یادداشت اروم نیوز؛
شهریار یک چهره بسیار نورانی است
شهریار بزرگ را همه به قامت ویژه نامه، جشنواره، کنگره، سریال، مجموعه آثار ودیوان اشعار وغیره از جزئیات تا کلیات می شناسند هرچند هر قدرهم که بر این شناخت صحه بگذاریم از مظلومیت آن سیدِ عارفِ شاعر کم نمی شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز، ادبیات در شکل کلی خود مجموعه ی فکری و فرهنگی هر جامعه انسانی است. در بعد تاریخی این مجموعه فکری و فرهنگی رنگ پیشینه و قدمت به خود می گیرد و هر قدر این پیشینه و کارنامه عمق و جلاء بیشتری داشته باشد جامعه انسانی صاحب آن هم در بلندای تاریخ عمق حضور بیشتری خواهد داشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,از این نظر دو بعد مهم ادبیات برای یک ملت در تاریخ و فرهنگ خلاصه می-شود. ادبیات در اشکال مکتوب و شفاهی خود حاکی از ذهنیت و افکار یک ملت در گستره جغرافیایی مشخص نسبت به خود، پیرامون خود و نیز سرنوشت و آینده خود است.
,از این منظر ادبیات راهنما و هادی است و اغلب زمینه تعلیمی دارد. از دیگر سو در چهارچوب مکتوب نیز ادبیات سند اندیشه و ذهنیت آن ملت از گذشته های دور برای حال اکنون وهم برای آینده نیامده است.
,از این جهت نیز ادبیات فراغ از جنبه های ادبی و زبانی گنجینه بزرگ معنوی و انسانی است که همه ابعاد فکری، اعتقادی، عاطفی، حسی، شناخت و تثبیت یک ملت را طرح و عرضه می کند.
,محفوظات محتوایی و اشکال عرضه و ارائه نیز از جهت نوآوری و تازگی و اثربخشی و ماندگاری سرفصلی مهم و بزرگ است.
,


لیکن یا طرح موضوعیت زبانی و ادبی، ادبیات تنوع و عمیق بیشتری می یابد. بطوری که از دریچه زبان شناسی، قوم شناسی، انسان شناسی، جامعه شناسی و فولکلور به مجموعه ادبیات یک ملت باید نگریست و این نگرش ابعاد کلان ادبی و زبانی یک ادبیات را بیش از بیش روشن و عیان می سازد.
,
, ,
ادبیات زبان فارسی با قدمت و حضور مشخص خود در تاریخ و اختصاص بخش عظیمی از آن با رویکرد عرفان، تصفوف، شعر، نظم، نثر، صنایع و آرایه های ادبی، قالب ها و انواع، اوزان افعالی و بحور، دستور و بیان و دست آخر تاریخ ادبیات آن در گستره جامعه انسانی ایران اسلامی نمونه بارز از جهت اشارات و نکات فوق است.
,در کنار آن، ادبیات زبان ترکی آذربایجانی نیز از اهمیت همتراز و با اهمیت برخوردار است. به نحوی که مطالعه تاریخ ادبیات زبان فارسی بدون ذکر بزرگان ترک زبان اندیشه سازان که متأثر از زبان ترکی آذربایجانی و ساحت معنوی آن بوده اند، مقدور نیست.
,نامگذاری 27 شهریورماه سالروزکوچ ابدی استاد شهریار- سید محمدحسین بهجت تبریزی به نام روز شعر و ادب فارسی وهم روز بزرگداشت این آخرین بازمانده سنت ادبیات کلاسیک ایران نشان از این تأثیر و تأثرات دارد.
,شهریار بزرگ را همه به قامت ویژه نامه، جشنواره، کنگره، سریال، مجموعه آثار ودیوان اشعار وغیره از جزئیات تا کلیات می شناسند هرچند هر قدرهم که بر این شناخت صحه بگذاریم از مظلومیت آن سیدِ عارفِ شاعر کم نمی شود.
,«روزی ایشان در اثر ذکاوت و تیزبینی رندانه و حکیمانهی خود شعری به ترکی سرودند که ده سال بعد از آن جهان اسلام با مشکل آن یک بار دیگر به طور جد مواجه شد و آن دعوت کشورهای ترکزبان ترکیه و قفقاز و آسیای مرکزی به تغییر الفبا از لاتین و کریل به الفبای اسلامی بود که آن دو الفبا را الفبای شیطان و الفبای ما را الفبای قرآن خواندند و ۱۰ سال قبل از فروپاشی شوروی آنها را به جهاد اسلامی و پیوستن به پیکرهی جنبش جهانی اسلام فراخواندند. اینجانب شعر را با صدای ایشان آمادهی پخش از رادیو برونمرزی مرکز تبریز کردم که به زبانهای ترکی استانبولی و قفقازی پخش میشد.
,مدیر واحد و مدیر مرکز از پخش آن اجتناب کردند که نباید شوروی را در این بحران جنگ آزرده کنیم. من مراتب را به معاونت برونمرزی در تهران منعکس کردم و تلکسی از آن معاونت آمد که با پخش آن شعر مخالفت کرده بودند. تصویر نسخهی مخطوط شعر را به انضمام همان تلکس و یک نامهای در ایضاح مراتب را خدمت حضرت آیتالله خامنهای بردم. ایشان با هوشمندی سیاسی و فرهنگی که دارند، به معاونت برونمرزی صداوسیما دستور فرمودند که شعر مکرراً پخش شود و یک نسخهی صوتی ضبطشده از آنتن را هم به ایشان تقدیم کنند. آن شعر موج عظیمی در قفقاز و ترکیه ایجاد کرد که موجب ایجاد اصطکاکات فکری گستردهای در آن جوامع گردید.»( به نقل از اصغر فردی شاگرد استاد شهریار-
,(WWW.KHAMENEI.IR
,مقام عظمای ولایت پیرامون ادبیات و شعر استاد شهریار تأثیرگذار چنین فرمایش دارند:
,«در شعر فارسی شهریار، خصوصیت عمدهای که برای برادران ترک وجود دارد، این است که شعر به معنای حقیقی کلمه است. شعر به معنای حقیقی کلمه، معنای حقیقی شعر است. یعنی نظم کلمات فقط نیست؛ لب احساس و خیال است.
,این را که عرض میکنم، ترکهای فارسیدان خودشان خوب میدانند. گاهی این زبان اوج میگیرد. یعنی ما غزلهایی در شعر فارسی شهریار داریم که در ردیف غزلهای درجه یک فارسی است. البته اینها زیاد نیست؛ اما هست.
,گاهی هم البته زبان تنزل میکند. ما توقعی هم از شاعری که در یک منطقه غیرفارس زبان متولد شده، نداریم. ولی آنچه که از شهریار در شعر فارسی میبینیم، او را در ردیف یکی از بزرگترین شعرای زمان ما قرار میدهد.
,مطلب دومی که در مورد شاعری شهریار باید گفت، یک چیز بالاتر از این است؛ و آن این است که میشود گفت: شهریار یکی از بزرگترین شاعران همه دوران-های تاریخ ایران است. و آن به لحاظ "حیدر بابایه سلام" است.
,"حیدر بابایه سلام "یک شعراستثنایی است. همه خصوصیات شعری مثبت شهریار در این شعر هست. یعنی روانی، صفا، ذوق و دیگر خصایصی که مربوط به شعر است، همه در "حیدر بابایه سلام"جمع شده است. لکن علاوه بر اینها، ویژگی دیگری هم در "حیدر بابایه سلام" هست و آن این است که در این شعر که تصویری از سابقه ذهنی خود شاعر است، مطالب بسیار حکمتآمیز وجود دارد. با این حساب، میتوان شهریار را یک حکیم به حساب آورد.
,پایه شعر "حیدر بابایه سلام" به نظر ما خیلی بالاست. فکر میکنیم که آمیزه بسیار هنرمندانهای است از شعر و حکمت و زبان زیبا و قدرت فوقالعادهی تصویر. شهریار این منظومه را در هنگامی گفته که بسیار جوان بوده است. ایشان خودش در آن نسخهای که برای من فرستاده، بالای صفحه اول نوشته است: "گمان میکنم این را در سال 1324 شمسی سرودم." و در این سال، شهریار بسیار جوان بوده است.
,لکن یک نکته اساسی هم درباره شهریار هست که اگر رویش تکیه کنیم، به نظر من شایسته است. آن نکته این است که شهریار در دوران مهمی از زندگیاش - در حدود شاید سیسال آخر زندگیاش - دوران عرفانی و معنوی بسیار زیبایی را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازی پرداخت. یعنی به خودش رسید و سعی کرد باطن و معنویت خودش را صفایی ببخشد....» (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای کنگره بزرگداشت استاد شهریار 11 آذر 1371- تبیان)
,«وقتی انقلاب پیروز شد، او با همان روحیه دینی و ذهنیت صاف و روشن خودش، از انقلاب استقبال بسیار خوبی کرد. شاید در آن یکی دو سال اول انقلاب، کسی از ما به یاد شهریار نبود. یعنی گرفتاریها آنقدر زیاد بود که مجالی برای این یادها پیش نمیآمد. یک وقت دیدیم صدای شهریار، در ستایش انقلاب، از تبریز بلند شد. دیدیم همه جزئیات انقلاب را او تعقیب میکند.
,در همه مواقع حساس انقلاب، او نقش مؤثری ایفا کرد. یک جنگ هشت ساله بر ما تحمیل شد که یکی از سختترین تجربههای ما بعد از انقلاب بود.
,تعداد شعرهایی که شهریار برای جنگ گفته؛ حضوری که او در مراکز مربوط به جنگ، مثل کنگرههای مربوط به جنگ و شعر جنگ پیدا کرده و مدحی که او از بسیج عمومی مردم یا از سپاه یا ارتش کرده، به قدری زیاد است که اگر انسان نمیدید و نمیشنید و خودش لمس نمیکرد، به دشواری میتوانست آن را باور کند.
,مردی در حدود هشتاد سال سن - بلکه بیش از هشتاد سال - در مجامع شعری حضور پیدا کند و برای هر مراسمی، شعر یا شعرهایی بگوید! این در حالی بود که از مثل او، چنین توقعی هم نبود. این، نشاندهنده نهایت اخلاص و صفا و بزرگواری آن مرد بود.
,بههرحال، شهریار یک شاعر اسلامی و انقلابی بود. من خبر داشتم در همان اوقاتی که شهریار برای انقلاب میسرود، یک عده از روشنفکران وابسته به رژیم گذشته که با او سابقه دوستی داشتند، مرتب فشار میآوردند، نامه برایش مینوشتند و شعر در هجوش میگفتند. حتی اطلاع داشتم که رفته بودند و او را ملامت کرده بودند که "تو چرا برای انقلاب اسلامی، اینطور دل میسوزانی!؟" و او مثل کوه ایستاده بود.
,من حقیقتاً تعجب میکردم. من بعضی از کسانی را که به ایشان فشار میآوردند، از نزدیک میشناختم و شعر و سابقه ذهنیشان را میدانستم. بعضی از آنها وابسته به رژیم سابق بودند. مستقیماً مربوط به آن جناح بودند، و جزو دربار پهلوی و آن دستگاه محسوب میشدند. بعضی دیگر هم تودهای و کسانی بودند که جیرهخور شوروی سابق به حساب میآمدند. همه اینها، با اینکه به لحاظ مبنا و منطق، به ظاهر بینشان فاصلهای وجود داشت، در وارد آوردن فشار روی شهریار شریک بودند، و شهریار، محکم و قرص ایستاده بود.
,بههرحال، شهریار شاعر متواضعی بود. دنبال نام و نشان نبود و برای خدا و وظیفه کار میکرد، و حالا خدای متعال، پاداش او را میدهد.
,امروز شهریار در داخل کشور ما یک چهره بسیار نورانی است. این، محبوبیت عجیبی است که شهریار پیدا کرده. این، به خاطر خدمات و کار برای خدا بود، که او انجام داد. شهریار قطعاً ماندنی است....» (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای کنگره بزرگداشت استاد شهریار 11 آذر 1371- تبیان)
,در رکوع و سجود خامنهای
,من هم از دور سرنگون دلم
,خاصه وقت قنوت او کز غیب
,دستها میشود ستون دلم.....
,( از شعر بلند استاد شهریار برای مقام معظم رهبری)
,

, انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه