در ایران چه میگذرد؟
دگرخواهی جنسی در تعاملات اجتماعی و سیاسی
تا بحال مسایل مختلف و متنوعی را در رفتارهای اجتماعی سیاسی دیده و حتی تجربه کرده ایم و به نوعی با آنها درگیر بوده ایم که گهگاهی برای ما لذت بخش گاهی نگران و ناراحت کننده و گاهی حس غریبی را برای ما تداعی کرده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کیوسنا، یکی از مسایل مرتبط با مسایل شهری و حتی در مقامی بالاتر مسایل سیاسی مساله ی «سکسوالیته» است که اگرچه شاید نتوان تاریخ دقیقی برای ظهور و بروز مفهوم سکسوالیته در نظر گرفت و صرفا با توجه به ظهور جنبشهای اعتراضی نظیر فمینیسم در سده های پایانی قرن نوزدهم برای مقابله با مردسالاری و دفاع از حقوق زنان در غرب که تاثیر خود را بر مسایل جنسی زنان از جمله استثمار جنسی و بردگی جنسی گذاشت در نظر بگیریم اما این موضوع با توجه به ماهیت اجتماعی و تا حدودی فلسفی که دارد در گذشته وجود داشته است اما مغفول بوده است و در جوامع امروزی و با رونق گرفتن فرهنگ مصرفی در کشورها این موضوع هرچند هنوز ناشناخته است اما باعث رونق گرفتن شده و می تواند پاسخ بعضی از سوالات مهم در عرصه ی تعاملات اجتماعی و سیاسی را بدهد و آنها را واکاوی کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کیوسنا،,
عموما سکشوال و در اصطلاح فرانسه سکسوالیته مسایل مرتبط به سکس و هرآنچه به آن مربوط است معنا می شود،مفاهیمی اعم از: مفهوم لذت و شهوت جنسی،روابط مرد و زن از نگاه فیزیولوژیک و یا روانشناختی،دگرخواهی جنسی،هموسکشوالها،آیا روابط مرد و زن صرفا مانند تمامی نیازها هورمونی و غریزی مانند غذاخوردن و یا آشامیدن است و یا نیاز جنسی در مقامی بالاتر قابل فهم است و… همگی در مساله سکسوالیته قابل بحث است و از اینرو واکاوی این مباحث و نسبت آن با حوزه هایی چون سیاست،آسیبهای اجتماعی و حتی رمان و ادبیات همگی جزو حوزه های مطالعاتی این رشته ی بینا رشته ای است و با توجه به اینکه بسیاری از پرسشهای فلسفی در حوزه ی خانواده و مسایل جنسی قابل ارزیابی اند در مسایل شهری و حتی سیاسی هم می توان از سکسوالیته بهره گرفت.
در ایران با توجه به تازگی بیش از اندازه این بحث و به علت بعضا مغفول بودن آن در میان روانشناسان و جامعه شناسان و حتی ترسهای اعتقادی مذهبی ناشی از آن برای طرح این موضوع در جامعه،بسیاری از پدیده های موجود ناشناخته و حتی نگران کننده معنا می شود و در صورت عدم فهم موضوع،مساله ی مورد نظر رها شده تا جاییکه موضوع تبدیل به معضل و سرآخر به بحران می رسد.
یکی از چالشهای اصلی این حوزه در بحثهای شهری نسبت سکس و رفتارهای آن در تعاملات اجتماعی و در مقامی بالاتر سیاسی است، به این معنا که آیا می توان نسبت بین روابط زن و مرد را صرفا در چارچوب هنجارهای دینی تصور و تحلیل کرد و خارج از آنرا ضد دینی دانست و یا بخشی از تعاملات شهری و اجتماعی در صورت حفظ ظاهری هنجارهای دینی، می تواند باطنی سکسوالیته داشته باشد؟
شاید در مقام نخست این پرسش به راحتی قابل پاسخگویی باشد که هر آنچه خارج از هنجارهای شرعی باشد ضد دینی است و هر رفتاری که دینی نباشد قطعا شیطانی است.قطعا این پاسخ درست بوده و در مقام اول بدیهی است اما نکته اینجاست با پیشرفته شدن جامعه و رفتارهای پیچیده ی انسانی تحلیل اینکه چه موضوعی ضد دینی است و چه موضوعی دینی در صورتی که ممکن است ظواهر شرعی را هم حفظ کند کاری بسیار سخت بوده و تا حدی غیرممکن است و اینکه آیا با این توجیه که در تعاملات اجتماعی و روابط زن و مرد می توان به عدم پیشگویی برای نیت خوانی جنسی بسنده کرد در حالی که رفتارهای پرخطر جنسی از این بستر رشد می کنند و اصولا موضوع نیت خوانی نیست که همه ی مسایل را بشود با آن فهم کرد؟
به عنوان مثال چگونه می توان راننده ی تاکسی را تحلیل کرد که در خیابانی که اول مسیر یک مرد منتظر تاکسی است و عقب تر از آن چندین خانم منتظر اتومبیل هستند،راننده بجای سوار کردن آن آقا تمامی خانمها را با وجود مسیرهای متناقض یا اگر نگوییم متناقض مسیرهای طولانی تر از هم سوار کرده صرفا با این استدلال و رفتار ظاهری راننده تاکسی که، خانمها هم مسیرند اما آن آقا خیر،در صورتی که باطن ماجرا چیز دیگری است؟و این رفتار هزاران بار حداقل در کلان شهری چون تهران روزانه تجربه می شود و از نظر ظاهری،رفتار غیرشرعی و غیرقانونی رخ نداده است،آیا رانندگانی که چنین کاری می کنند و در اتومبیل هم رفتار خارج از شرع با مسافران انجام نمی دهند و فقط نظاره گر مسافران هستند اما باطنا اینکار را مدام تکرار می کنند و نه تنها اینکار بلکه در هر مکان عمومی به اسم اینکه بانوان مقدم اند چنین رفتارهایی می کنند صرفا چشم چران اند و یا در اصطلاح عامیانه زن ذلیل و یا تناقضات عرفی و شرعی در نظر فرد مورد نظر شکل گرفته است که چنین رفتاری می کند؟
آیا خانم و آقایی که متصدی بانک هستند و به ظاهر صبح زود حال و احوال و انرژی کافی برای برخورد مناسب با مشتری را ندارند در صورتی که برخلاف این رویه صبح انسانها می بایست سر حال باشند،چگونه است کارمند خانم بانک که علی الظاهر ممکن است دیشب را خوب نخوابیده باشد و طبیعیست که با مشتری خانم هم جنس خود ارتباط خوبی نگیرد اما به محض رسیدن یک مرد شیک پوش و احیانا جوان انرژی متصدی بانک مضاعف شده و حتی بدون رد و بدل کردن واژه ای تحریک آمیز و یا ارتباط غیر شرعی متصدی خانم مورد نظر روحیه دو چندان می گیرد و کار مشتری مرد را خوب و سریع راه می اندازد و بالعکس این قضیه درباره ی متصدی آقا و مشتری خانم رخ می دهد؟!!آیا صرف تمیز و پاکیزه بودن انرژی زاست در صورتی که بسیاری از مشتریان دیگر هم نظافت دارند اما شاید به اندازه ی فرد مورد نظر درآمد لازم برای رسیدگی به خود را ندارند و از نظر قانون و منطق برای متصدی نباید راه اندازی مشتریان تفاوتی داشته باشد و حتی اگر هم داشته باشد چرا نسبت به هم جنس خود ادای احترام نمی کنند؟!! بنظر همه ی این موارد مساله را پیچیده تر از بحث چشم چرانی و عدم خویشتن داری می کند؟
یا متروی شلوغی تصور کنید که در قسمت واگن آقایان در ازدحام جمعیت پیرمردی که نشسته است بلند شده و جای خود را به خانم جوانی که به هر دلیلی خارج از ضوابط قانونی در واگن آقایان حضور پیدا کرده ایستاده است می دهد با این توجیه که خانم است و باید به او احترام گذاشت اما همان پیرمرد،سرباز و یا مرد میانسالی که از پادگان و اداره ی محل خدمت و یا سرکار برگشته و هردو خسته اند را برای دادن جا به آنها نادید می گیرد و اگر بخواهیم ارتباط گیری را علت بدانیم علی الظاهر پیرمرد در ازدحام جمعیت و فرصت اندک،مهلت آشنایی با آن خانم جوان را برای ارتباط گیری نداشته و حتی نشسته هم می تواند به چشم چرانی بپردازد،پس سوال اینجاست اگر هیچکدام از این موارد نیست چه اتفاقی می افتد که باعث می شود این رفتارها اعم از رفتار رانندگان تاکسی،کارمند بانک و فرد مورد نظر در مترو و مکان های دیگر حتی منشی مطب پزشکی مجلل در ظاهر بی عیب و مباح جلوه کند اما در بطن ماجرا حسی جنسی را به انسان متبادر کند و واقعا هم اینچنین باشد؟
قطعا مسایلی چون چشم چرانی،خودشیرینی و دیده شدن در جمع و…همگی به نوعی علت اند اما همه ی ماجرا نبوده و لازم است بحث سکسوالیته و روابط پیچیده تر آن در پاسخ به این سوالات لحاظ شود که چه روابط ذهنی و چه فعل و انفعالاتی در مغز و روح انسان رخ می دهد که حتی به فرض اگر فرد مورد نظر واقعا حس چشم چرانی هم نداشته باشد اینگونه حسی جنسی به انسان القا شده و اگر هم طرف واقعا چشم چران باشد بدون تعامل مورد نظر هم می تواند چشم چرانی کند پس چرا این حرکات باعث بروز چنین رفتارهای غیر منطقی شود؟
آیا مازوخیسم جنسی(خود آزاری جنسی که می تواند روحی و یا فیزیکی باشد) و رفتارهای مشابه که می تواند لذت بخش باشد بخشی از ماجرا است که فرد چنین اعمالی را مرتکب می شود؟
چرا سیاستمداران در کنشهای سیاسی در خلوت خود معمولا انسانهایی رادیکال و حتی بشدت مذهبی(مذهب به معنای عرف کلمه) هستند اما در رفتارهای سیاسی و حتی شعارهای انتخاباتی افرادی ولنگار و مسامحه گر؟
آیا قدرت طلبی صرفا تنها جواب ماجراست و اگر چنین است پس فرد مورد نظر چگونه مذهبی بوده و قایل به تسامح فرهنگی است؟
آیا با توجه به اینکه سکس یک رابطه ی ویژه ی جسمی روانی است و این موضوع اثبات شده است می توان گفت که بخشی از رفتارهای غیرعادی شهری و تعاملات اجتماعی و حتی سیاسی از طریق کامجویی ذهنی رخ می دهد که ممکن است دامنه دار نباشد و آنی و فی البداهه صورت گیرد؟
آیا بخشی از سکولاریسم و تسامح فرهنگی ریشه در رفتارشناسی جنسی دارد و آیا ممکن است یک سیاستمدار سکولار درگیر سکسوالیته پنهان باشد که در عرصه ی عمل صرفا رای آوری ظهور می کند؟
اگر بتوان بخشی از پرسشهای موجود را حل کرد شاید بتوان شاخصی برای تمایز رفتارهای دینی و غیردینی،شاخص گذاری سیاسی و رصد مسایل مرتبط با آن برای ارزیابی سیاستمداران جهان و حل تضادهای عرفی و شرعی را متوجه شد که کمک شایانی در بحث امنیت شهری و روانی می کند هرچند تا رسیدن به آن روز راه بسیار است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه