یادداشت

تمامِ دنیا او را مدافعِ حرم می خوانند

تمامِ دنیا او را مدافعِ حرم می خوانند
مادری که غزل های بدون قافیه می سرود برای رشادتش، شب هایی که هلهله می زنند برای جشنِ تازه دامادیش در آنسوی آسمانِ هفتم میانِ کواکبی که ریسه ی عروسیش بود و زمینی که چمبرک زده.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل ازموج چهارم”:زینب مرزوقی فعال دانشجو خوزستان در دلنوشته ای از مدافعان حرم نوشت، از نگاه خیره به درب مادرانی که دردناکترین سوالِ بی جوابِ دنیا در ذهنشان قرار دارد که آیا فرزندم بر می گردد، نوشت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, موج چهارم”:, موج چهارم,

در این دلنوشته آمده است:

, در این دلنوشته آمده است: ,

قرآن انتظارِ آخرین بوسه اش را می کشید و نگاه های خیره به درب مادر و دردناکترین سوالِ بی جوابِ دنیا که آیا بر می گردد؟

,

مادری که غزل های بدون قافیه می سرود برای رشادتش، شب هایی که هلهله می زنند برای جشنِ تازه دامادیش در آنسوی آسمانِ هفتم میانِ کواکبی که ریسه ی عروسیش بود و زمینی که چمبرک زده…

,

زمینی که راه گلویش را بغض بسته است برای پروازِ پروانه ای مجنونی دیگر و خواهری که تفعل می زند به دیوانِ لسان الغیب و بیتِ شعری که آغازگرِ تمامِ این رویاها می شود:

,

* در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

,

* سرها بریده بینی ؛ بی جرم و بی جنایت!

,

از درب بیرون می رود و حالا تمامِ دنیا او را “مدافعِ حرم” می خوانند…

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه