پایگاه خبری کانتر پانچ؛
چه کسی از ما در مقابل دیوانگی آمریکا حمایت می کند؟
پایگاه خبری کانتر پانچ نوشت: اولین مناظره انتخابات ریاست جمهوری، بین هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، اطلاعات جدید اختصاصی از هیچکدام از دو کاندید نشان نداد، ولی تا حدودی به بیهوده سرائی "دونالد ترامپ "مبتلا بجنون خود بزرگ بینی نزدیک شدیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل کوگانا،پایگاه خبری کانتر پانچ نوشت: اولین مناظره انتخابات ریاست جمهوری، بین هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ، اطلاعات جدید اختصاصی از هیچکدام از دو کاندید نشان نداد، ولی تا حدودی به بیهوده سرائی "دونالد ترامپ "مبتلا بجنون خود بزرگ بینی نزدیک شدیم، اکنون ضرورت دارد که او را از منصب ریاست دور کنیم، به عبارتی دیگر همانگونه که یک کودک سه ساله را از جعبه ی کبریت دور می کنیم، ترامپ برای مدیریت سرمایه داری بی قید و بند صلاحیت ندارد، او و "شخصیتش" بمراتب از واقعیت دور هستند تا جائیکه هرکلمه ی که از دهان او خارج می شود،چیزی جز فریاد کمک خواهی نیست.
در این میان هیلاری کلینتون یک قاتل بالفطره است، اوتابع نظریه ی استثنائی بودن آمریکاست، او براین باور است که اصلاحات در هر کشور، را تنها با یک مجموعه از (موشک های BG M -109) تاماهاوک ، می توان ایجاد کرد . او و شوهرش به عنوان یک نماد از لیبرالیسم باج خواه به صحنه می آیند آنها مسیر سیاسی خود را با پرتاب وعده به جناج چپ، و اجرای موارد دلخواه از جناج راست انجام میدهند. آن دو موفقیت "لیبرال باج گیر" را نهفته در بازداشت هرکسی می دانند که نشان دهنده یک تهدید برای امنیت آمریکا باشد و جبهه گیری برای "وال استریت" به عنوان یک معبد طلا معبد در اقتصاد ایالات متحده و جنگ های بی پایان در جهت تغییر حکومت های مد نظر در جهان، آنگونه که دوست دارند را استمرار می بخشند .
,
,

,
,
,
,
,
وقتی که هیلاری رابعنوان "زن فریبکار" توصیف کردند چون کلمه ی بدتری را در این باب برای توصیف او پیدا نکردند، در حالی که "کریستوفر هیچنز" با دقت تمام هیلاری و بیل کلینتون، را با عبارتی بزرگتر وصف کرد: " این دو هرخارجی حامی سیاست را که از او خوششان می آمد تحت تاثیر قرار دادند و نشد که از او پولی برای منافع خود برداشت نکنند ."
ابراز چنین ویژگیهائی برای هر دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا ،حتی اگر نظرات خود را در بهترین حالت مطرح کنند و جنایات جنگی و جرم های مرتکبه علیه بشریت را محکوم کنند اثباتی است ،من هنوز بر این اعتقادم که ما به ناچار در صورت ورود هر یک از آن دو به کاخ سفید و رسیدن به قدرت،سر در گم باقی خواهیم ماند.دسترسی هر یک از آنها به کاخ سفید برای تمام جهانیان، خطرناک و مهم خواهد بود جهان امروز از تجارب شتابزده واشنگتن احساس ضعف و ناتوانی می کند،اموری مانند و تمرکز به دموکراسی و تست مداوم بدون توجه به شرایط هر کشور، در کنار عوارض اخلاقی و قدرت زیاده خواهی با تغذیه سیاست لجام گسیخته، و سیاست خارجی دیکتاتورمابانه، در اصل مبتنی بر "نابودی " هرکشور درجهان به منظور تامین هدفی شوم ، با ابزاری بنام "اصلاحات"
این سوال در اینجا مطرح می شود که چه کسی ما را از خود آمریکا نجات می دهد؟
در هالیوود، یک عالمه "انسانیت های" در هم شکسته در خیابان های افسانه ای آن موج می زند، که با لایه ای از طلا پوشیده شده است. هر کس معتقد است که آمریکا کشوریست که طبقات اجتماعی ندارد، باید با یک سفر به آنجا خود ببینید تا چه حد در اعتقادات خود نسبت به آمریکا در اشتباه است،و تنها طی یک روز آنوقت متوجه خواهد شد که جامعه آمریکا اساساً بر مبنای نژاد پرستی و طبقه بندی اجتماعی بنا شده است ،و می تواند در هر دقیقه در طول روز بسیاری از صحنه های جنگ طبقاتی در هر شهر را بچشم خود ببیند، دانستنی است که یک جنبه از این جنگ فقط، همواره ضربات واثراتش را 99٪ از مردم آمریکا متحمل می شوند.
نرخ رها کردن فقرا وافراد مورد تبعیض واقع شده و (به عبارتی کسانی که از سرنوشت خود متنفرند) کار اجباری برای ثروتنمدان به دلیل خشونت ،ظلم و ستم، در نتیجه ی وحشی گری وسنگدلی به یک سطح جدید از شکنجه ی زشت رسیده است، یعنی بسیار بالاتر از چیزی که توسط "فانون" در کتاب دوزخیان روی زمین خود ذکر کرده است.
مطمئن باشید که فقرای آمریکا،مانند ما افرادی اشغالگر نیستند، بنابراین ذکر گفته ی دقیقی دراینجا لازم بنظر می آید: "مالکوم" در تاکید آن حالت افراطی آمریکایی قدرت طلب؛ و پذیرنده و قانع بودن فقرا را چنین تعریف کرده است: شما نمی توانید آنچه در ایالت می سی سی پی اتفاق می افتد را درک کنید ،تا زمانی که شما از آنچه در کنگو اتفاق می افتد آگاه نباشید.
, وقتی که هیلاری رابعنوان "زن فریبکار" توصیف کردند چون کلمه ی بدتری را در این باب برای توصیف او پیدا نکردند، در حالی که "کریستوفر هیچنز" با دقت تمام هیلاری و بیل کلینتون، را با عبارتی بزرگتر وصف کرد: " این دو هرخارجی حامی سیاست را که از او خوششان می آمد تحت تاثیر قرار دادند و نشد که از او پولی برای منافع خود برداشت نکنند ."
ابراز چنین ویژگیهائی برای هر دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا ،حتی اگر نظرات خود را در بهترین حالت مطرح کنند و جنایات جنگی و جرم های مرتکبه علیه بشریت را محکوم کنند اثباتی است ،من هنوز بر این اعتقادم که ما به ناچار در صورت ورود هر یک از آن دو به کاخ سفید و رسیدن به قدرت،سر در گم باقی خواهیم ماند.دسترسی هر یک از آنها به کاخ سفید برای تمام جهانیان، خطرناک و مهم خواهد بود جهان امروز از تجارب شتابزده واشنگتن احساس ضعف و ناتوانی می کند،اموری مانند و تمرکز به دموکراسی و تست مداوم بدون توجه به شرایط هر کشور، در کنار عوارض اخلاقی و قدرت زیاده خواهی با تغذیه سیاست لجام گسیخته، و سیاست خارجی دیکتاتورمابانه، در اصل مبتنی بر "نابودی " هرکشور درجهان به منظور تامین هدفی شوم ، با ابزاری بنام "اصلاحات"
این سوال در اینجا مطرح می شود که چه کسی ما را از خود آمریکا نجات می دهد؟
در هالیوود، یک عالمه "انسانیت های" در هم شکسته در خیابان های افسانه ای آن موج می زند، که با لایه ای از طلا پوشیده شده است. هر کس معتقد است که آمریکا کشوریست که طبقات اجتماعی ندارد، باید با یک سفر به آنجا خود ببینید تا چه حد در اعتقادات خود نسبت به آمریکا در اشتباه است،و تنها طی یک روز آنوقت متوجه خواهد شد که جامعه آمریکا اساساً بر مبنای نژاد پرستی و طبقه بندی اجتماعی بنا شده است ،و می تواند در هر دقیقه در طول روز بسیاری از صحنه های جنگ طبقاتی در هر شهر را بچشم خود ببیند، دانستنی است که یک جنبه از این جنگ فقط، همواره ضربات واثراتش را 99٪ از مردم آمریکا متحمل می شوند.
نرخ رها کردن فقرا وافراد مورد تبعیض واقع شده و (به عبارتی کسانی که از سرنوشت خود متنفرند) کار اجباری برای ثروتنمدان به دلیل خشونت ،ظلم و ستم، در نتیجه ی وحشی گری وسنگدلی به یک سطح جدید از شکنجه ی زشت رسیده است، یعنی بسیار بالاتر از چیزی که توسط "فانون" در کتاب دوزخیان روی زمین خود ذکر کرده است.
مطمئن باشید که فقرای آمریکا،مانند ما افرادی اشغالگر نیستند، بنابراین ذکر گفته ی دقیقی دراینجا لازم بنظر می آید: "مالکوم" در تاکید آن حالت افراطی آمریکایی قدرت طلب؛ و پذیرنده و قانع بودن فقرا را چنین تعریف کرده است: شما نمی توانید آنچه در ایالت می سی سی پی اتفاق می افتد را درک کنید ،تا زمانی که شما از آنچه در کنگو اتفاق می افتد آگاه نباشید., وقتی که هیلاری رابعنوان "زن فریبکار" توصیف کردند چون کلمه ی بدتری را در این باب برای توصیف او پیدا نکردند، در حالی که "کریستوفر هیچنز" با دقت تمام هیلاری و بیل کلینتون، را با عبارتی بزرگتر وصف کرد: " این دو هرخارجی حامی سیاست را که از او خوششان می آمد تحت تاثیر قرار دادند و نشد که از او پولی برای منافع خود برداشت نکنند ."
ابراز چنین ویژگیهائی برای هر دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا ،حتی اگر نظرات خود را در بهترین حالت مطرح کنند و جنایات جنگی و جرم های مرتکبه علیه بشریت را محکوم کنند اثباتی است ،من هنوز بر این اعتقادم که ما به ناچار در صورت ورود هر یک از آن دو به کاخ سفید و رسیدن به قدرت،سر در گم باقی خواهیم ماند.دسترسی هر یک از آنها به کاخ سفید برای تمام جهانیان، خطرناک و مهم خواهد بود جهان امروز از تجارب شتابزده واشنگتن احساس ضعف و ناتوانی می کند،اموری مانند و تمرکز به دموکراسی و تست مداوم بدون توجه به شرایط هر کشور، در کنار عوارض اخلاقی و قدرت زیاده خواهی با تغذیه سیاست لجام گسیخته، و سیاست خارجی دیکتاتورمابانه، در اصل مبتنی بر "نابودی " هرکشور درجهان به منظور تامین هدفی شوم ، با ابزاری بنام "اصلاحات"
این سوال در اینجا مطرح می شود که چه کسی ما را از خود آمریکا نجات می دهد؟
در هالیوود، یک عالمه "انسانیت های" در هم شکسته در خیابان های افسانه ای آن موج می زند، که با لایه ای از طلا پوشیده شده است. هر کس معتقد است که آمریکا کشوریست که طبقات اجتماعی ندارد، باید با یک سفر به آنجا خود ببینید تا چه حد در اعتقادات خود نسبت به آمریکا در اشتباه است،و تنها طی یک روز آنوقت متوجه خواهد شد که جامعه آمریکا اساساً بر مبنای نژاد پرستی و طبقه بندی اجتماعی بنا شده است ،و می تواند در هر دقیقه در طول روز بسیاری از صحنه های جنگ طبقاتی در هر شهر را بچشم خود ببیند، دانستنی است که یک جنبه از این جنگ فقط، همواره ضربات واثراتش را 99٪ از مردم آمریکا متحمل می شوند.
نرخ رها کردن فقرا وافراد مورد تبعیض واقع شده و (به عبارتی کسانی که از سرنوشت خود متنفرند) کار اجباری برای ثروتنمدان به دلیل خشونت ،ظلم و ستم، در نتیجه ی وحشی گری وسنگدلی به یک سطح جدید از شکنجه ی زشت رسیده است، یعنی بسیار بالاتر از چیزی که توسط "فانون" در کتاب دوزخیان روی زمین خود ذکر کرده است.
مطمئن باشید که فقرای آمریکا،مانند ما افرادی اشغالگر نیستند، بنابراین ذکر گفته ی دقیقی دراینجا لازم بنظر می آید: "مالکوم" در تاکید آن حالت افراطی آمریکایی قدرت طلب؛ و پذیرنده و قانع بودن فقرا را چنین تعریف کرده است: شما نمی توانید آنچه در ایالت می سی سی پی اتفاق می افتد را درک کنید ،تا زمانی که شما از آنچه در کنگو اتفاق می افتد آگاه نباشید., وقتی که هیلاری رابعنوان "زن فریبکار" توصیف کردند چون کلمه ی بدتری را در این باب برای توصیف او پیدا نکردند، در حالی که "کریستوفر هیچنز" با دقت تمام هیلاری و بیل کلینتون، را با عبارتی بزرگتر وصف کرد: " این دو هرخارجی حامی سیاست را که از او خوششان می آمد تحت تاثیر قرار دادند و نشد که از او پولی برای منافع خود برداشت نکنند ."
ابراز چنین ویژگیهائی برای هر دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا ،حتی اگر نظرات خود را در بهترین حالت مطرح کنند و جنایات جنگی و جرم های مرتکبه علیه بشریت را محکوم کنند اثباتی است ،من هنوز بر این اعتقادم که ما به ناچار در صورت ورود هر یک از آن دو به کاخ سفید و رسیدن به قدرت،سر در گم باقی خواهیم ماند.دسترسی هر یک از آنها به کاخ سفید برای تمام جهانیان، خطرناک و مهم خواهد بود جهان امروز از تجارب شتابزده واشنگتن احساس ضعف و ناتوانی می کند،اموری مانند و تمرکز به دموکراسی و تست مداوم بدون توجه به شرایط هر کشور، در کنار عوارض اخلاقی و قدرت زیاده خواهی با تغذیه سیاست لجام گسیخته، و سیاست خارجی دیکتاتورمابانه، در اصل مبتنی بر "نابودی " هرکشور درجهان به منظور تامین هدفی شوم ، با ابزاری بنام "اصلاحات"
این سوال در اینجا مطرح می شود که چه کسی ما را از خود آمریکا نجات می دهد؟
در هالیوود، یک عالمه "انسانیت های" در هم شکسته در خیابان های افسانه ای آن موج می زند، که با لایه ای از طلا پوشیده شده است. هر کس معتقد است که آمریکا کشوریست که طبقات اجتماعی ندارد، باید با یک سفر به آنجا خود ببینید تا چه حد در اعتقادات خود نسبت به آمریکا در اشتباه است،و تنها طی یک روز آنوقت متوجه خواهد شد که جامعه آمریکا اساساً بر مبنای نژاد پرستی و طبقه بندی اجتماعی بنا شده است ،و می تواند در هر دقیقه در طول روز بسیاری از صحنه های جنگ طبقاتی در هر شهر را بچشم خود ببیند، دانستنی است که یک جنبه از این جنگ فقط، همواره ضربات واثراتش را 99٪ از مردم آمریکا متحمل می شوند.
نرخ رها کردن فقرا وافراد مورد تبعیض واقع شده و (به عبارتی کسانی که از سرنوشت خود متنفرند) کار اجباری برای ثروتنمدان به دلیل خشونت ،ظلم و ستم، در نتیجه ی وحشی گری وسنگدلی به یک سطح جدید از شکنجه ی زشت رسیده است، یعنی بسیار بالاتر از چیزی که توسط "فانون" در کتاب دوزخیان روی زمین خود ذکر کرده است.
مطمئن باشید که فقرای آمریکا،مانند ما افرادی اشغالگر نیستند، بنابراین ذکر گفته ی دقیقی دراینجا لازم بنظر می آید: "مالکوم" در تاکید آن حالت افراطی آمریکایی قدرت طلب؛ و پذیرنده و قانع بودن فقرا را چنین تعریف کرده است: شما نمی توانید آنچه در ایالت می سی سی پی اتفاق می افتد را درک کنید ،تا زمانی که شما از آنچه در کنگو اتفاق می افتد آگاه نباشید.,
,
,
,
, این سوال در اینجا مطرح می شود که چه کسی ما را از خود آمریکا نجات می دهد؟,
,
,
,
,
,
,
با وجود نفرت بزرگ من از امریکا به دلیل بی عدالتی و خشونت و تنظیم دروغ بیش از حد، با همه این ویژگی ها در پیش بینی سیاست های دولت آمریکا در برخورد با اشخاص ثالث، چه در داخل و یا در هر کشور دیگر روزنه ی امیدی دارم .
, با وجود نفرت بزرگ من از امریکا به دلیل بی عدالتی و خشونت و تنظیم دروغ بیش از حد، با همه این ویژگی ها در پیش بینی سیاست های دولت آمریکا در برخورد با اشخاص ثالث، چه در داخل و یا در هر کشور دیگر روزنه ی امیدی دارم ., با وجود نفرت بزرگ من از امریکا به دلیل بی عدالتی و خشونت و تنظیم دروغ بیش از حد، با همه این ویژگی ها در پیش بینی سیاست های دولت آمریکا در برخورد با اشخاص ثالث، چه در داخل و یا در هر کشور دیگر روزنه ی امیدی دارم ., با وجود نفرت بزرگ من از امریکا به دلیل بی عدالتی و خشونت و تنظیم دروغ بیش از حد، با همه این ویژگی ها در پیش بینی سیاست های دولت آمریکا در برخورد با اشخاص ثالث، چه در داخل و یا در هر کشور دیگر روزنه ی امیدی دارم .,
و تنها امید من به فراخوان های فراوان انقلابیون و مخالفانی است که راه مبارزه با آمریکا و مخالفت با سیاست ها و تحرکات سلطه گری جهانی آمریکا را برگزیده اند، که این پاسخی طبیعی به سیاست های ناعادلانه و خشن آمریکا بشمار می آید .
, و تنها امید من به فراخوان های فراوان انقلابیون و مخالفانی است که راه مبارزه با آمریکا و مخالفت با سیاست ها و تحرکات سلطه گری جهانی آمریکا را برگزیده اند، که این پاسخی طبیعی به سیاست های ناعادلانه و خشن آمریکا بشمار می آید ., و تنها امید من به فراخوان های فراوان انقلابیون و مخالفانی است که راه مبارزه با آمریکا و مخالفت با سیاست ها و تحرکات سلطه گری جهانی آمریکا را برگزیده اند، که این پاسخی طبیعی به سیاست های ناعادلانه و خشن آمریکا بشمار می آید ., و تنها امید من به فراخوان های فراوان انقلابیون و مخالفانی است که راه مبارزه با آمریکا و مخالفت با سیاست ها و تحرکات سلطه گری جهانی آمریکا را برگزیده اند، که این پاسخی طبیعی به سیاست های ناعادلانه و خشن آمریکا بشمار می آید .,
ظلم وتبعیض باعث ایجاد مقاومت وایستادگی می شود،البته علیرغم تمام مشکلات و موانع موجود تاریخ آمریکا آکنده است از مقاومت های سرسختانه، که نمونه های آن : رهبرچریک های سرخپوست، و"نات ترنر" برده آمریکایی و رهبر انقلاب بردگان1831، "دانمارک ویسی" برده آمریکایی که برای یک شورش گسترده در آمریکا برنامه ریزی کرده بود"فردریک داگلاس" (یکی از طرفداران رهایی)، جان براون ( هوادار ازادی) و "مادر جونز" فدراسیون جهانی بنیاد کارگران صنعت ،"یوجین دبس"رئیس فدراسیون کار آمریکا 1855،مارتین لوتر کینگ ،مالکوم ایکس و کمیته ی هماهنگی دانشجویی بدون خشونت، یکی از سازمان های مهم خواستار حقوق بشر در سال 1960، جنبش ضد جنگ ویتنام از سال 1967 تا سال 1971، "سزار چاوز" (کشاورز آمریکائی و بنیانگذار موسسه ی کارگران و کشاورزان متحد و افراد بیشتر بخشی از تاریخ مبارزات آمریکا در مقابل و ظلم و فساد ، تبعیض و برده داری است.
که هر یک از آنها به محض آغاز جنبششان با درد ، رنج ها ومشکلات فراوانی روبرو شدند، به عنوان یک نتیجه از مبارزه آنان با نقض آشکار اخلاقی، بی عدالتی به دلیل تلاش های خود را برای به دست آوردن حقوق شان روبرو شدند. بسیاری از مردم امروزی آمریکا نیز به نوعی در رویارویی مقابل تبعیض با آزار مشابه روبرو بوده ونهایتاً احساس خشم اخلاقی خود را بروز داده اند
بی عدالتی در تمام جهان امروز روندی غالب است اما تفاوت نهفته در اینجا (آمریکا) در میان چهره های و نخبه های مردم ماست، که می تواند با بی عدالتی مقابله کنند،و کسانی که حاضر به پیروی از چنین زندگی نیستند، هم آنها مبارزه با هیولا را انتخاب کرده اند، حتی اگر نتیجه ی این جنگ را پیشاپیش از دست داده باشند.
این اراده شماست که به مقاومت در برابر سلطه گری دعوت تان می کند ،واگر در باور شما بگنجد که پیروزید، پیروز خواهید شد در مبارزه برای دفاع از اصول خود ،شما می دانید که از طریق جنگ میسر است که ساده نیست، و همچنان ممکن است که طولانی و مداوم باشد، در مقابل فساد و بی عدالتی که در زمین همچنان ادامه دارد.
رقابت برای دسترسی به کاخ سفید، یک مبارزه برای رسیدن به قدرت است که در چهارسوی آن تعدادی از"مردان و زنانی قرار دارند که قلب آنها از جنس روبات و ذهن آنها توسط مکانیسم هایی کنترل شده است" همانطور "چاپلین معروف" آنهارا توصیف کرده است:این تنها مسابقه ی بین دو نماینده از طبقه حاکم است ،که برای بدست گرفتن کلید "پادشاهی ناامیدی" جریان دارد آنها در هر صورت عامل احساس تکبر و خوشنودی را برای خود دست وپ ا می کنند، اما درست زمانی که در امتیازات کامل و زندگی منحط خود غرقند،باید به آخرین کلمات "اسب رام نشده" (یک رهبرسرخپوست) که قبل از مرگ با مقاومت در برابر تلاش برای زندان کرد نش ادامه می داد گفته است: "دوباره سرخپوستان باز می گردند، و یک برکت و رحمت فراگیر پس از جهانی که سراسر بیمار و نا امیدی بود را تجربه خواهند کرد ؛جهانی سرشار از امید ، مشتاق برای بازگشت نور دوباره آماده می شود ."
, ظلم وتبعیض باعث ایجاد مقاومت وایستادگی می شود،البته علیرغم تمام مشکلات و موانع موجود تاریخ آمریکا آکنده است از مقاومت های سرسختانه، که نمونه های آن : رهبرچریک های سرخپوست، و"نات ترنر" برده آمریکایی و رهبر انقلاب بردگان1831، "دانمارک ویسی" برده آمریکایی که برای یک شورش گسترده در آمریکا برنامه ریزی کرده بود"فردریک داگلاس" (یکی از طرفداران رهایی)، جان براون ( هوادار ازادی) و "مادر جونز" فدراسیون جهانی بنیاد کارگران صنعت ،"یوجین دبس"رئیس فدراسیون کار آمریکا 1855،مارتین لوتر کینگ ،مالکوم ایکس و کمیته ی هماهنگی دانشجویی بدون خشونت، یکی از سازمان های مهم خواستار حقوق بشر در سال 1960، جنبش ضد جنگ ویتنام از سال 1967 تا سال 1971، "سزار چاوز" (کشاورز آمریکائی و بنیانگذار موسسه ی کارگران و کشاورزان متحد و افراد بیشتر بخشی از تاریخ مبارزات آمریکا در مقابل و ظلم و فساد ، تبعیض و برده داری است.
که هر یک از آنها به محض آغاز جنبششان با درد ، رنج ها ومشکلات فراوانی روبرو شدند، به عنوان یک نتیجه از مبارزه آنان با نقض آشکار اخلاقی، بی عدالتی به دلیل تلاش های خود را برای به دست آوردن حقوق شان روبرو شدند. بسیاری از مردم امروزی آمریکا نیز به نوعی در رویارویی مقابل تبعیض با آزار مشابه روبرو بوده ونهایتاً احساس خشم اخلاقی خود را بروز داده اند
بی عدالتی در تمام جهان امروز روندی غالب است اما تفاوت نهفته در اینجا (آمریکا) در میان چهره های و نخبه های مردم ماست، که می تواند با بی عدالتی مقابله کنند،و کسانی که حاضر به پیروی از چنین زندگی نیستند، هم آنها مبارزه با هیولا را انتخاب کرده اند، حتی اگر نتیجه ی این جنگ را پیشاپیش از دست داده باشند.
این اراده شماست که به مقاومت در برابر سلطه گری دعوت تان می کند ،واگر در باور شما بگنجد که پیروزید، پیروز خواهید شد در مبارزه برای دفاع از اصول خود ،شما می دانید که از طریق جنگ میسر است که ساده نیست، و همچنان ممکن است که طولانی و مداوم باشد، در مقابل فساد و بی عدالتی که در زمین همچنان ادامه دارد.
رقابت برای دسترسی به کاخ سفید، یک مبارزه برای رسیدن به قدرت است که در چهارسوی آن تعدادی از"مردان و زنانی قرار دارند که قلب آنها از جنس روبات و ذهن آنها توسط مکانیسم هایی کنترل شده است" همانطور "چاپلین معروف" آنهارا توصیف کرده است:این تنها مسابقه ی بین دو نماینده از طبقه حاکم است ،که برای بدست گرفتن کلید "پادشاهی ناامیدی" جریان دارد آنها در هر صورت عامل احساس تکبر و خوشنودی را برای خود دست وپ ا می کنند، اما درست زمانی که در امتیازات کامل و زندگی منحط خود غرقند،باید به آخرین کلمات "اسب رام نشده" (یک رهبرسرخپوست) که قبل از مرگ با مقاومت در برابر تلاش برای زندان کرد نش ادامه می داد گفته است: "دوباره سرخپوستان باز می گردند، و یک برکت و رحمت فراگیر پس از جهانی که سراسر بیمار و نا امیدی بود را تجربه خواهند کرد ؛جهانی سرشار از امید ، مشتاق برای بازگشت نور دوباره آماده می شود .", ظلم وتبعیض باعث ایجاد مقاومت وایستادگی می شود،البته علیرغم تمام مشکلات و موانع موجود تاریخ آمریکا آکنده است از مقاومت های سرسختانه، که نمونه های آن : رهبرچریک های سرخپوست، و"نات ترنر" برده آمریکایی و رهبر انقلاب بردگان1831، "دانمارک ویسی" برده آمریکایی که برای یک شورش گسترده در آمریکا برنامه ریزی کرده بود"فردریک داگلاس" (یکی از طرفداران رهایی)، جان براون ( هوادار ازادی) و "مادر جونز" فدراسیون جهانی بنیاد کارگران صنعت ،"یوجین دبس"رئیس فدراسیون کار آمریکا 1855،مارتین لوتر کینگ ،مالکوم ایکس و کمیته ی هماهنگی دانشجویی بدون خشونت، یکی از سازمان های مهم خواستار حقوق بشر در سال 1960، جنبش ضد جنگ ویتنام از سال 1967 تا سال 1971، "سزار چاوز" (کشاورز آمریکائی و بنیانگذار موسسه ی کارگران و کشاورزان متحد و افراد بیشتر بخشی از تاریخ مبارزات آمریکا در مقابل و ظلم و فساد ، تبعیض و برده داری است.
که هر یک از آنها به محض آغاز جنبششان با درد ، رنج ها ومشکلات فراوانی روبرو شدند، به عنوان یک نتیجه از مبارزه آنان با نقض آشکار اخلاقی، بی عدالتی به دلیل تلاش های خود را برای به دست آوردن حقوق شان روبرو شدند. بسیاری از مردم امروزی آمریکا نیز به نوعی در رویارویی مقابل تبعیض با آزار مشابه روبرو بوده ونهایتاً احساس خشم اخلاقی خود را بروز داده اند
بی عدالتی در تمام جهان امروز روندی غالب است اما تفاوت نهفته در اینجا (آمریکا) در میان چهره های و نخبه های مردم ماست، که می تواند با بی عدالتی مقابله کنند،و کسانی که حاضر به پیروی از چنین زندگی نیستند، هم آنها مبارزه با هیولا را انتخاب کرده اند، حتی اگر نتیجه ی این جنگ را پیشاپیش از دست داده باشند.
این اراده شماست که به مقاومت در برابر سلطه گری دعوت تان می کند ،واگر در باور شما بگنجد که پیروزید، پیروز خواهید شد در مبارزه برای دفاع از اصول خود ،شما می دانید که از طریق جنگ میسر است که ساده نیست، و همچنان ممکن است که طولانی و مداوم باشد، در مقابل فساد و بی عدالتی که در زمین همچنان ادامه دارد.
رقابت برای دسترسی به کاخ سفید، یک مبارزه برای رسیدن به قدرت است که در چهارسوی آن تعدادی از"مردان و زنانی قرار دارند که قلب آنها از جنس روبات و ذهن آنها توسط مکانیسم هایی کنترل شده است" همانطور "چاپلین معروف" آنهارا توصیف کرده است:این تنها مسابقه ی بین دو نماینده از طبقه حاکم است ،که برای بدست گرفتن کلید "پادشاهی ناامیدی" جریان دارد آنها در هر صورت عامل احساس تکبر و خوشنودی را برای خود دست وپ ا می کنند، اما درست زمانی که در امتیازات کامل و زندگی منحط خود غرقند،باید به آخرین کلمات "اسب رام نشده" (یک رهبرسرخپوست) که قبل از مرگ با مقاومت در برابر تلاش برای زندان کرد نش ادامه می داد گفته است: "دوباره سرخپوستان باز می گردند، و یک برکت و رحمت فراگیر پس از جهانی که سراسر بیمار و نا امیدی بود را تجربه خواهند کرد ؛جهانی سرشار از امید ، مشتاق برای بازگشت نور دوباره آماده می شود .", ظلم وتبعیض باعث ایجاد مقاومت وایستادگی می شود،البته علیرغم تمام مشکلات و موانع موجود تاریخ آمریکا آکنده است از مقاومت های سرسختانه، که نمونه های آن : رهبرچریک های سرخپوست، و"نات ترنر" برده آمریکایی و رهبر انقلاب بردگان1831، "دانمارک ویسی" برده آمریکایی که برای یک شورش گسترده در آمریکا برنامه ریزی کرده بود"فردریک داگلاس" (یکی از طرفداران رهایی)، جان براون ( هوادار ازادی) و "مادر جونز" فدراسیون جهانی بنیاد کارگران صنعت ،"یوجین دبس"رئیس فدراسیون کار آمریکا 1855،مارتین لوتر کینگ ،مالکوم ایکس و کمیته ی هماهنگی دانشجویی بدون خشونت، یکی از سازمان های مهم خواستار حقوق بشر در سال 1960، جنبش ضد جنگ ویتنام از سال 1967 تا سال 1971، "سزار چاوز" (کشاورز آمریکائی و بنیانگذار موسسه ی کارگران و کشاورزان متحد و افراد بیشتر بخشی از تاریخ مبارزات آمریکا در مقابل و ظلم و فساد ، تبعیض و برده داری است.
که هر یک از آنها به محض آغاز جنبششان با درد ، رنج ها ومشکلات فراوانی روبرو شدند، به عنوان یک نتیجه از مبارزه آنان با نقض آشکار اخلاقی، بی عدالتی به دلیل تلاش های خود را برای به دست آوردن حقوق شان روبرو شدند. بسیاری از مردم امروزی آمریکا نیز به نوعی در رویارویی مقابل تبعیض با آزار مشابه روبرو بوده ونهایتاً احساس خشم اخلاقی خود را بروز داده اند
بی عدالتی در تمام جهان امروز روندی غالب است اما تفاوت نهفته در اینجا (آمریکا) در میان چهره های و نخبه های مردم ماست، که می تواند با بی عدالتی مقابله کنند،و کسانی که حاضر به پیروی از چنین زندگی نیستند، هم آنها مبارزه با هیولا را انتخاب کرده اند، حتی اگر نتیجه ی این جنگ را پیشاپیش از دست داده باشند.
این اراده شماست که به مقاومت در برابر سلطه گری دعوت تان می کند ،واگر در باور شما بگنجد که پیروزید، پیروز خواهید شد در مبارزه برای دفاع از اصول خود ،شما می دانید که از طریق جنگ میسر است که ساده نیست، و همچنان ممکن است که طولانی و مداوم باشد، در مقابل فساد و بی عدالتی که در زمین همچنان ادامه دارد.
رقابت برای دسترسی به کاخ سفید، یک مبارزه برای رسیدن به قدرت است که در چهارسوی آن تعدادی از"مردان و زنانی قرار دارند که قلب آنها از جنس روبات و ذهن آنها توسط مکانیسم هایی کنترل شده است" همانطور "چاپلین معروف" آنهارا توصیف کرده است:این تنها مسابقه ی بین دو نماینده از طبقه حاکم است ،که برای بدست گرفتن کلید "پادشاهی ناامیدی" جریان دارد آنها در هر صورت عامل احساس تکبر و خوشنودی را برای خود دست وپ ا می کنند، اما درست زمانی که در امتیازات کامل و زندگی منحط خود غرقند،باید به آخرین کلمات "اسب رام نشده" (یک رهبرسرخپوست) که قبل از مرگ با مقاومت در برابر تلاش برای زندان کرد نش ادامه می داد گفته است: "دوباره سرخپوستان باز می گردند، و یک برکت و رحمت فراگیر پس از جهانی که سراسر بیمار و نا امیدی بود را تجربه خواهند کرد ؛جهانی سرشار از امید ، مشتاق برای بازگشت نور دوباره آماده می شود .",
,
,
,
,
,
,
,
,
,
ترجمه:
, ترجمه: ,,
]
ارسال دیدگاه