به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ فاطمه عماد الاسلامی همسر شهید کاوه در گفت و گو با خبرنگار گوهرشادنیوز، با بیان اینکه حدود یک سال بود که در مددکاری سپاه خدمت می کردم که شهید کاوه به خواستگاری من آمد، تصریح کرد: کار ما در مددکار و تعاون سپاه سرکشی از خانواده های شهدا، جانبازان، رزمنده ها، مفقودین و اسرا بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گوهرشادنیوز,عماد الاسلامی با بیان این مطلب که خواهر شهید کاوه در مددکاری سپاه فعالیت داشت، افزود: خواهر شهید کاوه به دوستانش در مددکاری سفارش کرده بود برای همسری برادرش دختری که شرایط جنگ را درک کرده و توان همراهی با کاوه را داشته باشد، معرفی کنند.
,همسر شهید کاوه با بیان این که قبل از ازدواج صبح ها سر کار و بعد از ظهر ها درس می خواندم ، گفت : پدرم از روحانیون مبارز بود که به من اجازه تحصیل در رژیم شاه را نداد به همین جهت بعد از پیروزی انقلاب ضمن ادامه تحصیل کار می کردم.
,وی با بیان اینکه بعد از انقلاب در مقطع راهنمایی ادامه تحصیل داده و همزمان با شروع دبیرستان در سپاه شروع به فعالیت کردم، ادامه داد: همیشه دو ساعت اول سر کلاس نمی رسیدم چرا که کلاس ها ساعت دو شروع می شد و من مجبور بودم تا ساعت چهار محل کار بمانم.
,عماد الاسلامی در خصوص نحوه ازدواجش با شهید کاوه توضیح داد: به مادرم تأکید کرده بودم چنانچه خواستگار پاسدار بود قبول کنند.
,همسر شهید کاوه از فعالیت هایش در بنیاد تعاون سپاه گفت: عصر پنج شنبه ها برای خانواده ها برنامه بهشت رضا، تشییع شهدا و معراج را برنامه ریزی می کردیم.
,وی با اشاره به این مطلب که شهید در اولین جلسه صحبت بعد از خواندن حدیث النکاح سنتی گفت; "من مرد زندگی نیستم مرد جنگم، اگر جنگ ایران و عراق تمام شود به لبنان می روم"، اظهار داشت: از آنجایی که به دنبال نقش آفرینی و دفاع از کشور بودم با انگیزه شرکت در عملکرد ایشان با سکوت اعلام رضایت کردم.
,عمادالاسلامی با بیان اینکه پس از صحبت های اولیه قرار عقد را در محضر امام گذاشتیم تصریح کرد: شهید کاوه صبح روز قبل از عقد به مشهد آمدند و بعد از ظهر همان روز با قطار به مقصد تهران و حسینیه جماران حرکت کردیم.
,همسر شهید کاوه با بیان اینکه از آنجا یی که به خاطر وقت کم شهید کاوه و سرعت کند قطار امکان حاضر شدن به موقع در جماران را نداشتیم اظهار داشت: آقای کاوه با یکی از همرزمانشان هماهنگ کردند تا از گرمسار دنبال ما بیاید به همین جهت خوشبختانه به موقع 7و نیم صبح در بالکن جماران خدمت امام(ره) رسیدیم.
,وی با بیان اینکه امام خمینی (ره) در بالکن روی صندلی نشسته و یک پارچه چفیه مانندی روی پایشان انداخته بودند، اظهار داشت: دو نفر دو نفر ایستاده بودیم تا نوبت عقد مان برسد بعد از اتمام صیغه، یکی از برادران، آقای کاوه را معرفی کرد، امام (ره) دستشان را بلند کرده به نگاهی به آسمان برای آقای کاوه دعا کردند.
,عمادالاسلامی با تأکید بر اینکه از دعای حضرت امام(ره) شهید کاوه به مقام شهادت رسیدند، ابراز کرد: این خاطره برای من خیلی عزیز است و هنوز آن نگاه امام (ره) به آسمان را فراموش نکرده ام.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه