زخمی از تیر فرهادها(2)؛
نقدی بر فروشنده ی اصغر فرهادی
حالا که زمزمه جشنواره اسکار-که سیاست زدگی آن در جریان فیلم ضد ایرانی و ضعیف آرگو مشهود بود- به گوش می رسد, قرعه شرکت در اسکار -که سابقه ی قضاوت های جهت دار آن حتی مورد اعتراف فرهادی هم هست- این بار مجدد نصیب فیلمی از فرهادی شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از «دانشجویان بیدار» حالا که زمزمه جشنواره اسکار-که سیاست زدگی آن در جریان فیلم ضد ایرانی و ضعیف آرگو مشهود بود- به گوش می رسد, قرعه شرکت در اسکار -که سابقه ی قضاوت های جهت دار آن حتی مورد اعتراف فرهادی هم هست- این بار مجدد نصیب فیلمی از فرهادی شد. فیلمی که علی رغم تکنیک پردازی خوب آن, به هیچ وجه چهره ی مناسبی از ایران را به نمایش نمی گذارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دانشجویان بیدار,چرا چنین نیرویی را برای انتخاب فیلم مناسب جهت جشنوارههای مستقل خود آمریکا صرف نمیکنیم؟به نظر میآید مراسمی مانند اسکار بایستی در حد و اندازههای خودش نگریست.و سطح عظمت های ملت و نظام ایران را به توده های جهان کشاند نه به سطح مراسمی که در نظرگاه خود آمریکاییان هم فقط یک نمایش مد لباس و آرایش و موی سر است و تبلیغ مزونها، طراحان لباس و سازندگان جواهرات و به قول کریس راک (که یک بار مجری مراسم اسکار بود و قرار است سال آینده نیز مجری این مراسم باشد)، «فقط یک بازی آمریکایی است»
,نکته مهم این است که طیف شیفته اسکار، بسیاری از نقاط روشن و فاخر ملت ایران را فه ورطه غفلت می سپارند. هنوز فراموش نکردهایم که یکی از فیلمسازهای متعلق به جبهه سینمای شبه روشنفکری که مدتی نیز مسئولیت دولتی داشت، درباره اهمیت کسب جوایز جهانی و ازجمله اسکار توسط اصغر فرهادی، نوشته بود که کارگردان «جدایی نادر از سیمین»، «نماد غرور از دست رفته ایرانیان است»(!) این سخن در حالی است که غرور ایرانیان هیچگاه گروگان جشنواره های نازل غربی نبوده است و محل بروز عظمت های ایرانی ها,میدان هایی متفاوت و فاخر تر از اسکار و امثالهم است اما فیلمساز مدعی روشنفکری، همه افتخارات را نادیده میگیرد و تنها کسب جایزه در یک مراسم آمریکایی را راهی برای «بازیابی اعتبار ایرانیان در سطح جهان» معرفی میکند! نظر این کارگردان و مسئول سینمایی، چکیده همه دلایل مربوط به شیفتگی به اسکار است. نگاهی که بین روشنفکران سایر جوامع، به هیچ وجه وجود ندارد. کافی است تا فقط به برخی از این دیدگاهها مراجعه کنیم. به طور مثال، لوئیس بونوئل، که از او به عنوان رهبر جنبش سورئالیسم آوانگارد در تاریخ سینما یاد میشود، درباره اسکار گفته بود: «هیچ چیز به اندازه بردن اسکار از نظر اخلاقی برای من منزجرکننده نیست.» وودی آلن که بسیاری از اهالی سینمای ما، او را روشنفکرترین فیلمساز هالیوود میدانند هم گفته بود که برگزارکنندگان اسکار، سیاسی و اهل معامله و مذاکره هستند. او حتی ایده جوایزی چون اسکار را احمقانه توصیف کرده است. داستین هافمن، بازیگر صاحب سبک و معتبر سینمای آمریکا نیز گفته بود؛ جایزه آکادمی، زشت و ناپسند و کثیف است و هیچ تفاوتی با یک مسابقه ملکه زیبایی ندارد. جورج سی اسکات، بازیگر فیلمهایی چون «دکتر استرنج لاو» و «بیلیارد باز» هم نظرش این بود که اسکار یک شوی عمومی، با ایجاد تعلیقی ساختگی برای اهداف اقتصادی، آزاردهنده، غیرمتمدنانه و ذاتا فاسد است.
,این سوال از هیات انتخاب فیلم باقی است که علی رغم وجود پیشرفت ها, رشدها و دستاوردهای بی شمار ملت ایران , فرستادن فیلمی با درون مایه کدر, چه توجیهی دارد؟ هرچه در خارج از کشور علیه موجودیت و هویت و اصالت های فاخر مردم ایران فیلم ساخته شده کافی نبود که لازم است تا ما به دست خودمان چهره ای تار از خودمان ارائه بدهیم؟ کتمان لحظات پرامید و سرور دوران زندگی مردم ایران, جفای بزرگی در حق مردم است.
,در دورانی که شاکله سینمای جهان مملو از راهبردهای سیاسی و در جهت منافع سیاست های سلطه است, چرا هنوز قاطبه منورالفکرهای سینمایی ما در تلاش برای بدست آوردن جایزه های جشنواره ای غربی اند و ادعای هنر برای هنر سر می دهند؟ چرا هیچ کدامشان وامدار اصالت های ریشه دار ملت خود در صحنه جهانی نیستند؟
,هنرمند باید مردم خود را یک گام به پیش ببرد, نه اینکه کاری با وجهه مردمش بکند که چه بسا زحمات زیادی برای بازسازی آن در سطح جهان لازم باشد و متاسفانه قشرزیادی از سینماگران ایران هنوز به این درک اولیه نرسیده است و باوری به عظمت های شکوهمند مردم و کشورشان ندارند...به امید رویش نسل های وفادار به مردم و انقلاب اسلامی.
,انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه