به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، هشت سال دفاع مقدس، بخشی از حافظه تاریخی ملت ایران را از آنِ خود کرده است طبیعی است که شاهد رد پای دورانی که آنرا به نام «دفاع مقدس» می شناسیم، باشیم. در این عرصه شارعان و نویسندگان در کنار راویان حماسه ساز سعی کرده اند ورق ورق این تاریخ را به نگارش در بیاورند و در این میان زنان نیز به سهم خود، آثار فاخری خلق کرده اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل,
زنان کُرد دوشادوش مردان به جهاد پرداختند و سلاح بر دوش گرفتند و از خانه و کاشانه ی خود دفاع کردند، عده ای از زنان به شهادت نائل آمدند و عده ای هم جانباز شدند...
,
عزت قیصری یکی از بانوان رزمنده کردستانی است که به عنوان بهیار در کنار نیروهای سپاه و بسیج در طول هشت سال دفاع مقدس در جبهه های غرب، شمال غرب و جنوب حضور مستمر داشته وعلی کلوندی به قلم شیوایشان خاطرات این رزمنده را به چاپ رسانده اند تا نسل جدید بدانند که این چنین شیر زنانی در میدان جنگ پا به پای مردان مقاومت می کردند لذا با این بانوی کردستانی به گفتگو نشستیم که در ادامه می خوانید؛
,
از چه سالی تصمیم گرفتید که وارد جبهه های جنگ شوید و برای دفاع از وطن در جنگ حضور داشته باشید؟
سال 1357 که جنگ در منطقه کردستان شروع شد تصمیم گرفتم که وارد جبهه شوم و در آنجا به عنوان امدادگر مشغول به فعالیت و خدمت شوم ، لذا روزهایی که آتش دشمن جبهه ی کردستان را داغ کرده بود وارد جبهه شدم نوجوانی و جوانی ام در جبهه ی کردستان و ترس دلهره از دشمنان و زیر آتش دشمن سپری می شد جوانی ام را به جبهه و سنگرم بخشیدم .
,
,
در مورد فعالیت های خود پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسامی صحبت فرمایید؟
در جبهه فعالیت های مختلفی و مسئولیت های زیادی داشتم مسئولیت بخش رزمندگان ، مسئولیت بخش جانبازان و جراحی و داخلی و اورژانس و بیمارستان صحرایی و پناهگاه و انبار دارویی و تدارکات و تخلیه مجروحین و آموزش کمک های اولیه به زنـان روستا همــکاری داشتم .
,
,
در زمینه فعالیت های خود در سپاه و بسیج توضیح دهید؟
فعالیت های من از سال58 شروع گردید و با جان و دل با تمام ارگانهای سپاه و بسیج و کمیته و جهاد فعالانه همکاری داشتم و دارم و هم اکنون عضو فعال بسیج و عاشق انقلاب هستم و چون خون و گوشت و پوستم از سپاه و بسیج است تا زنده ام نسبت به این ارگانها وفادار خواهم ماند چون یادگار امام راحل می باشد.
,
,
,
,
در مورد کتاب " دادا " که خاطرات دوران دفاع مقدس شما در آن نگاشته شده است برایمان توضیح دهید؟
این کتاب به قلم " علی کلوندی " و در 416 صفحه قطع رقعی در 2.000 نسخه توسط انتشارات فاتحان و به همت مرکز حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپا بیت المقدس به چاپ رسیده که نویسنده این کتاب از تیرماه سال 1393 نوشتن آن را آغاز و در بهار 95 تدوین کتاب را به پایان رساند.
,
,
چطور شد که نام " دادا" برای اسم کتابتان انتخاب شد ؟
در فرهنگ کردی دادا به معنی مادر می باشد. البته مردم کرد زبان، دادا را بیشتر برای خواهر بزرگتر که مسئولیت مراقبت و سرپرستی برادران و خواهران کوچکترش را بر عهده دارد به کار می برند. وگویا از طرفی هم چون به عنوان بهیار در مناطق عملیاتی حاضر بودم و مسئولیت پرستاری، مراقبت و سرپرستی از مجروحان را بر عهده داشتم ، این عنوان را برای کتاب انتخاب و همچنین من نام مادرم را هم با اسم دادا مورد خطاب قرار می دهم.
,
,
خاطرات خود را در دوران دفاع مقدس و پس از آن بیان فرمایید؟
دوران دفاع در ذهن و قلب همه ی کسانی که از این وادی پرحادثه گذشتند چون گنجینه ای با ارزش به یادگار مانده است در کنار رزمندگان و مجروحین که بودم واقعاً از با آنها بودن و در کنارشان قرار گرفتن لذت می بردم لذتی که در سالهای بعد از جنگ هر چه سعی کردم نتوانستم مانندش را پیدا کنم و این چنین برادرانی و اینچنین مکانی پیدا کنم. پس از دوران دفاع جنگ تمام شد و من با یک تجربه روحی و روانی عظیم که مرا 30 سال آب دیده تر و پیر تر کرده بود اکنون که فکر می کردم یک نیروی رزمی و یک رزمنده شجاع باشم ، بعد از جنگ چه سخت است ماندن و زندگی کردن.
,
,
سخن آخر شما...؟
جبهه با آن خاطرات تلخ و شیرینی که در دل های ما بر جای گذاشت و با سختی هایی که داشت ما را تربیت کرد، ای کاش آن آرمانها و رشادت ها هیچگاه در میان جوانان ما کمرنگ نشود.
,
,
,
انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه