اجتماعی  را در این رابطه مهم می داند واین سازمان اجتماعی را آنارشی بین‌المللی می‌نامد.

,

آنارشی به معنای بی‌نظمی و هرج ‌‌و مرج بین‌المللی و عدم رفتار الگومند و همچنین به‌ مثابه جنگ تمام‌عیار و مناقشه عریان و مستمر نیست؛ بلکه منظور از آنارشی، نوعی اصل نظام‌بخش و تنظیم‌کننده است که توضیح می‌دهد؛ نظام بین‌الملل از واحدهای سیاسی مستقلی تشکیل شده که فاقد یک اقتدار مرکزی حاکم بر آن‌ها است.

,

از این رو، برخلاف واقع‌گرایان کلاسیک که بر سرشت و ذات قدرت‌طلب انسان تأکید می‌کنند؛ نو واقع‌گرایان بر این باورند که سرشت و ذات انسان، ارتباط اندکی با قدرت‌طلبی کشورها دارد.

,

آنان، در مقابل، استدلال می‌کنند که ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل است که کشورها را وامی‌دارد تا در پی کسب قدرت برآیند.

,

از نظرنو واقع گرایان، ماهیت نظام سیاسی هر کشور مانند دموکراتیک یا دیکتاتوری بودن  درسیاست خارجی کشورها نقش اندکی دارد چون نظام بین‌الملل انگیزه‌ها و محرک‌های عمدتا یکسانی را برای کشورها ایجاد می‌کند.

,

بنابراین نو واقع‌گرایی بسیار جبر گراتر از واقع‌گرایی است زیرا در چارچوب واقع‌گرایی در شرایط آنارشی بین‌المللی، نقش و آزادی عمل بیشتری برای دولت‌ها و سیاست‌گذاران ملی از قید و بندها و محدودیت‌های نظام بین‌الملل وجود دارد، اما در نو واقع گرایی، تصمیم‌گیرندگان در تأثیرگذاری بر روند حوادث بین‌المللی بسیار ناتوانند.

,

این نکته مشترک واقع گرایی و نو واقع گرایی است که مهم‌ترین ارجحیت و هدف کشورها در نظام بین‌الملل آنارشیک، تأمین امنیت و تضمین بقاست چون به علت فقدان حکومت مرکزی جهانی که منافع اساسی کشورها را تأمین نماید؛ آن‌ها ناگزیرند تا امنیت و بقای خود را به صورت خودیار تضمین کنند.

,

نو واقع‌گرایی در مورد میزان قدرت لازم و کافی برای تأمین امنیت ملی و چگونگی آن، اختلاف نظر داشته و به دو دسته تدافعی و تهاجمی تقسیم می‌شوند.

,

نو واقع‌گرایی تدافعی بر انتخاب عقلانی  و عقلانیت  صرف تکیه و تأکید می‌کند و این نوع از واقع‌گرایی، موازنه تهاجم‌ـ‌تدافع را به عنوان یک متغیر مهم در سیاست بین‌الملل و سیاست خارجی کشورها مورد توجه قرار می‌دهد.

,

بنابراین بر خلاف واقع گرایی کلاسیک می گویند اگرچه کشورها در پی افزایش قدرت خود هستند، اما مهم‌ترین هدف آن‌ها جلوگیری از افزایش قدرت دیگران و بر هم خوردن موازنه قدرت به ضررشان است.

,

اولین دغدغه کشورها بیشینه‌ ساختن قدرت نیست بلکه حفظ جایگاهشان در نظام است.

,

راهبرد کشورها برای مقابله با تلاش و اقدام رقبا برای افزایش قدرتشان موازنه‌سازی است. کشورهایی که احساس تهدید می‌کنند از طریق موازنه ‌سازی درون‌گرا یعنی تقویت و افزایش توانایی‌های خود یا موازنه‌سازی برون‌گرا در چارچوب اتحادها و ائتلاف‌های نظامی به مقابله با کشور بر هم زننده موازنه قوا برمی‌خیزند.

,

در نتیجه کشورهای توسعه‌طلب به شدت از سوی سایر کشورها نظارت و کنترل  می‌شوند.

,

بر این اساس، کشورها نباید تلاش کنند تا سهم خود از قدرت جهانی را بیشینه سازند؛ چون سایر کشورها از طریق افزایش قدرت خود یا تشکیل ائتلاف دسته‌جمعی به مقابله با آنان خواهند پرداخت.

,

در مقابل نو واقع‌گرایی تهاجمی بر پنج مفروض استوار است که علت و انگیزه کشورها برای بیشینه‌سازی قدرت در نظام بین‌الملل آنارشیک را توضیح می‌دهد.

,

اول، کشورها، بازیگران اصلی و عمده در سیاست جهان هستند؛ دوم، همه کشورها از میزانی از توانایی نظامی تهاجمی برخوردارند.

,

سوم، کشورها هرگز نمی‌توانند از نیات کشورهای دیگر مطمئن باشند؛ چهارم، هدف اصلی کشورها بقاست.

,

پنجم، کشورها کنش‌گران عاقل هستند  و بر اساس عقلانیت ابزاری سود و زیان خود را می فهمند.

,

مجموع این پنج مفروض شرایطی را به وجود می‌آورد که کشورها برای بیشینه‌سازی قدرت خود در صحنه جهانی اقدام کنند.

,

 

,

دکتر حسن رحیمی روشن

,

عضو هیئت‌علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه