به بهانه هفته دفاع مقدس

دلتنگ روزهایی هستم که خدا همین نزدیکی ها بود!

دلتنگ روزهایی هستم که خدا همین نزدیکی ها بود!
یاد سالهای پر از افتخار هشت سال دفاع مقدس که هر روز آن لبریز از زلالیت و نورانیت و یادآور " سجود " و " صعود " مقربان درگان الهی بخیر، دورانی که "شهادت " کالای نایاب برای بزرگ مردان ایثار جبهه های جنگ بود ،
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کُردتودی، سالهای تجلی بخش شهامت و استقامت مادرانی که بر نعش فرزند شهیدش بجای گریه و زاری نماز شکربجای می آوردند ، سالهایی که خدا را همین نزدیکها میتوانستید حس کنید ، دورانی  که سنگرهای جبهه پر بود از سجاده های سبز عبادت و نیایش ، پر از فرصتهای آبی ، حیف که  آن روزهای خوب خدایی کجا رفت ؟ 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کُردتودی،,

 

,

آن  روزهای شیرین جبهه  روزهای  "چزابه "  و"  اروندرود" کجا رفت؟ دلم گرفته از رفتن آن روزهایی که خلوت انسانها سرشار از عشق به خدا و لبریز از آرامش بود، دلتنگ روزهای هستم که وقتی از نوجوانی در جبهه میپرسیدید ، چرا مدرسه نرفتید ؟ با نگرانی و نگاهی پر از معنا پاسخ  میداد ، مگر مدرسه ای بزرگتر و انسان سازتر از جبهه وجود دارد ؟

,

 

,

دلتنگ روزهای هستم که همین نوجوان با روحیه ای سرشار از ایمان و معنویت  به رویمان لبخند میزد ،سپس در صف اول کلاس درس شجاعت و معنویت شربت شهادت را می نوشید. ،دلم برای  آن روزها گرفته  که همه  در سنگرهای رزم از یک جنس بودیم ، آن دورانی که  مرفهین بی درد هیچگاه  خود را با خاکریزهای جبهه آشنا  نکردند ،آنان در اوج غفلت  درآن روزهای خوب خدایی فرار را بر قرار ترجیح و راهی بهشت خیالی یعنی غرب دنیا می شدند ،

,

 

,

یاد آن روزهای پر از صداقت بخیر که پابرهنگان و مستضعفان جامعه ، با رشادت و از جان گذشتگی در مقابل استکبار جهانی در جبهه های جنگ با کمترین تجهیزات جنگی در مقابل دشمن تا دندان مسلح جانانه  ایستادگی کردند، هستی خویش  را نیز در طبق اخلاص گذاشتند، تا  آسیبی  به ایران سربلند نرسد ، آن روزهای خوب خدایی چه زود گذشت ،یاد آن شبهای معنوی جبهه بخیر، هر شب آن همچو شب قدر زیبا و عرفانی بود ، دریغا که  اینک از آن دوران تنها خاطراتی بجا مانده است ،

,

 

,

آن روزهای  که جوانان غیور ایران با برخورداری از رهبری آگاه و هوشمند و با انگیزهای بسیار قوی دینی و ملی در مقابل دشمن متجاوز واستکبار جهانی مقاومت کردند ، نیک میدانیم  آن دوران کسی برای رسیدن به  پست مدیرکلی ، یا برای پر کردن صندوقهای  رای  ازودیعه گرفتن  نامها و نشانها جانشان را فدا نمی کردند.

,

 

,

اما اینک پشت این همه هیاهوی نامردمیها و غبار ناآگاهی مستولی شده درشهر ، پشت این همه بی اعتنایی به سرخی خون  شهیدان یا  وارث آنان ،پشت اینهمه بی اعتنایی به  ایثار جانبازان و صبر و بردباری آزادگان ، پشت این همه خاکریزهای غفلت ، خیانت و جنایت  ،در این شلوغی ماشینی و ترافیک خودبینی و خودخواهی انسانهای غافل  امروزی  ، پشت این همه تظاهر و دورویی ، پشت این همه ابزار ساختن ازنام شهیدان  برای رسیدن به کام خویش ، پشت این همه  نفاق  آنانی که از یاد شهیدان تنها  در پشت میزهای  تجملاتی و مدیریتی خویش قابی ساخته اند،

,

 

,

تا شاید با این کار سریعتر به دنیایی نجومی خویش برسند ، یا  صفحات عملکردشان  را با این نفاق به زعم خویش پربارتر کنند ، تا که چند صباح  بیشتر بر میز مدیریتی تکیه زنند ، پس در این جور و بیداد  زمانه باید  خاضعانه  از خدای  شهیدان  بخواهیم  از این همه پرت شدن و دور شدن انسانهای امروزی  از اتوبان معنویت بگذرد ، شاید که روزی خواران درگاهش روزقیامت نزد خدایشان شفاعتمان کنند.

,

یادداشت از: محمد قادرمرزی

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه