خوجملی برای قدرت،هدف یا وسیله؟

سردرگمی نویسنده ستون یادداشت های اولکامیز

سردرگمی نویسنده ستون یادداشت های اولکامیز
نگارنده در این متن تنها در تلاش است تا سردرگمی نویسنده ستون یادداشت های اولکامیز را کمی بررسی نماید. شکی نیست آنان که اثبات حق را با احمدی نژاد ها میسر می دانند، برداشت ژورنالیستی سطحی نگرانه ای از فرهنگ و تمدن و انقلاب در نظر دارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از گلستان ما ؛ یادداشت نویس سایت الکامیز که به صراحت خود را محب و وامدار جریان سیاسی اصلاحات طلبان در منطقه می داند آمد تا نسبتی بین قدرت و هدف یا وسیله ایجاد کند. این نسبت ها این بار نیز نه با اصولی عقلی و اسلامی روشن و پایدار، بلکه با تکیه بر چهره های غیر متعادل اصلاح و کنایه نقادانه به دولت منتقد اصلاحات!

, شبکه اطلاع رسانی دانا, گلستان ما,

آقای خوجملی که تحصیلات آکادمیک ندارد و تئوری های خود را بیشتر در مطالعه مقالات و سایت ها بدست آورده است، این بار نیز همچون گذشته با بیانی زیبا شروع می کند :

,

"رسیدن به قدرت درهر فردی می تواند انگیزه های متفاوتی داشته باشد. انگیزه های خدمت ، شهرت ،ثروت ، نفس قدرت به ماهو قدرتمند بودن و کسب منزلت و جایگاه. اما بعضی انسانهای شریف و مصلح که اهداف بلند بالایی دارند برای آنها نفس رسیدن به قدرت مهم نیست بلکه قدرت وسیله ای است برای تحقق ارزشهای والاتری مانند آزادی و عدالت و دموکراسی."

,

او نمونه انسان های شریف و مصلح را در سطح جهان از آنجا که مجذوب رسانه ای و تکنولو‍ژیک غرب است، چهره های چون گاندی و نلسون ماندلا می داند.

,

گاندی را که شما حتما بهتر از ایشان می شناسیدش. گاندی می گوید: من برای مردم هند چیز تازه نیاوردم، فقط نتیجه ای را که از مطالب و تحقیقاتم درباره تاریخ زندگی قهرمان کربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند کردم. اگر بخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علی پیمود...

,

و ماندلا کیست که نویسنده به اصطلاح روشنفکر ترکمن های فهیم و متمدن برای اثبات مدعای خود نامی از او بر زبان می آورد. ماندلا در وصف انقلاب و رهبری اش سخن های بسیاری بر زبان آورده است. ماندلا می گوید: تاریخ هیچگاه نقش انقلاب اسلامی را در پیروزی آفریقا فراموش نمی‌کند.

,

ماندلا  همچنین در دیدار خود در مهر سال 78 با رهبر انقلاب می گوید : امام خمینى نه تنها رهبرى بزرگ براى ایران بود، بلکه رهبرى براى تمامى نهضتهاى آزادیبخش جهان به شمار مى‌رفت و چالش بسیار عظیمى که او در مبارزه با یکى از طاغوتهاى زمان انجام داد، گویاى شجاعت ستایش برانگیزى است که فقط ایشان مى‌توانست از خود نشان دهد و این افتخار بزرگى بود که توانستم براى دومین بار در کنار مرقد امام خمینى حاضر شوم و به ایشان اداى احترام کنم.

,

ماندلا که عده ای با برداشت های یک خطی از تحولات تاثیر گرفته از انقلاب اسلامی قصد معرفی او را بعنوان آزادی خواه و عدالت طلب دارند می گوید:
ما خود را مدیون انقلاب اسلامى مى‌دانیم

,
,

بی توجهی امان محمد خوجملی به مبانی فکری انقلاب اسلامی آنجا مشهود است که اسطوره ها و الگو های تاثیر گرفته از انقلاب اسلامی و یا غربی می باشد.  این بی توجهی اگر با جریان غیر همسو با انقلاب گره زده شود حتما افق های یکسانی برای منطقه و کشور رقم نخواهد زد. ابتدا با کمی آوردن انسان های آزادی خواه و سپس با آوردن اصل نظریه های توسعه مادی و...

,

خوجملی در یادداشت خود در سایت معلوم الحال ترکمن های فهیم و مسلمان در نفی استبداد و خفقان بعد انقلاب ها می آورد:

,

"این عملکرد ضعیف بنام ملت و به کام قدرت سبب روی کار آمدن احمدی نژاد که سرسخت ترین مخالف اصلاح طلبان بود ، شد. چون مردم به خاتمی به صرف رییس جمهور شدن رای نداده بودند که در این صورت با دیگران هیچ فرقی نداشت هدف تغییرات ساختاری یعنی اجرای کامل قانون اساسی بود که در آن ناکام ماند.( البته ممکن است عده ای ایراد بگیرند اجرای کامل قانون اساسی که تغییرات ساختاری نیست. در جواب باید گفت: در جاییکه قانون اجرا نمی شود اجرای کامل قانون تغیرات ساختاری محسوب می شود.) مردم در همین دوره هم با چنین هدفی به روحانی رای دادند یعنی حاکمیت قانون و اجرای کامل قانون اساسی. وبخشی از آن هم در سیاست خارجی در حال محقق شدن است. البته این نه از روی رضایت خاطر که ناشی از نوعی تعادل قواست که چنین و ضعیتی را بوجود آورده است."

او در این تحلیل سرسخت و بی تعادل  که بهانه احیای حقوق حقه مردم در قانون اساسی را دارد و برای همین که کوتاه بنویسد، پرانتزی باز می کند که احتمالا خودش هم باور بدان ندارد! جوابی به منتقد ذهنی خودش... بدون شک خوجملی ها از آنجا که گفتمان فکری روشنی را ارائه نمی دهند، بیشتر در تلاش اند تا با اسطوره سازی در دوران ها و دولت ها در فضای اجتماعی برای خود نامی به یادگار بگذارند. خوجملی ها اصلا مکتب پایدار و منسجمی ندارند به همین دلیل التقاطی در بیان و اندیشه خود می سازند تا دیده شوند!  این التقاط بدون شک نسبت مستقیمی با سیرت و دریافت های ایشان از مطالب اینترنتی، روزنامه ها و تیتر ها دارد! این در تمامی یادداشت های او بسیار مشهود است. کمی از گاندی کمی از توسعه و کمی از ماندلا به سمت امروزی شدن از نوع غربی!!!

خاتمی که این روزها نزد ملت ایران که علیه حقوقشان شورش کرده بود جایگاهی ندارد، اینچنین می نویسد:

,
,
,
,
,

من قبل و بعد از انتخابات به "میرحسین موسوی" گفتم که در انتخابات رای نخواهد آورد و معتقدم احمدی‌نژاد در سال ۸۸ رای آورد و پیروز انتخابات بود.

,

و نیز در جواب خبرنگاری پس از فتنه 88 می گوید:

,

من رهبر یک جریان هستم؛ از جانبازی که در زندان است (اشاره به یکی از فتنه‌گران بازداشت شده) تا رقاصه‌های آمریکا در گروه ما هستند و باید حواسم به همه آنها باشد

,

شاید اساسی ترین ایراد وارده بر تحلیل های سطحی امان محمد خوجملی تکیه کردن بر شخصیت ها، بجای بیان اصول و مبانی فکری باشد. همان افراطی که در قومیت گرایی اونیز دیده می شود.

,

چهره هایی که تغییر مسیر در آنان بسیار مشهود است. خاتمی را که داعیه آزادی به معنای مصطلح غربی اش معروف است، در دوران وزارت ارشاد عملکرد های متناقضی را می توان برایش  یادآور شد. مجله سوره به بهانه تصویر جلد از جوان بوسنیایی با سر بند الله اکبر توقیف می شود! همچون این روز ها که دولت اعتدال  با همان شعارهای انتخاباتی دوران اصلاحات به توقیف مکتوباتی همچون هفته نامه نه دی ، روزنامه یالثارات و... اقدام می کند.

,

خوجملی در یادداشت اخیر خود با عنوان " قدرت ، هدف یا وسیله ؟" می نویسد:

,

"البته بیشتر دغدغه روشنفکران و روز نامه نگاران و اندیشمندان و متفکران ایرانی پیشا دموکراسی است."

,

 او که قبله غرب را الگوی مردم سالاری می داند در چگونگی و چیستی این پیشا دموکراسی می نویسد:

,

"یعنی ساز کاری پیدا کرد که به دموکراسی رسید وبعد از تحقق دموکراسی و نهادینه شدن آن در کشور ما ایران هم می شود نفس رسیدن به قدرت هدف قرار بگیرد و همچنانکه در کشورهای صنعتی و توسعه یافته ی دموکراتیک چنین است. اما تا زمانیکه چنین هدفی محقق نشده است و تا زمانیکه شکاف بین دولت و ملت پر نشده است دیگر شکافها را نباید فعال کرد. وبا روشهای ائتلافی باید آن هدف اساسی را دنبال کرد."

,

بدون شک امروز بر ملت بصیر ایران اسلامی روشن است که سخن از بافته های غرب  همچون دموکراسی و حقوق بشر طنز دوران است. مظاهر دروغین خوش سیمایی که تنها خود باختگان مجذوب آرنولد ها و کنسرت های ابتذال را خوش است. دولت هایی که به فتنه انگیزی،استعمار و شرارت در دنیا مشهورند.

رهبر انقلاب که بارها بزک کردن غرب و دشمن از سوی جریانات داخل را تذکر داده اند، بیان می کنند:

,
,
,

من تعجب میکنم، آمریکاییها خجالت نمی کشند اسم حقوق بشر را می آورند. هرکس دیگرى در دنیا ادعا بکند طرفدارى از حقوق بشر را، دولتمردان آمریکا دیگر نباید این ادعا را بکنند، با این همه فضاحتى که در کارنامه آنها نسبت به حقوق بشر هست.

,

از صد رقم حرکت خلاف حقوق بشر آنها، شاید نود رقم، هشتاد رقم آن را مردم دنیا نمیدانند؛ همان ده بیست رقمى که میدانند، یک کتاب قطور سیاه است. زندان گوانتانامو را همه میدانند، زندان ابوغُریب عراق را همه میدیدند، شرکت «بلک واتر» را همه دیدند، حمله به کاروانهاى عروسى افغانها را دیدند، کمک به تروریستهاى نامدار که افتخار می کنند به تروریست بودن خودشان را همه دیدند، عهدشکنیها را دیدند، دروغگوییها را دیدند؛ همه دنیا اینها را دیده است، باز می گویند حقوق بشر و خجالت هم نمی کشند! واقعاً این مقدار وقاحت در رفتار اینها چیز عجیبى است.

در آخرین قسمت امان محمد خوجملی  جهت شیرینی در کلام می نویسد:

,
,
,

"البته یکی دیگر از جامعه شناسان کشور هم گفته بود اگر من وزیر علوم شوم مدارک لیسانس و فوق لیسانس و دکترا و فوق دکترا را با هواپیما به سراسر کشور پخش می کردم تا هر کس دلش خواست یکی از آنها را برداردو عکسش را روی آن بچسباند تا همه مدرک دانشگاهی داشته باشند. البته او بخاطرخطرات آفت مدرک گرایی که جامعه را تهدید می کند این حرف را بیان کرده بود. گرچه مثال اخیر ربطی به این یادداشت ندارد ولی حیفم آمد آنرا اینجا نقل نکنم"

بدون شک باید یاد آور شد نخستین جریانی که در کشور برای مدرک گرایی و پولی کردن آن اقدام نمود ، این روز ها قهرمانان ذهنی روشنفکر نمایان نزدیک به ما هستند. در پشت فرهنگ و میراثی بنام ترکمن ها...

نگارنده در این متن تنها در تلاش است تا سردرگمی نویسنده ستون یادداشت های اولکامیز را کمی بررسی نماید. شکی نیست آنان که اثبات حق را با احمدی نژاد ها میسر می دانند، برداشت ژورنالیستی سطحی نگرانه ای از فرهنگ و تمدن و انقلاب در نظر دارند.

,
,
,
,
,

فعالان و نخبگان گلستانی باید بکوشند تا در فضای رسانه ای استان در مقابل نسخه های بدلی و امتحان پس داده غرب زدگی و پروتستانی موضع شفاف و روشنی را ارائه دهند تا اذهان عمومی در مسیر افق های ایرانی اسلامی به زیست فرهنگی خود بپردازند، ان شا الله...

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه