به مناسبت ۲۹ مه، روز نیروهای حافظ صلح
کلاه آبی ها در منازعات بین المللی چه میکنند؟
بررسی کوتاه عملکرد کلاه آبی ها در مناطق منازعه خیز نشان می دهد که تا تاثیر گذاری نهادهای بین المللی راهی طولانی باید طی شود. در جهان کنونی همچنان حرف اول و آخر را قدرت و واقعیت سیاسی می زند و تا برقراری حاکمیت قانون در جهان راه درازی را باید پیمود. این سایه سنگین سیاست بر حقوق است که در جهان خود نمایی می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، نیروهای حافط صلح سازمان ملل یا همان کلاه آبی ها نیرویی متشکل از واحد های نظامی است که به منظور ترک مخاصمه بین دو نیروی نظامی درگیر چه داخلی و چه بین کشوری قرار می گیرند تا در جایی دیگر مشکل از طریق دیپلماسی و سیاسی حل گردد. این نیروها به درخواست طرفین درگیر از طرف سازمان ملل اعزام می شوند. تصمیم گیری برای اعزان کلاه آبی ها به عهده شورای امنیت سازمان ملل می باشد که از طریق دبیرکل سازمان ملل متحد هدایت می گردد. اولین ماموریت کلاه آبی ها در سال ۱۹۴۸ جنگ اول اعراب و اسرائیل به نام عملیات نظارت بر ترک مخاصمه سازمان ملل متحد بود. در آن زمان این نیروها هنوز به نام نیروهای حفظ صلح شناخته نمی شدند اما با شروع بحران سوئز دبیرکل وقت سازمان ملل ضرورت تشکیل این نیرو را ضروری دانست. عملیات نام برده در سوئز بعدا الگوی عملیات های بعدی گردید و اینچنین شد که نیروهای حافظ صلح بین الملل تشکیل گردید. این نیروها تا به حال به مناطق بسیاری که تنش و درگیری وجود داشته است اعزام شده و مستقر گردیده اند. از قبیل قبرس(بین ترک تبارها و یونانی تبارها)، لبنان(بین اسرائیل و لبنان) و جولان(بین سوریه و اسرائیل) که در این مختصر سعی می شود اندکی به آن پرداخته شود. اما ابتدا باید به وظایف قانونی و ویژگی های این نیروها اشاره گردد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,ویژگی ها:
,- بین المللی بودن این نیروها: نیروهای حافظ صلح سازمان ملل از خصیصه بن المللی بودن برخوردار است به این معنی که افراد تشکیل دهنده آن از کشورهای مختلف می باشند اما با وجود خصیصه چند ملیتی خود، به عنوان واحدهای نظامی منسجم و کارآمد، عمل می کنند.
- بی طرفی: نیروهای حافظ صلح باید بی طرفی خود را در مناقشه موجود حفظ کنند، در واقع اعزام آنها با هدف برقراری صلح است اگر قرار باشد آنها بی طرفی خود را نقض کنند نه تنها امکان شروع مجدد درگیری وجود دارد بلکه ممکن است اهداف سازمان را نیز زیر سوال ببرد.
- عدم استفاده از زور: نظر به ماهیت غیرقهری و مسالمت آمیز، نیروهای حافظ صلح صرفاً به منظور دفاع از خود و به عنوان آخرین راه چاره، مجاز به استفاده از زور هستند. سلاح اصلی نیروهای حافظ صلح، صرف حضور آنها در منطقه است و تاثیر و کارایی آن به ابعاد نیرو و قدرت سلاح آن بستگی ندارد، در واقع سلاح های در اختیار این نیروها از نوع سبک است که در دفاع از خود مورد استفاده قرار می گیرد. دفاع از خود به صورت مقاومت در برابر استفاده از زور به منظور بازداشتن نیرو از انجام وظایفش به موجب حکم ماموریت مصوب از سوی شورای امنیت تعریف شده است.
وظایف:
,- نظارت بر آتش بس و ترک مخاصمه: نیروهای حافظ صلح بعد از ترک مخاصمه فعال وارد منطقه می شوند و بر آتش بس نظارت دارند.
- کنترل مرزها: اگر چه انجام ماموریت هایی چون نظارت بر آتش بس با عقب نشینی نیروها، جداسازی نیروهای متخاصم و حائل شدن میان آنها با وظایف مربوط به کنترل مرزها، بی ارتباط نیست اما در اینجا منظور از کنترل مرزها، نظارت و مراقبت در مورد عدم نفوذ غیرقانونی افراد مسلح یا مهمات از مرزها به خاک یک کشور است.
- نظارت و مراقبت بر عقب نشینی نیروهای متخاصم: هر از چند گاهی عقب نشینی نیروهای متخاصم نقض می شود که این از وظایف این نیروها است که از این موضوع جلوگیری کرده و در صورت لزوم اقدامات لازم را انجام دهد.
- جداسازی نیروهای متخاصم و حائل شدن بین آن ها: این مسئله می تواند از درگیری مجدد نیروهای متخاصم جلوگیری کند.
- نظارت بر مبادله اسرای جنگی
البته این نیروها از وظایف شبه قضایی و بشردوستانه نیز برخوردارند که در این مختصر، گنجایش لازم برای بیان آن نیست.
, ,
,
, کلاه آبی ها در لبنان:
,نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در لبنان(یونیفل) بعد از جنگ اسرائیل علیه لبنان طبق قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت به منظور حفظ امنیت و آرامش در جنوب لبنان به منطقه اعزام شدند. این نیروها بیشتر متشکل از نیروهای کشورهای اروپایی می باشند، کشورهایی از قبیل فرانسه، ایتالیا و اسپانیا و… . طبق وظایف تعریف شده این نیروها باید بر فرایند آتش بس نظارت کنند و در صورت لزوم اگر یکی از طرف ها آتش بس را نقض کرد با اطلاع به شورای امنیت سازمان ملل اقدامات لازم را برای حفظ صلح اتخاذ کنند. اما اقدامات مکرر اسرائیل در نقض حریم هوایی لبنان که مصداق بارز نقض عقب نشینی است، اقدامی از سوی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل صورت نگرفت و عملا عجز این نیروها را در مقابل واقعیات سیاسی نشان می دهد. علاوه بر این در این سال ها به خصوص کشور فرانسه از حضور نیروهای خود در این سازمان برای اعمال نفوذ بیشتر در لبنان استفاده کرده است تا جایی که فرانسه رسما اعلام کرده است که نیروهای حافظ صلح نباید از جریانات سیاسی پیرامون خود حذف شوند. این به به معنی تلاش فرانسه برای گسترش دایره اختیارات این نیروها در لبنان است تا بتواند ماموریت این نیروها را از چارچوب امنیتی خارج و وارد فاز سیاسی نماید. به این طریق راحت تر می تواند اهداف خود را دنبال کند و بر حوادث نظارت کند. این مداخله به معنی نقض قوانین سازمان ملل در خصوص آن نیروها است. هر چند به خاطر وضع بد اقتصادی کشورهای نام برده تصمیم به کاهش نیروهای خود دراین کشور گرفته اند.
,کلاه آبی ها در قبرس:
,به دنبال درگیری ترک تبارها و یونانی تبارهای قبرس با یکدیگر و حمایت دوکشور ترکیه و یونان از هم نژادهای خود در سال ۱۹۶۴عده ای در داخل قبرس خواستار دخالت سازمان ملل برای رسیگی به بحران اخیر شدند، بنابراین شورای امنیت سازمان ملل در همان سال با صدور قطعنامه ای ۱۸۶ خواستار تشکیل و اعزام نیروهای حافظ صلح سازمان ملل به منطقه شد. این نیروها بعد از اعزام در منطقه حایل ترک نشین و یونانی نشین قبرس مستقر شدند. ماموریت این نیروها از آن زمان تا اکنون هر شش ماه یک بار تمدید می شود. در سال ۱۹۷۴ ترکیه ۳۸ درصد خاک قبرس را اشغال نمود و در پی این قدام قبرس شمالی تشکیل شد که تا کنون از سوی هیچ کشور به جز خود ترکیه به رسمیت شناخته نشده است. در طول این اتفاق نیروهای حافظ صلح تنها تماشاگر بودند و نتوانستند از این درگیری جلوگیری کنند. این واقعه به جهانیان فهماند که وقایع سیاسی همچنان سایه سنگین خود را بر حقوق بین المل حفظ کرده است. حضور این نیروها نه تنها از این اتفاق جلوگری نکرد بلکه زمینه تجزیه این کشور را نیز مهیا کرده است. ناتوانی این ارگان از این واقعه یونانی ها را عصبانی کرده و حمایت خود را از بخش یونانی نشین افزایش داده است. با وجود حضور این نیروها در این منطقه درگیری ها همچنان وجود دارد. بعد از شکست طرح رفراندوم کوفی انان شرایط در قبرس وخیم تر شد. منافع متعارض ترکیه و یونان در این جزیره شرایط را برای مذاکرات الحاق سخت کرده ست و امیدی به یک پیشرفت قابل توجه وجود ندارد.
,کلاه آبی ها در جولان(مرز بین فلسطین اشغالی و سوریه):
,بعد از آتش بس جنگ بین اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ بلندی های جولان همچون برخی دیگر از اراضی اعراب تحت اشغال اسرائیل قرار گرفت. مصر توانست با امضای معاهده جداگانه با اسرائیل سرزمین اشغال شده خود(شبه جزیره سینا) را پس بگیرد اما سوریه حاضر به مذاکره صلح با اسرائیل نشد و بلندیهای جولان در اشغال این کشور باقی ماند. اما این به معنی صلح و آرامش در منطقه نبود بلکه هر لحظه می توانست همچون آتش زیر خاکستر دوباره شعله ور شود بنابراین نیروهای سازمان ملل متحد برای نظارت بر آتش بس میان نیروهای مسلح اسرائیل و سوریه در ماه مه سال ۱۹۷۴ تشکیل شد. از آن زمان تا به اکنون این نیروها در آن منطقه بر آتش بس نظارت می کنند. در طی این سال ها اسرائیل بارها حریم هوایی سوریه را همچون لبنان نقض کرده است و حتی در سال ۲۰۰۷ اقدام به بمباران پایگاه اتمی سوریه(دیرالزور) نمود که با عدم واکنش از سوی این ارگان مواجه شد. بعد از شروع بحران سوریه خود این سازمان تبدیل به بهانه برای دخالت بیشتر علیه سوریه شده است. اسراییل تهدید کرده است که در صورتی که جنگ داخلی سوریه به بلندیهای جولان کشیده شود به آتش بس پایبند نخواهد بود و این در حالی است که طبق شواهد مورد ادعای سوریه، بخشی از سلاح های در اختیار مخالفان دولت سوریه از طریق اسرائیل تأمین می گردد. این مورد نگرانی شدید سازمان ملل از نقض آتش بس را به همراه داشته است ولی اسرائیل نشان داده است که وقعی به این اظهارات مقامات سازمان ملل نمی کنند. البته شرایط سوریه به گونه ای است که بدون دخالت مستقیم، اسرائیل به اهداف خود می رسد ولی اگر هم بخواهد ماجراجویی جدیدی آغاز کند از نیروهای حافظ صلح سازمان ملل کاری بر نمی آید. اسرائیل به خوبی می داند که تا اراده سیاسی قدرتهای بزرگ در سازمان ملل حرف اول را می زند نیروهای حافظ صلح نمایشی بیش نیست.
,بررسی کوتاه عملکرد کلاه آبی ها در مناطق منازعه خیز نشان می دهد که تا تاثیر گذاری نهادهای بین المللی راهی طولانی باید طی شود. در جهان کنونی همچنان حرف اول و آخر را قدرت و واقعیت سیاسی می زند و تا برقراری حاکمیت قانون در جهان راه درازی را باید پیمود. این سایه سنگین سیاست بر حقوق است که در جهان خود نمایی می کند.
,_______________
,]
ارسال دیدگاه