بدعت های غلط عزاداری برای مردگان

بدعت های غلط عزاداری برای مردگان
ما فقط نام مسلمانی را یدک می کشیم. کارهایی که می کنیم و بدعت هایی که اختراع کردیم با هیچ کدام از اصول انسانی و اسلامی سازگار نیست. من برای نمونه فقط به بحث عزاداری برای مردگان و متوفیان در جامعه و مخصوصا در منطقه خودمان اشاره ای می کنم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  هریس پویا  نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هریس پویا,

ما فقط نام مسلمانی را یدک می کشیم. کارهایی که می کنیم و بدعت هایی که اختراع کردیم با هیچ کدام از اصول انسانی و اسلامی سازگار نیست. من برای نمونه فقط به بحث عزاداری برای مردگان و متوفیان در جامعه و مخصوصا در منطقه خودمان اشاره ای می کنم.

,

پر واضح است که اکثریت ما قدر عزیزانمان را تا موقعی که زنده و در کنار ما هستند نمی دانیم. فقط منتظریم این عزیزان فوت کنند و ما به انواع لطایف الحیل به دیگران تفهیم کنیم که مثلا ناراحتیم و خیلی هم ناراحتیم. وقتی یک شخص مریضی سالها در بستر بیماری است اکراهمان می آید سری به او زده و تا حد توان به رفع حوائج روحی و مادی او همت گماریم. اما وقتی همان بیمار یا پیر سالخورده از دنیا می رود آنچنان اطراف او از آدم و سیاهی لشکر پر می شود که انسان واقعا تعجب می کند که آیا این متوفی این قدر آدم داشته است!

,

حتی فامیل های خیلی خیلی دور هم با پوشیدن لباسهای مشکی و ایستادن دم در مسجد خودی نشان می دهند. اولاد و اطرافیان متوفی هر کدام می کوشند با صدای بلند و داد و فریاد گریه کنند تا دیگران ببینند و بگویند که مثلا او خیلی ناراحت و بی تاب است و خیلی هم متوفی را دوست می داشته است. مردم هم که عقلشان به چشمشان است اینجا و آنجا صفحه می گذارند که «فلان فرزند یا فامیل متوفی خیلی ناراحت بود و خیلی گریه می کرد. خاک بر سر دیگر فرزندانش که آنچنان که انتظار می رفت گریه نکردند.»

,

گویا رمز و سمبل و نشان وفاداری و دوست داشتن و خدمت به والدین و یا شخص فوت شده فقط و فقط گریه های بلند با صدای نخراشیده است.

,

حالا می آییم به مراسم عزاداری و ترحیم مرحوم مفغور شادروان خلد آشیان جنت مکان. همه ی فامیل های متوفی از هفت پشت و از شهرهای دور و نزدیک می ریزند به خانه ی بیچاره شخص عزادار و یک هفته و در مواقعی تا ۴۰ روز همه دارایی و ارزاق خانواده معزی را تاراج می کنند. خانه ی فرد معزا محل جولان و شب نشینی و غیبت افرادی می شود که ظاهرا برای سر سلامتی و عرض تسلیت آمده اند. اما آنها چیزی که یادشان نمی افتد شخص فوت شده می باشد.

,

زنهای فامیل و حتی کوچه و بازار محلی می یابند برای نشستن و وقت صرف کردن و دید زدن دکوراسیون خانه ی مرحوم مغفور یا مغفوره ی شادروان. برای آنها مهم نیست که خانواده ی معزا آیا توان مالی  برای پذیرایی آن همه مهمان دارد یا نه. افراد معزای بیچاره می افتند به جان مغازه ها و بازار و جنس و لوازم و ارزاق نسیه می گیرند و از ترس حرف مردم شروع می کنند به سیر کردن شکمهای گرسنه ی افرادی که در طول سال و حتی طول عمرشان خانه ی شخص فوت شده را نمی شناختند.

,

در مجلس ترحیم هم که بالطبع در مسجد محله است صفهای طولانی از افراد معزا و سیاه پوش به چشم می خورد که دو طرف درب ورودی مسجد و کفش کن را قُرُق کرده اند. بیشتر افرادی که به مجلس ترحیم می آیند یا فامیلهای نسبی و سببی هستند که از میان آنها هم اکثریتشان از ترس حرف مردم و بخصوص حرف و گلایه ی خانواده معزی روانه ی مسجد می شوند. بقیه هم آنهایی هستند که هم محله ای هستن و عده ای هم برای وقت گذرانی و نشستن و چایی خوردن و ارزیابی کمّ و کیف عزاداری تشریف فرما می شوند.

,

عشرخوان ها و مداحان هم طبق سلیقه و نظر شخصی گردن کلفت های قبیله انتخاب می شود. قرآن خوانی های تکراری و نوحه ها و مرثیه های تکراری بدون توجه به معنا و مفهوم و یادآوری احوال روز قیامت شروع می شود. افراد معزا در دعوت مهمان برای شام یا ناهار گزینش های خاصی می کنند. آنها مواظبند که همکاران و فامیل های خانواده ی همسر و دیگر بستگان سببی خودشان فراموش نشود. گرچه یک وعده سیر کردن شکم افراد متمول و حتی مردم عادی برای متوفای بیچاره توفیری نمی کند و باری از گناهان او بر نمی دارد. اکثریت مردمی که برای صرف ناهار یا شام می آیند موقع بیرون آمدن از وضعیت و کیفیت غذا گله مندند: شور بود، بی مزه بود، آشش آبکی بود، گوشتش نپخته بود، نوشیدنی نداشت، دیر غذا دادند، جا تنگ بود و … اگر افراد معزا اصلا غذایی هم نداده و صرف دیگر جاهای عام المنفعه و عمومی می کردند باز هم حرف مردم تمامی نداشت: برای پدرش یک احسانی نداد، مثل اینکه پول نداشت، زنش نگذاشته چنین کند و …

,

نوشتن اعلامیه هم داستان خاص خود را دارد. باید تمامی فامیلهای نسبی و سببی نوشته شود و در غیر این صورت دعواها و کشمکش ها شروع خواهد شد. من خودم اعلامیه هایی دیده ام که بیشتر از پنجاه نفر از بستگان متوفی را در آن نام برده شده بود.

,

حالا بعد از صرف شام یا ناهار، روزهای بعدی و چله نگه داشتن ها علیرغم تذکر روحانی و خانواده معزی شروع می شود. ریش نزدن و بلند کردن آن و نرسیدن به بهداشت صورت و سر و پیراهن سیاه پوشیدن تا چهلم و آشفتگی وضعیت ظاهری و بدعت ها و رسم های غلط و چندش آوری از این قبیل شروع می شود. هر کسی هم به وضع ظاهری خود رسیده و لباسهای تمیز و عادی خود را بپوشد متهم به بی احترامی به خانواده ی معزی می شود.

,

بینی و بین الله ریش بلند کردن و سیاه پوشیدن و به بعضی مجالس خیر و عروسی ها نرفتن و در کار خیر مردم شرکت نکردن به بهانه ی عزاداری و چله نگه داشتن با کدام اصول اخلاقی و انسانی و اسلامی سازگار است؟ در کجای قرآن و فرموده های پیامبر (ص) و ائمه اطهار به چنین رسمهایی اشاره شده است و آنها کدام یک از این عمل ها را انجام داده اند؟

,

آیا یک وعده سیر کردن شکم مردم اجر و ثواب بیشتری دارد یا کمک کردن به جاهایی که واقعا احتیاج است و پول هدیه شده صرف ساخت و ساز مدرسه و بیمارستان و جاده و مهد کودک و خرید جهیزیه برای عروسان ناتوان مالی و … می شود؟

,

با این بدعت ها و رسوم غلط  من درآوردی کدام مرده ای رستگار شده و از گناهانش کاسته شده و یا ثوابی نصیبش شده است؟

,

به خدا قسم که آبروی اسلام و مسلمانها و آبروی انسانیت و اخلاق و منطقه و کشور و دین و مذهب با این بدعت ها و رسوم غلط و غیر انسانی رفته است و می رود. همه ی ما وظیفه داریم تا حد توان در آگاهی مردم و بالا بردن فرهنگ و وسعت بخشیدن به دید آنها بکوشیم. من فقط به یک مورد از این رسوم غلط ( عزاداری برای مردگان) اشاره کردم. اما مراسمهای دیگری هم داریم که خالی از این بدعت ها نیستند.

,

به امید روزی که آنچنان زندگی کنیم که شایسته انسان و اخلاق و دین باشد.

,

نویسنده : مقصود تقی زاده هریس (نیسگیل)

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه