عاقبت شوم غرور ثروت!
خودبینی و خودپسندی دنیاپرستان سبب میشود که برتری مادی را دلیل قرب و نزدیکی خود در درگاه پرودگار بدانند و برای خویش مقام فوقالعادهای نزد او قائل شوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ داستانی در قرآن کریم و در سوره مبارکه کهف آورده شده که برای صاحبان بصیرت دارای عبرت است. این داستان آموزنده که از آیه 32 تا 44 را در بر میگیرد، به آثار اعتماد و تکیه به دنیا و نتیجه غفلت از آخرت پرداخته است. ذکر نکات و نتایج همراه با نقل مستقیم داستان از قرآن کریم اثرگذارتر خواهد بود به همین جهت ترجمه آیات مذکور به قلم آیتالله مکارم شیرازی را میآوریم. ترجمه آیات چنین است:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,«(ای پیامبر!) برای آنان مثالی بزن: آن دو مرد، که برای یکی از آنها دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم و در میانشان زراعت پربرکتی قرار دادیم.(32) هر دو باغ، میوه آورده بود، (میوه های فراوان،) و چیزی فروگذار نکرده بود و میان آن دو، نهر بزرگی جاری ساخته بودیم.(33) صاحب این باغ، درآمد فراوانی داشت به همین جهت، به دوستش- در حالی که با او گفتگو میکرد- چنین گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر، و از نظر نفرات نیرومندترم!»(34) و در حالی که نسبت به خود ستمکار بود، در باغ خویش گام نهاد، و گفت: «من گمان نمیکنم هرگز این باغ نابود شود!(35) و باور نمی کنم قیامت برپا گردد! و اگر به سوی پروردگارم بازگردانده شوم (و قیامتی در کار باشد)، جایگاهی بهتر از این جا خواهم یافت!»(36) دوست (با ایمان) وی- در حالی که با او گفتگو میکرد- گفت: «آیا به خدایی که تو را از خاک، و سپس از نطفه آفرید، و پس از آن تو را مرد کاملی قرار داد، کافر شدی؟!(37) ولیّ من کسی هستم که «اللَّه» پروردگار من است و هیچ کس را شریک پروردگارم قرار نمی دهم!(38) چرا هنگامی که وارد باغت شدی، نگفتی این نعمتی است که خدا خواسته است؟! قوّت (و نیرویی) جز از ناحیه خدا نیست! و اگر می بینی من از نظر مال و فرزند از تو کمترم (مطلب مهمّی نیست!)(39) شاید پروردگارم بهتر از باغ تو به من بدهد و مجازات حساب شدهای از آسمان بر باغ تو فرو فرستد، بگونهای که آن را به زمین بی گیاه لغزنده ای مبدّل کند!(40) و یا آب آن در اعمال زمین فرو رود، آن گونه که هرگز نتوانی آن را به دست آوری!»(41) (به هر حال عذاب الهی فرا رسید،) و تمام میوههای آن نابود شد و او بخاطر هزینههایی که در آن صرف کرده بود، پیوسته دستهای خود را به هم میمالید- در حالی که تمام باغ بر داربستهایش فرو ریخته بود- و میگفت: «ای کاش کسی را همتای پروردگارم قرار نداده بودم!»(42) و گروهی نداشت که او را در برابر (عذاب) خداوند یاری دهند و از خودش (نیز) نمیتوانست یاری گیرد.(43)»
,نهایتاً در آیهی 44سورهی این سوره مبارکه ضمن نتیجهگیری از داستان مذکور آمده است: «هُنَالِکَ الْوَلَایَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَوَابًا وَخَیْرٌ عُقْبًا» «در آنجا [آشکار شد که] یارى به خداى حق تعلق دارد؛ اوست بهترین پاداش و [اوست] بهترین فرجام.»
,در این داستان ترسیم زندهای از آنچه غرور ثروتش مینامند مشاهده میکنیم و با سرانجام این غرور که پایانش شرک و کفر است آشنا میشویم.
,انسانهای کمظرفیت هنگامی که به جایی رسیدند و برتری مختصری از نظر مقام و ثروت بر دیگران یافتند غالبا گرفتار بلای غرور میشوند.
,نخست سعی میکنند امکانات خود را به رخ دیگران بکشند و آن را وسیلهی برتری جویی قرار دهند.
,این همان است که قرآن با جملهی «انا اکثر منک مالا و اعز نفرا» در آیات از آنان یاد کرده است.
,عشق و علاقهی آنها به دنیا کم کم پندار جاودانگی آن را در نظرشان مجسم میکند و فریاد «ما اظن ان تبید هذه ابدا» (گمان نمیکنم هرگز این باغ نابود شود) را سر میدهند.
,اعتقاد به جاودانگی دنیای مادی، تضاد روشنی با رستاخیز دارد و چنین افرادی به انکار معاد بر میخیزند؛ «و مااظن الساعه قائمه» (باور نمیکنم قیامت برپا شود!) میگویند.
,خودبینی و خودپسندیشان سبب میشود که برتری مادی را دلیل قرب و نزدیکی خود در درگاه پرودگار بدانند و برای خویش مقام فوقالعادهای نزد او قائل شوند و بگویند که اگر به سوی خدا بازگردیم و معاد و آخرتی در کار باشد جای ما در انجا هم از اینجا هم بهتر است.
,این مراحل چهارگانه کم و بیش در زندگی قدرتمندان دنیاپرست دیده میشود. در واقع خط مسیر انحرافی آنها از دنیاپرستی شروع میشود و به شرک و بت پرستی و کفر و انکار معاد ختم میگردد؛ چراکه قدرت مادی را همچون بتی میپرستند و غیر آن را به دست فراموشی میسپارند.
,منابع: قرآن کریم؛ تفسیرنمونه
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه