نقدی بر جریان روشنفکری ایران
این رفتار دوگانه از کجا ناشی میشود؟
عدم حضور دکتر صادق زیبا کلام در کلاس درس تحولات پهلوی وحضور یکی از دانشجویان سابق ایشان که منتقد تدریس ایدئولوژی به جای علم در دانشگاه های کشور بود وبا این بهانه نظام جمهوری اسلامی را مورد تاخت و تاز در ساحت اندیشه قرار داد دلیل نوشتن این یادداشت است چرا که در این باره گفتنی هایی هست[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از توفارقان،عدم حضور دکتر صادق زیبا کلام در کلاس درس تحولات پهلوی وحضور یکی از دانشجویان سابق ایشان که منتقد تدریس ایدولوژی به جای علم در دانشگاه های کشور بود وبا این بهانه نظام جمهوری اسلامی را مورد تاخت وتاز در ساحت اندیشه قرار داد دلیل نوشتن این یاداشت است چرا که در این باره گفتنی هایی هست
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, توفارقان,
با اندکی تسامح میتوان گفت آغاز جریان روشنفکری در ایران با شکست عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه قاجار در دومین جنگ با روس ها که منجر به قرار داد ترکمنچای شد(1828م) بر میگردد ، زمانی که عباس میرزا مقابل سفیر فرانسه اینگونه عجز ودر ماندگی خود را نشان میدهد وبه دنبال راه حلی برای جبران عقب ماندگی هاست((نمی دانم این قدرتی که شما اروپایی ها را بر ما مسلط کرده چیست وموجب ضعف ما وترقی شما چه؟ شما در قشون جنگیدن وفتح کردن وبه کار بردن تمام قوای عقلیه متبحرید وحال انکه ما در جهل وشغب غوطه ور و به ندرت آتیه را در نظر می گیریم ، مگر جمعیت وحاصل خیزی وثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟یا افتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می تابد تاثیر مفیدش در سر ما کمتر از سر شماست؟یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟گمان نمی کنم.
اجنبی حرف بزن!بگو من چه باید کنم تا ایرانیان را هوشیارکنم))
,
,
این جملات سر اغاز ایجاد پرسشی شد که از بطن ان، جریان روشنفکری ایران متولد شد که البته تولدی نارس وبیمارگونه داشت ان پرسش این بود که((چه باید کرد؟))
با تجمیع تمام قدرت ایران(البته قدرت بالفعل ان زمان ایران)بازهم قشون با انگیزه عباس میرزا مقابل روس ها شکست خوردند وترکمنچای بر ماتحمیل شد وایرانیان در یافتند تنها با انگیزه بالا نمی توان بر دشمن مجهز پیروز شد وکار از جای دیگری لنگ است پس پرسش چه باید کرد؟ به صورت جدی در بین نخبگان کشور مطرح گشت.
در پاسخ به پرسش چه باید کرد در طول تاریخ معاصر کشور نحله های فکری گوناگون جواب های متفاوتی با توجه به دریچه نگاه خود دادند یکی ازاین پاسخ ها را عباس میراز ولیعهد پر شور وحرارت ان زمان ایران داد، ((گرفتن علوم وفنون غربی به وسیله اعزام دانشجویان ایرانی به خارج)) این دانشجویان هسته های اولیه جریان روشنفکری ایران را شکل دادند که با سیر تحولات کشور گسترش پیدا کرد ودر برهه های تاریخی مختلف سعی کردند اثر گذار ظاهر شود که با عدم پشتیبانی مردم مواجه شد وهمیشه جریان روشنفکری از این امر رنج برده ومی برد
یکی از بیماری های جریان روشنفکری ایران، رفتارهای دوگانه در ساحت گفتار و رفتار است یعنی در حوزه تفکر چیزی را گفتن ودر عمل گونه دیگر ظاهر شدن، است ملکم خان از سردمداران این جریان تا وقتی در دم ودستگاه ناصرالدین شاه برای خود سفره ای باز دارد فکرش به حاکمیت قانون ولزوم تبعیت از قانون قد نمیدهد اما همین که از دربار اخراج میشود روزنامه قانون را راه اندازی می کند و بر حکومت و مذهب می تازد که چرا مانع برقراری قوانین غربی در کشورشده اید؟ اصولا بحث بر سر این نیست که ایا ملکم خان راست میگفت یا نه، بلکه بحث بر سر این است که چرا امثال ملکم خان همیشه دوگانه عمل کرده اند؟میزار فتحلی اخوند زاده وهم مسلک کرمانی اش زمانی ردای زدون لغات بیگانه از زبان فارسی را بر تن میکنند اما وقتی به تعریف بیگانه میرسند فقط لغات عربی را بیگانه حساب میکنند وزبان لاتین نه تنها بیگانه محسوب نمی شود بلکه به کار بردن ان کلمات نشانی از توسعه تلقی میشود به راستی این رفتار دوگانه از کجا ناشی میشود؟
تقی زاده بر احوال مملکت گریه می کند که چه نشسته اید کشور عقب مانده است وسریع دفترچه خود را از جیب بیرون می اورد ونسخه می پیچد که باید از(( فرق سر تا نوک پا غربی شویم)) زود باشید غربی شوید تا نجات پیدا کنیم یعنی اگر تا دیروز لباس گشاد می پوشیدید وکلاه سنتی ایرانی بر سر می گذاشتید ان ها را از تن دور کنید وکت وشلوار غربی وکلاه پهلوی بر سر نهید تا توسعه یافته شویم یا ان قلدر دست نشانده این افراد فکر میکرد اگر چادر را تبدیل به مینی ژوپ کند کا ر مملکت سامان می یابد اما همین تقی زاده به قدری با سفارت انگلیس مرتبط وخود فروخته است که هر موقعی برای تقی زاده دردسری ایجاد میشود با هماهنگی انگلیس پا به فرار میگذارد نمونه اش زمانی است که ایه الله بهبهانی یکی از علمای مشروطه خواه تهران از سوی افراد تقی زاده ترور میشود و او که هوا را پس میبیند وبا خشم مراجع نجف مواجه میشود پا به فرار میگذارد وبه دنبال دشمنان مملکت می غلتد به راستی تقی زاده درد مملکت داشت؟
رضا خان با کمک انگلیسی ها کودتا میکند وسر کار می اید اما جریان روشنفکری چون به تاسی از گفتمان وتاریخ دولت های غربی او را دیکتاتور مصلح می داند تلاش میکند نقش انگلیسی ها در کودتا را انکار کند وکودتای رضا خانی را قیام ملی نشان دهند وتمام گفته های خود در مورد استقلال کشور وحاکمیت مستقل را به فراموشی می سپارد تا بلکه انگلیس را از اتهام نجات دهد وقزاق بی سواد را قهرمان ملی جلوه دهد تابگوید ایدولوژی غربی در جامعه ایران جواب داد
مثال هایی از این دست در تاریخ معاصر زیاد است شما احوالات شیخ فضل االه نوری را ببینید او را به جرم مخالفت با مشروطه وترقی واینکه حامی متحجر ان است بالای دار می کشند اما همان ها وقتی قدرت دست میگیرند یکی میشود روسفیل وان یکی میشود نوکر انگلوساکسون ها این تناقض زاییده چه تفکری است؟
جبهه ملی و زاییده ناخلف ان نهضت ازادی متاخر ترین نمونه های این جریان فکری در ارائه رفتار دوگانه در قبال ملت خود وبیگانگان هستند مصدق که رهبر ملی گرا های ایرانی محسوب میشود برای مبارزه با دشمن ملت(انگلیس)پناه به دشمن دیگر کشور(امریکا)میبرد، نهضت ازادی در جامعه پسا انقلابی ایران خلاف خواست و رای ملت محرمانه با امریکایی ها رابطه برقرار میکنند از بطن همین افراد که داعیه دار ارزش های غربی در جامعه ایران محسوب میشوند وبرای حکم قصاص در اسلام نوحه سر میدهند سازمان مجاهدین خلق بیرون می اید که جز وحشی ترین گروه های تروریست در دنیا محسوب میشود به راستی این همه تناقض چرا؟
جریان روشنفکری امروز کشور هم متاسفانه همچنان دچار این افت است ویک شخص ویا یگ گروه در این بیماری استثنا محسوب نمیشود وجریان روشنفکری در این امر قاعده به حساب میاید وقتی خاتمی را ملت انتخاب وبه او رای میدهند میشود حماسه ی دوم خرداد اما وقتی همان مردم در سوم تیر محمود احمدی نژاد را بر می گیزنند میشوند بی سواد وعقب مانده وفریب مردم،جریان روشنفکری در ایران دچار دیکتاتوری در حوزه اندیشه شده وتا زمانی که چشم از غرب بر نداشته وان جا را بهشت گم شده خود بپندارد نخواهد توانست از این تناقضها رهایی پیدا کند، نمونه های بسیاری از این تناقض ها در لابلای کتب تاریخ معاصر وجود دارد که برای جلوگیری از اطلاله کلام نیاوردم پرداختن به پرسش چرای این تناقض ها را به مقاله ای دیگر وا می نهیم.
میاید وقتی خاتمی را ملت انتخاب وبه او رای میدهند میشود حماسه ی دوم خرداد اما وقتی همان مردم در سوم تیر محمود احمدی نژاد را بر می گیزنند میشوند بی سواد وعقب مانده وفریب مردم،جریان روشنفکری در ایران دچار دیکتاتوری در حوزه اندیشه شده وتا زمانی که چشم از غرب بر نداشته وان جا را بهشت گم شده خود بپندارد نخواهد توانست از این تناقضها رهایی پیدا کند،
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه