گفتگو با آهنگر پارس آبادی؛

آهنگر پارس آبادی با ضایعات آهن مجسمه می سازد + عکس

آهنگر پارس آبادی با ضایعات آهن مجسمه می سازد + عکس
نه در دانشگاه مجسمه‌سازی خوانده و نه هرگز به کلاس‌های هنری رفته، اما این آهنگر پارس آبادی با استعدادی که دارد موفق شده ده‌ها مجسمه‌ی غول پیکر را طراحی و بسازد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آران مغان، نه در دانشگاه مجسمه‌سازی خوانده و نه هرگز به کلاس‌های هنری رفته، اما آقای آهنگر با استعدادی که دارد موفق شده ده‌ها مجسمه‌ی غول پیکر را در زمان‌های بیکاری، طراحی کند و بسازد. این هنرمند خوش ذوق پارس آبادی با استفاده از ضایعاتی از آهن در کارگاه آهنگری خود چندین مجسمه آهنی ساخته است با ما همراه باشید تا از نزدیک با کارهای این آهنگر خلاق آشنا شوید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آران مغان,

 

,

, ,

ایده‌ای از یک گزارش

, ایده‌ای از یک گزارش, ایده‌ای از یک گزارش, ایده‌ای از یک گزارش,

ماجرای توحید نوری و مجسمه ساز شدنش داستان عجیبی دارد، خودش می‌گوید که یک روز بعد از خواندن مطالبی در همشهری سرنخ که درباره ساخت مجسمه‌های بزرگ آهنی بوده تصمیم گرفته که ساخت مجسمه‌های غول پیکر را آغاز کند.

,

نوری علت مجسمه ساز شدنش را اینگونه بیان می کند: «همیشه دوست داشتم اطلاعاتی از کارهای عجیب و غریب و یا بزرگی که دیگران انجام می‌دهند داشته باشم. یک روز زمانی که در حال خواندن مطالب نشریه همشهری سرنخ بودم به یک گزارش جالب رسیدم. در این گزارش، مردی که کارش آهنگری و جوشکاری بود با استفاده از ضایعات آهنی موفق شده بود، مجسمه‌های بزرگ و زیبایی خلق کند. مصاحبه را بارها و بارها خواندم. با خودم گفتم من هم ایده‌های نو و جدیدی در این کار دارم و می‌توانم کارهای جالبی انجام بدهم پس چرا امتحان نکنم. مجله را بستم و روی میز گذاشتم از همان روز شروع کردم به ساخت مجسمه‌هایی با طرح و ایده‌هایی که خودم خلق کرده بودم.

,

تقلید ممنوع

, تقلید ممنوع, تقلید ممنوع, تقلید ممنوع,

این هنرمند خوش ذوق پارس آبادی که شغلش آهنگری است از همان ابتدا با خودش قرار گذاشت که هیچ وقت تقلید نکند و برای اولین بار سال گذشته شروع به ساخت یک سرباز نیروهای ویژه کرد. «شغلم آهنگری است، یک شغل سنگین و تا حدی خشن، اما هر وقت که می خواهم به آرامش برسم نقاشی و طراحی می کنم البته کلاس نرفته ام و تنها از روی علاقه نقاشی می کنم بعد از خواندن آن گزارش تصمیم گرفتم که اولین مجسمه ام را بسازم. می خواستم یک مجسمه آهنی بسازم با چهره ای شبیه به مادرم که «بی بی» صدایش می کنیم؛ زنی آذری با همان پوشش بومی که زنان مغانی دارند.»

,

 

,

, , ,

مجسمه ای به نام «بی بی»

, مجسمه ای به نام «بی بی», مجسمه ای به نام «بی بی», مجسمه ای به نام «بی بی»,

او شروع کرد به ساختن مجسمه ای به شکل مادرش در ابعاد طبیعی، این مجسمه فقط با چکش زنی و جوشکاری ساخته شد. این مجسمه را خیلی دوست دارم در دورانی که می خواستم آن را بسازم اعتماد به نفس خوبی به دست آوردم و زمانی که کار به اتمام رسید باورم شد که من هم می توانم کسی باشم که روزی خبرنگار سرنخ برای مصاحبه با من تماس بگیرد.

,

او بعد از ساخت مجسمه ای که نامش را بی بی گذاشته است تصمیم به ساخت مجسمه ای آهنی به شکل پسرش می گیرد «دومین مجسمه ای که ساختم پسر بچه ای بود با 150 سانتی متر قد، چهره و اندام پسرم را روی یک ورق نقاشی کردم و شروع کردم به پیدا کردن آن هایی که بتواند در این کار به من کمک کند. این مجسمه که «کودک من» نام دارد نیز ساخته شد و حالا من دیگر می دانستم که می توانم هر چیزی که بخواهم را بسازم. راهش را یاد گرفته بودم بماند که چندین بار در ساخت این دو مجسمه طرح ساخته شده را ترمیم کردم. بارها قسمتی از مجسمه را ساختم و خراب کردم و از نو ساختم تا کاملا متوجه شدم که چگونه باید با آهن و چکش کار کرد و چطور از هنر جوشکاری در ساخت مجسمه های غول پیکر استفاده کرد.»

,

 

,

, , ,

کلاه کجی با کفش شماره 43

, کلاه کجی با کفش شماره 43, کلاه کجی با کفش شماره 43, کلاه کجی با کفش شماره 43,

مجسمه یک مرد نظامی که کلاه کجی به سر دارد یکی دیگر از مجمسه های مورد علاقه آقای نوری است. «در سال 1376 به خدمت سربازی رفتم. دو سال در استان لرستان خدمت کردم. همیشه از نظامی های  کلاه کج و سبک زندگی شان خوشم می آمد به همین خاطر تصمیم گرفتم یک جوان نظامی کلاه کج بسا. شروع کردم به ساخت مجسمه و توانستم در ابعاد واقعی کار را تمام کنم. یکی از جالب ترین نکاتی که در این کار برایم پیش آمد ساخت کفش های همین نظامی کلاه کج بود. با توجه به قد و وزن مجسمه برایش کفشی با شماره ی 43 طراحی کردم. این کفش به صورتی است که هر کسی که شماره پایش 43 باشد می تواند آن را بپوشد. چرا که دقیقا از روی یک کفش نظامی طراحی شده است.»

,

, , ,

ساخت عقاب غول پیکر یکی دیگر از طرحهایی که بود آقای آهنگر رو کرد. عقابی در ابعاد یک متر و 10 سانتی متر طول و یک متر و 20 سانتی متر عرض ساختم.

,

ساخت مجسمه این عقاب بیش از دو هفته طول کشید البته باید این رو هم بگویم که من فقط زمانهایی که وقت اضافه داشته باشم سراغ این کار می روم و اینطور نیست که از صبح تا شب روی این مجسمه ها کار کنم. ساخت این مجسمه دو هفته طول کشید با روزی نیم ساعت کار.

,

 

,

خودکار سه متری و سیب یک متری

, خودکار سه متری و سیب یک متری, خودکار سه متری و سیب یک متری, خودکار سه متری و سیب یک متری,

نوری تعریف می کند: بعد از این که چندین مجسمه ساخت همه آنها را در فضای کارگاهش چید تا این که یک روز یکی از مشتریانش با دیدن این مجسمه ها به او ساخت یک خودکار غول پیکر را سفارش داد.

,

با دیدن این مجسمه ها خیلی ها به من پیشنهاد کار می دادند اما از آنجا که برای دل خودم کار می کردم و وقت زیادی هم نداشتم سفارش کار نمی پذیرفتم تا این که روزی یکی از مشتریان از راه رسید و سفارش ساخت یک خودکار سه متری را داد. او می گفت که قرار است از این خودکار سه متری در یک تیزر تبلیغاتی استفاده شود. چند روزی روی این خودکار کار کردم و موفق شدم غول پیکر ترین خودکار ایران را بسازم.

,

او ادامه می دهد: بعد از ساخت این خودکار، مجسمه یک «سیب» به سفارش شهرداری شهر پارس آباد در ابعاد (یک متر در یک متر) درست کردم که این مجسمه هم اکنون در پارک شهر نصب شده است.

,

 

,

, , ,

من و غول پیکرهای آهنی

, من و غول پیکرهای آهنی , من و غول پیکرهای آهنی , من و غول پیکرهای آهنی ,

توحید نوری در میان کلکسیونی از مجسمه های غول پیکر در طول یک سال ساخته است و در میان همه مجسمه های ساخته شده اش علاقه خاصی به مجسمه ی «بی بی» دارد. این مجسمه از آنجا که اولین مجسمه ای بود که به دست من و تنها با سنگ فرز و ضایعات آهنی ساخته شده است و یکی از دوست داشتنی ترین مجسمه هایی است که در کارگاهم نگه داری می کنم و هر روز با دیدن این مجسمه ها انرژی می گیرم.

,

وی می گوید: مجسمه هایش تا کنون مشتریان زیادی پیدا کرده، اما فعلا قصد فروش آنها را ندارد و این مجسمه ها را به سختی و با عشق ساخت و شده هنگام ساخت آنها بارها دچار آسیب جسمی شدم. به همین خاطر اصلا قصد ندارم که مجسمه هایم را به هر قیمتی بفروشم و ترجیح می دهم جلوی چشمم باشند.

,

تمام صورتم سوخت

, تمام صورتم سوخت, تمام صورتم سوخت, تمام صورتم سوخت,

نوری از دورانی که مجسمه هایش را می سازد خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارد و از سختیهایی که ساخت مجسمه هایش به دوشش گذاشت، اینطور گفت: یک روز زمانی که داشتم تندیس نظامی کلاه کج را می ساختم سنگ فرز دستم را برید و باعث شد چند روزی نتوانم دستم را تکان بدهم به شدت درد داشتم و حتی از پس کارهای ساده هم بر نمی آمدم.

,

 

,

, ,

این مجسمه ساز پارس آبادی افزود: یک بار هم وقتی می خواستم موهای یکی از مجسمه ها را درست کنم صورتم بر اثر جوشکاری سوخت که تا چند روز از سوزش این درد نمی توانستم بخوابم و کارم به بیمارستان کشید و مجبور شدم چند روزی از پماد سوختگی استفاده کنم.

,

نوری برنامه های زیادی برای خود دارد و یکی از این برنامه هایش ساخت مجسمه های مشاهیر است. شاید چند وقت دیگر به کارگاه او سرزده و از نزدیک شاهد مجسمه های آهنی از مشاهیر ایران باشیم.

,

خاطره علی نسب

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه