یادداشت/

مداح یا سخنران؟ مسأله این است!

مداح یا سخنران؟ مسأله این است!
سید زین العابدین صفوی طی یادداشتی به مناسبت ایام محرم نوشت: در سال های اخیر برخی از چهره های مذهبی، از وضعیت مجالس حسینی انتقاد می کنند و از جایگزینی «مداح» به جای «واعظ» شکوه دارند و این تغییر را طبیعی نمی دانند و آن را نوعی توطئه برای تغییر گروه مرجع جوانان می انگارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنجانم,سید زین العابدین صفوی معاون دانشجویی فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی زنجان طی یادداشتی به مناسبت ایام محرم اشاره کرد:در سال های اخیر برخی از چهره های مذهبی، از وضعیت مجالس حسینی انتقاد می کنند و از جایگزینی «مداح» به جای «واعظ» شکوه دارند و این تغییر را طبیعی نمی دانند و آن را نوعی توطئه برای تغییر گروه مرجع جوانان می انگارند.می گویند در گذشته محافل واعظان پرشورتر از مداحان بوده و «مداحی» تنها به عنوان «نمک» بر«طعام» سخنرانی به شمار می رفته و یکی از ملحقات سخنرانی محسوب می شده است.حتی مادحان اشعار و نوحه های خود را نخست به واعظان عرضه کرده و از آنها اجازه و تأیید می گرفتند. آنها پای صحبت واعظان، زانوی شاگردی می زدند و درپایان سخنرانی، «پامنبری» می خواندند ولی در حال حاضر سخنرانی ها، پیش در آمدی برای گرم کردن محفل مداحان شده و مداحان خود سخنرانی نیز می کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم,

اکنون سؤال این است که آیا این مسأله،غیر طبیعی است؟ آیا به راستی این یک توطئه از سلسله توطئه های استکبار جهانی است؟ آیا وقتی علل طبیعی چنین پدیده ای قابل شناسایی باشد ، باز می توان آن را غیر طبیعی دانست؟ آیا می توان با نادیده گرفتن علل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و..با بی توجهی به تغییر ذائقه ی مخاطبان، این مسأله را یک خطر و توطئه دانست؟

,

اولاً باید دانست که این مسأله چندان هم جدید نیست و در گذشته نیز به دلیل عنصر«شورانگیزی» در مداحی، همه ی مخاطبان سخنران ها و مداحان یکسان و مشترک نبوده اند. و اگر امروز «مداح محوری» پر رنگ تر شده است و همه ی مداحان طفیلی هر سخنرانی نیستند قطعاً دلایلی دارد.که در اینجا به یکی از آنها اشاره می شود.

,

در زمان های گذشته، فاصله ی زیادی - از نظر دانش دینی- میان این دو جایگاه برقرار بود و پلکان های متعدد «منبر» حکایت از یک فاصله و ارتفاع واقعی میان«منبری» و «مداح» داشت ولی اکنون این فاصله تا حدودی کمتر شده و گاهی دانش و مطالعات اعتقادی مداح به حد زیادی بالا رفته و از نظر فکری به هیچ وجه خود را نیازمند به پیروی از واعظ آن مسجد و منبر احساس نمی کند و این یک امر طبیعی است.

,

در روزگاز قدیم ، بیشترِ واعظان، رابطان مراجع و و زبان گویای آنها در انتقال مسائل شرعی بودند ولی اکنون در اثر توسعه ی ابزار اطلاع رسانی، پایگاه های مربوط به مراجع از دسترس هیچ مخاطب ومداحی خارج نیست. واین امکان وجود دارد که مادحان در زمینه ی شرعی اطلاعات خود را به حدی برسانند که احتیاج چندانی به واعظان احساس نکنند.

,

اگر در قدیم مادحان ، نوحه ها و اشعار خود را به واعظان عرضه می کردند و از آنها اجازه می گرفتند به این دلیل بود که سوادشان بسیار پایین تر از روحانی مسجد بوده است و به همین جهت رابطه ی استادی و شاگردی میان آنها بر قرا بود و این امر با رضایت خاطر مداح و مخاطب انجام می شد و هیچکس آنها را به این انطباق مجبور نمی کرد . ولی طبیعی است که با کمتر شدن این فاصله ی علمی، رابطه ی «استادی و شاگردی» به رابطه ی«رفاقت» تبدیل شوند که به دنبال آن «رقابت» نیز طبیعی خواهد بود.

,

اگر قرارباشد واعظی، به سخنان سطحی و روزنامه ای بسنده کند، راه و روش روایت شناسی را نیاموزد و خود قادر به تشخیص روایات موضوعه نباشد و آنها را از نظر سند و دلالت بررسی ننماید ومفاد آنها را با قرآن کریم تطبیق ندهد، و فقط عین روایت را از روی کتاب بخواند، چرا مداح نتواند چنین کاری بکند؟

,

آیا این فاصله ی طولی، همواره باید یکسویه رعایت شود؟ آیا ازبین رفتن فاصله ی علمی میان مادح و سخنران، و یا سبقت مداح از سخنران، خطری برای جامعه ی مذهبی محسوب می شود؟ آیا این فاصله ی طولی در اثر سرعت گرفتن مادحان است یا کم شدن سرعت سخنران ها ؟ مسأله این است!

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه