خوشاشتهایی آقای فرماندار نوبر است؛
شما از جیب خودت خرج کن، هفتلیک بخور!
اینکه یک فرماندار در دولت جمهوری اسلامی بی پروا، خوش اشتهایی خود را به رخ مردم بکشد، واقعا نوبر است و شاید نمی داند که هنوز جرح فیش های حقوقی از روی دل مردم پاک نشده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام جغتای، “من اهل شیشلیک و کباب هستم و شفاف هم میگویم با نان و پنیر نمیتوانم کار کنم، از ماشین خوب سوار شدن هم ترسی ندارم.”
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام جغتای,
اشتباه نکنید این جملات از زبان یک فرماندار قبل از انقلاب مربوط به حدود چهل سال پیش نیست. نه بخاطر اینکه چهل سال پیش، شیشلیک، کباب، نان، پنیر و یا ماشین خوب اختراع نشده بود بلکه بخاطر اینکه هنوز «شفافیت(!)» لق گویی در ادبیات برخی مدیران دولتی تا این درجه از اشمئزاز ، جا نیفتاده بود.
اینکه یک فرماندار در دولت جمهوری اسلامی بی پروا ، خوش اشتهایی خود را به رخ مردم بکشد، واقعا نوبر است. یک مقام مسئول با رگ گردنی متورم هم در وزارت کشور پیدا نمی شود که به این فرماندار بگوید: «هنوز داغ فیش های نجومی برخی مدیران و یا به تعبیر جناب نوبخت «ذخائر انقلاب(!)» بر جگر مردم التیام پیدا نکرده، چه ضرورتی دارد که خیلی شفاف(!) و از سر صداقت(!) ششلیک خوری و کباب خوری ات را رسانه ای می کنی؟ شما از جیب خودت خرج کن، هفتلیک بخور! از جیب خودت ماشین بخر، ماشین مازراتی سوار شو از هیچکس هم نترس!»
اما به نظر می رسد جناب فرماندار، شعر گفته اند. دقت کنید از مقایسه سخنان جناب فرماندار با شعر «صدای پای آب» اثر شاعر معاصر زنده یاد مرحوم سهراب سپهری نتیجه ای حاصل می شود:
سهراب سپهری :
اهل کاشانم / روزگارم بد نیست / تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی / . . . / و خدایی که در این نزدیکی است / . . . / من مسلمانم.
جناب فرماندار :
من اهل ششلیک و کباب هستم / و شفاف هم می گویم / با نان و پنیر / نمی توانم کار کنم / از ماشین خوب سوار شدن هم / ترسی ندارم.
که عبارت سلیس تر ، روان تر و قابل فهم ترش می شود:
من اهل ششلیکم / روزگارم خیلی اوکی / شفاف می گویم / با نان و پنیر / نمی توانم کار کنم / ماشین خوب خیلی اوکی / سوار میشم بدون ترس / دمم گرم / همینه که هست / من همینم.
نتیجه کلی : «با شعر و شعار، مشکلات کشور حل نمی شود.»
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه