رنگ باختن موسیقی محلی در برابر تهاجم فرهنگی غرب
رسوخ روز افزون فرهنگ های بیگانه،تقلید کورکورانه از سایرین،استفاده غربی ها از اشعار ساده قابل فهم تر در موسیقی،استفاده از موسیقی های غربی برای بیان دغدغه های شخصی در بین جوانان همه و همه جزو عواملی هستند که جوانان را به سوی موسیقی های غربی سوق می دهند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از اروم نیوز،تا کنون تعاریف متعددی از ارتباط ارایه شده است اما در مفهوم بنیادین آن،ارتباط فرایند انتقال اطلاعات از یک شخص به شخص دیگر و یا از گروهی به گروهی دیگر است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,ارتباط می تواند از طریق سخن گفتن و یا از طریق کانالهای دیگری نظیر زبان بدن،تماس چشمی و یا حتی لحن کلام نیز برقرار گردد، در بین اشکال مختلف ارتباط می توان از حلقه دیگری موسوم به موسیقی نیز سخن گفت.موسیقی که هنر بیان احساسات به وسیله صداهاست ،شیوه ای از ارتباط قلمداد می شود که پیام افراد را از طریق صداها و کلمات خوشایند و روح نواز انتقال می دهد.
,از منظر فردی، همه افراد جامعه هیجانهای فردی و احساس آرامش خود را در فواصل سکوت و نوای آن می جویند و از زاویه جمعی موسیقی می تواند هم روح همکاری،همدلی و هفکری با سایرین را منتقل کند و هم ارتباط تنگاتنگی ما بین افرادی با زبانها،فرهنگ ها، پیشینه و ادیان مختلف ایجاد کند.
,برخی از اندیشمندان باور دارند که فرهنگ انسانی بدون موسیقی فرهنگ انسانی تلقی نمی شود و بشر ناگزیر از شنیدن موسیقی است. موسیقی ای که توسط برخی از افراد جامعه نواخته می شود بازتاب مستقیمی از ارزشهای جمعی،باورها و سنن آن جامعه است و همانگونه که باورهای فرهنگی تغییر می کند موسیقی نیز دچار دگرگونی می گردد.
,مبرهن و واضح است هر ملتی فرهنگ خاص خود را دارد و به طبع آن موسیقی خاص خود را هم بر لب زمزمه می کند.کشور پهناور ایران نیز که از تنوع جغرافیایی،فرهنگی و قومی برخوردار است از این امر مستثنی نیست و آذربایجان نیز به عنوان یکی از نگین های این کهن دیار، توانسته است فرهنگ و موسیقی اصیل و غنی خود را حفظ کند وآنها را در ساز و نغمه های عاشیق های محلی اش تا به این روزگار برساند.
,عاشیق می سازد و هم خود اوست که می سراید و می خواند و اجرا می کند.سینه او گنجینه عظیم شعر و هنر و موسیقی تاریخی گذشتگان است.میراث پیشینیان،رشادتهای قهرمانان،فولکلور مردمان،معارف دین و عرفان و مصایب و شادیهای دوران را نقل و انتقال می دهد.عاشیق استادی است که ساز می زند و موجودیتش را از سازش می گیرد و بدون ساز نه نوایش نوایی دارد و نه کلامش صفایی.اما ساز عاشیق که قوپوز نام دارد در این دوران حال و روز خوشی ندارد و کیفش کمتر کوک است.
,در گذر زمان آرام آرام گوشه گیر می شود صدایش حزن آلود می گردد و در مسیر زندگی جوانان رنگ می بازد و جایش را با آلات و آهنگهای غربی عوض می کند.تغییر در شیوه نگرش به زندگی و تغییر در شیوه های زندگی،عدم حمایت از هنرمندان بومی و محلی، عدم امکانات و مراکز کافی برای آموزش موسیقی محلی،عدم تبلیغات مثبت نسبت به موسیقی در رسانه های داخلی،عدم آشنایی جوانان با شعر و موسیقی اصیل محلی،رسوخ روز افزون فرهنگ های بیگانه،تقلید کورکورانه از سایرین،استفاده غربی ها از اشعار ساده قابل فهم تر در موسیقی،استفاده از موسیقی های غربی برای بیان دغدغه های شخصی در بین جوانان همه و همه جزو عواملی هستند که جوانان را به سوی موسیقی های غربی سوق می دهند و زخمه ای بر زخم های عاشیق ها و قوپوز هایشان می زنند.
,بایستی توجه داشت که موسیقی جزو لاینفک زندگی بشر است و نمی توان آن را حذف کرد و بهتر است که با تبلیغات مناسب و رفع موانع و مشکلات موسیقی ایرانی و آذربایجانی،جوانان را به سوی فرهنگ و موسیقی اصیل و فاخر و معنوی بومی جلب نمود و از منظر تحقیق به موسیقی نگریست.
,بهرنگ منتخبی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه