نقدی بر بیز"حلال ائله میجیوک"2

سید احمد آقا می گفت آقای ملکوتی از شاگردان خصوصی امام(ره) بود

سید احمد آقا می گفت آقای ملکوتی از شاگردان خصوصی امام(ره) بود
خبر درگذشت آیت الله ملکوتی امام جمعه فقید تبریز، مصادف شد با ادامه نقدها و استقبال هایی توامان در خصوص یادداشت "بیز حلال ائلمیجیوک" به دستمان می رسد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از تبریز بیدار ، حبیب طاهری مخاطبی است که نقدی بر این یادداشت را به تبریز بیدار ارسال کرده است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, تبریز بیدار, تبریز بیدار, تبریز بیدار,

 

درک حضور حضرت آیت الله العظمی ملکوتی و فیض تحصیل از آن وجود، این اندک را واداشت تا مطالبی را ولو به ادای وظیفه مقلدی کوچک از مرجع تقلیدش بنگارم.

 

صرفاً جهت اطلاع امیدوارم بضاعت کم علمی و ناتوانی قلمم باعث نشود تا به ساحت آن پیر فرزانه خدشه‌ای وارد کند.

آنچه در مدت حضور معظم‌له در تبریز و بعد توفیق درک ایشان در شهر مقدس قم بر این طلبه روشن ساخت ایشان را در علم فقه و اصول، فلسفه، تاریخ و رجال و ... صاحب نظری کم بدیل یافتم. عالمی که سیره علمی تبعیت از ولایت را با عمل در هم آمیخت.

هیچ یادم نمی‌رود در یک ماه رمضان که در محضر ایشان و تعداد معدودی از طلاب بعد از افطار در دفترشان از باب تلمذ خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) بودیم، نوه حضرت امام راحل چه نقل قول‌هایی در باب شخصیت علمی حضرت آیت الله العظمی ملکوتی از پدرشان، مرحوم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقا سید احمد آقا داشتند؛ می‌گفتند شما به همراه تعدادی از دیگر علمای دیگر در حجره آیت الله مطهری جزو شاگردان خصوصی امام بودید. ما هم از این افتخار به مرجع هم استانی بر خود می‌بالیدیم.

نمی‌خواهم از فضایل مرادم سخن بگویم چرا که خود را لایق و شایسته مریدی ایشان نمی‌دانم اما مطلبی از آقای مهدی نعلبندی دیدم که مرا واداشت این سطور را بنگارم.

تکرار مطالب نوشته شده شما را با عنوان تاملی پیرامون رابطه تبریز و آیت الله ملکوتی شایسته نمی‌دانم.

نقل مطالبی از عده‌ای در این وضعیت بیماری ایشان ناروا است. نقل از صفت کلی شهروندانی بی‌نزاکت نه در شأن این شهر است و نه نسبت مطالب سخیف متناسب با شأن مرجعیت.

 

مراقب باشید مقایسه شما در علما، باید با فهم از شأن و تراز آنها همراه باشد چرا که حضرت آیت الله العظمی ملکوتی جزو مراجع عظام تقلید بوده و مقایسه شما و ذکر نام برخی از علمای تبریز قیاسی است مع الفارق که دل مقلدانش و قطعاً بیت ایشان را به درد می‌آورد؛ امیدوارم نه مطالب شما و نه این مطالب بنده را در این وضعیت بحرانی خانواده معزز و نگران ایشان و خصوصاً فرزند ارشد ایشان استاد فرزانه حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ هادی ملکوتی که باید از علمای بنام این استان تلقی کرد، نخوانند.

قید برخی مطالب در حق آن بزرگوار جسارتی نابخشودنی است چه از طرف شخص شما و یا نقل قول از جهال و کج فهمان. چرا که اشاعه منکر به اندازه ارتکاب به منکر زشت و ناپسند است.

احترام علما طبق دستور پیامبر و اهل بیت او واجب است و قلم زدن درباره آنان با ادبیات ژورنالیستی مرسوم صحیح نیست. علاوه بر این نباید درباره تبریز داوری مطلقی نمود و همه مردم تبریز را جزء کسانی دانست که قدر علمای در حال حیات را نمی‌دانند.

 

قلم زدن درباره علماء باید مردم را به یاد علم و عمل و تقوای آنان بیندازد و تقدیر از مقام علمی و عملی و خدمات آنان باشد.

از خداوند متعال خواهانم که ما را قدردان بزرگان دین و علمای گرانقدر قرار دهد.

,

 

درک حضور حضرت آیت الله العظمی ملکوتی و فیض تحصیل از آن وجود، این اندک را واداشت تا مطالبی را ولو به ادای وظیفه مقلدی کوچک از مرجع تقلیدش بنگارم.

 

صرفاً جهت اطلاع امیدوارم بضاعت کم علمی و ناتوانی قلمم باعث نشود تا به ساحت آن پیر فرزانه خدشه‌ای وارد کند.

آنچه در مدت حضور معظم‌له در تبریز و بعد توفیق درک ایشان در شهر مقدس قم بر این طلبه روشن ساخت ایشان را در علم فقه و اصول، فلسفه، تاریخ و رجال و ... صاحب نظری کم بدیل یافتم. عالمی که سیره علمی تبعیت از ولایت را با عمل در هم آمیخت.

هیچ یادم نمی‌رود در یک ماه رمضان که در محضر ایشان و تعداد معدودی از طلاب بعد از افطار در دفترشان از باب تلمذ خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) بودیم، نوه حضرت امام راحل چه نقل قول‌هایی در باب شخصیت علمی حضرت آیت الله العظمی ملکوتی از پدرشان، مرحوم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقا سید احمد آقا داشتند؛ می‌گفتند شما به همراه تعدادی از دیگر علمای دیگر در حجره آیت الله مطهری جزو شاگردان خصوصی امام بودید. ما هم از این افتخار به مرجع هم استانی بر خود می‌بالیدیم.

نمی‌خواهم از فضایل مرادم سخن بگویم چرا که خود را لایق و شایسته مریدی ایشان نمی‌دانم اما مطلبی از آقای مهدی نعلبندی دیدم که مرا واداشت این سطور را بنگارم.

تکرار مطالب نوشته شده شما را با عنوان تاملی پیرامون رابطه تبریز و آیت الله ملکوتی شایسته نمی‌دانم.

نقل مطالبی از عده‌ای در این وضعیت بیماری ایشان ناروا است. نقل از صفت کلی شهروندانی بی‌نزاکت نه در شأن این شهر است و نه نسبت مطالب سخیف متناسب با شأن مرجعیت.

 

مراقب باشید مقایسه شما در علما، باید با فهم از شأن و تراز آنها همراه باشد چرا که حضرت آیت الله العظمی ملکوتی جزو مراجع عظام تقلید بوده و مقایسه شما و ذکر نام برخی از علمای تبریز قیاسی است مع الفارق که دل مقلدانش و قطعاً بیت ایشان را به درد می‌آورد؛ امیدوارم نه مطالب شما و نه این مطالب بنده را در این وضعیت بحرانی خانواده معزز و نگران ایشان و خصوصاً فرزند ارشد ایشان استاد فرزانه حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ هادی ملکوتی که باید از علمای بنام این استان تلقی کرد، نخوانند.

قید برخی مطالب در حق آن بزرگوار جسارتی نابخشودنی است چه از طرف شخص شما و یا نقل قول از جهال و کج فهمان. چرا که اشاعه منکر به اندازه ارتکاب به منکر زشت و ناپسند است.

احترام علما طبق دستور پیامبر و اهل بیت او واجب است و قلم زدن درباره آنان با ادبیات ژورنالیستی مرسوم صحیح نیست. علاوه بر این نباید درباره تبریز داوری مطلقی نمود و همه مردم تبریز را جزء کسانی دانست که قدر علمای در حال حیات را نمی‌دانند.

 

قلم زدن درباره علماء باید مردم را به یاد علم و عمل و تقوای آنان بیندازد و تقدیر از مقام علمی و عملی و خدمات آنان باشد.

از خداوند متعال خواهانم که ما را قدردان بزرگان دین و علمای گرانقدر قرار دهد.

,

 

درک حضور حضرت آیت الله العظمی ملکوتی و فیض تحصیل از آن وجود، این اندک را واداشت تا مطالبی را ولو به ادای وظیفه مقلدی کوچک از مرجع تقلیدش بنگارم.

 

صرفاً جهت اطلاع امیدوارم بضاعت کم علمی و ناتوانی قلمم باعث نشود تا به ساحت آن پیر فرزانه خدشه‌ای وارد کند.

آنچه در مدت حضور معظم‌له در تبریز و بعد توفیق درک ایشان در شهر مقدس قم بر این طلبه روشن ساخت ایشان را در علم فقه و اصول، فلسفه، تاریخ و رجال و ... صاحب نظری کم بدیل یافتم. عالمی که سیره علمی تبعیت از ولایت را با عمل در هم آمیخت.

هیچ یادم نمی‌رود در یک ماه رمضان که در محضر ایشان و تعداد معدودی از طلاب بعد از افطار در دفترشان از باب تلمذ خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) بودیم، نوه حضرت امام راحل چه نقل قول‌هایی در باب شخصیت علمی حضرت آیت الله العظمی ملکوتی از پدرشان، مرحوم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقا سید احمد آقا داشتند؛ می‌گفتند شما به همراه تعدادی از دیگر علمای دیگر در حجره آیت الله مطهری جزو شاگردان خصوصی امام بودید. ما هم از این افتخار به مرجع هم استانی بر خود می‌بالیدیم.

نمی‌خواهم از فضایل مرادم سخن بگویم چرا که خود را لایق و شایسته مریدی ایشان نمی‌دانم اما مطلبی از آقای مهدی نعلبندی دیدم که مرا واداشت این سطور را بنگارم.

تکرار مطالب نوشته شده شما را با عنوان تاملی پیرامون رابطه تبریز و آیت الله ملکوتی شایسته نمی‌دانم.

نقل مطالبی از عده‌ای در این وضعیت بیماری ایشان ناروا است. نقل از صفت کلی شهروندانی بی‌نزاکت نه در شأن این شهر است و نه نسبت مطالب سخیف متناسب با شأن مرجعیت.

 

مراقب باشید مقایسه شما در علما، باید با فهم از شأن و تراز آنها همراه باشد چرا که حضرت آیت الله العظمی ملکوتی جزو مراجع عظام تقلید بوده و مقایسه شما و ذکر نام برخی از علمای تبریز قیاسی است مع الفارق که دل مقلدانش و قطعاً بیت ایشان را به درد می‌آورد؛ امیدوارم نه مطالب شما و نه این مطالب بنده را در این وضعیت بحرانی خانواده معزز و نگران ایشان و خصوصاً فرزند ارشد ایشان استاد فرزانه حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ هادی ملکوتی که باید از علمای بنام این استان تلقی کرد، نخوانند.

قید برخی مطالب در حق آن بزرگوار جسارتی نابخشودنی است چه از طرف شخص شما و یا نقل قول از جهال و کج فهمان. چرا که اشاعه منکر به اندازه ارتکاب به منکر زشت و ناپسند است.

احترام علما طبق دستور پیامبر و اهل بیت او واجب است و قلم زدن درباره آنان با ادبیات ژورنالیستی مرسوم صحیح نیست. علاوه بر این نباید درباره تبریز داوری مطلقی نمود و همه مردم تبریز را جزء کسانی دانست که قدر علمای در حال حیات را نمی‌دانند.

 

قلم زدن درباره علماء باید مردم را به یاد علم و عمل و تقوای آنان بیندازد و تقدیر از مقام علمی و عملی و خدمات آنان باشد.

از خداوند متعال خواهانم که ما را قدردان بزرگان دین و علمای گرانقدر قرار دهد.

,

 

درک حضور حضرت آیت الله العظمی ملکوتی و فیض تحصیل از آن وجود، این اندک را واداشت تا مطالبی را ولو به ادای وظیفه مقلدی کوچک از مرجع تقلیدش بنگارم.

 

صرفاً جهت اطلاع امیدوارم بضاعت کم علمی و ناتوانی قلمم باعث نشود تا به ساحت آن پیر فرزانه خدشه‌ای وارد کند.

آنچه در مدت حضور معظم‌له در تبریز و بعد توفیق درک ایشان در شهر مقدس قم بر این طلبه روشن ساخت ایشان را در علم فقه و اصول، فلسفه، تاریخ و رجال و ... صاحب نظری کم بدیل یافتم. عالمی که سیره علمی تبعیت از ولایت را با عمل در هم آمیخت.

هیچ یادم نمی‌رود در یک ماه رمضان که در محضر ایشان و تعداد معدودی از طلاب بعد از افطار در دفترشان از باب تلمذ خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) بودیم، نوه حضرت امام راحل چه نقل قول‌هایی در باب شخصیت علمی حضرت آیت الله العظمی ملکوتی از پدرشان، مرحوم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقا سید احمد آقا داشتند؛ می‌گفتند شما به همراه تعدادی از دیگر علمای دیگر در حجره آیت الله مطهری جزو شاگردان خصوصی امام بودید. ما هم از این افتخار به مرجع هم استانی بر خود می‌بالیدیم.

نمی‌خواهم از فضایل مرادم سخن بگویم چرا که خود را لایق و شایسته مریدی ایشان نمی‌دانم اما مطلبی از آقای مهدی نعلبندی دیدم که مرا واداشت این سطور را بنگارم.

تکرار مطالب نوشته شده شما را با عنوان تاملی پیرامون رابطه تبریز و آیت الله ملکوتی شایسته نمی‌دانم.

نقل مطالبی از عده‌ای در این وضعیت بیماری ایشان ناروا است. نقل از صفت کلی شهروندانی بی‌نزاکت نه در شأن این شهر است و نه نسبت مطالب سخیف متناسب با شأن مرجعیت.

 

مراقب باشید مقایسه شما در علما، باید با فهم از شأن و تراز آنها همراه باشد چرا که حضرت آیت الله العظمی ملکوتی جزو مراجع عظام تقلید بوده و مقایسه شما و ذکر نام برخی از علمای تبریز قیاسی است مع الفارق که دل مقلدانش و قطعاً بیت ایشان را به درد می‌آورد؛ امیدوارم نه مطالب شما و نه این مطالب بنده را در این وضعیت بحرانی خانواده معزز و نگران ایشان و خصوصاً فرزند ارشد ایشان استاد فرزانه حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ هادی ملکوتی که باید از علمای بنام این استان تلقی کرد، نخوانند.

قید برخی مطالب در حق آن بزرگوار جسارتی نابخشودنی است چه از طرف شخص شما و یا نقل قول از جهال و کج فهمان. چرا که اشاعه منکر به اندازه ارتکاب به منکر زشت و ناپسند است.

احترام علما طبق دستور پیامبر و اهل بیت او واجب است و قلم زدن درباره آنان با ادبیات ژورنالیستی مرسوم صحیح نیست. علاوه بر این نباید درباره تبریز داوری مطلقی نمود و همه مردم تبریز را جزء کسانی دانست که قدر علمای در حال حیات را نمی‌دانند.

 

قلم زدن درباره علماء باید مردم را به یاد علم و عمل و تقوای آنان بیندازد و تقدیر از مقام علمی و عملی و خدمات آنان باشد.

از خداوند متعال خواهانم که ما را قدردان بزرگان دین و علمای گرانقدر قرار دهد.

,

 

,

درک حضور حضرت آیت الله العظمی ملکوتی و فیض تحصیل از آن وجود، این اندک را واداشت تا مطالبی را ولو به ادای وظیفه مقلدی کوچک از مرجع تقلیدش بنگارم.

,

 

,

صرفاً جهت اطلاع امیدوارم بضاعت کم علمی و ناتوانی قلمم باعث نشود تا به ساحت آن پیر فرزانه خدشه‌ای وارد کند.

,

آنچه در مدت حضور معظم‌له در تبریز و بعد توفیق درک ایشان در شهر مقدس قم بر این طلبه روشن ساخت ایشان را در علم فقه و اصول، فلسفه، تاریخ و رجال و ... صاحب نظری کم بدیل یافتم. عالمی که سیره علمی تبعیت از ولایت را با عمل در هم آمیخت.

,

هیچ یادم نمی‌رود در یک ماه رمضان که در محضر ایشان و تعداد معدودی از طلاب بعد از افطار در دفترشان از باب تلمذ خطبه حضرت فاطمه زهرا(س) بودیم، نوه حضرت امام راحل چه نقل قول‌هایی در باب شخصیت علمی حضرت آیت الله العظمی ملکوتی از پدرشان، مرحوم حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقا سید احمد آقا داشتند؛ می‌گفتند شما به همراه تعدادی از دیگر علمای دیگر در حجره آیت الله مطهری جزو شاگردان خصوصی امام بودید. ما هم از این افتخار به مرجع هم استانی بر خود می‌بالیدیم.

,

نمی‌خواهم از فضایل مرادم سخن بگویم چرا که خود را لایق و شایسته مریدی ایشان نمی‌دانم اما مطلبی از آقای مهدی نعلبندی دیدم که مرا واداشت این سطور را بنگارم.

,

تکرار مطالب نوشته شده شما را با عنوان تاملی پیرامون رابطه تبریز و آیت الله ملکوتی شایسته نمی‌دانم.

,

نقل مطالبی از عده‌ای در این وضعیت بیماری ایشان ناروا است. نقل از صفت کلی شهروندانی بی‌نزاکت نه در شأن این شهر است و نه نسبت مطالب سخیف متناسب با شأن مرجعیت.

,

 

,

مراقب باشید مقایسه شما در علما، باید با فهم از شأن و تراز آنها همراه باشد چرا که حضرت آیت الله العظمی ملکوتی جزو مراجع عظام تقلید بوده و مقایسه شما و ذکر نام برخی از علمای تبریز قیاسی است مع الفارق که دل مقلدانش و قطعاً بیت ایشان را به درد می‌آورد؛ امیدوارم نه مطالب شما و نه این مطالب بنده را در این وضعیت بحرانی خانواده معزز و نگران ایشان و خصوصاً فرزند ارشد ایشان استاد فرزانه حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ هادی ملکوتی که باید از علمای بنام این استان تلقی کرد، نخوانند.

,

قید برخی مطالب در حق آن بزرگوار جسارتی نابخشودنی است چه از طرف شخص شما و یا نقل قول از جهال و کج فهمان. چرا که اشاعه منکر به اندازه ارتکاب به منکر زشت و ناپسند است.

,

احترام علما طبق دستور پیامبر و اهل بیت او واجب است و قلم زدن درباره آنان با ادبیات ژورنالیستی مرسوم صحیح نیست. علاوه بر این نباید درباره تبریز داوری مطلقی نمود و همه مردم تبریز را جزء کسانی دانست که قدر علمای در حال حیات را نمی‌دانند.

,

 

,

قلم زدن درباره علماء باید مردم را به یاد علم و عمل و تقوای آنان بیندازد و تقدیر از مقام علمی و عملی و خدمات آنان باشد.

,

از خداوند متعال خواهانم که ما را قدردان بزرگان دین و علمای گرانقدر قرار دهد.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه