ناگفته هایی از اولین شاهد حادثه ی توفان طبس
پیرامون وقایع 5 اردیبهشت سال 59
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا خاطراتی از احمد حبیبی در گفتگوبا خاورستان
شاهد واقعیتهایی بودم که لازم دیدم همه بدانند ...
انقلاب ما به رهبری امام خمینی ویارانی چون شهید مفتح ،شهید باهنر وشهید هاشمی نژادودیگر یاران در حال حرکت در مسیری دشوار بود .آرامش خدایی این یاران خار چشم دشمنان شده بود دشمنانی چون آمریکا که کره ی زمین را دهکده ای میدید وخود را کدخدای ان دهکده میدانست . زمانی که فهمید چه سیلی محکمی از مردم مسلمان ایران خورده است در پی یافتن راهی برای براندازی نظام اسلامی بود در اوایل انقلاب آمریکا با استفاده ازگروهکهای ضد انقلاب که مانند قارچهای سمی از زمین بیرون می امدند و با نامهای مختلف وخط فکری ومالی شان را از آمریکا و اسرائیل و دیگر جنایتکاران میگرفتندوقصدشان نابود کردن انقلاب اسلامی از درون بود شروع کرد وبعد از نا امید شدن، شخصا وارد میدان شد بسیاری از نیروها ودرجه داران را شناسایی کرد واز بین آنها بهترینها را انتخاب وبا کمک آنها قصد حمله به ایران را داشت که با پوشش نجات گروگانگیرها وسپس حمله به ایران وارد این منطقه شد قابل توجه که از قبل با فرستادن نیروهای جاسوس به این منطقه تمام شرایط را نظارت وشناسایی میکردند در این میان فردی بنام مهندس زمانی که بعد از واقعه طبس مشخص شد که وی از جاسوسان آمریکایی بود از طرف دولت وقت(بنی صدر) تمام منطقه را در روزهای متوالی شناسایی واز حضور ماموران ومردم عادی وحتی قاچاقچیان در منطقه اطلاعات کامل جمع آوری میکرد وبخاطر حکمی که داشت ادارات نیز با او همکاری میکردند .تمام تلاششان را انجام میدادند که با شناسایی کامل از منطقه ودر نظر گرفتن تمام شرایط و به بهانه ی نجات گروگانها وارد ایران شوند و از نظر علمی همه چیز درست پیش میرفت حتی در روز قبل از عملیات پرسنل رادار خانه ها را به مرخصی اجباری فرستادند که دستگاهها نیاز به تعمییر دارند ودر این حین تمام رادارهای مسیر خاموش بوده است وبلاخره در روز 5 اریبهشت سال 59 ساعت 2 ونیم شب 8فروند هلی کوپتر غول پیکر و7فروند هواپیمای c130از نقاط کور ورادار گریز وارد خاک ایران شدند در بین راه برای سوختگیری وهماهنگی در جاده ی طبس فرود می آیند .البته قرار بود در جایی فرو آیند که دشت صافی باشد واز انجا بعنوان فرودگاه استفاده کنند با این اشتباه باعث گروگانگیری یک دستگاه اتوبوس حامل زوار امام هشتم میشود ویک دستگاه تانکر حامل سوخت نیز با تیراندازی آنها منفجرو راننده فرار میکند با این حال آنها اعلام کردند عملیات در حال پیشرفت است و ادامه میدهیم . از آنجایی که این انقلاب یک انقلاب اسلامی بوده است وصاحب آن آقا امام زمان(عج) است خداوند به شنهای روان دستور حرکت میدهند وآنقدر شدت حرکت آنها زیاد بوده است که جلوی دید خلبان هواپیمای یکصد و30 را میگیرد وباهلی کوپتردر حال سوختگیری برخورد میکند وباعث انفجار عظیم واز بین رفتن تعدادی آمریکایی میشود والباقی فرار را برقرار ترجیح میدهند .ساعت 4 صبح ما از جریان مطلع میشویم وبنده بعنوان مسول بهمراه 5 نفر از افرادمان به منطقه اعزام شدیم وشاهد نابودی پنج فروند هلی کوپتر واجساد 8نفر از آمریکایهایی بودیم که در بین لاشه ی هلی کوپترها بودند هنوز ده دقیقه از حضور ما در منطقه نگذشته بود وفقط من داخل یکی از هلی کوپترها یی که دستگاه بزرگی داشت وصدای بلندی میداد رفتم وکلی از اسنادی که مرتب و طبقه بندی شده در اطراف گذاشته بود وتوجه مرا به خود جلب کرد رفتم وبا صدای هلی کوپترهای با آرم جمهوری اسلامی که از جنوب منطقه به ما نزدیک میشدند منتظر ماندیم هلی کوپترهای فانتوم بعد از اینکه چرخی در منطقه زدند با تیراندازی در اطراف هلی کوپترهای منفجرشده به مانزدیک شدند من به افرادم گفتم حتما قصدشان این است که ما از هلی کوپترها فاصله بگیریم شاید خطری ما را تهدید میکند قابل توجه این که اسلحه ی پیشرفته ی ما ژ3 بود با ده تیر ومن بعنوان فرمانده یک کلت داشتم .با حضور سردار شهید محمد منتظر قائم به سمت ایشان رفتم وایشان بعد از نشان دادن حکم ماموریت از من خواست تا توضیحی درباره ی شرایط بدهم من راجع به اسناد ودستگاه بزرگ داخل هلی کوپتر خبردادم وایشان از ما خواست جیپ وموتورها را از محدوده دور کنیم در این موقع هلی کوپترها دوباره از شمال به سمت ما آمدند با آرم جمهوری اسلامی وبه محض اینکه بالای سر مارسیدند به هلی کوپتری که سردار شهید منتظر قائم در حال پیاده شدن از آن بودند تیراندازی کرد وچنان انفجاری بلند شد که من تا ان زمان ندیدم وبه شهادت این سردار شهید انجامید .فانتوم ها رفتند وشب دوباره امدند و تمام منطقه را تا صبح روشن داشتند که نیرویی وارد منطقه نشود صبح مسولین ومردم آمده بودندوجالب توجه که آقای مهندس زمانی هم در بین افراد بود من ویکی از برادران ازایشان حکم ماموریت خواستیم ،گفت نماینده ی دولت در آنجاست ورفت حکم ماموریتش را بیاورد که البته دیگر او را ندیدیم وفرار کرد ، فانتوم ها دوباره آمدند وهلی کوپترهای باقیمانده را منفجر کردند در تماس با فرمانده کل قوا که آن موقع بنی صدر بود گفت : نیروهای آمریکایی قصد بردن هلی کوپترها را داشتند که منفجرشان کردیم .در صورتی که دیروز ما کلا 6 نفر در منطقه حضور داشتیم که اگر هم شک میکردند زدن تیر به افراد پیاده از داخل هلی کوپتر نیازی به انفجار تمام لاشه های باقیمانده در آن منطقه نبود .جالب اینکه روز بعد ازمردم منطقه واقعه توفان را میپرسیدیم،ابراز بی اطلاعی میکردند که این یعنی یدالله فوق ایدیهم...
,
]
ارسال دیدگاه