با خود و مردم رو راست باشید ؛

کدام بیانیه ؛ کدام امضا ؛ کدام نقد ؛ کدام مناظره ؟ + اسامی و عکس

کدام بیانیه ؛ کدام امضا ؛ کدام نقد ؛ کدام مناظره ؟ + اسامی و عکس
در حالی که در اصل صدور این بیانیه که ظاهرا به امضاء 41 نفر رسیده جای تردید جدی وجود داشته و دارد و هنوز هم پس از گذشته 2 هفته ، دست اندر کاران آن از انتشار متن مکتوب و امضاهای پای آن امتناع می کنند و فقط در فضای مجازی اقدام به انعکاس متن و اسامی مورد نظر خود کرده اند ، همچنان ابهامات زیادی در خصوص این بیانیه و سایر موارد پر رنگ مرتبط با آن وجود دارد .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از گلستان ما ؛ در هفته های اخیر و در کوران تبلیغات سنگین و ابراز همراهی های رنگین هواداران و سینه چاکان دولت تدبیر و امید در موضوع انصراف دادن مردم از دریافت یارانه ها ، بیانیه ای نیز از طرف جمعی از جوانان اصلاح طلب استان گلستان تحت عنوان " بیانیه جوانان استان در ارتباط با فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها  " در تاریخ 28 فروردین 93 صادر گردید .

, شبکه اطلاع رسانی دانا, گلستان ما, بیانیه جوانان استان در ارتباط با فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها,

در حالی که در اصل صدور این بیانیه که ظاهرا به امضاء 41 نفر رسیده جای تردید جدی وجود داشته و دارد و هنوز هم پس از گذشته 2 هفته ، دست اندر کاران آن از انتشار متن مکتوب و امضاهای پای آن امتناع می کنند و فقط در فضای مجازی اقدام به انعکاس متن و اسامی مورد نظر خود کرده اند ، همچنان ابهامات زیادی در خصوص این بیانیه و سایر موارد پر رنگ مرتبط با آن وجود دارد .

,

در خصوص این بیانیه و موارد مرتبط با آن ابهامات فراوان و جدی نظیر : زمان صدور بیانیه ؛ متن ناقص بیانیه ؛ سیاسی بودن بیانیه ؛ ترکیب امضا کنندگان ؛ چگونگی امضا ها ؛ استفاده ابزاری از بیانیه ؛ استفاده ابزاری تر از نقد بیانیه ؛ تعریف و تمجید نادرست از خاتمی ؛ تخریب شدید احمدی نژاد ؛ برخی نکات صمدلویی و جهانگیری و رضایی ؛ تخریب گلستان ما و ... وجود دارد که در خلال این نوشته به صورت اجمالی به آنها پرداخته می شود .

, گلستان ما,

ابهام عجیب در زمان صدور بیانیه

,

در حالی که ثبت نام برای دریافت یارانه نقدی در مرحله دوم هدفمندی یارانه ها از تاریخ 93/1/20 با مراجعه کسانی که رقم آخر سمت راست کد ملی آنان صفر بود آغاز شد ولی این دوستان عزیز در تاریخ 93/1/28 یعنی 8 روز پس از شروع رسمی طرح ، بیانیه صادر می کنند که صرفا توجه به همین موضوع ، گویای نکات بسیاری در مورد این بیانیه است .

,

نکاتی از قبیل : عدم پیشتاز بودن در توجه به مسائل مهم فرهنگی و سیاسی و اجتماعی کشور ؛ احساس جدی از قریب به شکست بودن طرح ؛ استفاده از فرصت برای معرفی خود و اظهار وجود ولو با تاخیر ؛ دستور داشتن برای صدور بیانیه از بالادستی های متبوع ؛ سیاسی بودن بیانیه و ... .

,

اگر چه صادقانه تر بودن با خود و رو راست تر بودن با مردم ، اقتضائش این بود که دوستان حتی چند روز زودتر از آغاز طرح بیانیه صادر کنند نه در روزی که نوبت ثبت نام آنهایی باشد که عدد آخر سمت راست کد ملی شان 8 است .

,

ابهام در متن بیانیه

,

معمولا در صدور نامه ، بیانیه ، طومار و ... پس از ذکر نام خدا ، در ابتدا عنوان اصلی شخص یا اشخاص حقیقی و حقوقی مورد خطاب در متن را آورده می شود و در ادامه پس از بیان مقدمه ای ، اصلا خواسته طرح می شود و متن به امضا می رسد و تقدیم می گردد .

,

ولی آنچه که از این بیانیه تا کنون منتشر شده صرفا 3 پاراگراف است و در آن اشاره صحیحی به موضوع هدفمندی یارانه ها و اجرای مرحله اول و دوم نشده است و متن مذکور هم از قوام و منطق خوب و قوی برای ارائه یک درخواست عمومی و همگانی برخوردار نیست و مساله امضا هم که خود جای بحث دارد .

,

ابهام در سیاسی بودن بیانیه

,

نگاهی به اسامی درج شده در ذیل متن مذکور در سایت ها ، صراحت در بیان عبارت " جوانان اصلاح طلب " در مطالب بعدی منتشر شده در خصوص نقد و دفاع از آن ، زمان انتشار بیانیه با تاخیر 8 روزه ، داغ بودن فضای سیاسی استان بخصوص در حوزه جوانان در هفته های اخیر ، فضا و محدوده انتشار بیانیه و ...  به خوبی نشان از سیاسی بودن آن دارد .

,

چه اینکه صدور هر بیانیه ای فی ذاته ، امکان برداشت های مختلف از آن را با خود به همراه دارد که شواهد و قرائن موجود صحت و سقم آن را تایید می کند که در این فقره شواهد و قرائن موجود ، سیاسی بودن آن را فریاد می زند .

,

ابهام در جوان بودن امضا کنندگان (!) بیانیه

,

در سال 1384 با اصلاح در دوره سنی جوانی مصوب سال 1371 ، سنین بین 15 تا 29 سال به عنوان دوره سنی جوانان اعلام رسمی شد تا در سیاستگذاری های شوراها و کمیسیون های مختلف ( نظیر اشتغال و ازدواج و ... ) مورد توجه قرار گیرد و در برنامه ریزی ها تا سن 30 سالگی مد نظر قرار گیرد .

,

ولی نگاهی به اسامی مندرج در ذیل متن بیانیه در سایت ها و توجه به گرایش مو و محاسن برخی از آنان به رنگ سفید و سن و سال برخی دیگر از آنان ، به خوبی گواه این است که اکثریت این جمع ، خارج از محدوده سنی مورد نظر برای دوره جوانی قرار دارند و در دوره میانسالی زندگی خود سیر می کنند .

,

اگر چه اذعان یکی از دست اندر کاران این بیانیه با بیان این جمله که : " بله ، جوانی ما در دوره 8 ساله ریاست جمهوری احمدی نژاد به باد رفت " ؛ گواهی بر صحت این مدعاست . ولی حرف این دوست گرامی خود جای نقدی جدی تر دارد که هر کسی خود مسئول چگونگی صرف سرمایه عمر و جوانی خویش است و بر باد رفتن و نرفتن آنرا نباید بر گردن این و آن و زمان و مکان انداخت که این خود مبحثی فراخ است .

,

ابهام عجیب در امضا شدن واقعی بیانیه

,

در حالیکه در متن منتشر شده از بیانیه در سایت ها ، 2 بار بر امضا بیانیه توسط اسامی مندرج در ذیل آن تاکید شده است ولی با عدم انتشار متن مکتوب بیانیه مذکور ، این شائبه همچنان پر رنگ است که احتمالا این امضاها مجازی بوده و یا اینکه ok امضاها به صورت تلفنی اخذ شده است .

,

البته احتمال اینکه ، کم بودن زمان تا پایان مهلت اجرای طرح ( 3 روز باقی مانده ) و یا دور بودن فاصله برخی از امضا کنندگان از مرکز و ... این امکان را به دست اندرکاران داده است که صرفا اسامی را ذکر کنند و در صورت نیاز به امضا افراد برسانند .

,

ضمن اینکه برخی از مجموعه ها  و بخصوص گروه های سیاسی به صورت معمول این شیوه را در دستور کار خود دارند که با هماهنگی های قبلی با افراد یک سری موافقت ها از آنان برای صدور بیانیه و طومار و ... اخذ می کنند و در مواقع نیاز مورد بهره برداری قرار می دهند .

,

البته اعتراف صریح یکی از صادر کنندگان بیانیه با بیان اینکه : " وقتی هیچ یک از امضا کنندگان که نامشان در پایان بیانیه آمده است ، امضای بیانیه را تکذیب نکرده‌اند ، خود بخود به معنای صحت بیانیه و اطلاع امضاکنندگان از آن است ! " ؛ خود تاییدی است بر همین نکته . البته احتمال دارد ( و تاکید می شود احتمال دارد ) که قبلا نیز این کار را کرده باشند و در آینده نیز بکنند .

,

و سخیف تر اینجاست که دوستان تکذیب نکردن اسامی مندرج در ذیل متن منتشره را با صحت و اطلاع آنها از بیانیه و امضا آن یکسان می دانند و در حالیکه که ادعای شش سال فعالیت مداوم مطبوعاتی در نشریات و رسانه‌های گوناگون استان و منطقه را یدک می کشند این گونه استدلال می کنند و منطق پیش می کشند . 

,

نکته تکمیلی اینکه ، برخی از رفقای نزدیک و هم حزبی های صادر کنندگان این بیانیه در اقدامی مشابه ( از حیث شکلی نه محتوایی ) که در تخریب و سیاه نمایی عملکرد  مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان گلستان ، خطاب به وزیر ارشاد بیانیه ای صادر کرده بودند ، متن مکتوب بیانیه خود با 16 امضای پای آنرا در رسانه ها منتشر کردند .

,

ابهام شدید در فضا و محدوده انتشار بیانیه

,

وقتی بیانیه ای صادر می شود ، بسته به اینکه مخاطب آن چه کسی و یا چه کسانی باشند و اطلاع رسانی بهتر به آنان چگونه مقدور و میسر باشد ، دست اندرکاران آن بیانیه با توجه به میزان عزم و جدیت خود در راستای بیانیه صادر شده به تلاش برای انتشار گسترده تر و فراگیر آن می پردازند و از ابزارها و شیوه های مختلف و متنوع در این زمینه بهره می گیرند .

,

در حالیکه این دوستان عزیز سینه چاک روحانی و دولت تدبیر و امید ( بخوانید خاتمی و اصلاحات ) در راستای تحقق دغدغه و خواست جدی خود برای کمک به دولت و بودجه کشور ، بیانیه خود را خطاب به مردم شریف و آگاه استان گلستان و ایران سرفراز صادر کرده اند ولی برای انتشار گسترده آن صرفا به چند سایت و وبلاگ محلی و در نهایت یک صفحه در فیسبوک اکتفا نموده اند .

,

و به گمان خود جمع کثیری از مردم استان و کشور با اطلاع از بیانیه دلسوزانه آنان از ثبت نام در دریافت یارانه نقدی انصراف می دهند (!) در حالیکه هنوز شاید برخی از امضا کنندگان بیانیه نیز از صدور آن مطلع نباشند (!) ؛ آخر دوستان عزیز می خواهید چه کسی را رنگ کنید ؟

,

این خود نشانی دیگر از سیاسی و صوری بودن بیانیه از زاویه ای دیگر است .

,

ابهام در عنوان " جوانان گلستان " بکار رفته در بیانیه

,

در حالیکه صادر کنندگان بیانیه آنرا با عنوان " بیانیه جوانان استان در ارتباط با فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها " در رسانه هایی محدود منتشر کردند و در متن آن هم خود را  " فرزندان جوان گلستان " معرفی نمودند ولی نگاهی به اسامی درج شده در ذیل متن منتشره شده به عنوان بیانیه ، نشان می دهد که جمع مذکور با صرف نظر از جوان بودن یا نبودن آنان مطابق تعاریف موجود ، جمعی محدود با گرایش سیاسی اصلاح طلبی هستند که اصرار دارند خود را نماینده جوانان استان و حنجره و صدای گویای آنان معرفی کنند .

,

این هم تاکتیکی دیگر از سوی این دوستان برای مخفی کردن اقدام سیاسی خود در ذیل عناوین و اسامی کلی است که لازم بود با شهامت خود را جمعی از " اصلاح طلبان گلستانی " معرفی کنند نه " جوانان گلستانی " .

,

ابهام در حمایت از روحانی و دولت تدبیر و امید

,

آنجا که بسیاری از لیدرها و ایدئولوگ های جریان مدعی اصلاحات و مشارکتی های افراطی از دولت تدبیر و امید با عنوان " رحم اجاره ای اصلاح طلبان " یاد می کنند و روحانی را رئیس جمهوری یک دوره ای برای انتقال قدرت به اصلاح طلبان بر می شمارند و تمام توان فکری و عملی خود را برای تحقق این استراتژی و تاکتیک معطوف می دارند ، طبیعی است که اذناب آنان در استان نیز پیرو همین ایده و مشی سیاسی عمل کنند .

,

دفاع ظاهری 3 نفر از دست اندر کاران و امضا کنندگان بیانیه از آن ، بیشتر از آنکه معطوف به مسائل مرتبط با دولت تدبیر و امید و مسائل اقتصادی و اجتماعی روز کشور باشد ، ناظر به مسائل افراطی سیاسی در تعریف و تمجید از خاتمی و اصلاحات و تخریب غیر منصفانه احمدی نژاد و عملکرد دولت های نهم و دهم است که متن نوشته های آنان مملو از این دست مطالب است که بارها با ادبیات و الفاظ گوناگون در رسانه های مختلف بیان شده است .

,

و آنجا که یکی از دست اندرکاران بیانیه در دفاع از اندیشه و اقدام یکی دیگر از امضا کنندگان آن در استانداری گلستان می گوید : " در ارتباط با حسن رضایی مطرح کردید که در مورد عقاید هانتینگتون در یکی از جلسات استانداری و در محضر استاندار گفته بوده که می بایست هانتینگتون را الگوی جوانان معرفی کرد بله در آن جلسه نبودم و خبر نداشتم اما گویا شما بودید و خبر دارید (پارانوئی) اما طی صحبت نگارنده با رابط محترم استاندار گلستان این مطلب شما قویا تکذیب شد ( الهم اشف کل مریض) . " ناظر به همین نکته است  که دوستان همچنان به دنبال تحقق آمال و آرزوهای افراطی سیاسی دوران خاتمی اند .

,

مضافا اینکه به شهادت فیلم های ضبط شده و عکس های گرفته شده از نشست صمیمی جوانان با استاندار گلستان در 14 بهمن ماه 92 در سالن اجتماعات استانداری گلستان ، بنده شخصا در این برنامه حضور داشتم و با استناد به همان فیلم و صوت های ضبط شده که در آرشیو استانداری موجود است ، حسن رضایی به عنوان نماینده تشکل های سیاسی استان حرف زد و به بیان اندیشه و دیدگاه هانتینگتون در زمینه فعالیت احزاب و نقش آنها در توسعه کشور پرداخت و از استاندار گلستان خواست تا به توجه به این اندیشه ، موضوع توسعه و تقویت احزاب در استان را جدی بگیرد که با پاسخ قاطع و دندان شکن استاندار در این زمینه مواجه گردید .

,

تاکید می شود برای شنیدن پاسخ دکتر صادقلو به حسن رضایی ، حتما فیلم مراسم آن روز را از رابط جوانش اخذ کنید و با یکدیگر مرور نمایید تا صحت ماجرا را دریابید ( نه اینکه از دیگران بشنوید ) ، ضمن اینکه حسن رضایی اگر صداقت و شهامت داشته باشد عینا این مطلب را تایید و تصدیق کند و چنانچه بسطامی فیلم را نیاورد و رضایی هم جواب نداد ، بگویید تا خودم به شما بگویم که استاندار به او چه گفت .

,

آن پاسخ ، فقط یک گرا از سوی دکتر صادقلو بود که وی استاندار دولت تدبیر و امید است نه استاندار دولت اصلاحات . تا نماینده تشکل های سیاسی انتخاب شده از سوی بسطامی و خود رابط محترم حساب کار دستشان بیاید که امیدوارم آمده باشد .

,

همین حسن رضایی در مطلب اخیر خود در سایت گرگان خبر با عنوان " پاسخ به نقد گلستان ما " و در پاراگراف اول نوشته خود مطلبی را می آورد که با شناخت موجود از وی و مواضع سیاسی و دیدگاه های فکری اش بعید به نظر می رسد سهوی باشد و این جمله در نهایت همان تایید تئوری رحم اجاره ای بودن دولت تدبیر و امید است و آن جمله این است : " ... بهانه نقد بیانیه به امور متفرقه و از جمله عملکرد دولت محبوب اصلاحات پرداخته است. " .

, گلستان ما,

gorgan-khabar8

, gorgan-khabar8,

این یکسان دانستن دولت تدبیر و امید با دولت محبوب اصلاحات از سوی حسن رضایی نشان می دهد که هنوز حساب کار دستش نیامده و نیازمند ... است .

,

ابهام در استفاده ابزاری از بیانیه و استفاده ابزاری تر به بهانه دفاع از آن

,

صدور هر بیانیه و طوماری و انجام هر تجمع و تحصنی ، مبتنی بر یک سری از اهداف و منظورهای پیدا و پنهان است که متولیان و دست اندرکاران اصلی آن ماجرا به همه آنها احاطه و اشراف دارند ولی بقیه افراد که نقش پیاده نظام و سیاهی لشگر را در آن دارند هیچ وقت به همه اهداف و منظورها پی نمی برند و صرفا به بخش خاصی از آن آگاهی می یابند .

,

اینکه متولی و دست اندرکار اصلی تهیه و تایید و انتشار این بیانیه کیست و به دنبال چه اهداف و منظورهایی بوده است و هر یک از 41 نفر امضا کننده در آن چه نقشی در آن داشته اند و آیا از همه اهداف متولی اصلی آگاهی داشته و دارند ، سوالاتی است که باید خود مدافعان و امضا کنندگان به دنبال پاسخ به آن باشند و گرنه بر منتقدین بیانیه ، سیاسی و ابزاری بودن آن مسجّل است .

,

و پرسیدن سوالات فراوان دیگری در این زمینه از قبیل : چرا صدور بیانیه با 8 روز تاخیر ؛ چرا با نام جوانان گلستان ؛ چرا صرفا انتشار در چند وبلاگ و سایت محلی ؛ چرا انتشار در فیسبوک ؛ چرا فقط با امضای به ظاهر جوانان اصلاح طلب ؛ چرا در روزهای نزدیک به انتخاب و معرفی مشاور جوان استاندار ؛ چرا عدم انتشار متن مکتوب و امضاهای پای آن در رسانه ها و ... و سماجت برای اخذ پاسخ برای آنها می تواند بسیاری از زوایای پنهان استفاده ابزاری از این بیانیه و اسامی پای آن را برای برخی مدافعان روشن کند . البته اگر خود را به خواب نزده باشند !

,

البته استفاده ابزاری تر از این بیانیه در نقدهای متوالی به بهانه دفاع از آن است که نقّادان خود بهتر می دانند که دارند کجا را می زنند و ما نیز نیک می دانیم که کجا را زده ایم . که بر انگیخته شدن میزان حساسیت برخی از دوستان برای پاسخ گویی ، نشان از دقیق بودن نقدهای اولیه این به ظاهر بیانیه سیاسی دارد .

,

ابهام در چهره های مدافع بیانیه

,

مدافعان تا حال حاضر بیانیه عبارتند از حامد صمدلویی ؛ مهرداد جهانگیری و حسن رضایی که بررسی تحصیلات ، فعالیتها و سوابق آنان نشان از تند بودن گرایشات سیاسی در آنان می دهد و وقتی از یک جمع 41 نفره که خودشان را در بیانیه : " جمعی از جوانان فعال سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و ... شهرهای مختلف استان " معرفی می کنند و در واکنش به نقد بیانیه ، 3 نفر حساسیت نشان می دهند که از قضا هر سه با صبغه سیاسی غلیظ اند ، این خود تاکیدی دیگر بر سیاسی بودن این بیانیه است .

,

چرا که چهره های اجتماعی و فرهنگی و ... امضا کننده بیانیه ( در صورت واقعی بودن امضا ) یا از آن اطلاع دقیقی ندارند ؛ یا اشکالی به نقد آن وارد نمی دانند ؛ یا آنرا کم اهمیت فرض می کنند ؛ یا در چند و چون انتقاد و دفاع متوالی از آن قرار ندارند ؛ یا صرفا به وظیفه خود در قبال طرح هدفمندی عمل کرده اند و ... .

,

ابهام در مناظره حضوری و نقدهای پی در پی

,

حامد صمدلویی در تاریخ 93/2/1 در مطلبی با عنوان " پاسخ به گلستان ما و دعوت به مناظره حضوری " با بیان این جمله که : " گویا این انتقادات شکل و شمایل مناظره ای به خود گرفته در هر صورت پاسخ انتقاد مجدد ایشان با احترام تقدیم می گردد و شایان ذکر است نگارنده مطلب آماده مناظره حضوری پیرامون مباحث مطرح شده را دارد و الزامی به پاسخ ایشان در مطالب بعدی شان وجود ندارد . " الزامی در پاسخ های بعدی نمی بیند و دعوت به مناظره حضوری می کند .

, پاسخ به , گلستان ما,

gorgan-khabar12

, gorgan-khabar12,

این دعوت به مناظره در تاریخ 93/2/4 در مطلبی با عنوان " اعلام آمادگی مدیر گلستان ما برای مناظره با صمدلویی " با پاسخ مثبت بنده روبرو شد و در روزهای بعد گفتگویی بر سر تعیین قرار ملاقاتی برای مشخص کردن زمان و مکان ؛ کیفیت برگزاری مناظره ؛ چهارچوب های مورد بحث ؛ میهمانان و مجری و ... با وی صورت می گیرد .

, اعلام آمادگی مدیر , گلستان ما,

ولی به یک باره در روز 93/2/6 دو مطلب انتقادی دیگر در سایت گرگان خبر به قلم مهرداد جهانگیری و حسن رضایی با عناوین " پاسخی به گلستان ما " و " پاسخ به نقد گلستان ما " منتشر گردید که به صورت گسترده در آنها به تخریب علیه اینجانب و عملکرد سایت گلستان ما پرداخته شده بود که با توجه به هماهنگی های اولیه برای مناظره حضوری ، جای تعجب داشت .

, پاسخی به گلستان ما , پاسخ به نقد , گلستان ما, گلستان ما,

این اقدام از سوی سایت گرگان خبر ، چه با اطلاع و هماهنگی حامد صمدلویی و چه بی اطلاع و هماهنگی ایشان ، نوعی فرار به جلو محسوب شده که با کشاندن پای افراد ثانی و ثالث در این ماجرا و طرح مباحث نامربوط به موضوع بیانیه ، مناظره را بی خاصیت و بی مورد نموده است . اگر چه ممکن است از 38 نفر باقی مانده در روزهای آتی ، افراد دیگری هم کم کم احساس تکلیف کنند و به عنوان یک امضا کننده به این موضوع ورود پیدا کنند .

,

مناظره مکتوب با 41 نفر بجای مناظره حضوری با یک نفر

,

اینکه 38 نفر باقی مانده و یا سایر هم فکران و دوستان حامد صمدلویی مانند مهرداد جهانگیری و حسن رضایی به مباحث چالشی موجود ورود پیدا کنند ، قطعا مورد استقبال ماست که زمینه تضارب آراء و اندیشه ها را بهتر و مطلوب تر فراهم می کند ولی در حالیکه هنوز قرار و مدار برای مناظره اول بطور کامل منعقد نشده و فقط چهارچوب های کلی بحث مورد توافق قرار گرفته بود ، از سوی دوستان با چنین واکنشی مواجه می شویم که نه تنها اصل بحث را قبول ندارند بلکه به دنبال پاک کردن صورت مساله با ایجاد ابهام درباره اینجانب و عملکرد پایگاه خبری تحلیلی گلستان ما هستند دیگری جایی برای مناظره حضوری باقی نمی ماند .

, گلستان ما,

لذا اینجانب با نگارش این مطلب ، ضمن ایجاد تاملی دقیق تر بر یک بیانیه و موارد پیرامون آن و ارائه پاسخی اجمالی به همه این دوستان ، راه را برای مناظره نوشتاری هموارتر و مناسب تر می بینم تا در صورت ورود هر یک از 41 نفر امضا کننده بیانیه به این موضوع و یا سایر دوستان در زمینه های دیگر ، به جای انجام مناظره حضوری با تک تک آنان ، به همان دیالوگ مکتوب بپردازیم که هم صرفه جویی در زمان بشود و هم مخاطبین بیشتری بتوانند از آراء و اندیشه های گوناگون مطلع و آگاه شوند و در نهایت با رشته تحریر در آمدن افکار و اندیشه ها و ثبت در رسانه ها برای آیندگان و تاریخ نیز باقی بماند .
 

,
,

فرامرز گلستانی

,

 

,

** اسامی امضا کنندگان بیانیه مورد مناقشه :

,

سجاد پورباقر ، مرتضی‌ ایزدی ، حامد صمدلویی ، احسان علائی فر ،‌ محمد مهیمنی ،‌ یاسر محمد شفیع ، حسن رضائی ، یاسر سجادی فر ، یاسر کر ، سعید گندمی ، مصطفی خسرو یار ، سینا سالاری ، محمد مهدی دمیرچی ، محمدرضا مروتی ، علی‌ صادقلو ، سید علی‌ میرخاندوزی ، محمد مهدی صفائی ، منصور عباسی ، سلجوق آق آتابای ، عین الله تاجیک ، محمد مهدی حمزه ای ، مهدی سیفی ، محسن کوهسریان ، حامد دلیجه ، علی‌ بیروتی ، احمدرضا تجری ، امیر رضا رضایا‌ن ،‌ حضرتقلی دوجی ،‌ محمدرضا تاجیک ، مهرداد جهانگیری ،‌ احمد خاندوزی ،‌ سید محمود ریاضی ،‌ محمد حسن کیقبادی ،‌ حسین دبیرستانی‌ ،‌ حمید رخشانی ،‌ روح الله مهیمنی ،‌ رحمان بردی قاضی لار ،‌ محمد صادق سالاری ،‌ سیاوش بسطامی ،‌ مهدی بهزادیان و محسن جافر

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه