در حاشیه مراسم جشن میلاد کوثر؛
تجلیل از مادری که ۱۴سال ازفرزندمعلول خودمراقبت می کند
در مراسم جشن میلاد کوثر از زهرا امیدوارپناه مادر ی که مدت 14 سال است از فرزند معلول خود مراقبت می کند تجلیل شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از یزدرسا ، در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا(س) و روز مادر که به همت حوزه مقاومت بسیج خواهران ابرکوه در مصلی شهدای محراب برگزار شد، از طرف اداره بهزیستی شهرستان از زهرا امیدوارپناه مادر علیرضا مهیاری که مدت ۱۴ سال است از فرزند بیمار خود نگهداری می کند تقدیر به عمل آمد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, یزدرسا ,امیدوارپناه پیش از این در گفتگو با خبرنگار سروابرکوه گفته بود: ۱۴ سال از تصادف جگرگوشه ام می گذرد، من و پدرش در این سال ها که هر لحظه اش برایمان یک عمر گذشت، از غصه آینده علی و همسر و فرزندش کمرمان شکست ولی هیچ گاه علی را نادیده نگرفته و از هیچ چیز برایش مضایقه نکرده ایم.
وی بیان داشت: گاهی اوقات اطرافیان مرا سرزنش نموده و با کنایه می گویند چرا به کسی که قادر به درک چیزی نیست اینچنین بها داده و خودتان را به زحمت می اندازید. آنان نمی بینند که علیرضای من هنوز نفس می کشد، نمی دانند که با چشمانش با من درد دل می کند و با قلب پاکش همه چیز را احساس می کند. همین که هر روز صبح چشمانم با دیدن علی روشن می شود و گرمی نفس هایش به جسم و روحم جان می بخشد، خدا را شاکرم و از خالق می خواهم توانم را دو چندان کند تا از نوه ام نیز به بهترین شکل مراقبت کنم.
امیدوارپناه پیش از این در گفتگو با خبرنگار سروابرکوه گفته بود: ۱۴ سال از تصادف جگرگوشه ام می گذرد، من و پدرش در این سال ها که هر لحظه اش برایمان یک عمر گذشت، از غصه آینده علی و همسر و فرزندش کمرمان شکست ولی هیچ گاه علی را نادیده نگرفته و از هیچ چیز برایش مضایقه نکرده ایم.
وی بیان داشت: گاهی اوقات اطرافیان مرا سرزنش نموده و با کنایه می گویند چرا به کسی که قادر به درک چیزی نیست اینچنین بها داده و خودتان را به زحمت می اندازید. آنان نمی بینند که علیرضای من هنوز نفس می کشد، نمی دانند که با چشمانش با من درد دل می کند و با قلب پاکش همه چیز را احساس می کند. همین که هر روز صبح چشمانم با دیدن علی روشن می شود و گرمی نفس هایش به جسم و روحم جان می بخشد، خدا را شاکرم و از خالق می خواهم توانم را دو چندان کند تا از نوه ام نیز به بهترین شکل مراقبت کنم.
امیدوارپناه پیش از این در گفتگو با خبرنگار سروابرکوه گفته بود: ۱۴ سال از تصادف جگرگوشه ام می گذرد، من و پدرش در این سال ها که هر لحظه اش برایمان یک عمر گذشت، از غصه آینده علی و همسر و فرزندش کمرمان شکست ولی هیچ گاه علی را نادیده نگرفته و از هیچ چیز برایش مضایقه نکرده ایم.
,وی بیان داشت: گاهی اوقات اطرافیان مرا سرزنش نموده و با کنایه می گویند چرا به کسی که قادر به درک چیزی نیست اینچنین بها داده و خودتان را به زحمت می اندازید. آنان نمی بینند که علیرضای من هنوز نفس می کشد، نمی دانند که با چشمانش با من درد دل می کند و با قلب پاکش همه چیز را احساس می کند. همین که هر روز صبح چشمانم با دیدن علی روشن می شود و گرمی نفس هایش به جسم و روحم جان می بخشد، خدا را شاکرم و از خالق می خواهم توانم را دو چندان کند تا از نوه ام نیز به بهترین شکل مراقبت کنم.
,, , , , ,
,
, ,
,
, ]
ارسال دیدگاه