نقدی بر بیز"حلال ائله میجیوک"

کدام سوء تفاهم؟!

کدام سوء تفاهم؟!
انتشار مطلب "بیز حلال ائله میجیوک" نوشته مهدی نعلبندی نویسنده، مستند ساز و تاریخ نگار تبریزی در تبریز بیدار با واکنش های مختلفی روبرو شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا  به نقل از تبریز بیدار: در میان واکنش ها استقبال از یادداشت فراوان بود؛ این نظریه را که تبریز رفتار مناسبی با نخبگانش نداشته تایید کردند و بر لزوم حلیت طلبی از آیت الله ملکوتی تاکید داشتند. بخشی از واکنش ها قضیه ارک را محور قرار دادند و همه چیز را نادیده گرفتند و زبان به طعن و حتی بدگویی نویسنده و ناشر هم گشودند. دسته سوم افرادی بودند که بخش هایی از مطلب را قبول داشتند و بخش هایی را نه. به هر روی، انتشار این یادداشت در روزهای که آیت الله در بستر بیماری بر روی تخت بیمارستان هستند، باعث توجه و تاملی پیرامون رابطه تبریز و آیت الله ملکوتی شد.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, تبریز بیدار,

 

,

یکی از مخاطبان "تبریز بیدار" به نام آقا یا خانم سعیدی، نقد خود بر "بیز حلال ائله میجیوک" را مکتوب کرده و برای ما ارسال کرده اند که در زیر می آید:

,

 

,

 نقد و بررسی اوضاع تاریخی می بایست در ظرف زمانی خاص خود مطالعه و مورد تحلیل قرار گیرد. درخصوص حضور حضرت آیت الله ملکوتی به تبریز و شروع سوء تفاهمی که با بیان جمله من مسلمم و از سوی امام آمده ام با مفروضاتی صد درصد نادرست آغاز به نگارش نموده و استنتاج مفروض خود را پیش برده اید. اگر مطلع باشید که هستید در ابتدای انقلاب با وجود حضور آیت الله قاضی طباطبایی بدلیل تشنج و تشتت موجود در تبریز امام خمینی رضوان الله علیه آیت الله مدنی را نیز به تبریز اعزام داشتند تا در کنار آیت الله قاضی و با کمک انقلابیون گسیختگی محصول تحرکات آشوب طلبانه مدیریت شود نهایتا مرحوم قاضی به شهادت رسید و آقای مدنی هم در نهایت غربت و انزوا و رنج و تعب روزگاری را به عنوان نماینده امام در تبریز حضور داشتند و انواع و اقسام اهانت ها و هتک حرمتها را هم متحمل شدند تا بدانجا که ایشان را داخل کیوسک تلفنی انداخته و مضروب هم ساختند. قضیه خلق مسلمان موجب حرمت شکنی های گسترده در میان بویژه طیف روحانیون هم شده بود.

,

 

,

امام با علم به مسایل تبریز و آذربایجان اینبار علیرغم میل آیت الله آقای ملکوتی که حتی در آنموقع صاحب فتوا و رساله بودند با اتمام حجت و تکلیفی سنگین به تبریز اعزام داشتند. امام آقای ملکوتی را و تسلط بی مثالش بر مسایل تاریخی ، فقهی و اجتماعی را نیک می دانستند . امام راحل کسی را به تبریز اعزام نمودند که که جمع غالبی از علما و روحانیون هردو طرف سابقه تلمذ و شاگردی در محفل درسی نماینده جدیدش را داشتند. این نکته محوری موجب شد تا حضور ایشان مورد استقبال قرار گیرد و به تبع آن پیروان هر دو طیف ماجرا نیز از این انتخاب استقبال گرمی بعمل آورند.

,

 

,

جمله معروف ایشان که فرمودند من مسلم هستم و از طرف امام آمده ام هم نه به قصد طعن و کنایه که از باب فاعتبروا گفته شد خود ایشان هم در مصاحبه مشهورشان به این امر تاکید نمودند که این جمله تاثیری عاطفی در میان مخاطبان گذاشته و بیان آن هم نقطه عطفی شد در اوج آن قضایا. بگذریم و بگذاریم.

,

 

,

 

,

وجود سوء تفاهمی فیمابین آیت الله العظمی ملکوتی و مردم تبریز نیز فرضی مخدوش و بلاوجه می باشد چه اینکه همین ارتباط صمیمانه با مردم، بیان و کلام مردمی ، تواضع بی مانند و مثال که دوست و دشمنش بدان واقفند موجب گردید از سر محبت شاید گفته های طنزی نیز به ایشان منتسب نمایند و این گویش ها و لطایف هم میان گوینده و هم نزد شنونده از بروز تخاصم و تنازعی که مفروض شماست حکایت نمی کند. طرفه اینکه اهل تهران این لطایف را بنام کس دیگر، اهل اصفهان بنام شخصیتی دیگر و.... نقل و تکرار هم می کنند ولیکن دامنه این طنازی ها آنچنان گسترده شده است که مسئولان سیاسی اعم از روسای جمهور و.... هم مستثنی نشده اند.

,

 

,

شوخی با سیاسیون و مسئولان نه چیز جدیدی است و نه امری بعید. گفتار و بیان ایشان هم نزد مردم کوچه بازار با آنچه که از ایشان در محافل علمی و دانشگاهی و مباحث فقهی کلان دیده شده کاملا تفاوت بنیادین دارد. در میان فقها و اعاظم حوزه مشهور است که می گویند بیان و بحث آیت الله العظمی آقای ملکوتی با یک فرد فیلسوف مانند یک فیلسوف قهار و زبردست، با فردی فقیه به مانند یک فقیه مبرز با شخصی روستایی مانند یک هم ولایتی و با کاسبی از صنوف مختلف مانند هم صنف وی و با شخصیتی دانشگاهی نظیر یک عالم دانشگاهی می باشد. بحث در خصوص قضایای ارک و امثالهم مجالی دیگر می طلبد ولیکن نباید فراموش کرد که موضوع مذکور نیز در هیاهوهای آنروز ها و عقبه آن در زمان موجود نیز هرگز موجب صورت گرفتن تحلیلی مبتنی بر عقلانیت و منطق نگردید بویژه آنکه تخریب ارک به نام ایشان ثبت گردید در حالیکه با پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان حیات ائمه جمعه پیشین این تخریب رخداده و تنها موضوع منحصر به دوران تصدی ایشان تخریب تالاری بود که در زمان پهلوی دوم ساخته شده بود و تبدیل به مزبله و محل تجمع حیوانات ولگرد و.... شده بود همینطور انتقال کتبی که در کتابخانه مرکزی تبریز به جهت ممانعت از تخریب و... نگهداری می گردد.

,

 

,

طرفه آنکه باید ساخت مصلای امام با عظمتی بی مانند را از نتایج و ثمرات اقدام ایشان دانست که بدون اندوختن مالی و چشمداشتی، با اموالی که از ثمره هدایای مردمی و  اموالی که بعنوان یک فقیه جامع الشرایط  وقف نموده اند ساخته شد و اینک در کنار مسجد جامع تاج الدین علیشاه درخششی خیره کننده یافته است.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه