وقتی شرکت های هرمی به کمک تولید ملی می آیند!
این روزها شرکتهای بازاریابی شبکه ای به سرعت درحال بزرگ شدن است! هر روز با شیوهها و نامهای جدید خود را مطرح میکند و سرمایههای مردم و بخصوص جوانان را به تاراج میبرد. یکی ز این افراد که توانسته با اندکی تامل از گرفتار شدن در دام این شرکتها فرار کند به گفت و گو با خبرنگار مُکریان نشسته است که شرح آن در ادامه آمده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ار مُکریان، مدتی است که شرکت های هرمی تحت عناوین مختلف از جمله بازاریابی شبکه ای به صورت کاملاً آزادنه در حال فعالیت هستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مُکریان,شرکت های که ادعا دارند برای حمایت از تولید ملی وارد عرصه اقتصادی کشور شده اند و با تماسهای مکرر تلفنی و اینترنتی از طریق شبکه های اجتماعی جوانان را جذب می کنند.
,این قبیل شرکتها که خود را دارای مجوز میدانند، در بیشتر موارد مجوزهای چند ماهه دارند و فعالیت آنها در هالهای از ابهام بوده و در برابر این سؤال مانند شرکتهای هرمی سابق مانند گلدکوئست،گلدماین و... فعالیت میکنند. تنها به این نکته اشاره دارند که ما در قبال عضویت، کالا یا خدماتی به شما ارایه میکنیم و این در حالی است که مشخص نیست، اجناس و لوازمی که در اختیار مصرف کننده قرار میگیرد، به قیمت واقعی بوده و یا برای سود دهی، زیرا محصولات این شرکتها تنها توسط بازاریابان و فروشندگان هرمی فروخته میشود و این بازاریابان و فروشندگان که به صورت هرمی هستند، باید برای فعالیت در این شرکت هم هزینهای برای ورود و هم هزینهای برای تهیه بروشور، کاتالوگ و... بپردازند.
,این روزها شرکتهای بازاریابی شبکه ای به سرعت درحال بزرگ شدن است! هر روز با شیوهها و نامهای جدید خود را مطرح میکند و سرمایههای مردم و بخصوص جوانان را به تاراج میبرد. یکی ز این افراد که توانسته با اندکی تامل از گرفتار شدن در دام این شرکتها فرار کند به گفت و گو با خبرنگار مُکریان نشسته است که شرح آن در ادامه آمده است.
,جوانی که اخیراً از سوی یکی از این شرکتها در یکی از شهرهای کُردنشین جنوب استان آذربایجان غربی فراخوانده شده و در یک خانه تیمی مورد پذیرایی و استقبال قرار گرفته به خبرنگار مُکریان می گوید: از طریق یکی از دوستانم و با اصرار او به دفتری در مرکز شهر رفتم، وارد که شدم از سوی چند نفر که انگار سالهاست مرا می شناسند، به گرمی مورد استقبال قرار گرفتم، دخترخانم هایی مسئول پذیرایی بودند و هر از چندگاهی لبخند زنان با لوندی خاص برایم چایی و نوشیدنی می آوردند، یکی از افرادی که انگار سردسته تیم بود و همه مهندس صدایش می کردند از بسیاری از خصوصیات اخلاقی و حتی زیر وبم های زندگی خودم و خانواده ام باخبر بود سعی در ترغیب من به عضویت در شرکت به اصطلاح مجوز دارشان را داشت.
,این افراد اداعا می کردند که فعالیتشان کاملاً قانونی است و حتی رئیس جمهور فعلی هم به عنوان یکی از سرشکه های اصلی در این فعالیت اقتصادی عضویت دارد. نکته جالبی که از همان ابتدای کار مرا به این تشکیلات بدگمان کرد، پنهانی بودن فعالیت این افراد در یک ساختمان مسکونی بود!.
,نه تابلویی و نه تصویری از مجوز مورد ادعایشان را ندیدم. نام شرکت بسیار به یک برند تولید دستمال کاغذی و کهنه بچه در کشور شباهت داشت. سئوالی که ذهنم را به خود درگیر کرده بود اصرار به حد و حساب مدیران شرکت در خصوص پنهان ماندن این جلسه حتی از خانواده ام بود. با خودم گفتم اگر قرار است فعالیت اقتصادی داشته باشم چرا نباید به خانواده ام اطلاع دهم!.
,بحثهای پراکنده سیاسی و نارضایتی از نظام و طرفداری های گاه و بی گاه از فتنه 88 از سوی مهندس گروه یا متکلم وحده جلسه بیشتر از پیش مرا به شک واداشت.
,در نهایت از من می خواستند ب پرداخت حق عضویت 700 هزار تومانی و تعهد به خرید ماهانه از محصولات محدود و بلا استفاده ای که به مراتب قیمتشان از نرخ معمول در بازار بالاتر بود و جذب همسالان و اطرافیانم به صورت کاملا محرمانه هم برای خودم درآمدی ایجاد کنم و هم به اقتصاد کشور کمک کنم.
,از آنجایی که این افراد اداعا داشتند به صورت گسترده در سراسر کشور در حال فعالیت هستند از آنها سئوال کردم در شهر خودمان چه افرادی به مجموعه یتان پیوسته اند، ابتدا با اکراه تایلی به پاسخویی نداشتند زیرا ادعا می کردند که برای امانت داری و ایجاد اعتماد نمی توانند اطلاعات دیگر اعضا را در اختیار تازه واردها قرار دهند!. اما بعد از چند دقیقهگفت و گو نام دهها نفر از افراد سرشناس شهر از جمله وکیل و دکتر و بازاری و معتمد را برایم ردیف کردند و حتی مدعی شدند بسیاری از این افراد تنها محل کسب درآمدشان از طریق همین بازاریابی شبکه ای است.
,این جوان که از یکی خانواده های متمول شهر به شمار می رود به خبرنگار مکریان می گوید: من نمی دانم اینها مجوز دارند یا نه، اما به نظرم فعالیت مشکوک چنین شرکتهایی اصلاً با عقل جور در نمی آید و فکر می کنم مسئولان باید چاره ای باندیشند زیرا آنطور که شنیده ام چند سال پیش هم شرکتهایی نظیر گلدکوئیست که ادعا می کردند دارای مجوز هستند پول بسیاری از شهروندان را به جیب زدند و در نهایت سرشاخه های این قبیل شرکتها پس از برداشتن کلاه صدها و هزاران نفر متواری شدند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه