سیاست در ترازوی شرافت
چنانکه برخی اندیشمندان و حتی سیاستمداران برای تصحیح برداشت از سیاست و سیاستمدار تلاش داشته اند،که از جمله ی آنها شارل دوگل بوده که گفته است شاید اخلاق در سیاست راه نداشته باشد، ولی سیاست واقعی و مطلوب از زمانهای طولانی بدون اخلاق بی معناست دوگل می خواسته بگوید: سیاست عملی شریف و نجیب است زیرا که سیاستمدار است که سرنوشت زندگی ،حقوق،اموال ،اعراض مردم را دردست می گیرد و از اینجا این مسئولیت شرف و فضیلت بشمار می اید[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل کوگانا،امام علی (ع): ازتاریخ عبرت بگرید نه اینکه "خود مایه عبرت" شوید
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کوگانا,می گویند : روزی شاگرد مدرسه ی ماکیاولی؛ وینستون چرچیل،نخست وزیرسابق انگلیس و مدعی پیروزی در جنگ جهانی دوم که برای نخستین بار نظریه بمباران هوایی شدید غیر نظامیان را برای تسیلم کردن نظامیان در جهان معاصر مطرح کرد از قبرستانی می گذشت نگاهش بقبری افتاد، از همراهش پرسید این قبر کیست؟ :همراه او پاسخ داد "در این قبر سیاستمدار شرافتمند (چ. ج) بخاک سپرده شده است چرچیل گفت:این اشتباه و غیر عقلانی است که سیاستمدار و شرافتمند باهم دریک قبر قرار و آرام بگیرند"!؟
,"سیاستمدار" براساس نظر چرچیل همانطور که از گفته اش پیداست یا شرافتمند است یا سیاستمدار، و امکان ندارد یک مرد از این قشر هر دو صفت را در زمیان حیات یا در قبر بصورت همزمان داشته باشد. چرچیل این حرف، را از سرتجربه گفته است و از راز برملا شده خود بعنوان سیاستمدار پرده برمی دارد. همچنانی که چند بار پیش از این اعتراف کرده بود او جنایت هایی را برای منافع کشورش انجام داده که مستحق زندان ابد بوده است.
,آنچه نفاق سیاسی را رسوا می کند، عملکرد متناقض پشت در های بسته با آنچه که در برابر دوربین و تربیون و بویژه هنگام سخنرانی انتخاباتی گفته می شود این پدیده باعث می شود تا حکمی منفی علیه سیاست و سیاستمدار صادر شود درحالی که در حالت عادی سیاست در علم شریف است و سیاستمدار و در عمل نجیب؟ این چیزی است که عموم بدان معترفند.
,چنان که برخی اندیشمندان و حتی سیاستمداران برای تصحیح برداشت از سیاست و سیاستمدار تلاش داشته اند،که از جمله ی آنها شارل دوگل بوده که گفته است شاید اخلاق در سیاست راه نداشته باشد، ولی سیاست واقعی و مطلوب از زمانهای طولانی بدون اخلاق بی معناست دوگل می خواسته بگوید: سیاست عملی شریف و نجیب است زیرا که سیاستمدار است که سرنوشت زندگی ،حقوق،اموال ،اعراض مردم را در دست می گیرد و از اینجا این مسئولیت شرف و فضیلت بشمار می اید.
,کم و بیش از طریق رسانه ها شاهدیم که در برخی بخش ها از طبقات سیاست و سیاست مداری،که این مقوله از منظر شرافت مندانه و نجیبانه ی خود فاصله می گیرد و گاهی با آن اصلاً میانه ی ندارد سیاست مداری که قبل رسیدن به کرسی قدرت بنام مردم و منافع وعده ی ارمانی رساندن به آمال و آرزوها را انتخاب خود میداند و پس از مدتی چه پیروز یا شکست بخورد همه ی تعهد و مسئولیت خویش را در برابر مردم بنوعی زیر پا می گذارد تنها بمثابه ی جلیقه ی دو رو است که یک طرف آن پشم است که پوشیدنش موجب غرق شدن و سمت دیگر تنها پوستی ناکارمد براق است که فقط بدرد قدم زدن درکنار ساخل می خورد نه بیشتر....
,وقتی که شرکت در انتخابات یک رفتار سیاسی افتخار آمیز پرمسئولیت برای کاندید و برای انتخاب کننده است . پشت پا زدن به آن افتخار چه مفهومی می تواند داشته باشد، حتی شکست در انتخابات برای فرد نمی تواند توجیهی برای فراموشی عهد و پیمان با کشور و کسانی باشد که به شما رای داده اند.
,طولانی شدن زمان سهل انگاری و غفلت و نسیان بی اعتمادی را دامن می زند شاید همین روند دلیلی قاطع بر جایگزینی یک رای حداکثری با رای حداقلی برای یک شخصیت یا گروه سیاسی باشد.
,برخی گروههای سیاسی سعی می کنند بیشترین وصول طفیلی های باندی حتی بدون در نظر گرفتن شایستگی اخلاقی و مدیریتی، پست های مهم تر و بزرگتری در دست داشته باشند اما در گذر زمانی کوتاه با عقب ماندن از شعارهای انتخاباتی ، در واقع همان دست که دستشان را گرفته از دست می دهند. و ریزش آراء شان شروع می شود. و عاقبت در ته صندوق جا خوش می کنند.
,مشکل بزرگ تر اینست، که تعدادی از رسانه ها مختلف شب و روز برطبل کارایی و توانمندی برخی سیاستمداران می کوبند: که گویا همه چیز با مدح وتقدیر حل شده یا حل می شود...راستی چرا؟
,کهکشانی بودن در سیاست مثل کهکشانی بودن در فوتبال نباید باشد.در جهان فوتبال ،نجومی بودن صنعت سود آوری است که تیم و باشگاههای خصوصی حرفه ی پول و شهرتی یکشبه بهم می زنند. و عجیب نیست گاهی جوانی که هنوز گرد کودکی بر چهره اش پیداست تنها بحکمی اینکه توپ فوتبال را می تواند هروقت دوست دارد بحرکت در آورد و هرگاه خواست آن را نگهدارد و دقیق به آن ضربه می زند بصورتی ناگهانی به آلاف والوف می رسد.
,و در مقابل می بینید کسانی هستند که عمری را بدنبال جستجوی نظری مفید در میان کتابها و کارگاه های فکری پشت سرگذاشته اند که تا شاید راهی را از بین تاریکی پیدا کنند و موانعی را از میان بردارند و کشورشان از تحریم بدام محرومیت و بالعکس نیفیتید در روز نعره کشی غوغای ابهام افکنی به گوشه ی ان زوا رانده می شوند؟
,آیا همه چیز باید دوباره تکرارشود تا شناختی جامع و معرفتی فراگیر نسبت به عملکردسیاست در همراهی با شرافت داشته باشیم.
,

, امیر کبیر که دار الفنون را لازمه ی پیشرفت مملکت می داند "شاه رگش" را می زنند "مدرس" که جرمش عینیت بخشیدن به شعار دیانت عین سیاست و سیاست عین دیانت بود، مسموم می شود. و"شریعتی" که دردفاع از همزادی دین وسیاست و تفکیک ناپذیری ایندو می گوید خفه می شود. و مطهری سحرگاه ترور می شود تا "فلسفه" ،"دارالفنون" ، "مجلس" و"دانشگاه" باشند اما هیچگاه سیاست وشرافت حتی بوقت ضرورت از هم جدا نمانند!
,فراموش نکنیم اسلام و ایران مسئولیت اول ماست.
,,
عبدالمجید اورا
]
ارسال دیدگاه