به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، "امام" و "امت"، مقوله شیعی از تلقی اسلام به "رهبریت" و "جامعه اسلامی" است. ویژگی این تلقی به ارتباط مقدس و ایمانی و از سر اعتقاد و اخلاص "امت" با "امام" برمیگردد؛ اعتقادی که طی گذشت قرنها از ماجرای عاشورای سال 61هجری تاکنون توانست عشق و دلدادگی به اباعبداللهالحسین(ع) را همچنان پرحرارت و زنده نگه بدارد و به فرموده امام صادق(ع)، این عشق و شیدایی تا همیشه تاریخ پابرجا و پرالهام باقی خواهد ماند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بلاغ,نکتهاول
بیتردید آن چه که در عاشورای سال شصت و یک هجری در سرزمین کربلا رخ داد، یکی از نابترین و الهام بخشترین پردههایتاریخ انسانیت و یکی از بزرگترین جلوههای ایمان و دیانت است. رویدادی پر از حماسه و احساس، و آمیزهای از معنویت و اخلاق، عدالتطلبی و آخرتجوییتوام با معرفت و بصیرت. جایی که زمین و آسمان و ملک و ملکوت به یکدیگر پیوند خوردند.
نجاتبخشی امام حسین(ع) از آن رو است که راه را مینمایاند و الگویی جاودانه را عرضه میدارد که برای همهانسانها، در همه زمانها و مکانها میتواند الهامبخش و جهت دهنده باشد و این انسانها هستند که به فراخور قوت ایمان و ظرفیت فهم خود میتوانند از این مائده آسمانی برخوردار شوند، اما نه فقط با ایمان آوردن بهاین حماسه و طلایهدار آن یا با گریستن صرف که با پیوستن بهاین حرکت و با گام برداشتن در این راه و پایبندی بههمهارزشهای ایمانی و انسانیتبلور یافته در این واقعه، کههمان بازگشت به توحید ناب و عدالت فراگیری است، که پیامبران حاملان و داعیان آن بودهاند و جانشینان و پیروان حقیقی آنان نیز کوشندگان در راه آن.
نکته دوم
در مواجهه با میراث بزرگ کربلا همواره کسانی راهافراط یا تفریط را پیمودهاند؛ برخی بهاین رویداد آن چنان ابعاد اساطیری و غیبی دادهاند که آن واقعه را دست نیافتنی نشان دادهاند. جنبههای الهی و غیبی این نهضت را نمیتوان مورد انکار قرار داد، اما رهنمونی غیبی و دستگیری الهی هرگز نباید به گونهای درک و تلقی شود کهابعاد زمینی و جوانب انسانی پدیدههای طبیعت و کنشهای انسان نادیده گرفته شوند.
چنین درک نامتعادلی به ویژه در جایی که پیشوایانی در کارند کههر گام و اقدام آنها مبنا و معنای رفتار پیروان آنها را دارد، به واقع نه تنها خدمتی بهاهداف آنها نیست، بلکه کوششی است-آگاهانه یا ناآگاهانه- برایتهی کردن مجاهدتهای آنان از مضامین اثرگذار و معانی حرکت آفرین و جهتدهنده.
از دیگر سو، در میان کسانی که تفاسیر اسطورهای یا غیبی را نپسندیدهاند و به تفاسیر مناسب با مذاق فقهی یا ذائقههای بشری روی آوردهاند، برخی را میبینیم که به گونهای دیگر یا از متن تاریخی واقعه عاشورا دور شدهاند، یا رسالت اصلی پیشوایان دین را نادیده گرفتهاند. از این میان میتوان به تفاسیر ایدئولوژیکی اشاره کرد که قیام امام حسین(ع) را در محدوده چارچوبهای از پیش تعیین شده و در خدمت دیدگاهها یا انگیزههای خاص بررسی کردهاند. حکومتها، مکاتب فکری، احزاب سیاسی و جنبشهای انقلابی غیر متکی بر مبانی استوار معرفتی و دینی از این قبیل تحلیلها را میآفرینند و آن را دستاویز خود قرار میدهند.
نکته سوم
گذشت زمان و مشاهده فرجام همه نهضتها و جنبشهای فکری، باطنی، غلوگرا و انقلابی شیعی که به تدابیر و هدایتهای امامان شیعه تن ندادند، به خوبی نشان میدهد که امامان شیعه، خواه آن جا که به رویارویی صریح و مسلحانه با ستم پیشگان پرداختند و خواه آن جا که خود را از این گونه رویاروییها کنار کشیدند و به مبارزه علمی و فرهنگی و تحکیم زیرساختهای فکریتشیع و پرورش ذهن و جان شیعیان رو آوردهاند، همواره بر حق و صواب بودهاند.
میرات عظیم امامت که در لابلای منابع بیشمار مکتوب شیعی، بر جا مانده و بسط و گسترشی که تشیع یافتهاست- و نیز حتی دوام اسلام در کلیت آن و گسترش و عمق آن در سراسر جهان –بهترین گواه درایت الهی امامان ما میباشد.
اما نهضت امام حسین(ع) الگوی ماندگاری شد برای همه مسلمانان، که اگر در جایی اصل کیان اسلام یا جامعه و نظام اسلامی در معرض خطر قرار گرفت، از هیچ فداکاری و ایثاری نباید فروگذاری کرد و با تمام وجود- و فارغ از هر نتیجه و پیامدی- باید در برابر تمامیت کفر و نفاق ایستاد. همچنان که سیرهائمهاطهار(ع) پس از ماجرای کربلا نشان داد که رسالت اصلی امام نه در چند هدف محدود و مقطعی سیاسی یا غیر سیاسی؛ که در یک هدف والا خلاصه میشود: هدایت فکری، علمی و تربیت اخلاقی و معنوی انسانها که مهمترین رکن حفظ اسلام است و هیچ نظام سیاسی و نظام اجتماعی نمیتواند اسلامی باشد و اسلامی بماند، مگر آن که بر دوش انسانهایی خود ساخته و هدایت شده قرار داشته باشد و هیچ اقدام و مبارزهای و هیچ قدرت و اقتداری بدون اتکا به چنین انسانهایی، نهارزش دارد و نهاسلامی و معنوی میماند.
در عین حال، ترکیبی از قیام امام حسین(ع) و سکوت و قعود معنادار دیگر امامان معصوم هموارهاین نکته را به پیروان آن بزرگواران گوشزد کرده و این فرهنگ را در عمق جانها و ذهنهای ایشان رسوخ دادهاست که همیشه از حکومتهای ناحق فاصله بگیرند و همواره دشمنی با جباران زمانه را در جان و روان خود بپرورانند و آمادگی آن را داشته باشند تا در فرصتی مناسب خشم خود را بر سر مستکبران و دشمنان واقعی دین و انسانیت فرو ریزند.
نکته چهارم
بیتردید آیینهای تجلیل از ائمهاطهار(ع) به ویژه ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، فرصت گرانمایهای است که بیش از هر موقعیت دیگری، شیفتگان اهلبیت را گرد هم میآورد و دلهای آنان را نرم و پذیرای مواعظ و معارف مینماید. آیا در چنین فرصتهایی، بسنده کردن به گریستن و گریاندن، آنهم بههر نحوی و با استفادهاز هر مکانی و لو غیر شرعی یا غیر متعارف، یا اکتفا کردن به ذکرمناقب و فضائل، آنهم با خروج از حد اعتدال و ورود در حریم غلو و شرک، یا استفادههای خاص، محدود و و مقطعی از این مناسبتها، کاری حکیمانه و خداپسندانه است؟
عزاداریها و هر آیین دینی و مذهبی دیگری در عین حالی که باید به انسجام درونی و استواری اعتقادی پیروان آن دین یا آن مذهب خاص بیانجامد، نباید به گونهای سامان داده شود که به شکاف میان این مجموعه و دیگر جماعتهای مذهبی و دینی منجر شود. به تعبیر دیگر، آیینهای مذهبی شیعیان نباید به گونهای ترتیب داده شود که شکاف و گسست میان شیعیان و دیگر مسلمانان را عمیقتر و گستردهتر کند.
قیام و نهضتی را که برای حفظ بقاء اسلام و جامعهاسلامی شکل گرفته است را نباید به گونهای گرامی بداریم که گویا در تشخیص هدف اصلی یا دشمن واقعی دچار اشتباه شدهایم، و عملاً به جای آن که ستمپیشگان و کافران و ملحدان دینگریز و اسلامستیز را از خود برانیم و دلهایشان را بلرزانیم، دیگر مسلمانان را از حود دور سازیم.
, نکتهاول, نکتهاول,
,
,
,
,
, نکته دوم, نکته دوم,
,
,
,
,
,
,
, نکته سوم, نکته سوم,
,
,
,
,
,
,
,
,
, نکته چهارم, نکته چهارم,
,
,
,
,
,
انتهای پیام/رض
]
ارسال دیدگاه