واقعیت این است که موضوع حمایت از صنایع کوچک کشف این منتقدان اقتصادی نیست، بلکه رویکردی جهانی است که رمز توسعهی اقتصادی دهههای آینده را در توسعهی صنایع کوچک و متوسط میداند. تحولات اقتصادی نیمقرن اخیر عرصه را بر صنایع غولپیکر تنگ کرده است؛ بازار مصرف تنها به محصولاتی روی خوش نشان میدهد که کیفیت و تنوع داشته باشند؛ کارخانههای بزرگ به شرطی میتوانند در چرخهی رقابت باقی بمانند که پا به پای پیشرفت فناوری، محصولات جدید و متنوع تولید کنند و فقط به زمینههایی که در آن تخصص دارند بپردازند (و تولیدات جانبی را به کارگاههای کوچک و اقماری اما متخصص در آن زمینه واگذار کنند). اما مشکل اینجاست که این کارخانهها همگامشدن با فناوری باید هزینهی سرصامآوری را صرف تغییر تجهیزات و ماشینآلات خود کنند. از طرف دیگر، تولید انبوه محصول جدید در این کارخانهها ریسک بالایی است و اگر بازار به این محصول جدید اقبال نشان ندهد، ضرر هنگفتی خواهند کرد.
درست در همین زمان، شرایط جدید بهترین فرصت را برای صنایع کوچک رقم زد تا سهم بیشتری از منافع اقتصادی کسب کنند. اما چطور؟ همهی ما میدانیم که تولید انبوه به معنی محصول ارزانتر، و در نتیجه، فروش و سود بیشتر است. پس چرا اقتصاددانان جهان معتقدند صنایع کوچک میتوانند موفقتر از کارخانههای بزرگ صنعتی عمل کنند؟
پاسخ این است: در بازار امروز کسانی موفقترند که از تخصص و خلاقیت بیشتری بهره ببرند. اگر دانشجویان فارغالتحصیل در کشور ما در بازار کسبوکار جایی برای خود نمیبینند به این معنی نیست که اقتصاد پیچیدهی امروزی هیچ فرصتی به فارغالتحصیلان بدون سرمایه نمیدهد. شما میتوانید با سرمایهای اندک اما با دانش، تخصص، و ایدههایی نو یک کارگاه کوچک تأسیس کنید. پذیرش برونسپاریهای صنایع بزرگتر فقط یکی از فرصتهای اقتصادی پیش روی شماست؛ کارگاه کوچک شما، با ایدههای خلاقی که دارید، میتواند در تولید محصولات جدید بسیار موفق باشد، زیرا تغییر در شیوهی تولید و استفاده از فناوریهای روزآمد در صنایع کوچک بسیار ارزانتر از اِعمال آن در صنایع بزرگ است.
باید قبول کرد که بازارهای امروزی کوچک هستند و بازار کوچک تولیدکنندهی کوچک میخواهد. تولید با حجم پایین برای صنایع بزرگ مقرون به صرفه نیست، در حالی که کارگاه کوچک شما به راحتی از پس تولیدی محدود و متناسب با تقاضای محدود بازار برمیآید و در عین حال، نوسانات بازار (از جمله شکست یک ایده) ضرر کمتری به بار میآورد. شما میتوانید با تمرکز بر بازار مصرف پیرامونتان و کاهش هزینههای حملنقل، محصول ارزانتری تولید کنید. خلاقیت فردی، قابلیتهای مدیریتی و تکاپوی سازمانی نیز در واحدهای کوچک بهتر و مطلوبتر بروز میکند. ضمن آنکه استفاده از ظرفیتهای بومی و توانمندیهای منطقهای شهر یا روستایتان یک امتیاز طلایی در کسبوکار کوچک شما به شمار میرود که البته اصلیترین راهبرد در اقتصاد مقاومتی هم هست.
بنابراین، آنچه که سیاستهای اقتصاد مقاومتی، اقتصاد راکد کشور و انبوه جوانان بیکار به آن نیاز دارند، فراهمشدن بسترهای لازم برای رشد و توسعهی بنگاههای کوچک و متوسط است. اما تا زمانی که به سیاستگذاری و مدیریت پایدار اقتصادی توجهی نشود، حمایت مالی و قانونی از صنایع کوچک در دستور کار دولت قرار نگیرد، سود واسطهگری و دلالی بیش از تولید باشد، و نظام آموزشی به جای پرورش نیروهای خلاق به آموزش دانستههای نظری اکتفا کند، کسبوکارهای کوچک سهم درخوری از اقتصاد کشور به دست نمیآورند و صرفاً به برونسپاریها (خودروسازی)، پخش تولیدات (صنایع غذایی)، یا تعمیر و نگهداری تجهیزات و تأسیسات صنایع بزرگ (فلزات، نساجی و صنایع چوب) اکتفا میکنند. این در حالیست که آمارها نشان میدهد، علیرغم نامساعدبودن شرایط، بنگاههای کوچک کشور در اشتغالزایی، بهرهوری و نوآوری بسیار موفقتر از کارخانههای بزرگ بودهاند و این یعنی تأمین توسعهی درازمدت، پویایی و شکوفایی اقتصادی.
انتهای پیام/
ارسال دیدگاه