جهان بدون مرز به روایت پیشکسوتان پرسپولیس
در تقبیح مدیرعاملی علیرضا رحیمی در پرسپولیس، پیشکسوتان و برخی مدیران سابق باشگاه دست به کار شدهاند. خیلی زودتر از موعدی که تصورش در ذهن خطور میکرد. آنها برای کوبیدن رحیمی و شاید هم انتخاب وزارت ورزش و هیات مدیره جدید، از همان ضرب المثل تنور داغ استفاده میکنند. دوست دارند تا تنور داغ است، حرفهایشان را بزنند، به این امید که شاید توانستند موجی راه بیندازند و انتخاب مدیرعامل جدید را زیر سوال ببرند![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانااولین پیشکسوت پرسپولیس که زبان به انتقاد گشود، کسی نبود جز حمید درخشان. عصاره پرسپولیس که دوران حضورش در این تیم (چه به عنوان بازیکن و چه به عنوان مربی) قریب به 3 دهه میشود. او 3 دهه عمر خود را برای پرسپولیس گذاشته. عرق ریخته، تکل زده، بیشتر از همه پاس گل داده و گهگاهی هم دروازه حریفان را باز کرده. تمام اینها، تمام این مشقتها اما دلیلی نمیشود تا او اینقدر راحت و با خیالی آسوده، به مدیرعامل جدید باشگاه بتازد و او را مورد انتقاد قرار دهد. انتقادهایی که حتی درصدی از آنها، بویی از منطق نبرده و اساسا احساسی است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,انگار درخشان دنبال یارکشی است. او میخواهد جمعی را علیه مدیرعامل جدید و اصفهانی باشگاه پرسپولیس بشوراند. او در ابتداییترین صحبتهای خود، پس از انتخاب علیرضا رحیمی، حرفهایی به زبان آورده که نشانی از منطق همیشگیاش ندارد. به حرفهای درخشان توجه کنید: «چیزی که در مورد انتخاب اعضای جدید هیات مدیره باشگاه از وزارت ورزش انتظار داشتیم اتفاق نیفتاد. ما انتظار داشتیم که پرسپولیس به اهلش سپرده شود، حتی میتوان گفت در بین اعضا جای علی پروین و پیشکسوتانی همچون او خالی است. من اعتقاد دارم که انتخاب این اعضای ناشناس هیات مدیره پرسپولیس کاملا براساس برنامهریزی بود که برخی مشاوران وزیر ورزش انجام دادهاند و من کاملا از آن مطلع هستم.»
,اما صحبتهای بعدی درخشان ما را به تعجب وا میدارد. جایی که او در قرن بیست و یکم، مرزبندی را به میان میکشد و از حضور یک مدیر اصفهانی روی صندلی مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس انتقاد میکند: «من برای علیرضا رحیمی به عنوان یک مدیر ورزشی موفق احترام زیادی قایلم اما برای من در این خصوص یک سوال اساسی مطرح شده، آیا هیچگاه سپاهانیها اجازه میدهند یک پرسپولیسی به عنوان مدیرعامل این باشگاه انتخاب شود؟ آیا در باشگاه بزرگی همچون پرسپولیس که تاریخ و سابقه دیرینهای دارد قحطالرجال است که یک سپاهانی به عنوان مدیرعامل این باشگاه انتخاب شود؟»
,این صحبتهای درخشان را میگذاریم پای احساس او و شاید هم تاثیرپذیریاش از اطرافیان. همین امروز، حمید درخشان بیاید و چند پیشکسوت معرفی کند که بتوانند در قامت مدیرعامل پرسپولیس، مشکلات را برطرف و فعالیتی جدید را آغاز کنند. آیا تعداد این مدیران، به تعداد انگشتان یک دست هم میرسد. آیا اگر از محمد دادکان فاکتور بگیریم مدیری در حد و اندازههای پرسپولیس وجود دارد؟ درخشان معرفیاش کند، منتظر میمانیم.
,امیر عابدینی چه میگوید؟ او را به عنوان یک مدیر قابل و تحصیلکرده میشناسیم. مدیری که هیچگاه تعصبی روی مرزبندی نداشت اما انگار او را هم سوار موج کردهاند یا او خود این موج را به راه انداخته. موجی در انتقاد از اصفهانی بودن مدیرعامل جدید پرسپولیس. حرفهای عابدینی که حتی نامش در قواره پیشکسوتان پرسپولیس هم نیست (چون هرگز برای پرسپولیس بازی نکرده) تاسفآور است. جایی که او میگوید: «حقیقتش آقای رحیمی یک مدیر باسابقه است که با او خیلی هم مراوده داشتهام. او آدم خیلی خوبی است و از کسانی است که میشود لفظ کاربلد را به وی داد اما مساله مهم این است که آقای رحیمی نه تنها پرسپولیسی نیست بلکه سالها سابقه تقابل با پرسپولیس را دارد و این چیزی است که قطعا پیشکسوتان باشگاه پرسپولیس را رنج خواهد داد. چرا که همه فکر میکنند در پرسپولیس آدمهایی بودند که بتوانند به راحتی مدیر تیم شوند و باشگاه را اداره کنند.»
,اما ادامه صحبتهای عابدینی که برای رحیمی سنگ تمام گذاشته، البته از نوع خلافش: «یک چیزی را به شما بگویم و آن اینکه به عنوان مثال باشگاه سپاهان از زمان حضور در سطح فوتبال ایران به هیچ وجه در هیات مدیرهاش از تهرانیها استفاده نکرده. هیچ مدیر غیراصفهانی هم در این تیم نداشتیم. آنها حتی آبدارچی دفترشان را از بین خودیها انتخاب میکنند و این پیام ویژهای دارد. امروز که با شما صحبت میکنم آقای رحیمی مدیرعامل شده و این سلیقه آقای وزیر است. آقای وزیر ورزش به نظر من نسبت به رشته فوتبال موضع دارند و نگاهشان کلا با فوتبال چفت نیست. البته من امیدوارم آقای رحیمی در پرسپولیس موفق باشند ولی خب کار، کارسختی است.»
,عابدینی از سختیهای کار برای رحیمی میگوید چون او را مدیری اصفهانی میداند. درخشان هم چنین نظری دارد. این دو معتقدند این همه پیشکسوت تهرانی، چرا مدیرعامل پرسپولیس، یک اصفهانی است. برای این دو، مرزبندی معنای بزرگی دارد. آنها همه چیز را برای خود میخواهند اما برای دیگران، دریغ از ذرهای ارزن. از درخشان چند سوال داریم و از عابدینی همچنین. درخشان میگوید مدیر پرسپولیس باید از پیشکسوتان باشگاه باشد. نظر او قطعی است، حتی برای کسی، اگرچه بهترین مدیر ایران هم باشد استثنا قایل نیست. آیا وقتی درخشان، همین چند سال پیش چمدانش را بست و به بوشهر رفت تا سرمربی شاهین شود، پیشکسوتان این باشگاه قدیمی اعتراض کردند؟ آیا یقه مسوولان باشگاه را گرفتند که چرا سرمربی تیممان، تیمی که سالها زحمتش را کشیدهایم یک پرسپولیسی است و نه یک شاهینی؟ پیکان قزوین چطور؟ شهرداری تبریز؟ پیشکسوتان این باشگاهها پیشکسوت نیستند، حقی ندارند و فقط پرسپولیسیها محق اند؟
,امیر عابدینی هم باید به سوالهای ما پاسخ بدهد. او هرگز پرسپولیسی نبوده. حتی یک دقیقه هم با پیراهن این تیم بازی نکرده، در کمال تعجب اما میآید و رحیمی را یک غیرپرسپولیسی و خود را پرسپولیسی دو آتشه معرفی میکند. آیا اوایل دهه 70 خورشیدی، حول و حوش سال 1373، زمانی که امیر عابدینی به عنوان مدیرعامل پرسپولیس انتخاب شد، پرسپولیسی بود که حالا به پرسپولیسی نبودن رحیمی معترض است؟
,عابدینی و درخشان از لفظ قحط الرجال استفاده کردهاند. آنها میگویند مگر در تهران قحطالرجال است که یک اصفهانی یا یک سپاهانی مدیرعامل پرسپولیس شود! انگار حافظه امیر عابدینی در این سالها که او بیش از 6 دهه از زندگیاش را گذرانده به کلی پاک شده. انگار او فراموش کرده که در دهه 60، استان خراسان، پهناورترین استان ایران بوده است. او کار در کردستان و آذربایجان را هم از یاد برده. آن زمان، به دلیل ناامنی در شرق کشور، وظیفه بزرگی بر دوش استاندار خراسان و فردی به نام امیر عابدینی بود. وظایف او حیاتی بود و پراسترس اما آیا وقتی او ریاست استانداری را به عهده گرفت، مسوولان سیاسی خراسان که کم هم نبودند از او خرده گرفتند و علیهاش جو به راه انداختند؟ آیا گفتند چرا یک غیر بومی استاندار خراسان شده؟ زمانی که او به آذربایجان و کردستان رفت چطور؟ از عابدینی سوال فوتبالی میپرسیم. آیا در رشت قحطالرجال بود که او 5 سال متوالی، مدیرعامل باشگاه داماش بود و در نهایت این تیم را به لیگ یک فرستاد؟
,در هزاره سوم، در روزهایی که جهان به سمت پیشرفت حرکت میکند، مرزبندی در یک کشور معنایی ندارد! چلسی، تیمی محبوب در لندن انگلیس را یک مدیر روسی اداره میکند. سرمربی تیم یک پرتغالی است و بازیکنانش بیشتر اصلیتی برزیلی، اسپانیایی و آفریقایی دارند. آیا پیشکسوتان باشگاه چلسی اعتراض میکنند؟ آیا از نبود چلسی ایهای قدیمی خرده میگیرند؟ آیا میگویند چرا استخوان خرد کردههای چلسی مدیرعامل یا سرمربی تیم نمیشوند؟
,در همین تهران، یکی از مهمترین پستها و شاید ویژهترین آنها، شهردار است. شهردار وظیفه مهمی در قبال اهالی پایتخت و یکی از پرجمعیتترین شهرهای جهان دارد. شهردار تهران، یک مشهدی است. یک مدیر که کارش را انجام داده و در خیلی از بخشها موفق هم بوده. آیا باید اعتراض کنیم که شهردار تهران، چرا اصالتی تهرانی ندارد؟
,مرزها در تمام کشورهای جهان برچیده شده. فاتحه مرزبندی در میان استانها و شهرهای ایران هم دارد خوانده میشود اما مشخص نیست چرا برخی فوتبالیها، دست روی نکاتی مبهم میگذارند. اصفهان را با مدیرهایش میشناسیم. این شهر، یک شهر مدیرپرور است. مدیرانی مدبر و با دیسیپلین. حالا اگر یکی از آنها به تهران بیاید و منشا موفقیت شود ایرادی دارد؟
,,
انتهای خبر
]
ارسال دیدگاه