سیطره رسانه بر مسائل امنیتی
رسانهها در گزاره های مختلف امنیتی همچون امنیت ذهنی و عینی ، امنیت فردی و عمومی ، امنیت ملی و فراملی و… تأثیرگذارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از پارلمان، آنچه در چند دهه اخیر بعنوان گزاره اصلی فرهنگ سازی و مدیریت رفتارجوامع به مطرح بوده و در عین حال سبک جدید زندگی را برای مردم در سرتاسر جهان به نمایش گذاشته اند “رسانه” ها هستند.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,مقوله امنیت نیز با تغییرات شکل گرفته در نگاه جوامع به رسانه و تاثیرپذیری ایشان از شبکه های سازمان یافته مدیریت افکار و رفتار شاکله متفاوتی را در بر گرفته است.
,رسانهها در گزاره های مختلف امنیتی همچون امنیت ذهنی و عینی ، امنیت فردی و عمومی ، امنیت ملی و فراملی و… تأثیرگذارند.
,در زمان ما که تنوع و قدرت رسانهها یکی از بارزترین مشخصههای آن است ، سخن از تاثیر رسانهها بر امنیت ناشناخته یا دشوار نیست . امروز هرکس به آسانی میتواند حضور خواسته یا ناخواسته رسانهها را از خصوصیترین موضوعات زندگی شخصی تا عمومیترین مسائل ملی و بین المللی احساس کند. بویژه از وقتی که ظهور بزرگراههای اطلاعاتی و امکان به هم پیوستن همه رایانههای جهان ، بشر را با انفجار اطلاعات و خارج شدن آن از کنترل مواجه ساخت. در زمانی که پیچیدهترین روشهای حفاظت از دادهها قطعی نیست و در عمل دیدهایم که یک دانش آموز دبیرستانی میتواند با ورود غیرمجاز به شبکه رایانهایِ پنتاگون به اطلاعات آن دسترسی پیدا کند و یا با ورود به شبکه اطلاعات رایانهایِ وزارت دفاع آمریکا و نیروی هوایی آن کشور ، سیستم موشکی را دچار اختلال و خطر سازد ، دیگر تعجب آور نیست که ادعای افراد مبنی برحفاظت کامل از اطلاعات شخصی پذیرفته نشود.
,فعالیتهای جاسوسی ، افشای اسرار شخصی و دولتی ، تهدید به هتک حیثیت ، ترویج خشونت ، تبلیغات براندازانه علیه نظامهای سیاسی ، هضم کردن خرده فرهنگها در خود و سرانجام نابود کردن آنها ، شایعه سازی و به راه انداختن جنگ روانی ، دروغ پردازی و نشر اکاذیب ، توهین و افتراء و دهها عنوان مشابه نگرانیهای جدّی بشریت امروز است ؛ نگرانیهایی که سوءاستفاده از قدرت رسانهها و تهدید امنیت فردی و عمومی یا ملی و فراملی برانگیخته است .
,امروز حتی « تروریسم اینترنتی » به عنوان دغدغهای نو انسانهای طالب آرامش و صلح جهانی را آزار میدهد . تهیه و انتشار مجلات رایانهای ، آموزش بمب سازی و دیگر اقدامات تروریستی ، مبادله اطلاعات و مکاتبات محرمانه و رمز آلود و پراکندن پیام نفرت ، تبعیض ، فساد و خشونت در جهان از طریق اینترنت ، موضوعاتی نیست که بتوان از کنار آنها گذشت .علاوه بر همه اینها خود شبکههای رایانه ای نیز از موج حملات خرابکارانه مصون نیستند و افراد یا گروههایی وجود دارند که با انگیزههای مختلف به آنها حمله کرده ، اطلاعات را نابود یا ناقص یا تحریف ساخته و یا به تولید و انتشار ویروسهای ویرانگر مبادرت میکنند.
,طرح موضوع « رسانهها و حریم خصوصی افراد » از یکسو و ظهور مبحث « جرایم رایانهای » و گسترش پرشتاب آن در جهان حقوق از سوی دیگر ، ناشی از همین واقعیتهای تلخ است .
,رسانهها میتوانند به راحتی امنیت روانی و ذهنی را نشانه روند و با تلقین احساس ناامنی خاطرها را آشفته کنند و بالاخره با تغییر بینشها و جا به جا کردن ارزشها ، زیرساختهای فرهنگی جوامع را لرزان و سپس متلاشی سازند. این هدف البته با شیوههای گوناگون ، غیرمستقیم و تاثیر گذار نظیر تبلیغات بازرگانی دنبال میشود. همین کارکرد منفی است که به عنوان «تهاجم فرهنگی » هر هوشیاری را نگران میکند تا آنجا که حتی اسرائیلیها را هم به صدا در میآورد. مجله گاردین در شماره مورخ ۳ اوت ۱۹۹۵ خود گزارشی از « خشم حزب راست اسرائیل از افتتاح شعبه همبرگرهای مک دونالد در سرزمینهای اشغالی » منتشرکرد .
,در این گزارش عبرت آموز از « عزروایزمن » رئیس جمهور وقت اسرائیل نقل شده است که « باید فرهنگ اسرائیل و دین یهودی را بشناسیم و آن را درک کنیم . ما باید نسبت به مک دونالد ها هشیار و مراقب باشیم . ما باید نسبت به مایکل جکسون و مادوناها هشیار باشیم . در ادامه این گزارش آمده است که حتی اسرائیلیان غیرمذهبی از آمریکازدگی روزافزون فرهنگ اسرائیل ناراحت و نگران هستند .
,رسانهها ، نه تنها میتوانند حریم شخصی افراد را نادیده گرفته و زندگی خانوادگی یا حتی اجتماعی وسیاسی آنان را دچار مخاطره کنند ، بلکه میتوانند دولتها را نیز با چالشهای جدّی روبه رو سازند. رسانهها ، خصوصاً با پیدایش و گسترش ماهواره و اینترنت ، مرزهای جغرافیایی را عملاً از بین برده و با پخش فرامرزی ، اصل حاکمیت دولتها را نادیده گرفتهاند. اینگونه است که مواجه کردن نظامهای سیاسی با بحران مشروعیت و مقبولیت در افکار عمومی ، زیر سوال بردن کارآمدی آنان ، بی اعتماد ساختن مردم نسبت به مسئولان و رسانههای خودی و اختلال در نظام ارتباطی دولت ـ ملت از شیوههای رایج و جدید براندازی شناخته میشود.
,از منظری مثبت نباید نقش رسانهها را یکسره مخرّب دید و رسانهها همانگونه که احتمالاً در تضعیف پایههای امنیتی موثرند ، میتوانند در ایجاد و تحکیم آن نیز کارآمد باشند. آنها میتوانند طوفان احساس ناامنی را از فضای ذهنی افراد و جامعه دور کنند و به گونهای عمل کنند که ضمن انعکاس واقعیتها ، از بزرگنمایی ناهنجاریها و کاستیها خودداری شود. رسانهها میتوانند به جای «بحران نمایی» و « بحران افزایی » به «مهار بحران » کمک کنند و با کمک به مسئولان برای اتخاذ تدابیر درست ، همه نیروهای مردمی را در جهت حاکمیت آرامش بسیج کنند ، به جای افزایش نا معقول مطالبات به تعدیل و هدایت آن به سوی تواناییهای ملی یاری رسانند و با اطلاع رسانی صحیح و افزایش سطح دانش عمومی ، راههای نفوذ بیگانگان را مسدود کنند.
,تاریخ جهان آکنده از فداکاریها و حماسههایی است که بر اثر تهییج افکار عمومی و احساسات سربازان آفریده شده ، سرزمینی را از گزند بدخواهان رهانیده و ملتی را برای همیشه سربلند و مفتخر ساخته است و معلوم است که سهم رسانهها در کسب این افتخارات تا چه اندازه فراوان بوده است .
,رسانهها میتوانند با انعکاس هنرمندانه ستمهایی که زیاده طلبان بر مردم دنیا روا داشتهاند چنان بر طبل رسوایی آنان بکوبند که عقب نشینی شرمسارانه کمترین بهای آن باشد.
,البته آثار مثبت رسانهها را نباید تنها به هنگام بحران و درگیری جستجو کرد . مهمتر از آن نقشی است که آنان میتوانند در توسعه قدرت و تحکیم پایههای اقتدار ملی ایفا کنند. حفظ همبستگی ملی و اجتناب از دامن زدن به اختلافات نژادی ، قومی ، مذهبی و مانند آن ، تشویق مردم به مشارکت فعال در عرصه مدیریت کشور و گزینش مدیران ، فراهم آوردن بستر رقابتهای سالم و پرشور ، ارائه الگوهای مناسب فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی ، ترویج الگوی صرفهجویی مصرف و استفاده از تولیدات ملی ،دمیدن روح قناعت و پشتکار ، تقویت روحیه برادری و تعاون و ایثار و منزوی کردن جدایی طلبان و بیگانه پرستان نمونههای دیگر از کارکرد مثبت رسانههاست که در ایجاد و تحکیم امنیت کاملاً موثر است .
,در کنار همه اینها ، باید از توان انحصاری رسانهها در برقراری ارتباط دوسویه ، فعال و واقع نما بین دولتها و ملتها یاد کرد. رسانهها میتوانند ، و باید ، با انعکاس درست و سریع مطالبات و مشکلات شهروندان ، حاکمان را به واکنش مطلوب و جلب رضایت عمومی رهنمون شوند ، با واگویی اعتراضات و نقدها آنان را به ضعفها و کژیها آگاه کرده و اصلاح را ممکن نمایند و از سوی دیگر با انتقال کارکردهای دولت ، نشان دادن واقعیتها و بیان مقدورات و برنامهها به دلگرمی مردم و پشتیبانی آنان از حاکمیت مدد رسانند.
,انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه