مرتبط با دگران؛ بریده از خانواده
امروزه خانواده به شکل های مختلفی در جامعه ما دیده می شود، اما در داخل هر سیستم خانوادگی افراد به وسیله حلقه های عاطفی قدرتمند ، بادوام و متقابل به هم گره خورده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان کویر ، هوا خیلی گرم بود و من که زودتر از موعد رسیده بودم با خوشحالی جایی روبروی کولر پیدا کردم. دوستم که آمد سرگرم صحبت درباره کتابی که تازگی دست گرفته بود، شدیم و یکدفعه دیدیم که همه آمده اند و یکی از سرپرست ها ایستاد و با معرفی دانشجوی درشت اندامی که موضوع صحبت را پیشنهادکرده بود، از او دعوت کرد، جلسه را رسما شروع کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,ـ امروزه خانواده به شکل های مختلفی در جامعه ما دیده می شود، اما در داخل هر سیستم خانوادگی افراد به وسیله حلقه های عاطفی قدرتمند ، بادوام و متقابل به هم گره خورده اند.1 با اینحال این گروه منسجم آسیب پذیر هم هست و خانواده به دلایل گوناگون ممکن است دچار ترک خوردگی شود و اعضای آن از هم جدا گردند، یکی از این عوامل که بحث امروز ما درباره اش است، آسیب نوپدید بی تفاوتی پدر و مادر نسبت به بچه ها و رفتارشان به دلیل اعتیاد به شبکه های اجتماعی است.
دانشجوی عینکی که کنار من نشسته بود، گفت:« حدود هفتاد سال پیش کودکان ایرانی از بازی با بچه های خویشان نزدیک و همسایگان و بودن در کنار بزرگتر ها، و آنها که به مدرسه می رفتند، از معلمان و اولیای مدرسه رفتار اجتماعی را یاد می گرفتند، سی سال پیش بچه ها بجز اینها ساعاتی از روز را جلوی تلویزیون می گذراندند و از خاله و عموهای تلویزیونی و کارتون ها و سریال ها هم درس می گرفتند. بچه های امروز اما وقت زیادی را با برنامه ها یا به قول همه اَپ های گوشی های پدر و مادر یا حتی خودشان یا تبلت ها می گذرانند، تا جایی که نسل امروزی را عده ای نسل شبکه می نامند.2 »
ـ وضعیت از نظر من هیچ قابل قبول نیست. حتی وقتی خانواده و فامیل کنار هم جمعند، با هم صحبت نمی کنند، اکثر افراد مشغول گوشی یا تبلتشان هستند. این اتفاق حتی سر ناهار و شام هم می افتد.
دانشجوی روبرویی من گفت:« ببینید، این وضعیت همه دنیاست. شبکه های اجتماعی را نمی شود با یک آیین نامه حذف کرد. این کار جز ایجاد مقاومت منفی و دلزدگی در نوجوانان و جوانان فایده ای ندارد. بخصوص که شبکه های اجتماعی می توانند موارد استفاده بسیار مفیدی داشته باشند.»
من جواب دادم:« من هم نمی گویم که باید فکر کنیم می شود با یک آیین نامه بساط شبکه های اجتماعی را جمع کرد. اما باید به مردم درباره شان و مشکلات و منافعشان اطلاعات کافی داد. عقیده من این است که یک سری فیلم مستند که خوب ساخته شده باشند بهتر از چندین سخنرانی و یا بحث بین مجری و کارشناس جواب می دهند. اگر بشود از آیتم های طنز کوتاه استفاده کرد که چه بهتر.»
دوستم که کنار من نشسته بود، گفت:« واقعیت این است که والدین الان اطلاعاتشان آنقدر کم است که حتی خودشان را گاهی به خطر می اندازند، چه برسد به راهنمایی بچه هایشان. این کمبود سواد شبکه ای به نظر من خطرناک است. هم خود والدین باید دنبال آگاهی باشند و هم نهاد های آگاه کننده و بخصوص رسانه ها باید در این مورد بیشتر کار کنند. فرو رفتن والدین در شبکه ها خیلی اوقات باعث عدم توجه و بی تفاوتی نسبت به بچه ها و تربیت صحیحشان می شود که برای آینده کشور بسیار ناخوشایند است. بچه ها هم به دلیل تقلید از والدین و هم به خاطر سعی در پُر کردن خلأ ناشی از عدم توجه پدر و مادر به آنها، هرچه بیشتر به دامان شبکه می افتند که متأسفانه جایی پر از دروغ و ریا و ناامن برای بچه های ناآگاه از خطرات است.»
ـ آهنگ زندگی بخصوص در شهرهای بزرگ نسبت به چند دهه پیش بسیار سریعتر شده است. افراد احساس می کنند که وقت کمتری برای بچه هایشان دارند. به نظر من باید به والدین درس تنظیم اوقات داده شود. یعنی باید پدر و مادر برنامه ریزی روزانه داشته باشند، طوری که برای بچه هایشان در سنین مختلف وقت مخصوص کنار بگذارند. بچه ها را با خود ببرند مسجد یا مراسم مختلف مذهبی، حتی یک پیاده روی هم خوب است. البته گوشی پدر و مادر در این مواقع حتی اگر با خود می آورندش، باید در جیب یا کیف محبوس شود و این وقت واقعا مال بچه ها باشد.
سرپرست دوم گروه از جا بلند شد:« خانواده در تمام فرهنگ ها کانون شکل گیری هویت فردی است3. بچه ها اگر وقتی کوچکند و نوجوان، به میزان کافی از والدین توجه نبینند و به موقع تربیت نشوند، قادر نیستند در زندگی خود مهارت های اجتماعی مناسب برای روابط درست و سازنده نشان دهند. با توجه به اینکه اعتیاد برخی والدین به شبکه های اجتماعی، که در مواردی به بچه ها هم سرایت می کند، در شکاف انداختن بین نسل ها مؤثر به نظر می رسد، لازم است رسانه ها در جهت اطلاع رسانی در مورد این آسیبِ به قول دوستمان نوپدید بسیار بیشتر بکوشند. اقدام خود خانواده ها هم در محدود کردن زمان استفاده از این شبکه ها در شبانه روز هم برای والدین و هم برای بچه ها می تواند کمک کند. من شخصا روش مادربزرگم را دوست دارم که وارد خانه اش که شدی، باید گوشی ات را داخل سبد دم در بگذاری و کفشت را در جا کفشی!»
منابع:
- آسیب های نوپدید؛ شبکه های اجتماعی مجازی در کمین خانواده ی ایرانی، سمیرا ابراهیم پور و دکتر کامیار خزایی از دانشگاه آزاد چالوس
- همان مقاله.
- باقر ثنایی، آسیب شناسی خانواده، نشریه پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره 3، 1379
ـ امروزه خانواده به شکل های مختلفی در جامعه ما دیده می شود، اما در داخل هر سیستم خانوادگی افراد به وسیله حلقه های عاطفی قدرتمند ، بادوام و متقابل به هم گره خورده اند.1 با اینحال این گروه منسجم آسیب پذیر هم هست و خانواده به دلایل گوناگون ممکن است دچار ترک خوردگی شود و اعضای آن از هم جدا گردند، یکی از این عوامل که بحث امروز ما درباره اش است، آسیب نوپدید بی تفاوتی پدر و مادر نسبت به بچه ها و رفتارشان به دلیل اعتیاد به شبکه های اجتماعی است.
دانشجوی عینکی که کنار من نشسته بود، گفت:« حدود هفتاد سال پیش کودکان ایرانی از بازی با بچه های خویشان نزدیک و همسایگان و بودن در کنار بزرگتر ها، و آنها که به مدرسه می رفتند، از معلمان و اولیای مدرسه رفتار اجتماعی را یاد می گرفتند، سی سال پیش بچه ها بجز اینها ساعاتی از روز را جلوی تلویزیون می گذراندند و از خاله و عموهای تلویزیونی و کارتون ها و سریال ها هم درس می گرفتند. بچه های امروز اما وقت زیادی را با برنامه ها یا به قول همه اَپ های گوشی های پدر و مادر یا حتی خودشان یا تبلت ها می گذرانند، تا جایی که نسل امروزی را عده ای نسل شبکه می نامند.2 »
ـ وضعیت از نظر من هیچ قابل قبول نیست. حتی وقتی خانواده و فامیل کنار هم جمعند، با هم صحبت نمی کنند، اکثر افراد مشغول گوشی یا تبلتشان هستند. این اتفاق حتی سر ناهار و شام هم می افتد.
دانشجوی روبرویی من گفت:« ببینید، این وضعیت همه دنیاست. شبکه های اجتماعی را نمی شود با یک آیین نامه حذف کرد. این کار جز ایجاد مقاومت منفی و دلزدگی در نوجوانان و جوانان فایده ای ندارد. بخصوص که شبکه های اجتماعی می توانند موارد استفاده بسیار مفیدی داشته باشند.»
من جواب دادم:« من هم نمی گویم که باید فکر کنیم می شود با یک آیین نامه بساط شبکه های اجتماعی را جمع کرد. اما باید به مردم درباره شان و مشکلات و منافعشان اطلاعات کافی داد. عقیده من این است که یک سری فیلم مستند که خوب ساخته شده باشند بهتر از چندین سخنرانی و یا بحث بین مجری و کارشناس جواب می دهند. اگر بشود از آیتم های طنز کوتاه استفاده کرد که چه بهتر.»
دوستم که کنار من نشسته بود، گفت:« واقعیت این است که والدین الان اطلاعاتشان آنقدر کم است که حتی خودشان را گاهی به خطر می اندازند، چه برسد به راهنمایی بچه هایشان. این کمبود سواد شبکه ای به نظر من خطرناک است. هم خود والدین باید دنبال آگاهی باشند و هم نهاد های آگاه کننده و بخصوص رسانه ها باید در این مورد بیشتر کار کنند. فرو رفتن والدین در شبکه ها خیلی اوقات باعث عدم توجه و بی تفاوتی نسبت به بچه ها و تربیت صحیحشان می شود که برای آینده کشور بسیار ناخوشایند است. بچه ها هم به دلیل تقلید از والدین و هم به خاطر سعی در پُر کردن خلأ ناشی از عدم توجه پدر و مادر به آنها، هرچه بیشتر به دامان شبکه می افتند که متأسفانه جایی پر از دروغ و ریا و ناامن برای بچه های ناآگاه از خطرات است.»
ـ آهنگ زندگی بخصوص در شهرهای بزرگ نسبت به چند دهه پیش بسیار سریعتر شده است. افراد احساس می کنند که وقت کمتری برای بچه هایشان دارند. به نظر من باید به والدین درس تنظیم اوقات داده شود. یعنی باید پدر و مادر برنامه ریزی روزانه داشته باشند، طوری که برای بچه هایشان در سنین مختلف وقت مخصوص کنار بگذارند. بچه ها را با خود ببرند مسجد یا مراسم مختلف مذهبی، حتی یک پیاده روی هم خوب است. البته گوشی پدر و مادر در این مواقع حتی اگر با خود می آورندش، باید در جیب یا کیف محبوس شود و این وقت واقعا مال بچه ها باشد.
سرپرست دوم گروه از جا بلند شد:« خانواده در تمام فرهنگ ها کانون شکل گیری هویت فردی است3. بچه ها اگر وقتی کوچکند و نوجوان، به میزان کافی از والدین توجه نبینند و به موقع تربیت نشوند، قادر نیستند در زندگی خود مهارت های اجتماعی مناسب برای روابط درست و سازنده نشان دهند. با توجه به اینکه اعتیاد برخی والدین به شبکه های اجتماعی، که در مواردی به بچه ها هم سرایت می کند، در شکاف انداختن بین نسل ها مؤثر به نظر می رسد، لازم است رسانه ها در جهت اطلاع رسانی در مورد این آسیبِ به قول دوستمان نوپدید بسیار بیشتر بکوشند. اقدام خود خانواده ها هم در محدود کردن زمان استفاده از این شبکه ها در شبانه روز هم برای والدین و هم برای بچه ها می تواند کمک کند. من شخصا روش مادربزرگم را دوست دارم که وارد خانه اش که شدی، باید گوشی ات را داخل سبد دم در بگذاری و کفشت را در جا کفشی!»
منابع:
- آسیب های نوپدید؛ شبکه های اجتماعی مجازی در کمین خانواده ی ایرانی، سمیرا ابراهیم پور و دکتر کامیار خزایی از دانشگاه آزاد چالوس
- همان مقاله.
- باقر ثنایی، آسیب شناسی خانواده، نشریه پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره 3، 1379
ـ امروزه خانواده به شکل های مختلفی در جامعه ما دیده می شود، اما در داخل هر سیستم خانوادگی افراد به وسیله حلقه های عاطفی قدرتمند ، بادوام و متقابل به هم گره خورده اند.1 با اینحال این گروه منسجم آسیب پذیر هم هست و خانواده به دلایل گوناگون ممکن است دچار ترک خوردگی شود و اعضای آن از هم جدا گردند، یکی از این عوامل که بحث امروز ما درباره اش است، آسیب نوپدید بی تفاوتی پدر و مادر نسبت به بچه ها و رفتارشان به دلیل اعتیاد به شبکه های اجتماعی است.
دانشجوی عینکی که کنار من نشسته بود، گفت:« حدود هفتاد سال پیش کودکان ایرانی از بازی با بچه های خویشان نزدیک و همسایگان و بودن در کنار بزرگتر ها، و آنها که به مدرسه می رفتند، از معلمان و اولیای مدرسه رفتار اجتماعی را یاد می گرفتند، سی سال پیش بچه ها بجز اینها ساعاتی از روز را جلوی تلویزیون می گذراندند و از خاله و عموهای تلویزیونی و کارتون ها و سریال ها هم درس می گرفتند. بچه های امروز اما وقت زیادی را با برنامه ها یا به قول همه اَپ های گوشی های پدر و مادر یا حتی خودشان یا تبلت ها می گذرانند، تا جایی که نسل امروزی را عده ای نسل شبکه می نامند.2 »
ـ وضعیت از نظر من هیچ قابل قبول نیست. حتی وقتی خانواده و فامیل کنار هم جمعند، با هم صحبت نمی کنند، اکثر افراد مشغول گوشی یا تبلتشان هستند. این اتفاق حتی سر ناهار و شام هم می افتد.
دانشجوی روبرویی من گفت:« ببینید، این وضعیت همه دنیاست. شبکه های اجتماعی را نمی شود با یک آیین نامه حذف کرد. این کار جز ایجاد مقاومت منفی و دلزدگی در نوجوانان و جوانان فایده ای ندارد. بخصوص که شبکه های اجتماعی می توانند موارد استفاده بسیار مفیدی داشته باشند.»
من جواب دادم:« من هم نمی گویم که باید فکر کنیم می شود با یک آیین نامه بساط شبکه های اجتماعی را جمع کرد. اما باید به مردم درباره شان و مشکلات و منافعشان اطلاعات کافی داد. عقیده من این است که یک سری فیلم مستند که خوب ساخته شده باشند بهتر از چندین سخنرانی و یا بحث بین مجری و کارشناس جواب می دهند. اگر بشود از آیتم های طنز کوتاه استفاده کرد که چه بهتر.»
دوستم که کنار من نشسته بود، گفت:« واقعیت این است که والدین الان اطلاعاتشان آنقدر کم است که حتی خودشان را گاهی به خطر می اندازند، چه برسد به راهنمایی بچه هایشان. این کمبود سواد شبکه ای به نظر من خطرناک است. هم خود والدین باید دنبال آگاهی باشند و هم نهاد های آگاه کننده و بخصوص رسانه ها باید در این مورد بیشتر کار کنند. فرو رفتن والدین در شبکه ها خیلی اوقات باعث عدم توجه و بی تفاوتی نسبت به بچه ها و تربیت صحیحشان می شود که برای آینده کشور بسیار ناخوشایند است. بچه ها هم به دلیل تقلید از والدین و هم به خاطر سعی در پُر کردن خلأ ناشی از عدم توجه پدر و مادر به آنها، هرچه بیشتر به دامان شبکه می افتند که متأسفانه جایی پر از دروغ و ریا و ناامن برای بچه های ناآگاه از خطرات است.»
ـ آهنگ زندگی بخصوص در شهرهای بزرگ نسبت به چند دهه پیش بسیار سریعتر شده است. افراد احساس می کنند که وقت کمتری برای بچه هایشان دارند. به نظر من باید به والدین درس تنظیم اوقات داده شود. یعنی باید پدر و مادر برنامه ریزی روزانه داشته باشند، طوری که برای بچه هایشان در سنین مختلف وقت مخصوص کنار بگذارند. بچه ها را با خود ببرند مسجد یا مراسم مختلف مذهبی، حتی یک پیاده روی هم خوب است. البته گوشی پدر و مادر در این مواقع حتی اگر با خود می آورندش، باید در جیب یا کیف محبوس شود و این وقت واقعا مال بچه ها باشد.
سرپرست دوم گروه از جا بلند شد:« خانواده در تمام فرهنگ ها کانون شکل گیری هویت فردی است3. بچه ها اگر وقتی کوچکند و نوجوان، به میزان کافی از والدین توجه نبینند و به موقع تربیت نشوند، قادر نیستند در زندگی خود مهارت های اجتماعی مناسب برای روابط درست و سازنده نشان دهند. با توجه به اینکه اعتیاد برخی والدین به شبکه های اجتماعی، که در مواردی به بچه ها هم سرایت می کند، در شکاف انداختن بین نسل ها مؤثر به نظر می رسد، لازم است رسانه ها در جهت اطلاع رسانی در مورد این آسیبِ به قول دوستمان نوپدید بسیار بیشتر بکوشند. اقدام خود خانواده ها هم در محدود کردن زمان استفاده از این شبکه ها در شبانه روز هم برای والدین و هم برای بچه ها می تواند کمک کند. من شخصا روش مادربزرگم را دوست دارم که وارد خانه اش که شدی، باید گوشی ات را داخل سبد دم در بگذاری و کفشت را در جا کفشی!»
منابع:
- آسیب های نوپدید؛ شبکه های اجتماعی مجازی در کمین خانواده ی ایرانی، سمیرا ابراهیم پور و دکتر کامیار خزایی از دانشگاه آزاد چالوس
- همان مقاله.
- باقر ثنایی، آسیب شناسی خانواده، نشریه پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره 3، 1379
ـ امروزه خانواده به شکل های مختلفی در جامعه ما دیده می شود، اما در داخل هر سیستم خانوادگی افراد به وسیله حلقه های عاطفی قدرتمند ، بادوام و متقابل به هم گره خورده اند.1 با اینحال این گروه منسجم آسیب پذیر هم هست و خانواده به دلایل گوناگون ممکن است دچار ترک خوردگی شود و اعضای آن از هم جدا گردند، یکی از این عوامل که بحث امروز ما درباره اش است، آسیب نوپدید بی تفاوتی پدر و مادر نسبت به بچه ها و رفتارشان به دلیل اعتیاد به شبکه های اجتماعی است.
دانشجوی عینکی که کنار من نشسته بود، گفت:« حدود هفتاد سال پیش کودکان ایرانی از بازی با بچه های خویشان نزدیک و همسایگان و بودن در کنار بزرگتر ها، و آنها که به مدرسه می رفتند، از معلمان و اولیای مدرسه رفتار اجتماعی را یاد می گرفتند، سی سال پیش بچه ها بجز اینها ساعاتی از روز را جلوی تلویزیون می گذراندند و از خاله و عموهای تلویزیونی و کارتون ها و سریال ها هم درس می گرفتند. بچه های امروز اما وقت زیادی را با برنامه ها یا به قول همه اَپ های گوشی های پدر و مادر یا حتی خودشان یا تبلت ها می گذرانند، تا جایی که نسل امروزی را عده ای نسل شبکه می نامند.2 »
ـ وضعیت از نظر من هیچ قابل قبول نیست. حتی وقتی خانواده و فامیل کنار هم جمعند، با هم صحبت نمی کنند، اکثر افراد مشغول گوشی یا تبلتشان هستند. این اتفاق حتی سر ناهار و شام هم می افتد.
دانشجوی روبرویی من گفت:« ببینید، این وضعیت همه دنیاست. شبکه های اجتماعی را نمی شود با یک آیین نامه حذف کرد. این کار جز ایجاد مقاومت منفی و دلزدگی در نوجوانان و جوانان فایده ای ندارد. بخصوص که شبکه های اجتماعی می توانند موارد استفاده بسیار مفیدی داشته باشند.»
من جواب دادم:« من هم نمی گویم که باید فکر کنیم می شود با یک آیین نامه بساط شبکه های اجتماعی را جمع کرد. اما باید به مردم درباره شان و مشکلات و منافعشان اطلاعات کافی داد. عقیده من این است که یک سری فیلم مستند که خوب ساخته شده باشند بهتر از چندین سخنرانی و یا بحث بین مجری و کارشناس جواب می دهند. اگر بشود از آیتم های طنز کوتاه استفاده کرد که چه بهتر.»
دوستم که کنار من نشسته بود، گفت:« واقعیت این است که والدین الان اطلاعاتشان آنقدر کم است که حتی خودشان را گاهی به خطر می اندازند، چه برسد به راهنمایی بچه هایشان. این کمبود سواد شبکه ای به نظر من خطرناک است. هم خود والدین باید دنبال آگاهی باشند و هم نهاد های آگاه کننده و بخصوص رسانه ها باید در این مورد بیشتر کار کنند. فرو رفتن والدین در شبکه ها خیلی اوقات باعث عدم توجه و بی تفاوتی نسبت به بچه ها و تربیت صحیحشان می شود که برای آینده کشور بسیار ناخوشایند است. بچه ها هم به دلیل تقلید از والدین و هم به خاطر سعی در پُر کردن خلأ ناشی از عدم توجه پدر و مادر به آنها، هرچه بیشتر به دامان شبکه می افتند که متأسفانه جایی پر از دروغ و ریا و ناامن برای بچه های ناآگاه از خطرات است.»
ـ آهنگ زندگی بخصوص در شهرهای بزرگ نسبت به چند دهه پیش بسیار سریعتر شده است. افراد احساس می کنند که وقت کمتری برای بچه هایشان دارند. به نظر من باید به والدین درس تنظیم اوقات داده شود. یعنی باید پدر و مادر برنامه ریزی روزانه داشته باشند، طوری که برای بچه هایشان در سنین مختلف وقت مخصوص کنار بگذارند. بچه ها را با خود ببرند مسجد یا مراسم مختلف مذهبی، حتی یک پیاده روی هم خوب است. البته گوشی پدر و مادر در این مواقع حتی اگر با خود می آورندش، باید در جیب یا کیف محبوس شود و این وقت واقعا مال بچه ها باشد.
سرپرست دوم گروه از جا بلند شد:« خانواده در تمام فرهنگ ها کانون شکل گیری هویت فردی است3. بچه ها اگر وقتی کوچکند و نوجوان، به میزان کافی از والدین توجه نبینند و به موقع تربیت نشوند، قادر نیستند در زندگی خود مهارت های اجتماعی مناسب برای روابط درست و سازنده نشان دهند. با توجه به اینکه اعتیاد برخی والدین به شبکه های اجتماعی، که در مواردی به بچه ها هم سرایت می کند، در شکاف انداختن بین نسل ها مؤثر به نظر می رسد، لازم است رسانه ها در جهت اطلاع رسانی در مورد این آسیبِ به قول دوستمان نوپدید بسیار بیشتر بکوشند. اقدام خود خانواده ها هم در محدود کردن زمان استفاده از این شبکه ها در شبانه روز هم برای والدین و هم برای بچه ها می تواند کمک کند. من شخصا روش مادربزرگم را دوست دارم که وارد خانه اش که شدی، باید گوشی ات را داخل سبد دم در بگذاری و کفشت را در جا کفشی!»
منابع:
- آسیب های نوپدید؛ شبکه های اجتماعی مجازی در کمین خانواده ی ایرانی، سمیرا ابراهیم پور و دکتر کامیار خزایی از دانشگاه آزاد چالوس
- همان مقاله.
- باقر ثنایی، آسیب شناسی خانواده، نشریه پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره 3، 1379
ـ امروزه خانواده به شکل های مختلفی در جامعه ما دیده می شود، اما در داخل هر سیستم خانوادگی افراد به وسیله حلقه های عاطفی قدرتمند ، بادوام و متقابل به هم گره خورده اند.1 با اینحال این گروه منسجم آسیب پذیر هم هست و خانواده به دلایل گوناگون ممکن است دچار ترک خوردگی شود و اعضای آن از هم جدا گردند، یکی از این عوامل که بحث امروز ما درباره اش است، آسیب نوپدید بی تفاوتی پدر و مادر نسبت به بچه ها و رفتارشان به دلیل اعتیاد به شبکه های اجتماعی است.
دانشجوی عینکی که کنار من نشسته بود، گفت:« حدود هفتاد سال پیش کودکان ایرانی از بازی با بچه های خویشان نزدیک و همسایگان و بودن در کنار بزرگتر ها، و آنها که به مدرسه می رفتند، از معلمان و اولیای مدرسه رفتار اجتماعی را یاد می گرفتند، سی سال پیش بچه ها بجز اینها ساعاتی از روز را جلوی تلویزیون می گذراندند و از خاله و عموهای تلویزیونی و کارتون ها و سریال ها هم درس می گرفتند. بچه های امروز اما وقت زیادی را با برنامه ها یا به قول همه اَپ های گوشی های پدر و مادر یا حتی خودشان یا تبلت ها می گذرانند، تا جایی که نسل امروزی را عده ای نسل شبکه می نامند.2 »
ـ وضعیت از نظر من هیچ قابل قبول نیست. حتی وقتی خانواده و فامیل کنار هم جمعند، با هم صحبت نمی کنند، اکثر افراد مشغول گوشی یا تبلتشان هستند. این اتفاق حتی سر ناهار و شام هم می افتد.
دانشجوی روبرویی من گفت:« ببینید، این وضعیت همه دنیاست. شبکه های اجتماعی را نمی شود با یک آیین نامه حذف کرد. این کار جز ایجاد مقاومت منفی و دلزدگی در نوجوانان و جوانان فایده ای ندارد. بخصوص که شبکه های اجتماعی می توانند موارد استفاده بسیار مفیدی داشته باشند.»
من جواب دادم:« من هم نمی گویم که باید فکر کنیم می شود با یک آیین نامه بساط شبکه های اجتماعی را جمع کرد. اما باید به مردم درباره شان و مشکلات و منافعشان اطلاعات کافی داد. عقیده من این است که یک سری فیلم مستند که خوب ساخته شده باشند بهتر از چندین سخنرانی و یا بحث بین مجری و کارشناس جواب می دهند. اگر بشود از آیتم های طنز کوتاه استفاده کرد که چه بهتر.»
دوستم که کنار من نشسته بود، گفت:« واقعیت این است که والدین الان اطلاعاتشان آنقدر کم است که حتی خودشان را گاهی به خطر می اندازند، چه برسد به راهنمایی بچه هایشان. این کمبود سواد شبکه ای به نظر من خطرناک است. هم خود والدین باید دنبال آگاهی باشند و هم نهاد های آگاه کننده و بخصوص رسانه ها باید در این مورد بیشتر کار کنند. فرو رفتن والدین در شبکه ها خیلی اوقات باعث عدم توجه و بی تفاوتی نسبت به بچه ها و تربیت صحیحشان می شود که برای آینده کشور بسیار ناخوشایند است. بچه ها هم به دلیل تقلید از والدین و هم به خاطر سعی در پُر کردن خلأ ناشی از عدم توجه پدر و مادر به آنها، هرچه بیشتر به دامان شبکه می افتند که متأسفانه جایی پر از دروغ و ریا و ناامن برای بچه های ناآگاه از خطرات است.»
ـ آهنگ زندگی بخصوص در شهرهای بزرگ نسبت به چند دهه پیش بسیار سریعتر شده است. افراد احساس می کنند که وقت کمتری برای بچه هایشان دارند. به نظر من باید به والدین درس تنظیم اوقات داده شود. یعنی باید پدر و مادر برنامه ریزی روزانه داشته باشند، طوری که برای بچه هایشان در سنین مختلف وقت مخصوص کنار بگذارند. بچه ها را با خود ببرند مسجد یا مراسم مختلف مذهبی، حتی یک پیاده روی هم خوب است. البته گوشی پدر و مادر در این مواقع حتی اگر با خود می آورندش، باید در جیب یا کیف محبوس شود و این وقت واقعا مال بچه ها باشد.
سرپرست دوم گروه از جا بلند شد:« خانواده در تمام فرهنگ ها کانون شکل گیری هویت فردی است3. بچه ها اگر وقتی کوچکند و نوجوان، به میزان کافی از والدین توجه نبینند و به موقع تربیت نشوند، قادر نیستند در زندگی خود مهارت های اجتماعی مناسب برای روابط درست و سازنده نشان دهند. با توجه به اینکه اعتیاد برخی والدین به شبکه های اجتماعی، که در مواردی به بچه ها هم سرایت می کند، در شکاف انداختن بین نسل ها مؤثر به نظر می رسد، لازم است رسانه ها در جهت اطلاع رسانی در مورد این آسیبِ به قول دوستمان نوپدید بسیار بیشتر بکوشند. اقدام خود خانواده ها هم در محدود کردن زمان استفاده از این شبکه ها در شبانه روز هم برای والدین و هم برای بچه ها می تواند کمک کند. من شخصا روش مادربزرگم را دوست دارم که وارد خانه اش که شدی، باید گوشی ات را داخل سبد دم در بگذاری و کفشت را در جا کفشی!»
منابع:
- آسیب های نوپدید؛ شبکه های اجتماعی مجازی در کمین خانواده ی ایرانی، سمیرا ابراهیم پور و دکتر کامیار خزایی از دانشگاه آزاد چالوس
- همان مقاله.
- باقر ثنایی، آسیب شناسی خانواده، نشریه پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره 3، 1379
ـ امروزه خانواده به شکل های مختلفی در جامعه ما دیده می شود، اما در داخل هر سیستم خانوادگی افراد به وسیله حلقه های عاطفی قدرتمند ، بادوام و متقابل به هم گره خورده اند.1 با اینحال این گروه منسجم آسیب پذیر هم هست و خانواده به دلایل گوناگون ممکن است دچار ترک خوردگی شود و اعضای آن از هم جدا گردند، یکی از این عوامل که بحث امروز ما درباره اش است، آسیب نوپدید بی تفاوتی پدر و مادر نسبت به بچه ها و رفتارشان به دلیل اعتیاد به شبکه های اجتماعی است.
دانشجوی عینکی که کنار من نشسته بود، گفت:« حدود هفتاد سال پیش کودکان ایرانی از بازی با بچه های خویشان نزدیک و همسایگان و بودن در کنار بزرگتر ها، و آنها که به مدرسه می رفتند، از معلمان و اولیای مدرسه رفتار اجتماعی را یاد می گرفتند، سی سال پیش بچه ها بجز اینها ساعاتی از روز را جلوی تلویزیون می گذراندند و از خاله و عموهای تلویزیونی و کارتون ها و سریال ها هم درس می گرفتند. بچه های امروز اما وقت زیادی را با برنامه ها یا به قول همه اَپ های گوشی های پدر و مادر یا حتی خودشان یا تبلت ها می گذرانند، تا جایی که نسل امروزی را عده ای نسل شبکه می نامند.2 »
ـ وضعیت از نظر من هیچ قابل قبول نیست. حتی وقتی خانواده و فامیل کنار هم جمعند، با هم صحبت نمی کنند، اکثر افراد مشغول گوشی یا تبلتشان هستند. این اتفاق حتی سر ناهار و شام هم می افتد.
دانشجوی روبرویی من گفت:« ببینید، این وضعیت همه دنیاست. شبکه های اجتماعی را نمی شود با یک آیین نامه حذف کرد. این کار جز ایجاد مقاومت منفی و دلزدگی در نوجوانان و جوانان فایده ای ندارد. بخصوص که شبکه های اجتماعی می توانند موارد استفاده بسیار مفیدی داشته باشند.»
من جواب دادم:« من هم نمی گویم که باید فکر کنیم می شود با یک آیین نامه بساط شبکه های اجتماعی را جمع کرد. اما باید به مردم درباره شان و مشکلات و منافعشان اطلاعات کافی داد. عقیده من این است که یک سری فیلم مستند که خوب ساخته شده باشند بهتر از چندین سخنرانی و یا بحث بین مجری و کارشناس جواب می دهند. اگر بشود از آیتم های طنز کوتاه استفاده کرد که چه بهتر.»
دوستم که کنار من نشسته بود، گفت:« واقعیت این است که والدین الان اطلاعاتشان آنقدر کم است که حتی خودشان را گاهی به خطر می اندازند، چه برسد به راهنمایی بچه هایشان. این کمبود سواد شبکه ای به نظر من خطرناک است. هم خود والدین باید دنبال آگاهی باشند و هم نهاد های آگاه کننده و بخصوص رسانه ها باید در این مورد بیشتر کار کنند. فرو رفتن والدین در شبکه ها خیلی اوقات باعث عدم توجه و بی تفاوتی نسبت به بچه ها و تربیت صحیحشان می شود که برای آینده کشور بسیار ناخوشایند است. بچه ها هم به دلیل تقلید از والدین و هم به خاطر سعی در پُر کردن خلأ ناشی از عدم توجه پدر و مادر به آنها، هرچه بیشتر به دامان شبکه می افتند که متأسفانه جایی پر از دروغ و ریا و ناامن برای بچه های ناآگاه از خطرات است.»
ـ آهنگ زندگی بخصوص در شهرهای بزرگ نسبت به چند دهه پیش بسیار سریعتر شده است. افراد احساس می کنند که وقت کمتری برای بچه هایشان دارند. به نظر من باید به والدین درس تنظیم اوقات داده شود. یعنی باید پدر و مادر برنامه ریزی روزانه داشته باشند، طوری که برای بچه هایشان در سنین مختلف وقت مخصوص کنار بگذارند. بچه ها را با خود ببرند مسجد یا مراسم مختلف مذهبی، حتی یک پیاده روی هم خوب است. البته گوشی پدر و مادر در این مواقع حتی اگر با خود می آورندش، باید در جیب یا کیف محبوس شود و این وقت واقعا مال بچه ها باشد.
سرپرست دوم گروه از جا بلند شد:« خانواده در تمام فرهنگ ها کانون شکل گیری هویت فردی است3. بچه ها اگر وقتی کوچکند و نوجوان، به میزان کافی از والدین توجه نبینند و به موقع تربیت نشوند، قادر نیستند در زندگی خود مهارت های اجتماعی مناسب برای روابط درست و سازنده نشان دهند. با توجه به اینکه اعتیاد برخی والدین به شبکه های اجتماعی، که در مواردی به بچه ها هم سرایت می کند، در شکاف انداختن بین نسل ها مؤثر به نظر می رسد، لازم است رسانه ها در جهت اطلاع رسانی در مورد این آسیبِ به قول دوستمان نوپدید بسیار بیشتر بکوشند. اقدام خود خانواده ها هم در محدود کردن زمان استفاده از این شبکه ها در شبانه روز هم برای والدین و هم برای بچه ها می تواند کمک کند. من شخصا روش مادربزرگم را دوست دارم که وارد خانه اش که شدی، باید گوشی ات را داخل سبد دم در بگذاری و کفشت را در جا کفشی!»
منابع:
- آسیب های نوپدید؛ شبکه های اجتماعی مجازی در کمین خانواده ی ایرانی، سمیرا ابراهیم پور و دکتر کامیار خزایی از دانشگاه آزاد چالوس
- همان مقاله.
- باقر ثنایی، آسیب شناسی خانواده، نشریه پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره 3، 1379
ـ امروزه خانواده به شکل های مختلفی در جامعه ما دیده می شود، اما در داخل هر سیستم خانوادگی افراد به وسیله حلقه های عاطفی قدرتمند ، بادوام و متقابل به هم گره خورده اند.1 با اینحال این گروه منسجم آسیب پذیر هم هست و خانواده به دلایل گوناگون ممکن است دچار ترک خوردگی شود و اعضای آن از هم جدا گردند، یکی از این عوامل که بحث امروز ما درباره اش است، آسیب نوپدید بی تفاوتی پدر و مادر نسبت به بچه ها و رفتارشان به دلیل اعتیاد به شبکه های اجتماعی است.
,دانشجوی عینکی که کنار من نشسته بود، گفت:« حدود هفتاد سال پیش کودکان ایرانی از بازی با بچه های خویشان نزدیک و همسایگان و بودن در کنار بزرگتر ها، و آنها که به مدرسه می رفتند، از معلمان و اولیای مدرسه رفتار اجتماعی را یاد می گرفتند، سی سال پیش بچه ها بجز اینها ساعاتی از روز را جلوی تلویزیون می گذراندند و از خاله و عموهای تلویزیونی و کارتون ها و سریال ها هم درس می گرفتند. بچه های امروز اما وقت زیادی را با برنامه ها یا به قول همه اَپ های گوشی های پدر و مادر یا حتی خودشان یا تبلت ها می گذرانند، تا جایی که نسل امروزی را عده ای نسل شبکه می نامند.2 »
,ـ وضعیت از نظر من هیچ قابل قبول نیست. حتی وقتی خانواده و فامیل کنار هم جمعند، با هم صحبت نمی کنند، اکثر افراد مشغول گوشی یا تبلتشان هستند. این اتفاق حتی سر ناهار و شام هم می افتد.
,دانشجوی روبرویی من گفت:« ببینید، این وضعیت همه دنیاست. شبکه های اجتماعی را نمی شود با یک آیین نامه حذف کرد. این کار جز ایجاد مقاومت منفی و دلزدگی در نوجوانان و جوانان فایده ای ندارد. بخصوص که شبکه های اجتماعی می توانند موارد استفاده بسیار مفیدی داشته باشند.»
,من جواب دادم:« من هم نمی گویم که باید فکر کنیم می شود با یک آیین نامه بساط شبکه های اجتماعی را جمع کرد. اما باید به مردم درباره شان و مشکلات و منافعشان اطلاعات کافی داد. عقیده من این است که یک سری فیلم مستند که خوب ساخته شده باشند بهتر از چندین سخنرانی و یا بحث بین مجری و کارشناس جواب می دهند. اگر بشود از آیتم های طنز کوتاه استفاده کرد که چه بهتر.»
,دوستم که کنار من نشسته بود، گفت:« واقعیت این است که والدین الان اطلاعاتشان آنقدر کم است که حتی خودشان را گاهی به خطر می اندازند، چه برسد به راهنمایی بچه هایشان. این کمبود سواد شبکه ای به نظر من خطرناک است. هم خود والدین باید دنبال آگاهی باشند و هم نهاد های آگاه کننده و بخصوص رسانه ها باید در این مورد بیشتر کار کنند. فرو رفتن والدین در شبکه ها خیلی اوقات باعث عدم توجه و بی تفاوتی نسبت به بچه ها و تربیت صحیحشان می شود که برای آینده کشور بسیار ناخوشایند است. بچه ها هم به دلیل تقلید از والدین و هم به خاطر سعی در پُر کردن خلأ ناشی از عدم توجه پدر و مادر به آنها، هرچه بیشتر به دامان شبکه می افتند که متأسفانه جایی پر از دروغ و ریا و ناامن برای بچه های ناآگاه از خطرات است.»
,ـ آهنگ زندگی بخصوص در شهرهای بزرگ نسبت به چند دهه پیش بسیار سریعتر شده است. افراد احساس می کنند که وقت کمتری برای بچه هایشان دارند. به نظر من باید به والدین درس تنظیم اوقات داده شود. یعنی باید پدر و مادر برنامه ریزی روزانه داشته باشند، طوری که برای بچه هایشان در سنین مختلف وقت مخصوص کنار بگذارند. بچه ها را با خود ببرند مسجد یا مراسم مختلف مذهبی، حتی یک پیاده روی هم خوب است. البته گوشی پدر و مادر در این مواقع حتی اگر با خود می آورندش، باید در جیب یا کیف محبوس شود و این وقت واقعا مال بچه ها باشد.
,سرپرست دوم گروه از جا بلند شد:« خانواده در تمام فرهنگ ها کانون شکل گیری هویت فردی است3. بچه ها اگر وقتی کوچکند و نوجوان، به میزان کافی از والدین توجه نبینند و به موقع تربیت نشوند، قادر نیستند در زندگی خود مهارت های اجتماعی مناسب برای روابط درست و سازنده نشان دهند. با توجه به اینکه اعتیاد برخی والدین به شبکه های اجتماعی، که در مواردی به بچه ها هم سرایت می کند، در شکاف انداختن بین نسل ها مؤثر به نظر می رسد، لازم است رسانه ها در جهت اطلاع رسانی در مورد این آسیبِ به قول دوستمان نوپدید بسیار بیشتر بکوشند. اقدام خود خانواده ها هم در محدود کردن زمان استفاده از این شبکه ها در شبانه روز هم برای والدین و هم برای بچه ها می تواند کمک کند. من شخصا روش مادربزرگم را دوست دارم که وارد خانه اش که شدی، باید گوشی ات را داخل سبد دم در بگذاری و کفشت را در جا کفشی!»
,منابع:
,- آسیب های نوپدید؛ شبکه های اجتماعی مجازی در کمین خانواده ی ایرانی، سمیرا ابراهیم پور و دکتر کامیار خزایی از دانشگاه آزاد چالوس
- همان مقاله.
- باقر ثنایی، آسیب شناسی خانواده، نشریه پژوهشی تربیتی، سال اول، شماره 3، 1379
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه