نفیس ترین دست بافته ی زنان کرمان در حال فراموشی؛
شال کرمانی، لباس فاخر ملکه ی انگلیس
شال کرمانی ،چنان زیبایی و شهرتی داشت که نه فقط هرکرمانی و ایرانی بلکه زنان کشورهای دیگر جهان نیز در آرزوی داشتن پیراهن و یا نوع لباس دیگر و یا نوع دیگر لباس از آن پارچه گرانبها بودند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از زنان کویر ، زنان صاحب مال در گذشته شال کرمانی را به عنوان یکی از فاخرترین پوشش های رایج استفاده می کردند، البته همه زنان قادر نبودند با خرید شال گران قیمت کرمانی که به بعضا برای زنان دربار و حتی زنان انگلیس و سران کشورها ارسال می شد، برای خودشان جامه بدوزند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,نمیدانم چرا زن کرمانی، زیباترین و نفیس ترین فرش ها را می بافد اما خود بر روی حصیر و بوریایی مینشیند و زیباترین شالها ها را می بافد اما فقط میتواند آن را بر قامت زنان دربار ببیند به خود از آن بیبهره باشد.
شال کرمان نفیس ترین پارچه بود که به دست زنان هنرمند کرمانی بافته میشود و بسیاری از زنان آرزوی تهیه و پوشیدن آن را داشتند.
دالمانی درباره بانوان حرمشاهی(مظفرالدین شاه) مینویسند:« به کارخانه های بومی سفارش لباس می دهند و از حریرهای رشتی و پارچههای زری یزدی و مخمل کاشان و شالهای گرانبهای کرمان برای خود لباس های خوش نمایی فراهم مینمایند. بعضی از آنها مایل به تجدد هم هستند. خانمهای خیاط پاریسی هم در اندرون شاهی رفت و آمد میکنند پارچههای کارخانههای فرانسه را از مد افتاده است به زنان حرم و شهرزاده خانم ها می فروشند.»
شال، پارچه پشمی یا کرکی مخصوصی بود که نه تنها در عرصه پوشش خانمها، حرفهای زیادی داشت بلکه در میدان تجارت و سیاست هم خاطرات عمده و سرنوشت سازی از خود برجای گذاشت .
شال، انواع و اقسامی داشت که معروفترین آنها شده کرمانی و شال کشمیری بود . از انواع دیگر آن می توان به شال بوته ای،شال صحرادار سفید لیمویی،شال بازوبندی گلی اعلا، شال گلناری شاخه دار اعلا،شال سفید حاشیه دار و ... را یاد کرد.
شال کرمانی ،چنان زیبایی و شهرتی داشت که نه فقط هرکرمانی و ایرانی بلکه زنان کشورهای دیگر جهان نیز در آرزوی داشتن پیراهن و یا نوع لباس دیگر و یا نوع دیگر لباس از آن پارچه گرانبها بودند.
مثلا « جی گلاک» در این رابطه می نویسند: « هیچ زن مشکل پسند در انگلستان عصر ویکتوریا ، گنجینه جامه های خود را بدون شال نفیسی که معمولا از کشمیر ولی اغلب از ایران آورده میشود، کامل نمیداند.» جالب است که نفوذ شال کرمانی آنقدربود که شال، در زبان انگلیسی عینا shawl نوشته و گفته می شد.
بهاء شال کرمانی در حدی بود که فقط آن را برقد و قامت زنانه حرمشاهی و بانوان سرمایه دار انگلیسی و خانم های بزرگان حکومت، میتوان دید.
علاوه بر این هر وقت زنان حرم میخواستند خلعتی به شخص مهمی هدیه بدهند، از شال کرمانی استفاده میکردند کما اینکه در اسناد حاج امین الضرب میخوانیم که « برحسب حکم حکمران کرمان، نواب اشرف والا آقای ناصرالدوله، هشت بوقچه شال به تصدیق تجار و قیمت عادله کرمان برای صندوقخانه مبارکه خرید و انفاد داشته.»
آوازه شال کرمانی به جایی رسیده بود که ملکه مادر و زنان برجسته فرانسه نیز افتخار می کردند که لباسی از شال بافته شده به وسیله زنان هنرمند کرمانی داشته باشند . «تارونیه» در سفرنامه خود مینویسد: "تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت پشم متعلق به آنهاست. از این پشم،شال می بافد که در ایران به کمر میبندند و پارچه لطیف نازکی هم از آن ترتیب میدهند که من دو طاقه آنها را به فرانسه آورده یکی را به ملکه والده شاه و دیگری (دوسش دورلتان) تقدیم کردند."
به نظر میرسد که شال کرمان به نام زنان کرمانی و کام زنانه صاحب مال و ملکه مادر و دوشس ها و ... بود اما به هر حال از جمله لباسهای فاخری که کرمان و زنان هنرمندش را نقش نگین خود داشت، به شمار می رفت. هر چند که شال کرمان، نوع کم بها و ارزان قیمتی هم داشته که فقرا می توانستند از آن استفاده می کنند.
شال کرمانی حائز اهمیت بسیاری است که متاسفانه به فراموشی رفته است، سید محمد علی گلاب زاده مورخ و پژوهشگر کرمانیدر گفتگوی با خبرنگار “کسبه کرمان” بیان داشته است: متاسفانه کار شال کرمان به طور کامل تعطیل شده و ما امروزه تنها شال بافی که در کرمان داریم درمنطقه هوتک کرمان است و امیدوارهستیم که این خانواده بتواند افرادی را دراین زمینه آموزش دهند تا این هنر زیبا و سود آور برای استان و کشور منسوخ نشود.
برگرفته از کتاب: زن کرمانی، روشنای زندگانی
انتهای پیام/
نمیدانم چرا زن کرمانی، زیباترین و نفیس ترین فرش ها را می بافد اما خود بر روی حصیر و بوریایی مینشیند و زیباترین شالها ها را می بافد اما فقط میتواند آن را بر قامت زنان دربار ببیند به خود از آن بیبهره باشد.
شال کرمان نفیس ترین پارچه بود که به دست زنان هنرمند کرمانی بافته میشود و بسیاری از زنان آرزوی تهیه و پوشیدن آن را داشتند.
دالمانی درباره بانوان حرمشاهی(مظفرالدین شاه) مینویسند:« به کارخانه های بومی سفارش لباس می دهند و از حریرهای رشتی و پارچههای زری یزدی و مخمل کاشان و شالهای گرانبهای کرمان برای خود لباس های خوش نمایی فراهم مینمایند. بعضی از آنها مایل به تجدد هم هستند. خانمهای خیاط پاریسی هم در اندرون شاهی رفت و آمد میکنند پارچههای کارخانههای فرانسه را از مد افتاده است به زنان حرم و شهرزاده خانم ها می فروشند.»
شال، پارچه پشمی یا کرکی مخصوصی بود که نه تنها در عرصه پوشش خانمها، حرفهای زیادی داشت بلکه در میدان تجارت و سیاست هم خاطرات عمده و سرنوشت سازی از خود برجای گذاشت .
شال، انواع و اقسامی داشت که معروفترین آنها شده کرمانی و شال کشمیری بود . از انواع دیگر آن می توان به شال بوته ای،شال صحرادار سفید لیمویی،شال بازوبندی گلی اعلا، شال گلناری شاخه دار اعلا،شال سفید حاشیه دار و ... را یاد کرد.
شال کرمانی ،چنان زیبایی و شهرتی داشت که نه فقط هرکرمانی و ایرانی بلکه زنان کشورهای دیگر جهان نیز در آرزوی داشتن پیراهن و یا نوع لباس دیگر و یا نوع دیگر لباس از آن پارچه گرانبها بودند.
مثلا « جی گلاک» در این رابطه می نویسند: « هیچ زن مشکل پسند در انگلستان عصر ویکتوریا ، گنجینه جامه های خود را بدون شال نفیسی که معمولا از کشمیر ولی اغلب از ایران آورده میشود، کامل نمیداند.» جالب است که نفوذ شال کرمانی آنقدربود که شال، در زبان انگلیسی عینا shawl نوشته و گفته می شد.
بهاء شال کرمانی در حدی بود که فقط آن را برقد و قامت زنانه حرمشاهی و بانوان سرمایه دار انگلیسی و خانم های بزرگان حکومت، میتوان دید.
علاوه بر این هر وقت زنان حرم میخواستند خلعتی به شخص مهمی هدیه بدهند، از شال کرمانی استفاده میکردند کما اینکه در اسناد حاج امین الضرب میخوانیم که « برحسب حکم حکمران کرمان، نواب اشرف والا آقای ناصرالدوله، هشت بوقچه شال به تصدیق تجار و قیمت عادله کرمان برای صندوقخانه مبارکه خرید و انفاد داشته.»
آوازه شال کرمانی به جایی رسیده بود که ملکه مادر و زنان برجسته فرانسه نیز افتخار می کردند که لباسی از شال بافته شده به وسیله زنان هنرمند کرمانی داشته باشند . «تارونیه» در سفرنامه خود مینویسد: "تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت پشم متعلق به آنهاست. از این پشم،شال می بافد که در ایران به کمر میبندند و پارچه لطیف نازکی هم از آن ترتیب میدهند که من دو طاقه آنها را به فرانسه آورده یکی را به ملکه والده شاه و دیگری (دوسش دورلتان) تقدیم کردند."
به نظر میرسد که شال کرمان به نام زنان کرمانی و کام زنانه صاحب مال و ملکه مادر و دوشس ها و ... بود اما به هر حال از جمله لباسهای فاخری که کرمان و زنان هنرمندش را نقش نگین خود داشت، به شمار می رفت. هر چند که شال کرمان، نوع کم بها و ارزان قیمتی هم داشته که فقرا می توانستند از آن استفاده می کنند.
شال کرمانی حائز اهمیت بسیاری است که متاسفانه به فراموشی رفته است، سید محمد علی گلاب زاده مورخ و پژوهشگر کرمانیدر گفتگوی با خبرنگار “کسبه کرمان” بیان داشته است: متاسفانه کار شال کرمان به طور کامل تعطیل شده و ما امروزه تنها شال بافی که در کرمان داریم درمنطقه هوتک کرمان است و امیدوارهستیم که این خانواده بتواند افرادی را دراین زمینه آموزش دهند تا این هنر زیبا و سود آور برای استان و کشور منسوخ نشود.
برگرفته از کتاب: زن کرمانی، روشنای زندگانی
انتهای پیام/
نمیدانم چرا زن کرمانی، زیباترین و نفیس ترین فرش ها را می بافد اما خود بر روی حصیر و بوریایی مینشیند و زیباترین شالها ها را می بافد اما فقط میتواند آن را بر قامت زنان دربار ببیند به خود از آن بیبهره باشد.
شال کرمان نفیس ترین پارچه بود که به دست زنان هنرمند کرمانی بافته میشود و بسیاری از زنان آرزوی تهیه و پوشیدن آن را داشتند.
دالمانی درباره بانوان حرمشاهی(مظفرالدین شاه) مینویسند:« به کارخانه های بومی سفارش لباس می دهند و از حریرهای رشتی و پارچههای زری یزدی و مخمل کاشان و شالهای گرانبهای کرمان برای خود لباس های خوش نمایی فراهم مینمایند. بعضی از آنها مایل به تجدد هم هستند. خانمهای خیاط پاریسی هم در اندرون شاهی رفت و آمد میکنند پارچههای کارخانههای فرانسه را از مد افتاده است به زنان حرم و شهرزاده خانم ها می فروشند.»
شال، پارچه پشمی یا کرکی مخصوصی بود که نه تنها در عرصه پوشش خانمها، حرفهای زیادی داشت بلکه در میدان تجارت و سیاست هم خاطرات عمده و سرنوشت سازی از خود برجای گذاشت .
شال، انواع و اقسامی داشت که معروفترین آنها شده کرمانی و شال کشمیری بود . از انواع دیگر آن می توان به شال بوته ای،شال صحرادار سفید لیمویی،شال بازوبندی گلی اعلا، شال گلناری شاخه دار اعلا،شال سفید حاشیه دار و ... را یاد کرد.
شال کرمانی ،چنان زیبایی و شهرتی داشت که نه فقط هرکرمانی و ایرانی بلکه زنان کشورهای دیگر جهان نیز در آرزوی داشتن پیراهن و یا نوع لباس دیگر و یا نوع دیگر لباس از آن پارچه گرانبها بودند.
مثلا « جی گلاک» در این رابطه می نویسند: « هیچ زن مشکل پسند در انگلستان عصر ویکتوریا ، گنجینه جامه های خود را بدون شال نفیسی که معمولا از کشمیر ولی اغلب از ایران آورده میشود، کامل نمیداند.» جالب است که نفوذ شال کرمانی آنقدربود که شال، در زبان انگلیسی عینا shawl نوشته و گفته می شد.
بهاء شال کرمانی در حدی بود که فقط آن را برقد و قامت زنانه حرمشاهی و بانوان سرمایه دار انگلیسی و خانم های بزرگان حکومت، میتوان دید.
علاوه بر این هر وقت زنان حرم میخواستند خلعتی به شخص مهمی هدیه بدهند، از شال کرمانی استفاده میکردند کما اینکه در اسناد حاج امین الضرب میخوانیم که « برحسب حکم حکمران کرمان، نواب اشرف والا آقای ناصرالدوله، هشت بوقچه شال به تصدیق تجار و قیمت عادله کرمان برای صندوقخانه مبارکه خرید و انفاد داشته.»
آوازه شال کرمانی به جایی رسیده بود که ملکه مادر و زنان برجسته فرانسه نیز افتخار می کردند که لباسی از شال بافته شده به وسیله زنان هنرمند کرمانی داشته باشند . «تارونیه» در سفرنامه خود مینویسد: "تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت پشم متعلق به آنهاست. از این پشم،شال می بافد که در ایران به کمر میبندند و پارچه لطیف نازکی هم از آن ترتیب میدهند که من دو طاقه آنها را به فرانسه آورده یکی را به ملکه والده شاه و دیگری (دوسش دورلتان) تقدیم کردند."
به نظر میرسد که شال کرمان به نام زنان کرمانی و کام زنانه صاحب مال و ملکه مادر و دوشس ها و ... بود اما به هر حال از جمله لباسهای فاخری که کرمان و زنان هنرمندش را نقش نگین خود داشت، به شمار می رفت. هر چند که شال کرمان، نوع کم بها و ارزان قیمتی هم داشته که فقرا می توانستند از آن استفاده می کنند.
شال کرمانی حائز اهمیت بسیاری است که متاسفانه به فراموشی رفته است، سید محمد علی گلاب زاده مورخ و پژوهشگر کرمانیدر گفتگوی با خبرنگار “کسبه کرمان” بیان داشته است: متاسفانه کار شال کرمان به طور کامل تعطیل شده و ما امروزه تنها شال بافی که در کرمان داریم درمنطقه هوتک کرمان است و امیدوارهستیم که این خانواده بتواند افرادی را دراین زمینه آموزش دهند تا این هنر زیبا و سود آور برای استان و کشور منسوخ نشود.
برگرفته از کتاب: زن کرمانی، روشنای زندگانی
انتهای پیام/
نمیدانم چرا زن کرمانی، زیباترین و نفیس ترین فرش ها را می بافد اما خود بر روی حصیر و بوریایی مینشیند و زیباترین شالها ها را می بافد اما فقط میتواند آن را بر قامت زنان دربار ببیند به خود از آن بیبهره باشد.
شال کرمان نفیس ترین پارچه بود که به دست زنان هنرمند کرمانی بافته میشود و بسیاری از زنان آرزوی تهیه و پوشیدن آن را داشتند.
دالمانی درباره بانوان حرمشاهی(مظفرالدین شاه) مینویسند:« به کارخانه های بومی سفارش لباس می دهند و از حریرهای رشتی و پارچههای زری یزدی و مخمل کاشان و شالهای گرانبهای کرمان برای خود لباس های خوش نمایی فراهم مینمایند. بعضی از آنها مایل به تجدد هم هستند. خانمهای خیاط پاریسی هم در اندرون شاهی رفت و آمد میکنند پارچههای کارخانههای فرانسه را از مد افتاده است به زنان حرم و شهرزاده خانم ها می فروشند.»
شال، پارچه پشمی یا کرکی مخصوصی بود که نه تنها در عرصه پوشش خانمها، حرفهای زیادی داشت بلکه در میدان تجارت و سیاست هم خاطرات عمده و سرنوشت سازی از خود برجای گذاشت .
شال، انواع و اقسامی داشت که معروفترین آنها شده کرمانی و شال کشمیری بود . از انواع دیگر آن می توان به شال بوته ای،شال صحرادار سفید لیمویی،شال بازوبندی گلی اعلا، شال گلناری شاخه دار اعلا،شال سفید حاشیه دار و ... را یاد کرد.
شال کرمانی ،چنان زیبایی و شهرتی داشت که نه فقط هرکرمانی و ایرانی بلکه زنان کشورهای دیگر جهان نیز در آرزوی داشتن پیراهن و یا نوع لباس دیگر و یا نوع دیگر لباس از آن پارچه گرانبها بودند.
مثلا « جی گلاک» در این رابطه می نویسند: « هیچ زن مشکل پسند در انگلستان عصر ویکتوریا ، گنجینه جامه های خود را بدون شال نفیسی که معمولا از کشمیر ولی اغلب از ایران آورده میشود، کامل نمیداند.» جالب است که نفوذ شال کرمانی آنقدربود که شال، در زبان انگلیسی عینا shawl نوشته و گفته می شد.
بهاء شال کرمانی در حدی بود که فقط آن را برقد و قامت زنانه حرمشاهی و بانوان سرمایه دار انگلیسی و خانم های بزرگان حکومت، میتوان دید.
علاوه بر این هر وقت زنان حرم میخواستند خلعتی به شخص مهمی هدیه بدهند، از شال کرمانی استفاده میکردند کما اینکه در اسناد حاج امین الضرب میخوانیم که « برحسب حکم حکمران کرمان، نواب اشرف والا آقای ناصرالدوله، هشت بوقچه شال به تصدیق تجار و قیمت عادله کرمان برای صندوقخانه مبارکه خرید و انفاد داشته.»
آوازه شال کرمانی به جایی رسیده بود که ملکه مادر و زنان برجسته فرانسه نیز افتخار می کردند که لباسی از شال بافته شده به وسیله زنان هنرمند کرمانی داشته باشند . «تارونیه» در سفرنامه خود مینویسد: "تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت پشم متعلق به آنهاست. از این پشم،شال می بافد که در ایران به کمر میبندند و پارچه لطیف نازکی هم از آن ترتیب میدهند که من دو طاقه آنها را به فرانسه آورده یکی را به ملکه والده شاه و دیگری (دوسش دورلتان) تقدیم کردند."
به نظر میرسد که شال کرمان به نام زنان کرمانی و کام زنانه صاحب مال و ملکه مادر و دوشس ها و ... بود اما به هر حال از جمله لباسهای فاخری که کرمان و زنان هنرمندش را نقش نگین خود داشت، به شمار می رفت. هر چند که شال کرمان، نوع کم بها و ارزان قیمتی هم داشته که فقرا می توانستند از آن استفاده می کنند.
شال کرمانی حائز اهمیت بسیاری است که متاسفانه به فراموشی رفته است، سید محمد علی گلاب زاده مورخ و پژوهشگر کرمانیدر گفتگوی با خبرنگار “کسبه کرمان” بیان داشته است: متاسفانه کار شال کرمان به طور کامل تعطیل شده و ما امروزه تنها شال بافی که در کرمان داریم درمنطقه هوتک کرمان است و امیدوارهستیم که این خانواده بتواند افرادی را دراین زمینه آموزش دهند تا این هنر زیبا و سود آور برای استان و کشور منسوخ نشود.
برگرفته از کتاب: زن کرمانی، روشنای زندگانی
انتهای پیام/
نمیدانم چرا زن کرمانی، زیباترین و نفیس ترین فرش ها را می بافد اما خود بر روی حصیر و بوریایی مینشیند و زیباترین شالها ها را می بافد اما فقط میتواند آن را بر قامت زنان دربار ببیند به خود از آن بیبهره باشد.
شال کرمان نفیس ترین پارچه بود که به دست زنان هنرمند کرمانی بافته میشود و بسیاری از زنان آرزوی تهیه و پوشیدن آن را داشتند.
دالمانی درباره بانوان حرمشاهی(مظفرالدین شاه) مینویسند:« به کارخانه های بومی سفارش لباس می دهند و از حریرهای رشتی و پارچههای زری یزدی و مخمل کاشان و شالهای گرانبهای کرمان برای خود لباس های خوش نمایی فراهم مینمایند. بعضی از آنها مایل به تجدد هم هستند. خانمهای خیاط پاریسی هم در اندرون شاهی رفت و آمد میکنند پارچههای کارخانههای فرانسه را از مد افتاده است به زنان حرم و شهرزاده خانم ها می فروشند.»
شال، پارچه پشمی یا کرکی مخصوصی بود که نه تنها در عرصه پوشش خانمها، حرفهای زیادی داشت بلکه در میدان تجارت و سیاست هم خاطرات عمده و سرنوشت سازی از خود برجای گذاشت .
شال، انواع و اقسامی داشت که معروفترین آنها شده کرمانی و شال کشمیری بود . از انواع دیگر آن می توان به شال بوته ای،شال صحرادار سفید لیمویی،شال بازوبندی گلی اعلا، شال گلناری شاخه دار اعلا،شال سفید حاشیه دار و ... را یاد کرد.
شال کرمانی ،چنان زیبایی و شهرتی داشت که نه فقط هرکرمانی و ایرانی بلکه زنان کشورهای دیگر جهان نیز در آرزوی داشتن پیراهن و یا نوع لباس دیگر و یا نوع دیگر لباس از آن پارچه گرانبها بودند.
مثلا « جی گلاک» در این رابطه می نویسند: « هیچ زن مشکل پسند در انگلستان عصر ویکتوریا ، گنجینه جامه های خود را بدون شال نفیسی که معمولا از کشمیر ولی اغلب از ایران آورده میشود، کامل نمیداند.» جالب است که نفوذ شال کرمانی آنقدربود که شال، در زبان انگلیسی عینا shawl نوشته و گفته می شد.
بهاء شال کرمانی در حدی بود که فقط آن را برقد و قامت زنانه حرمشاهی و بانوان سرمایه دار انگلیسی و خانم های بزرگان حکومت، میتوان دید.
علاوه بر این هر وقت زنان حرم میخواستند خلعتی به شخص مهمی هدیه بدهند، از شال کرمانی استفاده میکردند کما اینکه در اسناد حاج امین الضرب میخوانیم که « برحسب حکم حکمران کرمان، نواب اشرف والا آقای ناصرالدوله، هشت بوقچه شال به تصدیق تجار و قیمت عادله کرمان برای صندوقخانه مبارکه خرید و انفاد داشته.»
آوازه شال کرمانی به جایی رسیده بود که ملکه مادر و زنان برجسته فرانسه نیز افتخار می کردند که لباسی از شال بافته شده به وسیله زنان هنرمند کرمانی داشته باشند . «تارونیه» در سفرنامه خود مینویسد: "تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت پشم متعلق به آنهاست. از این پشم،شال می بافد که در ایران به کمر میبندند و پارچه لطیف نازکی هم از آن ترتیب میدهند که من دو طاقه آنها را به فرانسه آورده یکی را به ملکه والده شاه و دیگری (دوسش دورلتان) تقدیم کردند."
به نظر میرسد که شال کرمان به نام زنان کرمانی و کام زنانه صاحب مال و ملکه مادر و دوشس ها و ... بود اما به هر حال از جمله لباسهای فاخری که کرمان و زنان هنرمندش را نقش نگین خود داشت، به شمار می رفت. هر چند که شال کرمان، نوع کم بها و ارزان قیمتی هم داشته که فقرا می توانستند از آن استفاده می کنند.
شال کرمانی حائز اهمیت بسیاری است که متاسفانه به فراموشی رفته است، سید محمد علی گلاب زاده مورخ و پژوهشگر کرمانیدر گفتگوی با خبرنگار “کسبه کرمان” بیان داشته است: متاسفانه کار شال کرمان به طور کامل تعطیل شده و ما امروزه تنها شال بافی که در کرمان داریم درمنطقه هوتک کرمان است و امیدوارهستیم که این خانواده بتواند افرادی را دراین زمینه آموزش دهند تا این هنر زیبا و سود آور برای استان و کشور منسوخ نشود.
برگرفته از کتاب: زن کرمانی، روشنای زندگانی
انتهای پیام/
نمیدانم چرا زن کرمانی، زیباترین و نفیس ترین فرش ها را می بافد اما خود بر روی حصیر و بوریایی مینشیند و زیباترین شالها ها را می بافد اما فقط میتواند آن را بر قامت زنان دربار ببیند به خود از آن بیبهره باشد.
شال کرمان نفیس ترین پارچه بود که به دست زنان هنرمند کرمانی بافته میشود و بسیاری از زنان آرزوی تهیه و پوشیدن آن را داشتند.
دالمانی درباره بانوان حرمشاهی(مظفرالدین شاه) مینویسند:« به کارخانه های بومی سفارش لباس می دهند و از حریرهای رشتی و پارچههای زری یزدی و مخمل کاشان و شالهای گرانبهای کرمان برای خود لباس های خوش نمایی فراهم مینمایند. بعضی از آنها مایل به تجدد هم هستند. خانمهای خیاط پاریسی هم در اندرون شاهی رفت و آمد میکنند پارچههای کارخانههای فرانسه را از مد افتاده است به زنان حرم و شهرزاده خانم ها می فروشند.»
شال، پارچه پشمی یا کرکی مخصوصی بود که نه تنها در عرصه پوشش خانمها، حرفهای زیادی داشت بلکه در میدان تجارت و سیاست هم خاطرات عمده و سرنوشت سازی از خود برجای گذاشت .
شال، انواع و اقسامی داشت که معروفترین آنها شده کرمانی و شال کشمیری بود . از انواع دیگر آن می توان به شال بوته ای،شال صحرادار سفید لیمویی،شال بازوبندی گلی اعلا، شال گلناری شاخه دار اعلا،شال سفید حاشیه دار و ... را یاد کرد.
شال کرمانی ،چنان زیبایی و شهرتی داشت که نه فقط هرکرمانی و ایرانی بلکه زنان کشورهای دیگر جهان نیز در آرزوی داشتن پیراهن و یا نوع لباس دیگر و یا نوع دیگر لباس از آن پارچه گرانبها بودند.
مثلا « جی گلاک» در این رابطه می نویسند: « هیچ زن مشکل پسند در انگلستان عصر ویکتوریا ، گنجینه جامه های خود را بدون شال نفیسی که معمولا از کشمیر ولی اغلب از ایران آورده میشود، کامل نمیداند.» جالب است که نفوذ شال کرمانی آنقدربود که شال، در زبان انگلیسی عینا shawl نوشته و گفته می شد.
بهاء شال کرمانی در حدی بود که فقط آن را برقد و قامت زنانه حرمشاهی و بانوان سرمایه دار انگلیسی و خانم های بزرگان حکومت، میتوان دید.
علاوه بر این هر وقت زنان حرم میخواستند خلعتی به شخص مهمی هدیه بدهند، از شال کرمانی استفاده میکردند کما اینکه در اسناد حاج امین الضرب میخوانیم که « برحسب حکم حکمران کرمان، نواب اشرف والا آقای ناصرالدوله، هشت بوقچه شال به تصدیق تجار و قیمت عادله کرمان برای صندوقخانه مبارکه خرید و انفاد داشته.»
آوازه شال کرمانی به جایی رسیده بود که ملکه مادر و زنان برجسته فرانسه نیز افتخار می کردند که لباسی از شال بافته شده به وسیله زنان هنرمند کرمانی داشته باشند . «تارونیه» در سفرنامه خود مینویسد: "تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت پشم متعلق به آنهاست. از این پشم،شال می بافد که در ایران به کمر میبندند و پارچه لطیف نازکی هم از آن ترتیب میدهند که من دو طاقه آنها را به فرانسه آورده یکی را به ملکه والده شاه و دیگری (دوسش دورلتان) تقدیم کردند."
به نظر میرسد که شال کرمان به نام زنان کرمانی و کام زنانه صاحب مال و ملکه مادر و دوشس ها و ... بود اما به هر حال از جمله لباسهای فاخری که کرمان و زنان هنرمندش را نقش نگین خود داشت، به شمار می رفت. هر چند که شال کرمان، نوع کم بها و ارزان قیمتی هم داشته که فقرا می توانستند از آن استفاده می کنند.
شال کرمانی حائز اهمیت بسیاری است که متاسفانه به فراموشی رفته است، سید محمد علی گلاب زاده مورخ و پژوهشگر کرمانیدر گفتگوی با خبرنگار “کسبه کرمان” بیان داشته است: متاسفانه کار شال کرمان به طور کامل تعطیل شده و ما امروزه تنها شال بافی که در کرمان داریم درمنطقه هوتک کرمان است و امیدوارهستیم که این خانواده بتواند افرادی را دراین زمینه آموزش دهند تا این هنر زیبا و سود آور برای استان و کشور منسوخ نشود.
برگرفته از کتاب: زن کرمانی، روشنای زندگانی
انتهای پیام/
نمیدانم چرا زن کرمانی، زیباترین و نفیس ترین فرش ها را می بافد اما خود بر روی حصیر و بوریایی مینشیند و زیباترین شالها ها را می بافد اما فقط میتواند آن را بر قامت زنان دربار ببیند به خود از آن بیبهره باشد.
,شال کرمان نفیس ترین پارچه بود که به دست زنان هنرمند کرمانی بافته میشود و بسیاری از زنان آرزوی تهیه و پوشیدن آن را داشتند.
,دالمانی درباره بانوان حرمشاهی(مظفرالدین شاه) مینویسند:« به کارخانه های بومی سفارش لباس می دهند و از حریرهای رشتی و پارچههای زری یزدی و مخمل کاشان و شالهای گرانبهای کرمان برای خود لباس های خوش نمایی فراهم مینمایند. بعضی از آنها مایل به تجدد هم هستند. خانمهای خیاط پاریسی هم در اندرون شاهی رفت و آمد میکنند پارچههای کارخانههای فرانسه را از مد افتاده است به زنان حرم و شهرزاده خانم ها می فروشند.»
,شال، پارچه پشمی یا کرکی مخصوصی بود که نه تنها در عرصه پوشش خانمها، حرفهای زیادی داشت بلکه در میدان تجارت و سیاست هم خاطرات عمده و سرنوشت سازی از خود برجای گذاشت .
,شال، انواع و اقسامی داشت که معروفترین آنها شده کرمانی و شال کشمیری بود . از انواع دیگر آن می توان به شال بوته ای،شال صحرادار سفید لیمویی،شال بازوبندی گلی اعلا، شال گلناری شاخه دار اعلا،شال سفید حاشیه دار و ... را یاد کرد.
,شال کرمانی ،چنان زیبایی و شهرتی داشت که نه فقط هرکرمانی و ایرانی بلکه زنان کشورهای دیگر جهان نیز در آرزوی داشتن پیراهن و یا نوع لباس دیگر و یا نوع دیگر لباس از آن پارچه گرانبها بودند.
,مثلا « جی گلاک» در این رابطه می نویسند: « هیچ زن مشکل پسند در انگلستان عصر ویکتوریا ، گنجینه جامه های خود را بدون شال نفیسی که معمولا از کشمیر ولی اغلب از ایران آورده میشود، کامل نمیداند.» جالب است که نفوذ شال کرمانی آنقدربود که شال، در زبان انگلیسی عینا shawl نوشته و گفته می شد.
,بهاء شال کرمانی در حدی بود که فقط آن را برقد و قامت زنانه حرمشاهی و بانوان سرمایه دار انگلیسی و خانم های بزرگان حکومت، میتوان دید.
,علاوه بر این هر وقت زنان حرم میخواستند خلعتی به شخص مهمی هدیه بدهند، از شال کرمانی استفاده میکردند کما اینکه در اسناد حاج امین الضرب میخوانیم که « برحسب حکم حکمران کرمان، نواب اشرف والا آقای ناصرالدوله، هشت بوقچه شال به تصدیق تجار و قیمت عادله کرمان برای صندوقخانه مبارکه خرید و انفاد داشته.»
,آوازه شال کرمانی به جایی رسیده بود که ملکه مادر و زنان برجسته فرانسه نیز افتخار می کردند که لباسی از شال بافته شده به وسیله زنان هنرمند کرمانی داشته باشند . «تارونیه» در سفرنامه خود مینویسد: "تمام گبرها در ایالت کرمان متوطن شده و تجارت پشم متعلق به آنهاست. از این پشم،شال می بافد که در ایران به کمر میبندند و پارچه لطیف نازکی هم از آن ترتیب میدهند که من دو طاقه آنها را به فرانسه آورده یکی را به ملکه والده شاه و دیگری (دوسش دورلتان) تقدیم کردند."
,به نظر میرسد که شال کرمان به نام زنان کرمانی و کام زنانه صاحب مال و ملکه مادر و دوشس ها و ... بود اما به هر حال از جمله لباسهای فاخری که کرمان و زنان هنرمندش را نقش نگین خود داشت، به شمار می رفت. هر چند که شال کرمان، نوع کم بها و ارزان قیمتی هم داشته که فقرا می توانستند از آن استفاده می کنند.
,شال کرمانی حائز اهمیت بسیاری است که متاسفانه به فراموشی رفته است، سید محمد علی گلاب زاده مورخ و پژوهشگر کرمانیدر گفتگوی با خبرنگار “کسبه کرمان” بیان داشته است: متاسفانه کار شال کرمان به طور کامل تعطیل شده و ما امروزه تنها شال بافی که در کرمان داریم درمنطقه هوتک کرمان است و امیدوارهستیم که این خانواده بتواند افرادی را دراین زمینه آموزش دهند تا این هنر زیبا و سود آور برای استان و کشور منسوخ نشود.
, “کسبه کرمان”,برگرفته از کتاب: زن کرمانی، روشنای زندگانی
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه