شهید رحیم صالحیان؛
تازه داماد کردستانی که با خون سرش خضاب کرد
شهید رحیم صالحیان در حالیکه بیست و چهار بهار از عمرش سپری نشده بود و مدت کوتاهی از ازدواجش میگذشت، برای مقابله با ضد انقلاب و رهایی اسرایی که در بند گروهک های ضد انقلاب گرفتار بودند، به همراه چند تن از همرزمانش راهی روستای آخکند می شوند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، شهید رحیم صالحیان در ششمین روز از تیرماه سال 1337 در روستای یازیبلاغی از توابع شهرستان سقز دیده به جهان گشود. پدرش رحمان کشاورزی می کرد و مادرش رابعه خانم به کار خانه داری مشغول بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، شهید رحیم صالحیان در پادگان ارتش مشغول پشت سر نهادن خدمت سربازی اش بود، ولی بعد از صدور فرمان امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب مبنی بر ترک پادگانها توسط سربازان و نیروهای کادر ارتش و پیوستن آن ها به مردم انقلابی، پادگان محل خدمتش را ترک می کند و به زادگاهش برمی گردد.
,شهید صالحیان در روزهای قیام امت مسلمان ایران بر علیه حکومت پهلوی، با تمام وجود از انقلاب اسلامی و آرمان های رهبر کبیر انقلاب اسلامی دفاع میکرد و باور داشت امام خمینی (ره) ناجی ملت بزرگ ایران است و سربلندی ملت ایران در سایه حکومت اسلامی به دست خواهد آمد.
,بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و شروع فعالیت گروهک های ضد انقلاب بر علیه نظام نوپای اسلامی، شهید صالحیان به همراه خانواده زادگاهش خود را ترک کرد و راهی دیار غربت شد و بعد از حدود یک سال با آزادسازی شهر سقز و استقرار رزمندگان سپاه اسلام در منطقه به روستای یازیبلاغی که سالها اجدادش در آنجا زندگی کرده بودند بازگشت.
,شهید صالحیان بعد از تأسیس پایگاه در روستا جز اولین کسانی بود که با آگاهی، عشق و علاقه وافر لباس رزم به تن کرد و در صف پیشمرگان مسلمان کرد قرار گرفت. کمتر از یک ماه از فعالیت شهید صالحیان در سپاه میگذشت که گروهک های ضد انقلاب با حمله به پایگاه روستا، برادرش محمد را به اسارت می برند.
,شهید رحیم صالحیان در روز سی دیماه سال 1361 در حالیکه بیست و چهار بهار بیشتر از عمرش سپری نشده بود و مدت کوتاهی از ازدواجش میگذشت و هنوز صاحب فرزندی نشده بود، برای مقابله با ضد انقلاب و رهایی برادرش و تعدادی از اسرای دیگر که گروهکها آنها را به عنوان اسیر و گروگان با خود برده بودند، به همراه چند تن از نیروهای بومی و مهاجر به صورت ستونی راهی روستای آخکند که در همسایگی روستای آنان قرار داشت می شوند. رزمندگان سپاه اسلام راه پر برف روستای آخکند را پشت سر می گذارند و وارد محدوده روستا می شوند.
,شهید رحیم صالحیان در این عملیات به عنوان نفر اول ستون حرکت می کند. نیروهای ضد انقلاب با اطلاع از حضور رزمندگان سپاه اسلام در نزدیکی روستا، با حضور بر روی بام خانه ها، پیشمرگان مسلمان کرد و دیگر رزمندگان سپاه اسلام را یکی پس از دیگری مورد اصابت گلوله قرار می دهند.
,نقل میکنند: بی سیم چی دلاور سپاه اسلام رمز بی سیم و دیگر اطلاعات همراهش را می بلعد تا اطلاعات نیروهای سپاه اسلام به دست دشمن نیفتد و دشمن دون در کمال بی رحمی بعد از شهادت بی سیم چی دلاور، شکمش را می درند.
,]
ارسال دیدگاه