یادداشت/

چرا باید برای حسین(ع) گریست؟

چرا باید برای حسین(ع) گریست؟
مهمترین جنبه واقعه کربلا جنبه سیاسی و اجتماعی آن که همان سر خم نکردن در برابر ظالم ، همان مبارزه با استکبار ، همان تلاش برای احقاق حق مظلوم و ایستادگی در برابر زور ، فشار والبته تزویر است .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل نسیم زنجان، با شنیدن واژه گریه اولین تصویری که بر ذهن نقش می بندد، تصویری آکنده از غم و اندوه است که شخص گریان به واسطه اشک، این غم و اندوه را بروز داده و مرهمی بر قلب جریحه دار خود می گذارد. گونه دیگر نیز که در هنگام شادی و به واسطه اتفاقی بس خوشایند پدید می آید به گریه از روی شادی تعبیر شده که در این حالت فرد اشک شوق بر گونه های خود جاری می سازد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم زنجان,

این دو تعریف اهم تعاریف در باب واژه گریه در نزد جوامع بشری است . اما آیا معنای گریه فقط در همین دو تعریف خلاصه می گردد؟ آیا می توان تعریفی دیگر ارائه داد که تلفیقی از این دو بوده و در عین حال هیچ کدام از نتایج آن ها را در پی نداشته باشد؟

در طول تاریخ اتفاقاتی پدید آمده که جدای از تاثیر گذاری آن بر مردمان عصر خویش، پیوندی ناگسستنی نیز با آیندگان برقرار کرده تا جایی که گاهی انسانی که خود به چشم خویشتن نظاره گر آن رویداد نبوده، عشق و علاقه ای فراتر از گذشتگان در وی ایجاد می شود.

مهمترین تراژدی تاریخ که نمایشی دردناک و البته عبرت آمیز از غم ها ،رشادت ها و استقامت هاست واقعه کربلاست. البته غرض نگارنده تنها یوم عاشور نیست بلکه کربلا ازابتدای قیام حسین بن علی (ع) ،حتی زمانی قبل تر از آن (رحلت رسول خدا (ص)) کلید می خورد که تا همینک نیز ادامه دارد.

جریان کربلا مملو از صحنه های دردناکی است که دل هر شنونده و خواننده ای را مسلمان یا کافر، دین دار یا بی دین، حراره فی قلوب می سازد که البته در مورد شیعیان لا تبرد ابدا است . اوج برقراری ارتباط با یک واقعه غم انگیز گریه است .

اما آیا در کربلا نیز بایستی نگاه، همان نگاه متعارف بوده و گریه بر سیدالشهدا نیز همان مرهم گذاشتن بر قلوب باشد؟ مطمئنا بایستی جواب منفی باشد اما متاسفانه این طور نیست. بسیاری از کسانی که بر سرور و سالار شهیدان از سویدای دل محزون شده و اشک غم بر دیده جاری می سازند تنها بعد غمناک و تراژیک کربلا را در نظر می گیرند و هیچ توجهی به چرایی و هدف از انجام این قیام ندارند.

مهمترین جنبه واقعه کربلا جنبه سیاسی و اجتماعی آن که همان سر خم نکردن در برابر ظالم ، همان مبارزه با استکبار ، همان تلاش برای احقاق حق مظلوم و ایستادگی در برابر زور ، فشار والبته تزویر  است . موتور محرک برای رسیدن به این هدف گریه است اما چگونه گریه ای؟

عده ای گمان می برند که در مجلس عزای امام حسین (ع) نباید هیچ فکر سیاسی دخیل باشد. نباید در طول برگزاری مراسم عزا قیاسی از ظلم وارده بر امام و ظلم کنونی که در جهان وجود دارد انجام داد. در نظر صاحبان این دیدگاه شما باید وقتی وارد مجلس روضه می شوید همه گرایشات سیاسی خود را کنار گذاشته و تنها و تنها بر گلوی بریده و بدن اربا اربا ضجه بزنید نه به خاطر عبرت گیری و عدم تکرار دوباره بلکه صرفا به خاطر عمق فاجعه در شیوه قتل عام آل الله.

این که نبایستی سیاست زده بود درست ، ولی آنچه اهمیت دارد تنها گریه بر فرزند قهرمان پیامبر اکرم نیست؛ بلکه گریه همراه با درک صحیح قیام و هدف قرار دان هدف قیام در زندگی است. چراکه گریه بدون معرفت چیزی جز شبی خاطره انگیز برای فرد در پی ندارد. بایستی بر مصیبت حسین (ع) گریه کرد اما گریه بدون معرفت به مثابه تماشای یک فیلم غمناک است که شخصیت های  آن به طرز فجیعی کشته شده و بیننده به نسبت دردناکی کشتار ، بیشتر محزون می گردد.

مجلس روضه سیدالشهدا (ع) مجلس یادآوری است. یادآوری ظلمی که به ولی زمان رفته و اندکی غفلت و کج فهمی می تواند این ظلم را مجددا تکرار کند. وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

انتهای پیام/

,

این دو تعریف اهم تعاریف در باب واژه گریه در نزد جوامع بشری است . اما آیا معنای گریه فقط در همین دو تعریف خلاصه می گردد؟ آیا می توان تعریفی دیگر ارائه داد که تلفیقی از این دو بوده و در عین حال هیچ کدام از نتایج آن ها را در پی نداشته باشد؟

,

در طول تاریخ اتفاقاتی پدید آمده که جدای از تاثیر گذاری آن بر مردمان عصر خویش، پیوندی ناگسستنی نیز با آیندگان برقرار کرده تا جایی که گاهی انسانی که خود به چشم خویشتن نظاره گر آن رویداد نبوده، عشق و علاقه ای فراتر از گذشتگان در وی ایجاد می شود.

,

مهمترین تراژدی تاریخ که نمایشی دردناک و البته عبرت آمیز از غم ها ،رشادت ها و استقامت هاست واقعه کربلاست. البته غرض نگارنده تنها یوم عاشور نیست بلکه کربلا ازابتدای قیام حسین بن علی (ع) ،حتی زمانی قبل تر از آن (رحلت رسول خدا (ص)) کلید می خورد که تا همینک نیز ادامه دارد.

,

جریان کربلا مملو از صحنه های دردناکی است که دل هر شنونده و خواننده ای را مسلمان یا کافر، دین دار یا بی دین، حراره فی قلوب می سازد که البته در مورد شیعیان لا تبرد ابدا است . اوج برقراری ارتباط با یک واقعه غم انگیز گریه است .

,

اما آیا در کربلا نیز بایستی نگاه، همان نگاه متعارف بوده و گریه بر سیدالشهدا نیز همان مرهم گذاشتن بر قلوب باشد؟ مطمئنا بایستی جواب منفی باشد اما متاسفانه این طور نیست. بسیاری از کسانی که بر سرور و سالار شهیدان از سویدای دل محزون شده و اشک غم بر دیده جاری می سازند تنها بعد غمناک و تراژیک کربلا را در نظر می گیرند و هیچ توجهی به چرایی و هدف از انجام این قیام ندارند.

,

مهمترین جنبه واقعه کربلا جنبه سیاسی و اجتماعی آن که همان سر خم نکردن در برابر ظالم ، همان مبارزه با استکبار ، همان تلاش برای احقاق حق مظلوم و ایستادگی در برابر زور ، فشار والبته تزویر  است . موتور محرک برای رسیدن به این هدف گریه است اما چگونه گریه ای؟

, تزویر ,

عده ای گمان می برند که در مجلس عزای امام حسین (ع) نباید هیچ فکر سیاسی دخیل باشد. نباید در طول برگزاری مراسم عزا قیاسی از ظلم وارده بر امام و ظلم کنونی که در جهان وجود دارد انجام داد. در نظر صاحبان این دیدگاه شما باید وقتی وارد مجلس روضه می شوید همه گرایشات سیاسی خود را کنار گذاشته و تنها و تنها بر گلوی بریده و بدن اربا اربا ضجه بزنید نه به خاطر عبرت گیری و عدم تکرار دوباره بلکه صرفا به خاطر عمق فاجعه در شیوه قتل عام آل الله.

,

این که نبایستی سیاست زده بود درست ، ولی آنچه اهمیت دارد تنها گریه بر فرزند قهرمان پیامبر اکرم نیست؛ بلکه گریه همراه با درک صحیح قیام و هدف قرار دان هدف قیام در زندگی است. چراکه گریه بدون معرفت چیزی جز شبی خاطره انگیز برای فرد در پی ندارد. بایستی بر مصیبت حسین (ع) گریه کرد اما گریه بدون معرفت به مثابه تماشای یک فیلم غمناک است که شخصیت های  آن به طرز فجیعی کشته شده و بیننده به نسبت دردناکی کشتار ، بیشتر محزون می گردد.

,

مجلس روضه سیدالشهدا (ع) مجلس یادآوری است. یادآوری ظلمی که به ولی زمان رفته و اندکی غفلت و کج فهمی می تواند این ظلم را مجددا تکرار کند. وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه