خداحافظی با استخوان در گلوها؛

دوستان مدعی انقلابی گری؛ تعامل عالی، متعالی!

دوستان مدعی انقلابی گری؛ تعامل عالی، متعالی!
زمانی که دادگاه افکار عمومی نوع و روش مدیریت شورا و سیستم بدهِ بستانی حاکم را متهم ردیف اول پرونده فساد می داند، چگونه می توان با ادعای انقلابی گری به دامان این روش و عاملان آن پناه برد، آن هم به اسم تعامل و وحدت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ائل، دبیری، رئیس شورای شهر تبریز باقی ماند، طبیعی هم بود بالاخره از آن سیستم پرطمطراقِ بده بستانی چهار نفر تعلیق شده اند و به جایشان چهار تن دیگر پا به صحن شورا گذاشته اند که گویا تعامل با رئیس سه ساله شورا ترجیح داده اند تا بتوانند در مدت کم عمر شورا حیات تعامل مدارانه داشته باشند، بالاخره درست است که سیستم بده بستانی شورای شهر چهارم اکنون آبروی تبریز را به باد فنا داده است اما گویا طعم تعامل خوشتر است تا عدالت خواهی و انقلابی گری.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ائل,

شهرداری نیز علی رغم حاشیه های پررنگ اخیر، همچنان ترجیح می دهد با ریاست دبیری گذران روزگار کند، زیرا این سیستم نیز به روابط و ضوابط این سه ساله شورا عادت و در معنایی اعتیاد پیدا کرده است و البته همگان می دانند ترک عادت موجب مرض است ولی خدا داند کی و چه زمانی افیون بده بستان از سیستم مدیریت شهری رخت برخواهد بست!

,

غرض از حرف ها، مقدمه ای بود برای نگاشتن سطوری خطاب به نفرات به اصطلاح ارزشی و انقلابی شورا که برخی از آنها علی رغم تجربهِ سالِ قبلِ عدمِ ایجاد تغییر در روند مدیریت شورا و شهر، با استفاده از تعامل با سران طیف سرمایه داری، این بار نیز به دامان همان طیف پناه بردند تا با عنوان تعامل شاید ره توشه ای از جنس وحدت!!! برای خود فراهم آورند و در کنایه به هم قطاران قبلی خود گفتند که اگر تعامل بد است، چرا سال پیش بد نبود؟!

,

نکته اول اینکه عزیزان به اصطلاح انقلابی باید بدانند و می دانند که تعامل سال سوم بر سر هیالت رئیسه اگر چه باز به نظر منِ نگارنده آنچنان نمی توانست محل اثر باشد که نشد، اما از طرفی به لحاظ اینکه طیف منتسب به انقلابی های شورا، که به اقلیت موسوم شده بودند، در زورآزمایی دو سال قبل متحمل شکست شدند و با بازی رسانه ای طیف سرمایه داری عملا به عنوان برهم زننده وحدت شورا و شهر معرفی می شدند، برهمین اساس تعامل سال سوم برای اتمام حجت برای خودی ها و افکار عمومی لازم می نمود اما زمانی که عملا مسیر تعامل نتوانست ابزار و قدرت ایجاد تغییر عدالت محور و ضد فساد را در سیستم شورا و شهرداری در اختیار قرار دهد و از دیگر سو پرونده فساد و تبانی حاصل مدیریت طیف سرمایه داری رو شد و تشت رسوایی این طیف از بام افتاد دیگر چه استدلالی می توان برای تعامل با این چنین افرادی داشت؟!

,

زمانی که دادگاه افکار عمومی نوع و روش مدیریت شورا و سیستم بدهِ بستانی حاکم را متهم ردیف اول پرونده فساد می داند، چگونه می توان با ادعای انقلابی گری به دامان این روش و عاملان آن پناه برد، آن هم به اسم تعامل و وحدت. 

,

وحدت برای چه و برای که؟! وحدتی که ادامه راه و روش سه سال اخیر شورا تضمین می کند چه سودی دارد برای شهروندان، جز اینکه آش همان آش است و کاسه همان کاسه، شهروندانی که سرمایه اعتماد خود را به تارج رفته می بینند، معنی ادامه همان سیستم مدیریتی را نمی توانند هضم کنند، قطعا آقایان انتظار ندارند که تظاهرات خیابانی و اعتراض مدنی علیه کرده هایِ خویش را نظاره گر باشند زیرا شهروند تبریزی این روزها آنقدر درگیر مشکلات روزمره خود هست که ترجیح می دهد اعتراضش را برای انتخابات آتی ذخیره کند، البته در آن زمان نیز شهروند معترض یا به نشان اعتراض رای نمی دهد و در بهترین حالت به کسانی جز اینان رای می دهد اما در هر حال سرمایه اعتماد عمومی به تاراج رفته است و حال آقایان مدعی انقلابی گری به دامان طیف سرمایه داری عامل تارج اعتماد پناه برده اند. زمانی که نمی توان سیستمی را تغییر داد به هر دلیل عقل سلیم می گوید نباید در اعمال او شریک شد زیرا همراهی و یا سکوت نیز شراکتی است در همه آنچه گذشته و می گذرد. حتی اگر این مدعی های انقلابی گری همراه طیف سرمایه داری نمی شدند باز هم نتالیج مشخص بود اما دیگر ننگ همراهی با سیستم سرمایه داری بر پیشانی مدعی انقلابی گری نمی ماند. شماها شهوتِ قدرتِ طیف سرمایه دار را با پناه بردن خود سیراب کردید و نه چیز دیگری.

,

القصه اینکه آقایان مدعی انقلابی گری انتخابات نزدیک است و چه خوب که دو سه نفری مسیر خود را از خواست طیف انقلابی جدا کردند تا حداقل تعداد کمتری خواهان حمایت و سینه چاکی طیف انقلابی  از برای خود باشند و باز هم چه خوب که برخی استخوان در گلوها خود  مسیر عوض کردند، امید که طیف سرمایه داری مزد این همراهی تان را بپردازد، تعامل عالی، متعالی!

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه