ساده لوحی در خدمت نقاق

ساده لوحی در خدمت نقاق
سادگی منتظری کار او را به جایی رساند که به جای خونخواهی امثال قاضی پشت مریم رجوی منافقین ایستاد ایا خط امامی های محاسن سفید کرده در راه انقلاب از حکایت منتظری درس عبرت خواهند گرفت یا بازهم تاریخ انقلاب شاهد خیانت های دوستان ساده وجاهل خود خواهد بود؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از توفارقان،ده آبان ۱۳۵۸ سالروز ترور یکی از اصلی ترین حامیان حضرت امام در خطه فتنه خیزسالهای اول انقلاب، اذربایجان  به شمار میرود ان روز ها که ایت الله قاضی محکم پشت خط اما در تبریز ایستاده بود سخت ترین دوران عمر خود را  سپری میکرد چرا که قاضی نه تنها از طرف ضد انقلاب مورد هجمه قرار میگرفت بلکه برخی به ظاهر دوستان انقلاب که از قضا هم لباس ایشان هم بودند(شما بخوانید فقط هم لباسش!) ،  با تیر شایعه وتهمت که ان روزها به واسطه فعالیت حزب خلق مسلمان رایج بود نواخته میشد وتلاش میکردند با ورود ایت الله مدنی به شهر تبریز اینگونه وانمود کنند که قاضی دیگر نماینده امام نیست تا بلکه شاید بین ایشان وشهید مدنی را شکر اب کرده وافراد مورد نظر خود را برمسئولیت های استان بنشانند ومردم را نه به روحانیت حامی انقلاب بلکه به مخالفین ومراجع ناسازگار با امام سوق دهند واینگونه خط امام را در تبریز تضعیف کنند وحتی چندین بار خود قاضی طباطبایی به اطرفیان خود هشدار  بشارت گونه داده بود که اینان میخواهند مرا بکشند در حالی که نمیداند من در ارزوی شهادتم وخود را برای ان اماده کرده ام ،ان روز قاضی نماز عید قربان را صبح اقامه کرد وهمه که فکر میکردند برای ایشان در همان نماز نقشه ای کشیده اند والان که اتفاقی نیفتاد ه پس خطر رفع شده اما نماز مغرب مسجد شعبان ان عید قربان اخرین نماز مغرب شهید قاضی شد  وقاضی که همیشه عادت داشت کنار شیشه بنشیند وبه تذکر محافظین بی اعتنا باشد ان روز هم سمت شیشه نشسته بود وان سه تیر اولین ستاره اسمان شهدای محراب را روشن کرد اسمانی که بعد از قاضی چهار ستاره ی دیگر هم به خود دید واینگونه قاضی از تیر تهمت وشایعه رهایی یافت انگونه که خود میخواست،

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, توفارقان,

قاضی بیشتر از دوست رنج برد تا دشمن

, قاضی بیشتر از دوست رنج برد تا دشمن,

با پیروزی انقلاب اسلامی خرده قرائت های دیگر ازاسلام هم در کنار ابر گفتمان ولایت فقیه حضرت امام ابراز وجود کردند وبه اقتضای زمان ومکان وبا توجه به وزن خود در مقابل جریان امام به کنش سیاسی،مذهبی وفرهنگی دست میزدند یکی از این خرده گفتمان ها گفتمان منتسب به ایه الله کاظم شریعتمداری مرجع اذری زبان ان روزهای حوزه علمیه قم بود که در صحنه سیاسی در قالب حزب خلق مسلمان بروز وظهور داشت که اصلی ترین فعالیت اینان مخالفت با ولایت فقیه وتلاش برای ایجاد اختلاف ودودستگی بین اقشار مذهبی تبریز بود که تا حدی هم موفق شدند گروهک فرقان هم در مخالفت با ولایت فقیه وحضرت امام با حزب خلق مسلمان اشتراک کامل داشت، گودزی که در کلاس های تفسیر قران موسوی خوئینی ها در مسجد جوزستان شمال تهران معارف اسلامی با طعم مارکسیسم را اموخته بود در مواجهه با اندیشمندان خط امام که تفکر چپ انان با پوشش اسلامی را به رسوایی میکشاند وپوچی ان را بر همگان عیان میکرد تنهاترین راه ممکن برای مقابله با این جریان را هتک شخصیت وسپس ترور فیزیکی انان میدانست شهید مطهری ،شهید مفتح،شهید قاضی و.. جزو ترورهای فرقان هستند البته ناگفته نماند نگارنده با توجه به مصاحبه وتحقیقاتی که خود با انقلابی ها تبریز انجام داده احتمال همکاری دارودسته شریعتمداری با فرقان در تروهایی که این گروه در استان اذربایجان شرقی در اوایل انقلاب انجام دادند را محتمل میداند واین امر در ترور شهید فخر بناب  روحانی بنابی پررنگ تر دیده میشود اما با همه این توصیف ها  گروه های تابلودار مخالف با جریان امام چه مذهبی وچه غیر مذهبی علیرغم لطماتی که زدند چندان امام را به غم واندوه نینداختند که ایشان اروزی مرگ بکند این تنها از دست دوستان ساده خط امام بر می امد

,

حمایت از جنایتکاران

, حمایت از جنایتکاران,

گروهک فرقان ومجاهدین خلق یا همان نامی که ملت بر انان نهادند همیشه در تلاش بودند با ترفند های مختلف بتواند از جبهه امام یار گیری کرده وبتواند از این طریق هم دست به کار تبلیغاتی برای جذب جوانان بزنند وهم خود را به حاکمیت نزدیک کرده وامکان نفوذ در نهادهای انقلاب را فراهم میکند در این راستا کسانی چون حسن لاهوتی،حسین خمینی و... جذب انان شدند ولطمات سنگینی بر خط اما م زدند اما در این حکایت منتظری قطعا عبرت اموزترین یار امام است  که تحت تاثیر مظوم نمایی هایی اطرفیان منحرف خود از جمله هادی ومهدی هاشمی (مهدی هاشمی در اعترافات خود بر این موارد تاکید کرده است) واز ان بالاتر تحت تاثیر سادگی خود همان عدم داشتن قدرت تحلیل سیاسی فاکتور که به گمان رهبر انقلاب یکی از اصلی ترین عوامل دوری ملت از امیر مومنین وامام حسین گردید پا در مسیری گذاشت که سینه چاک قاتلان دوستان ،همکلاسی ها وهم بندها وهم رزمان دیروز خود گردید وبرای منافقان که جنایت های انان غیر قابل احصا است اشک تمساح ریخت وامام را به جایی رساند که امام از دست این دوستان خائن ارزوی مرگ کرد منتظری از کسانی دفاع میکرد که بزرگانی چون مطهری، مفتح، بهشتی، رجایی و قاضی و… را به شهادت رسانده بودند(فرقان ومنافین همه از یک ابشخور فکریتغذیه میشدند بودن) سادگی منتظری کار او را به جایی رساند که به جای خونخواهی امثال قاضی پشت مریم رجوی منافقین ایستاد ایا خط امامی های محاسن سفید کرده در راه انقلاب از حکایت منتظری درست عبرت خواهند گرفت یا بازهم تاریخ انقلاب شاهد خیانت های دوستان ساده وجاهل خود خواهد بود

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه