دولت، عرصهها را به “سَمَن”ها واگذار کند!
شنیدن خبر زبانه کشیدن آتش هر بار در گوشهای از جنگلها و مراتع لرستان، تکراری و البته زجرآور شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل آسوبان، شنیدن خبر زبانه کشیدن آتش هر بار در گوشهای از جنگلها و مراتع لرستان، تکراری و البته زجرآور شده است. با روندی که در این زمینه وجود دارد، به نظر میرسد نمیتوان هیچ انتظاری از دولت در این زمینه داشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آسوبان,یکی از ویژگیهای خاص لرستان و مشخصا خرمآباد، فعالیت دلسوزانه و پویای سَمَنها در حوزههای مختلف بخصوص محیطزیست است. خوشبختانه در سالهای اخیر، قشرهای مختلف مردم با درک این مساله که در مواجهه با برخی کمبودها و مشکلات جامعه، به جای دست روی دست گذاشتن، خود میتوانند آستین بالا بزنند و در راستای بهبود شرایط زندگیشان تلاش نمایند، فعالیتهای منسجم و هدفمندی آغاز گردیده است.
در شکلگیری و گسترش سمنها نباید تاثیر شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی را نادیده گرفت. خبرها و عکسها در سریعترین زمان ممکن دست به دست میشود و همین مسأله تاثیر زیادی در هماهنگی عملکرد و سرعت عمل گروههای مختلف مردمی در مواقع ضروری دارد.
به محض شعله کشیدن زبانههای آتش در مراتع و جنگلها، موقعیت آن توسط اولین نفر اعلام میشود و فعالان محیطزیست در سریعترین زمان ممکن با هر آنچه در دست دارند خود را به منطقه میرسانند و به جنگ شعلهها میروند، که در بسیاری از مواقع، زودتر از نیروهای آتشنشانی این اتفاق رخ میدهد.
این سکه اما، روی دیگری هم دارد؛ دستگاههایی که در حوزههای فعالیتی سمنها مسئولیت دارند و متولی هستند، بعضا دچار کجفهمی شده و در سایهی دلسوزی فعالان سمنها، بیخیال مسئولیتی که دارند میشوند. مسئولیتی که بابت آن صاحب شغل و جایگاه و درآمد شدهاند. همین کجفهمی میتواند آغاز رویهی غلط و آسیبزایی شود.
بنابراین به نظر میرسد اگر نوع تعامل دستگاهها و سازمانهای متولی محیطزیست و جنگلها و مراتع با فعالان سمنها مشخص شود، تا حدود زیادی میتوان از آسیب مورد اشاره پیشگیری نمود. یک راهحل ساده در مسآلهی محیط زیست و منابع طبیعی میتواند این باشد که دستگاههای متولی در قبال ارائهی امکانات و خدماتی مشخص، عرصههای طبیعی را به سمنها واگذار نمایند.
به هر حال تجربه نشان میدهد دلسوزان واقعی منابع طبیعی، همین مردان و زنانی هستند که بدون چشمداشت، پای در مسیر صیانت از این عرصهها مینهند و متحمل همه گونه رنجی میشوند.
کرم رضا تاج مهر
یکی از ویژگیهای خاص لرستان و مشخصا خرمآباد، فعالیت دلسوزانه و پویای سَمَنها در حوزههای مختلف بخصوص محیطزیست است. خوشبختانه در سالهای اخیر، قشرهای مختلف مردم با درک این مساله که در مواجهه با برخی کمبودها و مشکلات جامعه، به جای دست روی دست گذاشتن، خود میتوانند آستین بالا بزنند و در راستای بهبود شرایط زندگیشان تلاش نمایند، فعالیتهای منسجم و هدفمندی آغاز گردیده است.
در شکلگیری و گسترش سمنها نباید تاثیر شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی را نادیده گرفت. خبرها و عکسها در سریعترین زمان ممکن دست به دست میشود و همین مسأله تاثیر زیادی در هماهنگی عملکرد و سرعت عمل گروههای مختلف مردمی در مواقع ضروری دارد.
به محض شعله کشیدن زبانههای آتش در مراتع و جنگلها، موقعیت آن توسط اولین نفر اعلام میشود و فعالان محیطزیست در سریعترین زمان ممکن با هر آنچه در دست دارند خود را به منطقه میرسانند و به جنگ شعلهها میروند، که در بسیاری از مواقع، زودتر از نیروهای آتشنشانی این اتفاق رخ میدهد.
این سکه اما، روی دیگری هم دارد؛ دستگاههایی که در حوزههای فعالیتی سمنها مسئولیت دارند و متولی هستند، بعضا دچار کجفهمی شده و در سایهی دلسوزی فعالان سمنها، بیخیال مسئولیتی که دارند میشوند. مسئولیتی که بابت آن صاحب شغل و جایگاه و درآمد شدهاند. همین کجفهمی میتواند آغاز رویهی غلط و آسیبزایی شود.
بنابراین به نظر میرسد اگر نوع تعامل دستگاهها و سازمانهای متولی محیطزیست و جنگلها و مراتع با فعالان سمنها مشخص شود، تا حدود زیادی میتوان از آسیب مورد اشاره پیشگیری نمود. یک راهحل ساده در مسآلهی محیط زیست و منابع طبیعی میتواند این باشد که دستگاههای متولی در قبال ارائهی امکانات و خدماتی مشخص، عرصههای طبیعی را به سمنها واگذار نمایند.
به هر حال تجربه نشان میدهد دلسوزان واقعی منابع طبیعی، همین مردان و زنانی هستند که بدون چشمداشت، پای در مسیر صیانت از این عرصهها مینهند و متحمل همه گونه رنجی میشوند.
کرم رضا تاج مهر
یکی از ویژگیهای خاص لرستان و مشخصا خرمآباد، فعالیت دلسوزانه و پویای سَمَنها در حوزههای مختلف بخصوص محیطزیست است. خوشبختانه در سالهای اخیر، قشرهای مختلف مردم با درک این مساله که در مواجهه با برخی کمبودها و مشکلات جامعه، به جای دست روی دست گذاشتن، خود میتوانند آستین بالا بزنند و در راستای بهبود شرایط زندگیشان تلاش نمایند، فعالیتهای منسجم و هدفمندی آغاز گردیده است.
در شکلگیری و گسترش سمنها نباید تاثیر شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی را نادیده گرفت. خبرها و عکسها در سریعترین زمان ممکن دست به دست میشود و همین مسأله تاثیر زیادی در هماهنگی عملکرد و سرعت عمل گروههای مختلف مردمی در مواقع ضروری دارد.
به محض شعله کشیدن زبانههای آتش در مراتع و جنگلها، موقعیت آن توسط اولین نفر اعلام میشود و فعالان محیطزیست در سریعترین زمان ممکن با هر آنچه در دست دارند خود را به منطقه میرسانند و به جنگ شعلهها میروند، که در بسیاری از مواقع، زودتر از نیروهای آتشنشانی این اتفاق رخ میدهد.
این سکه اما، روی دیگری هم دارد؛ دستگاههایی که در حوزههای فعالیتی سمنها مسئولیت دارند و متولی هستند، بعضا دچار کجفهمی شده و در سایهی دلسوزی فعالان سمنها، بیخیال مسئولیتی که دارند میشوند. مسئولیتی که بابت آن صاحب شغل و جایگاه و درآمد شدهاند. همین کجفهمی میتواند آغاز رویهی غلط و آسیبزایی شود.
بنابراین به نظر میرسد اگر نوع تعامل دستگاهها و سازمانهای متولی محیطزیست و جنگلها و مراتع با فعالان سمنها مشخص شود، تا حدود زیادی میتوان از آسیب مورد اشاره پیشگیری نمود. یک راهحل ساده در مسآلهی محیط زیست و منابع طبیعی میتواند این باشد که دستگاههای متولی در قبال ارائهی امکانات و خدماتی مشخص، عرصههای طبیعی را به سمنها واگذار نمایند.
به هر حال تجربه نشان میدهد دلسوزان واقعی منابع طبیعی، همین مردان و زنانی هستند که بدون چشمداشت، پای در مسیر صیانت از این عرصهها مینهند و متحمل همه گونه رنجی میشوند.
کرم رضا تاج مهر
یکی از ویژگیهای خاص لرستان و مشخصا خرمآباد، فعالیت دلسوزانه و پویای سَمَنها در حوزههای مختلف بخصوص محیطزیست است. خوشبختانه در سالهای اخیر، قشرهای مختلف مردم با درک این مساله که در مواجهه با برخی کمبودها و مشکلات جامعه، به جای دست روی دست گذاشتن، خود میتوانند آستین بالا بزنند و در راستای بهبود شرایط زندگیشان تلاش نمایند، فعالیتهای منسجم و هدفمندی آغاز گردیده است.
,در شکلگیری و گسترش سمنها نباید تاثیر شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی را نادیده گرفت. خبرها و عکسها در سریعترین زمان ممکن دست به دست میشود و همین مسأله تاثیر زیادی در هماهنگی عملکرد و سرعت عمل گروههای مختلف مردمی در مواقع ضروری دارد.
,به محض شعله کشیدن زبانههای آتش در مراتع و جنگلها، موقعیت آن توسط اولین نفر اعلام میشود و فعالان محیطزیست در سریعترین زمان ممکن با هر آنچه در دست دارند خود را به منطقه میرسانند و به جنگ شعلهها میروند، که در بسیاری از مواقع، زودتر از نیروهای آتشنشانی این اتفاق رخ میدهد.
,این سکه اما، روی دیگری هم دارد؛ دستگاههایی که در حوزههای فعالیتی سمنها مسئولیت دارند و متولی هستند، بعضا دچار کجفهمی شده و در سایهی دلسوزی فعالان سمنها، بیخیال مسئولیتی که دارند میشوند. مسئولیتی که بابت آن صاحب شغل و جایگاه و درآمد شدهاند. همین کجفهمی میتواند آغاز رویهی غلط و آسیبزایی شود.
,بنابراین به نظر میرسد اگر نوع تعامل دستگاهها و سازمانهای متولی محیطزیست و جنگلها و مراتع با فعالان سمنها مشخص شود، تا حدود زیادی میتوان از آسیب مورد اشاره پیشگیری نمود. یک راهحل ساده در مسآلهی محیط زیست و منابع طبیعی میتواند این باشد که دستگاههای متولی در قبال ارائهی امکانات و خدماتی مشخص، عرصههای طبیعی را به سمنها واگذار نمایند.
,به هر حال تجربه نشان میدهد دلسوزان واقعی منابع طبیعی، همین مردان و زنانی هستند که بدون چشمداشت، پای در مسیر صیانت از این عرصهها مینهند و متحمل همه گونه رنجی میشوند.
,کرم رضا تاج مهر
,]
ارسال دیدگاه