به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آناج، حجت الاسلام دکتر احمد احمدی در مراسم بزرگداشت علامه طباطبایی که پیش از ظهر امروز در تبریز برگزار شد، اظهار کرد: من 20 سال در محضر علامه طباطبایی بودم و دریافتم که ایشان در پی تربیت انسان بود و بدین منظور با اعمال خود به ما درس می داد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,وی افزود: علامه طباطبایی هستی را به صورت یکپارچه می دیدند که جمله ی آن در وحدت وجود یعنی خدا خلاصه می شود.
,عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در توضیح دیدگاه علامه طباطبایی توضیح داد: او اول و آخر و ظاهر و باطن هرچیزی را خدا می دانست و می گفت منظور از اول، آخر، ظاهر و باطن محیط است که همه خداست اما ما قادر به درک آن نیستیم.
,وی ادامه داد: به جای آنکه مدام در تفکر ارتباط انسان با خدا باشیم باید عرفان اهل بیتی را تدوین کنیم تا ما را اززبرخی چیزها دور بدارد.
,حجت الاسلام احمدی قائلیت به تشکیک وجود را به عنوان رویکرد علامه طباطبایی عنوان کرد و گفت: وقتی کسی با چنین دیدی به دنیا و اطراف خود نگاه می کند همه چیز رنگ متفاوتی برای ش پیدا می کند و نگاهش به آدم تغییر می کند؛ برای همین است که علامه طباطبایی، انسان ها و شاگردانش را امانت الهی، موظف به رسالت و خود را وظیفه مند می داند.
,وی با ذکر خاطره ای از مباحثات علامه با توده ای ها، خاطرنشان کرد: ایشان در مقام علم و اندیشه و زمانی که سخن از اعتقادات و باورهای و جهان بینی اسلامی به میان می امد چنان پرقدرت بود که دیگران را به شدت تحت تاثیر قرار می داد و تردید ها را به یقین می رساند.
,استاد فلسفه ی دانشگاه تهران اضافه کرد: طباطبایی خود نداشت بلکه به خودسازی رسیده بود و هرگونه خودبینی را از خود دور کرده بود و برای همین در طول 20 سال یک کلمه ی اهانت آمیز بر زبان خود جاری نکرد.
,وی در خصوص تسلط همه جانبه ی علامه طباطبایی در حوزه های مختلف فلسوی، اصول، کلام، تفسیر، ریاضیات و غیره، تاکید کرد: اگر تمام این مباحث را از گفته های ایشان جمع آوری و مورد بررسی قرار دهیم، به جرئت می گویم که مکتب علامه طباطبایی از آن حاصل می شود چنانکه اندیشه های امثال هگل و مارکسیسم را از ریشه نابود می کند.
,غلامحسین ابراهیمی دینانی نیز به عنوان یکی دیگر از شاگردان علامه طباطبایی در سخنان خود علامه طباطبایی و شهریار را از جمله سرآمدان تبریز و اذربایجان دانست و اظهارکرد: علامه طباطبایی مظهر عقلانیت و شهریار مظهر تخیل و احساس است و این دو واژه (احساس و عقلانیت) یکی از مباحث متناقض در فلسه (بخصوص در یونان) می باشد که هر دو از ویژگی های منحصر به فرد انسانی هستند.
,وی افزود: علامه طباطبایی در عین اینکه مظهر عقل بود، احساسات و قدرت تخیل را نیز در حد اعلای خود متجلی می ساخت به گونه ای که توانست درجه های والایی را در علوم مختلف از فلسفه و ریاضیات گرفته تا عرفان و تفسیر، به خود اختصاص بدهد.
,استاد فلسفه دانشگاه تهران یادآور شد: آزاد اندیش بود و من در تمام عمر خود آزاد اندیشی او را در هیچ یک دانشمندان و فیلسوفان مطرح جهان نیافته ام چرا که ازاد اندیشی کار ساده ای نیست و هرکسی نمی توان به این خصلت ارزشمند دست یابد.
,وی با تاکید بر اینکه علامه طباطبایی عمده فعالیت ها خود را در تبریز، قم و نجف انجام داده است، گفت: او هرگز به غرب نرفت مگر یکبار برای درمان و هیچ زبان خارجی را نیاموخت اما مباحث جهان غرب برای او تازگی نداشت و ما هرچه با ایشان مطرح می کردیم، متوجه می شدیم که او به تمام مسائل غرب و جهان آگاه است و همه ی اینها در اثر همان ازاد اندیشی بود.
,ابراهیمی دینانی بیان کرد: علا.ه طباطبایی اندیشه هایی داشت که آنها را با هرکسی و در هرکلاس درسی مطرح نمی کرد بلکه فقط در جلسات سیار آخر هفته که در خانه های اعضا تشکیل می شد و تمام اعضای آن مورد اعتماد و مستعد از نظر علامه بودند مطرح می شد و به جرأت می توان گفت آن جلسات بسیار فراتر و پربار تر از جلسات ارسطو و افلاطون برگزار می شد.
,وی با اشاره به جریان اهتمام و اقدام علامه طباطبایی جهت حاشیه نویسی به بحارالانوار علامه مجلسی ، گفت: ایشان شش جلد بر بحار الانوار حاشیه نوشتند اما وقتی به جلد هفتم رسیدند صداهایی در نجف بلند شد که می گفتند علامه طباطبایی، مجلسی را رد کرده است در حالی که اصلا چنین نبود و مجلسی به نوان محدث سخن گفته بود اما طباطبایی به عنوان مفسر می نوشت که تفاوت های طبیعی را به همراه داشت.
,استاد فلسفه دانشگاه تهران تاکید کرد: از علامه طباطبایی خواستند حاشیه ها را به گونه ای دیگر بنویسد اما ایشان فرمود یا اصلا نمی نویسم یا اگر بنویسم نظر خودم را خواهم نوشت؛ لذا با توقف حاشیه در جلد ششم از منبع بسیار بزرگ و ارزشمندی محروم شدیم.
]
ارسال دیدگاه