شرحی نستوهی و اسارت یک آزاده پلدشتی

شرحی نستوهی و اسارت یک آزاده پلدشتی
همزمان با 26 مرداد ماه سالروز ورود آزادگان به کشور پایگاه تحلیلی خبری آراز سسی گفتگوی صمیمی با محمد رضا مهدی زاده آزاده کشورمان در پلدشت ترتیب داد است که در ادامه می خوانید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ همزمان با 26 مرداد ماه سالروز ورود آزادگان به کشور پایگاه تحلیلی خبری آراز سسی گفتگوی صمیمی با محمد رضا مهدی زاده آزاده کشورمان در پلدشت ترتیب داد است که به شرح ذیل است:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آراز سسی,

آراز سسی: خودتان را برای مخاطبان آراز سسی معرفی کنید؟

,

 

,

محمد رضا مهدی زاده هستم ساکن پلدشت و در حال حاضر به شغل معلمی مشغول هستم.

,

 

,

آراز سسی: در چه تاریخی و چگونه اسیر شدید؟

,

 

,

تامین جاده جلدیان به پسوه بودیم و در تاریخ 1360/06/02 طبق روال همیشه عازم منطقه مورد نظر شده بودیم که  بعد از اتمام ماموریت در برگشت گرفتار کمین حزب دمکرات شدیم.

,

 

,

در این کمین 7 نفر از همرزمانم به درجه رفیع شهادت نایل گشته و 27 نفر هم مجروح شدیم.

,

 

,

 

,

, ,

آراز سسی: اولین لحظاتی که اسیر شدید چه حس و حالی داشتید و چطور با شما برخورد کردند؟

,

 

,

ما هر روز وقتی عازم ماموریت خود می شدیم از نزدیکی روستایی در کنار جاده بود می گذشتیم و بچه های روستا، دست تکان می دادند و ما به آنها شکلات می دادیم ولی آن روز بچه ها اصلا شاد نبوده و دست تکان ندادند.

,

 

,

حس عجبی داشتیم انگار قرار بود حادثه ای تلخ اتفاق بیافتد، چند متر از روستا رد نشده بودیم که گرفتار کمین حزب دمکرات شدیم.

,

 

,

وقتی به ما رسیدن بین خودشون می گفتند که تیر خلاصی بزنید به زخمی ها، مجبور شدیم زخم های خودمان رو از نگاه های دشمنان پنهان کنیم.

,

 

,

, ,

 

,

آراز سسی: اولین لحظات اسارت چه سوال هایی از شما کردند؟

,

پرسیدند سرباز هستید یا پاسدار، چون پاسدارها را هر کجا می گرفتند به شهادت می رساندند.

,

بعد از سوال های ابتدایی کلیه وسایل همراه از قبیل ساعت، پول و انگشترهای ما را غارت کردند.

,

برای تضعیف روحیه در روستاهای تحت سلطه خودشان اسرا را دوره می گرداندند تا بگویند که قدرمند هستند غافل از اینکه هیچکاری نمی توانستند انجام بدهند.

,

ما برای دفاع از ارزش ها خودمان عازم جبهه شده بودیم و ترسی نداشتیم ولی دشمنان در شرایط سخت ترس وجودشان را فرا می گرفت.

,

آرازسسی: عضو کدام یک از نیروهای نظامی بودید؟

,

سرباز ارتش بودم و 7 ماه بود که مشغول خدمت سربازی بودم.

,

آراز سسی: چه مدت در اسارت بودید؟

,

من 9 ماه و 6 روز در زندان آلواتان اسیر بودم، شرایط در این زندان ها خیلی سخت و قابل تصور نیست.

,

تنها اجازه نماز خواندن داشتیم و برای آن کلی سختی را تحمل می کردیم.

,

 

,

, ,

 

,

آرازسسی: چه زمانی متوجه شدید که جزء آزادگان هستید؟

,

 

,

دومین شب از اسارتم اسامی آزادگان رو از رادیو خودشان اعلام کردند که اسم من هم جز همین اسامی بود.

,

 

,

آراز سسی: لحظه ای که به وطن برگشتید چه حس و حالی داشتید؟

,

 

,

حس حال خاصی داشتیم که تا بحال تجربه نکرده بودیم و برایم ناشناخته بود، تصور نمیکردیم که به کشورمان بازگردیدم.

,

 

,

آراز سسی: درسی که از دوران اسارت گرفته اید و در کلاس های خود به دانش آموزان یاد می دهید چیست؟

,

 

,

صبر مهمترین درس من از این دوران بود، همیشه این موضوع را به دانش آموزانم یاد می دهم.

,

 

,

آراز سسی: حرف شما برای قشر جوان و مسئولان چیست؟

,

 

,

امنیت و آرامشی که در کشورمان وجود دارد به خاطر خون شهداء است، تمام کشورهای همسایه را گشته ام و با اطمینان خاطر می گویم که هیچ کجای جهان امنیت کشور عزیزمان ایران را ندارد.

,

 

,

باید در تمام شرایط پشتیبان ولایت فقیه باشیم و وقتی که وحدت خودمان را حفظ کنیم قله های موفقیت را فتح می کنیم.

,

 

,

انتهای پیام/م

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه