اخبار داغ
  1. سرباز جوان ایرانی، جان‌فدای ناموس و وطن شد
  2. رشد ۱۷ میلیاردی گیشه سینما در هفته نخست مهر؛ «خانوم والده» صدرنشین شد
  3. موزه‌های ایران؛ روایتگر تاریخ، هنر و فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا دوران معاصر
  4. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  5. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا
  6. تنگه هرمز، برگ برنده ایران در مذاکرات/ آمریکا تاب تحمل هزینه تنش را ندارد
  7. مجوز فعالیت برند چهره حامی پهلوی در تهران را چه کسی صادر کرد؟/ ضرورت ورود قوه قضائیه برای بررسی و محاکمه صادرکنندگان متخلف
  8. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  9. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  10. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  11. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران
  12. روزی که قرآن تمام حجت شهید رئیسی در سازمان ملل شد
  13. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  14. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  15. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  16. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  17. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  18. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  19. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  20. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل

به مناسبت کودتای 28 مرداد 1332؛

تمایلات خود محوری و هیجان نمایی از دیدگاه دکتر مصدق

تمایلات خود محوری و هیجان نمایی از دیدگاه دکتر مصدق
با این که مصدق همیشه با لحنی احترام آمیز از همه مردم ایران یاد می کرد یا آن ها را مخاطب قرار می داد ولی چنین بر می آید که مراد او از مردم بیشتر مردم شهرنشین به ویژه ساکنان تهران بود؛ اقشاری از طبقه متوسط سنتی و مدرن، نه توده هایی که ریشه در روستاها داشتند و پیوندی با زندگی شهری برقرار نکرده بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از تهران نیوز ، یادداشت حاضر تلاش می کند هلهله ی دموکراسیزاسیون ایران توسط دکتر مصدق را به صورت واسازانه، ایضاح محور و البته مبتنی بر انصاف آکادمیک مورد نقد قرار دهد. نگارنده در پی آن است که با اتکا به تمایلات خود محوری، هیجان نمایی، تفکرات شخصی، انکار مرجعیت سازی معرفتی و نهادی گفتمان دموکراسی و امتناع از حکومت بودگی(در معنای دموکراسی) دکتر محمد مصدق و نظام اندیشگی(اپیستمه) و نابهنگامی عملی آن را به نقد بنشیند. نوشتار حاضر، مصدق را نه متمایل به مردم(peaple) بلکه شخصیتی توده گرا(populace)، نه مروج اصول نهادین دموکراسی(به عنوان محور توسعه سیاسی) بلکه اشاعه دهنده پوپولیسم ساختاری می داند. میراث گفتمان دکتر مصدق در راستای توسعه به معنای عام و توسعه سیاسی به معنای خاص، دیالوگ ستیزی معطوف به مونولوگ محوری و جایگزینی تخاصم به جای رقابت می باشد. پژوهنده معتقد است جنبش «ملیت» گرایی اواخر دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ شمسی توسط دکتر مصدق به «میلیت» گرایی تفرد محور سوق داده شد. این جنبش یک آغاز بود، آغازی به طروات سقوط نئوپاتریمونیالیسم رضا خانی؛ یک آرزو بود، آرزویی به رنگ تمامی آرزو های ملت ایران در دوران پسا مشروطه؛ یک عبور بود، عبوری به شادابی عبور از اقتدار عریان قجری؛ یک اعتراض بود، به گزندگی تمامی اعتراض های قرن بیستمی؛ یک مقاومت بود، به توفندگی مقاومت جنگلی ها؛ یک افق بود، به زیبایی تمامی افق ها؛ و بالاخره، یک جنبش بود، با شعار های ذهن نوازی همچون «قانون»، «آزادی»، «دموکراسی» و «ناسیونالیسم». اگرچه این آغاز به فرجامی ، این آرزو به انجامی و این جنبش به ارمغانی جز آنارشی، تشتت، ناامنی، تفرد و استبداد منتهی نشد. یادداشت حاضر با تمرکز بر رویکرد کژمدارانه دکتر مصدق در اعمال نهادمند دموکراسی سعی دارد توده گرا بودن ایشان را در راستای ضدیت با توسعه و به خصوص توسعه سیاسی، به اثبات برساند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تهران نیوز,

دوران زمامداری مصدق در تاریخ معاصر ایران، رخدادی بود که توجه بسیاری از تحلیل گران و محققان حوزه های مختلف علوم انسانی(به خصوص علوم سیاسی) را به خود جلب کرد. اما در این میان کمتر کسی ایشان و گفتمانی که با آن حکومت می کرد را به نقد گذاشته است، مجامع علمی و آکادمیک با رویکردی مبتنی بر مدح و ثنا بدون تامل در نگرش سیاسی این دولتمرد سعی کرده اند زمانه ی پیشا کودتا(فروردین ۱۳۳۰ تا مرداد ۱۳۳۲) را بری از هرگونه کژکارکردی نهادی جلوه دهند. شاید برای قاطبه مردم این مسئله که دکتر مصدق نه دموکرات بلکه در تضاد با مردم سالاری نهادین بوده است امری شگفت انگیز باشد، اما معاصی کبیره مصدق السلطنه راه را برای تقویت نهاد ها و رویه های دموکراتیک مسدود کرد. اتهاماتی که دموکراسی ایشان را نه از نوع توجه به نهاد هایی قانونی و حقوقی، بلکه از نوع توده گرا و پوپولیستی می دانند بر سر پنج موضوع دور می زند. در این قسمت با اتکا به اختصار سعی می گردد این موضوعات به صورت موردی  ذکر و مورد مداقه قرار بگیرد.

,

این پنج مورد شامل موارد زیر می شود: انتخابات مجلس هفدهم، گرفتن اختیارات از مجلس شورا، بستن مجلس سنا، رفراندوم برای بستن مجلس هفدهم و انتخابات مجلس هجدهم و نهایتا نپذیرفتن فرمان عزل در روز ۲۵ مرداد. پر واضح است آنچه در مطالعات علمی و آکادمیک علوم سیاسی از آن به عنوان نهاد گرایی(Instiutional approach) و تقویت نهاد ها یاد می شود به نفع دموکراسی و دموکراسیزاسیون نهادمند قلمداد می شود؛ به گونه ای که ترتیبات رسمی-قانونی و احترام به رویه های اعمالی در این مناسبات از تکنیک های تقویت موج مردم سالاری در مقابل غوغا سالاری می باشد. دکتر مصدق در دیالکتیک ساختار-کارگزار(ساختار تقویت دموکراسی و کارگزار غوغا سالار و توده گرا) وزنه را کاملا به سمت کارگزار(Agency) سوق می دهد و مردم محوری را فدای تحبیب شخصیت-که از نشانگان رفتار های پوپولیستی است- می کند. همچنین عمل دکتر محمد مصدق در آن برهه ی زمانی که از تمایلات خود محوری(هیجان نمایی) و تفکرات شخصی او منبعث می شد، کنش این بازیگر سیاسی را به سوی خود-مرجعی نهاد گریز هدایت می کرد. گفتار حاضر در صدد آن است تا خوانشی متمایز از نگرش سیاسی دکتر مصدق و رهیافت ایشان بر توسعه سیاسی را ارئه دهد، به گونه ای که گسست ها و شکاف های این دوره را در صورت و سیرت تبیین گرداند. این خوانش از یک سو نوعی تراکم تفاوت ها و شکاف ها، از سوی دیگر، نوعی سیاسی شدن و رادیکالیزه شدن و از جانب سوم، نوعی واکنش غیر متعارف و غیر معقول را شامل می شود.

,

عظیمی در کتاب تاملی در نگرش سیاسی مصدق ایده این یادداشت را به صورت زیر شفاف سازی می کند: «جبهه ی ملی که ذاتا ابزار مخالفت بود نمی توانست وسیله ی موثری برای حکومت کردن باشد و به زودی از کار افتاد». این نویسنده و مورخ صاحب نظر بر آن است که مصدق نیز «مانند هر انسان آرمان خواهی از نوعی رمانتیسم برکنار نبود. آمیختگی این رمانتیسم با اعتقادات توده گرایانه(populist) موجب شده بود مردم ایران یا اکثریت قریب به اتفاق آن ها را صالح و صالح بالفطره بخواند». از سوی دیگر این مورخ هوشمندانه انگشت بر نکته ای دیگر می گذارد:

,

با این که مصدق همیشه با لحنی احترام آمیز از همه مردم ایران یاد می کرد یا آن ها را مخاطب قرار می داد ولی چنین بر می آید که مراد او از مردم بیشتر مردم شهرنشین به ویژه ساکنان تهران بود: اقشاری از طبقه متوسط سنتی و مدرن، نه توده هایی که ریشه در روستاها داشتند و پیوندی با زندگی شهری برقرار نکرده بودند.

,

دیگر کدام روزنه، دیگر کدام صبح/ خواب بلند و تیره ی دریا را/ -آشفته و عبوس-/ تعبیر می کند؟

,

شفیعی کدکنی

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه