اختصاصی/
حرکت از متن به حاشیه
لازمه پویایی جامعه، قانونمداری و پاسخگویی همه ارکان از جمله سیستم آموزشی است، امروزه نظام تعلیم و تربیت کشور پاسخگو نیست و کار خود را با خطا و آزمایش به جلو میبرد! در این سیستم بعد از برکناری یک مدیر اشتباه بودن تصمیم گیریهای او مشخص می شود و تاوان آن را جامعه میپردازد![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از سبلانه، نظام آموزشی در هر کشوری یکی از حساسترین عرصههای حکومتی است. چه دانش و مهارت های حاکمیتی را در کنار مهارت و دانش حرفه ای مورد نیاز برای کسب و کار در قالب اموزش و پرورش و سیستم های دانشگاهی در افراد درونی میسازد؛ این اهمیت با توجه به ماهیت اسلامی و دینی نظام سیاسی کشورمان از جایگاه والایی برخوردار است در این میان مدارس به جهت تامین سپاه ذخیره حرفه ای از یکسو و نیروهای متعهد و متخصص از سوی دیگر نقش بی بدیلی دارند وانگهی به جهت کثرت نیروهای انسانی فعال در این حوزه (دانش آموزان و معلمان) شاید ضریب اثرگذاری هیچ نهادی، در کلیت نظام مقدس اسلامی قابل مقایسه با اموزش و پرورش نباشد اما این مهم میسر نمی شود جز با کنکاش علمی در مسائل مختلف دستگاه تعلیم و تربیت کشور و نقد علمی و سازنده آن.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سبلانه،,در گفتمان توسعه اقتصادی – اجتماعی در بین عناصر پنجگانه توسعه (منابع، نیروی انسانی، مدیریت، تکنولوژی و امنیت) نیروی انسانی سهم مهمی ایفا میکند. نیروی انسانی که قرار است در فرایند اموزشی به نیروهای فعال و مولد جامعه تبدیل شود اما سوال مهم اینکه با روند موجود در نظام تعلیم و تربیت کشور آیا چنین انتظاری منطقی است؟
,ایوان ایلیچ (1926) متفکر اتریشی الاصل در بحث از "مدرسه زدایی " اعتقاد دارد مدارس امروزی خود عامل بی سوادی و فرسایش علم و دانایی هستند چون کودکان را معلم - محور بار آورده و قدرت نقد و تفکر سازنده را از آنها سلب میکنند این شیوه کم و بیش در اموزش و پرورش ما هم معمول است چرا که همواره سعی می شود گفتمان معلم محوری بر سایر گفتمان ها تفوق پیدا کند.ایلیچ مخالف نظام تربیتی به این شیوه است.
,امروزه نهاد تعلیم و تربیت کشور به وضعیتی مشابه تعبیر ایلیچ دچار شده است مدارس عامل بی سوادی و بی مهارتی دانش اموزان شده اند در همین راستا طرح این سوال ها خالی از لطف نیست: آیا با چنین ساختار تعلیم و تربیت،رسالت معجزه صنعتی مشابه ژاپن را می توان برای کشور رقم زد؟! آیا با این بحران تعلیم و تربیت چشم انداز ایران 1400 شدنی است؟ این با کارکرد کج دار و مریز آموزش و پرورش که با ضعف های کارکردی عدیده ای مواجه است، ادعاها شعاری بیش نیستند؟! آیا دستگاه تعلیم و تربیت از سلامت لازم برخوردار است؟
,البته ماهیت بیمارگونه این مجموعه متاثر از مسائل و مشکلات متنوعی است که رسالت آن را در معرض مخاطرات جدی قرار داده است به زعم نگارنده تبیین و تحلیل این مهم نیازمند ارائه یک نوع بندی از مسائل و مشکلات موجود در اموزش و پرورش در سطوح گوناگون است ارائه این تیپولوژی از مسائل می تواند موثر واقع شود به شرط آنکه مسئولین امر قدری با مطالعه آن دلسوزانه به نقد عملکرد خود در آینه وجدان بنگرند در ضمن نباید فراموش کرد هر حرکت سازنده مستلزم یک نگاه وضعیت شناسانه ( کجا هستیم و چه شرایطی داریم؟) امکان شناسی( چه امکاناتی در اختیار داریم؟ منابع کدامند ؟ چگونه می توان تهدید رابه فرصت تبدیل کرد ؟) غایت شناسی ( قرار است با این امکانات به چه غایت یا اهدافی برسیم ؟) نیز است. بدین ترتیب مجموع این مسائل و مشکلات را به چند بخش تقسیم میکنیم:
,- مسائل و مشکلات مدیریتی در سطوح سه گانه خرد، میانی و کلان .
- مسائل و مشکلات مالی و اعتبارات اختصاصی به این وزارتخانه .
- محتوای کتب درسی و نوع اموزش های تعریف شده برای دانش آموزان .
گرچه می توان الگوهای دیگری برای تحلیل مشکلات مبتلابه نظام اموزشی کشور ارائه کرد اما اغلب تحلیل ها از این قالب تحلیلی بهره می برند. سعی می کنیم تحلیل های خود را در وسع این مقال به این سه سطح محدود کنیم در یادداشت های سریالی بعدی به دو بخش دیگر پرداخته خواهد شد.
,,
* مسائل و مشکلات عرصه مدیریتی آموزش و پرورش:
, * مسائل و مشکلات عرصه مدیریتی آموزش و پرورش:,شاید مهمترین علل ناکارآمدی نظام تعلیم و تربیت کشور به مساله مدیریت و یا سوء مدیریت برمی گردد اهمیت مدیریت در نظام تعلیم و تربیت کشور بقدری مهم است که بدون تردید کم از جایگاه ریاست جمهوری ندارد این یکی به مدیریت علمی و ارزشی در کلیت جامعه می پردازد لذا با سعادت و سلامت جامعه در آینده ارتباط تنگاتنگی دارد وانگهی امروزه کسی به جایگاه نظام تعلیم و تربیت در مهندسی امروز و اینده جامعه کوچکترین تردیدی ندارد چه تجاربی چون تجربه کشور ژاپن به عنوان دومین اقتصاد پیشرفته جهان،موید نقش بی بدیل اموزش و پرورش و خاصه مدرسه در توسعه کشور است رمز توسعه ژاپن مدرسه است طوری که مدرسه از نان شب این ملت هم برایشان مهمتر بود. متاسفانه با وجود اذعان عمومی به اهمیت انکارناپذیر و خطیر تعلیم و تربیت، به ضرس قاطع ضعیف ترین و ناکارامدترین مدیران و وزرا نصیب اموزش و پرورش شده است بقول آن عزیزی که می گفت: " بدن به این حجم و بزرگی، مغزی بس کوچک و معیوب دارد" طبعا برای چنین حجم عظیمی از بدنه نظام آموزشی (با معلمان و دانش آموزان به عنوان حجیم ترین وزارتخانه) باید مدیرانی قوی و با درایت انتخاب شود. متاسفانه آموزش و پرورش کشورعرصه تاخت و تاز سلایق سیاسی بوده و هست و این دردی است درمان نشدنی. آموزش و پرورش جولانگاه سیاسی کاری فلان وزیر یا نماینده مجلس نیست اموزش و پرورش با بقای حاکمیت هر سیستم حکومتی ارتباط تنگاتنگ داشته و ماهیتی استراتژیک دارد نباید ساحت مقدس تعلیم و تربیت را به بازی های جناحی و سیاسی آلوده کرد اموزش و پرورش اهداف عالیه نظام مقدس اسلامی مان را تحقق می بخشد لذا این نهاد متعلق به همه است و باید در خدمت جامعه باشد در بیشتر جوامع مترقی هم چنین بوده و بازی سیاست را وارد حوزه اموزش، علم و مدرسه نکردند متاسفانه در کشور ما عکس این تجربه رخ داد. اخیرا خبر استعفای(؟) وزیر اموزش و پرورش انهم در شرایطی که با بدترین نوع بحران های مالی و اموزشی مواجه است هیچ توجیه منطقی ندارد؟ به کار گماردن مدیران کل در سطح اموزش و پرورش استان ها بشکل کاملا سیاسی و جناحی هیچ توجیه عقلی و شرعی ندارد این جابجایی ها جز اعمال سلایق سیاسی افرادی است که جز به منافع خود به چیزی نمی اندیشند . متاسفانه روند انتخاب مدیران کل اموزش و پرورش و به تبع آن روسای ادارات و مناطق بعنوان نمایندگان آنها همیشه برای نظا و کشور هزینه بر بوده است. استفاده از نیروهای ناکارامد و فاقد تخصص و عاری از ذهن بکر و ایده پرداز برای جامعه و نظام تعلیم و تربیت درداور است . البته این موضوع مختص اموزش و پرورش نیست اگر قدری به خودمان زحمت دهیم و از مجموع ادارت کل استان درحد یک پژوهش ساده توصیفی نوع مدرک دانشگاهی آنها و پست مورد تصدی شان مطالعه کنیم عمق فاجعه مشخص خواهد شد به خوبی مشاهده خواهد شد بالای 70 درصد پست این مدیران کل تناسبی با رشته دانشگاهی و تخصص آنها ندارد طبعا در چنین شرایطی نمی توان انتظار خلاقیت و کارایی را از آنها داشت. با وجود اینکه علم مدیریت نزدیک نیم قرن به شکل آکادمیک در دانشگاه های کشور تدریس می شود کثیری از مدیران دیروز و امروز معتقدند مدیریت" جوششی است نه کوششی " . به تعبیر ساده تر مدیریت امری ذاتی است نه تحصیلی و عده ای مادرزادی مدیر بدنیا امده اند لذا چرخه مدیریت برای دیگران همیشه بسته است دور باطلی که جز خسران بیت المال و نابودی منابع کشور ثمری نخواهد داشت.
,اوضاع در اموزش و پرورش بدتر از این است اگر به ترکیب مدیران آموزش و پرورش مناطق و شهرستان ها بیندازیم عمق حقیقت بیشتر مشخص خواهد شد . نهادی که باید دغدغه ای جز علم آموزی و صیانت از ساحت تعلیم و تربیت نداشته باشد بازیچه دست بازیگران سیاسی شده است. گاهی حتی مدیر مدرسه ای را به خاطر نوع سلیقه جناحی جابجا می کنند این سیاست زدگی کم از حمله مغول در تاریخ این کشور نیست چرا که این یکی خسرانی که بر پیکر تعلیم و تربیت وارد می کند به هیچ وجه قابل جبران نخواهد بود.از این رو مدیر ضعیف، در گرد خویش افراد ضعیف تری را جمع خواهد کرد که از نقد منصفانه گریزانند و نقد سازنده را به "تیغ حاشیه راندن " پاسخ می دهند گویی می اندیشند که خود اولی ترند و رضایت خودی را به خشم الهی به جان می خرند!
,تغییر گفتمان نمره در مدارس از کمی به کیفی تنها نمونه کوچکی در این زمینه است اجبار مدیران مدارس به نمره گیری از دبیران نتیجه ای جز تربیت نسلی از مدیران و نیروی ناکارامد - که حتی در تقریرالفبای نوشتار فارسی هم مشکل دارند- نخواهد بود گاهی تصور ایران یکی دو دهه اینده با این نسل کم سواد(؟!) و خروجی موجود نگران کننده است . ایا مدیران اموزش و پرورش در سطوح کلان (وزارت خانه ) ومیانی( ادارت کل ) کمی در خلوت خود به نتیجه و عواقب این روند می اندیشند ؟! ایا می دانند چه نسلی را تحویل دانشگاه ها می دهند؟ گرچه نظام دانشگاهی دست کمی از اموزش و پرورش ندارد و اتفاقا امر مدیریت در دانشگاه ها اگر بیشتر از اموزش و پرورش سیاسی نباشد مطمئنا کمتر از آن نیست. در چنین آشفته بازاری تعلیم و تعلم بیشتر به مزاح می ماند و شوخی.
,مورد دیگر، کیفیت برنامه ریزی درسی در مدارس، تامین امکانات لازم برای مدارس،میزان سرانه اختصاصی به مدارس و بحران انگیزش در عوامل انسانی این مجموعه عریض و طویل که برای بازنشستگی لحظه شماری می کنند،نارسایی های مدیریت مدارس غیرانتفاعی، نظام نمره دهی ناکارآمد بویژه در مقاطع تحصیلی بالاتر - معضلی که امسال همه خانواده ها با آن دست و پنجه نرم کردند یعنی بحث انتخاب رشته در دبیرستان و بحران پیش آمده برای خانواده ها در تعیین حد نصاب معدل انتخاب رشته همه و همه فقط گوشه بسیار کوچکی از این سوء مدیریت هاست.
,با وجود اینکه چند سال تاسیس دانشگاه فرهنگیان به عنوان تنها مجرای جذب و استخدام معلمان در اموزش و پرورش می گذرد و مقام معظم رهبری در فرمایشات خودشان بر ضرورت تقویت این دانشگاه و اهمیت آن تاکید داشته اند در سایه ضعف مدیریت آقای فانی وزیر مستعفی اموزش و پرورش و قحطی الرجال فراگیر در بدنه اموزش و پرورش (!)، این دانشگاه با سرپرست اداره میشود در حالی که طبق قانون سرپرست شش ماه میتواند مدیریت مرکزی را اداره کند و در صورت تداوم سرپرستی بیشتر از شش ماه کاری خلف قانون انجام شده و نقض قانون شده است (!) چرا که با گذشت سه سال و اندی از وزارت اقای فانی ظاهرا کسی شایسته انتصاب به مدیریت این دانشگاه محرز نشده است طبعا مدیران همه پردیسها و مراکز دانشگاه فرهنگیان هم با وضعیت سرپرستی اداره می شوند خواننده خود می تواند قضاوت کند با این اوصاف می توان از این شرایط انتظار خاصی داشت؟! پرسش مهمی که باید مدتها قبل از اقای فانی پرسیده می شد چرا فردی از بیرون این مجموعه آن هم در وضعیت سرپرست این دانشگاه به کار گماردهاند فکر نمی کردند که سرپرستی این مجموعه، روزانه چه هزینه سرسام آوری بر پیکیر نحیف آموزش و پرورش می آورد و تداوم سرپرستی این دانشگاه با چه منطقی و توجیهی سازگار است؟ البته این موارد تنها گوشه کوچکی از سوء مدیریتهای نظام تعلیم و تربیت ماست. چنین وزارت خانه ای نمیتواند به رسالت انقلابی خود جامع عمل بپوشاند. این شکل مدیریت نمیتواند دغدغه رهبر معظم انقلاب را محقق سازد که همواره برای اموزش و پرورش رسالتی بس مهم یادآور میشدند. آنجا که میفرمایند: "ما در آموزش و پرورش احتیاج به تحول داریم "و یا می فرمایند "بهترین و برجستهترین فکر ها باید بنشینند برای آموزش و پرورش طراحی کنند باید فلسفه آموزش و پرورش اساسی و واضح باشد و بر اساس این فلسفه افق آینده آموزش و پرورش کشور روشن باشد معلوم باشد ما دنبال چه هستیم و کجا میخواهیم برویم و بر اساس آن خط کشی بشود، برنامهریزی بشود و راهها مشخص بشود. ما به این احتیاج داریم ،آموزش و پرورش باید از روز مرگی بیرون بیاید. این اساس حرف است" . آموزش و پرورش ما چقدر به این منویات مقام معظم رهبری جامعه عمل پوشانده است ؟
,مدیریت موتور محرک و مغز متفکر این مجموعه است نمیتوان از مدیران عافیت اندیش که جز به میز و صندلی و حقوق و پاداش فریبنده بویژه در سالهای منتهی به بازنشستگیاش نمیاندیشند تا از موهبت برخورداری از پاداش با بازنشستگی در کسوت مدیر محروم نباشند، انتظار خاصی داشت تردیدی نیست تنبلی اجتماعی از راس هرم اموزش و پرورش تا قاعده آن مدیریت می شود و این موید حرف ایوان ایلیچ که در بالا اشاره شد نیز هست.
,عدم برخورد علمی با مدیریت مدارس و بکارگیری نیروهای کم توان در این عرصه لطمه جبران ناپذیری بر فرایند تعلیم و تربیت وارد کرده است طوری که اخیرا این امر باب شده است که افراد نزدیک به مدیریت مناطق در دو سال پایان خدمت خود بدون لحاظ کردن شایستگیهای شغلی و ضوابط علمی درست به مدیریت مدارس انتصاب میشوند و به جهت عدم اشراف به خیلی از مسائل آموزشی و تربیتی علمی، خواسته یا ناخواسته با تصمیمگیریها و برنامهریزی پراشتباه بر چرخه تعلیم و تربیت اثر مهلکی بر جای میگذارند همه مدعیات این نوشتار گواه محکمی بر سوء مدیریت و فقدان تولیت در نظام تعلیم و تربیت است.
,,
* مسائل و مشکلات مالی و اعتبارات اختصاصی به این وزارت خانه
, * مسائل و مشکلات مالی و اعتبارات اختصاصی به این وزارت خانه,موضوع مشکلات مالی آموزش و پرورش موضوع جدیدی نیست و سابقهای بس طولانی دارد. به نقل از مدیران ارشد وزارتخانه بیش از 98 درصد از اعتبارات تخصیصی به این وزارتخانه صرف حقوق و دستمزد عوامل انسانی آن می شود کمتر از 2 درصد باقی مانده قرار است مشکلات زیرساختی و امکانات قریب 20 میلیون نفر از جمعیت دانش آموزی در حال تحصیل را حل کند؟! حاشا و کلا .
,سایه سنگین کمبود اعتبارات این وزارتخانه بر کل کارکردهای آموزشی و تربیتی آن سنگینی میکند طوری که مدارس در سال قبل(1394) کمتر از یک میلیون تومان سرانه دریافت کردند اگر به فرض مثال در هر مدرسهای به طور متوسط 300 نفر دانش آموز مشغول تحصیل باشند به هر نفر کمتر از 3500 تومان سرانه می رسد. با درنظر گرفتن هزینههای جاری مدارس از قبیل آب،گاز، برق، تلفن و سیستم گرمایش در فصل زمستان، هزینه نگهداری،هزینههای مصرفی و غیره باید اعتراف کنیم اگر کمکهای اولیای دانش آموزان نبود، معلوم نبود چه بر سر تعلیم و تربیت می آمد. قدرت چانه زنی وزیرآموزش و پرورش در هیات دولت می تواند این نقیصه را برطرف کند با این اوصاف چه انتظاری از مدارس می توان داشت.
,واقعیت تلخ دیگر اینکه در حال حاضر مدارس در پرداخت هزینه های جاری ( آب ، برق ، گاز و تلفن) خود مانده اند و این درماندگی در پرداخت هزینه های جاری معضلی بس بزرگ است که بر فعالیت علمی – تربیت آن را تحت الشعاع خود قرار داده است این در حالی است که در مدارس کشورهای پیشرفته اغلب هزینه های یاد شده رایگان بوده و همه ادارات و سازمانها به جهت جایگاه والای اموزش و پرورش در جامعه بخشی از اعتبارات خود را صرف مدارس کرده و مدارس را از پرداخت هزینههای فوق مستثنی می کنند. ما شاهد بودهایم که به جهت عدم توانایی مدرسهای در پرداخت هزینه آب و گاز، آب یا گاز مصرفی را قطع کردهاند این نشان دهنده ارزش و اعتباری است که جامعه برای دانش آموز و نظام تعلیم و تربیت کشور قائل هستند چه ثروتی بالاتر از دانش آموزان مگر غیر از این است که دانش آموزان ثروت و "سرمایه ملی " جامعه هستند نحوه نگرش و تعامل ما با دانش اموزان امروز مسیر اینده جامعه را مشخص خواهد کرد.
,علاوه بر این نمیتوان به مشکل حقوق و دستمزد معلمان در قیاس با سایر کارکنان بویژه مشکلات بازنشسته های این وزارت خانه که حتی در قیاس با همکاران شاغل مورد تبعیض مضاعف قرار می گیرند بی توجه بود شاید فراموش می کنیم معلم شاغل معلم بازنشسته را الگو و غایت کار خویش میبیند و می داند و کم و کیف تعامل جامعه با معلم دیروز و بازنشسته امروز انگیزه او را برای تداوم و یا دلسردی از ادامه و دلبستگی به رسالت خویش سوق خواهد داد،استاندارد نبودن مدارس و معماری انها، نیاز به بازسازی برخی از مدارس (عمر بعضی از آنها بیش از 50 سال می رسد) خطر ریزش سقف و تهدید جانی دانش آموزان نیز از دیگر موارد است که باید مورد اشاره قرار گیرند.
,به جهت کمبود منابع مالی در مدارس و به تبع آن کمبود فضای ورزشی و سرانه فعالیت های ورزشی (کمتر از 1 متر برای هر دانش اموز) نمیتواند ناهنجاریهای فیزیکی را در دانش آموزان مرتفع ساخت موضوع در بین دانشآموزان دختر به مراتب نگران کننده تر است دختران به دلیل کم تحرکی دچار انواع ناهنجاری های فورمیک و استخوانی هستند و سلامت روحی و جسمی و به تبع آن عملکرد اموزشی شان متاثر از حداقل فعالیت های ورزشی در مدرسه است امکانات و فضای ورزشی هم نیازمند اعتبار مناسب است که اشاره شد.
,*محتوای کتب درسی و نوع اموزش های تعریف شده برای دانش آموزان
, *محتوای کتب درسی و نوع اموزش های تعریف شده برای دانش آموزان ,محتوای کتاب های درسی نقش مهمی در پرورش نیروهای انسانی مولد دارد متاسفانه این موضوع بحث طولانی را می طلبد اما در حد مجال بدان می پردازیم.
,تغییرمنابع درسی از حیث محتوا امری معمول و طبیعی است اما سرعت، میزان و کیفیت آن جای بحث دارد. در سالهای اخیر محتوای کتاب های درسی در مقاطع مختلف بسیار مورد جرح و تعدیل قرار گرفته است و همین تغییر محتوایی باعث سردرگمی معلمان و دانش آموزان شده است، در حالی که این تغییر نیازمند طراحی دوره های اموزشی مختلف برای معلمان این کتاب ها و اماده سازی مدارس برای دانش آموزان است. عدم تجانس و تناسب محتوای دوره های تحصیلی در مقاطع مختلفوکاربردی نبودن انها در ارتباط با نیازهای فردی، اجتماعی،اقتصادی و صنعتی جامعه، شکاف اموزش های مدرسه ای با اموزش های دانشگاهی و فعالیت جزیره ای آنها،سطح بسیار ضعیف محتوای خیلی از کتاب ها، شیوه اموزشی منسوخ شده و ناکارآمد اما پرکاربرد در مدارس، عدم به روز رسانی اندوختههای معلمان به صورت برنامهریزی شده و در قالب اکیپهای مطالعاتی سالانه،بکار گیری شیوه های نوین تدریس همه واقعیتهایی هستند که نمیتوان در تبیین چرایی ناکارآمدی نظام تعلیم و تربیت نادیده انگاشت؛ ناکارآمدی شیوههای ارزشیابی تحصیلی و اصرار در بکارگیری روشهای سنتی پرخطا برای سنجش مهارت های علمی و رفتاری داش آموزان مساله مهمی است که نباید به راحتی از کنار آن گذشت همچنین به دور بودن آموزه های منابع آموزشی و درسی از علم روز دنیا موضوعی است که توجه و اقدام مناسبی را میطلبد.
,لازمه پویایی جامعه ، قانونمداری و پاسخگویی همه ارکان از جمله سیستم آموزشی است امروزه نظام تعلیم و تربیت کشور پاسخگو نیست و کار خود را با خطا و آزمایش به جلو میبرد من باب نمونه طرح تحول بنیادین منتقدانی جدی دارد از این لحاظ که نه مبانی نظری و علمی قوی بر آن مترتب است و نه اهداف آن به راحتی میسر میشود. تصمیمگیریهای عجولانه و غیرکارشناسی شده ضربه مهلکی است بر اموزش و پرورش است. نگارنده معتقد است همه این خطاها یک منشا دارد و آن اینکه؛"در سیستم مدیریتی کشور بویژه اموزش و پرورش تصمیم گیری ها قائم به فرد است نه قائم به ساختار" . بعد از برکناری یک مدیر اشتباه بودن تصمیم گیری های او مشخص می شود و از قبل این تصمیم های پرخطا هزینه هایی بر جامعه و نظام آموزشی تحمیل می شود که تاوان آن را جامعه می پردازد و این موید همان ادعای ماست که اموزش و پرورش ما پاسخگو نیست و تصمیمات آن به جای آنکه از نهایت دقت و ظرافت و پختگی برخوردار باشند به غایت ناپخته و ناشیانه هستند هرچند ساعت ها کار روی آن انجام گرفته باشد.
,نویسنده یادداشت: دکتر داود عبداللهی استاد جامعه شناسی و مدرس دانشگاه های اردبیل
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه