دوربینم را زمین نمی‌گذارم+تصاویر

دوربینم را زمین نمی‌گذارم+تصاویر
هرگز تصاویر و تمثال شهدا به بهانه دلتنگی فرزندان‌شان از سطح شهرها و خانه‌ها جمع نخواهد شد تا دشمن به هدف خودش برسد و یاد و نام و هدف شهدا کم‌کم بایگانی شود، هرگز مراسم‌های شهدا تعطیل نخواهد شد این حربه خیلی قدیمی شده! درست از زمانی که حضرت زینب(س) خبرنگار واقعه عاشورا شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  انقلاب نیوز ، چندی پیش یکی از همکاران صفحه‌ای از یک هفته‌نامه را برای من ارسال کرد. هفته‌نامه‌ای که تا آن روز نام آن را نشنیده بودم اما خبری انتقادی در مورد یکی از خبرهای بنده کار کرده بود، البته نگاه انتقادی همکاران رسانه‌ای نسبت به هم امر طبیعی است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, انقلاب نیوز,

اما مطلب انتقادی «هفته‌نامه تماشاگران امروز» با ادبیات سخیف عامیانه و فحاشی شروع شده بود. خط اول خبر را چندبار خواندم گفتم شاید من اشتباه می‌کنم اما دیدم نه درست متوجه شدم گویا از نظر نویسنده که از قضا خودش را کارشناس ارشد علوم ارتباطات و رسانه معرفی می‌کند، من بیجا کرده‌ام!

,

, ,

علت این همه ناراحتی و عصبانیت را نمی‌توانستم درک کنم، این نویسنده از اتفاقی که در نمایشگاه یاد یاران قم رخ داده بود ناراحت بود، از لحظه‌ای که فرزند کوچک شهید با تمثال پدر شهیدش روبه‌رو و هیجان‌زده شده و به گمان اینکه پدر شهیداش است به سمت تمثال رفته بود.

,

لحظه‌ای که این اتفاق رخ داد مادر محمدحسین و چند نفر دیگر هم حضور داشتند مادر محمدحسین که خود نیز فرزند شهید است نتوانست جلوی محمد حسین را بگیرد که به سمت ماکت نرود اما محمد حسین کوچک قانع نمی‌شد، همه این اتفاقات در یک لحظه رخ داد، کمی نگاه روان‌شناسانه لازم است تا متوجه شویم اگر جلوی محمدحسین گرفته می‌شد او برای همیشه فکر می‌کرد نگذاشته‌اند پدرش را در آغوش بگیرد اما بعد از ماجراهای رخ داده محمدحسین با واقعیت روبه‌رو شده و لبخندزنان از کنار تمثال پدر شهیدش دور شد.

,

نویسنده مطلب «هفته‌نامه تماشاگران امروز» در آن لحظه حضور نداشت. حضور نداشت تا ببیند نه‌تنها من نمی‌توانستم جلوی محمد حسین را بگیرم بلکه اصلاً نمی‌دانم چرا باید دوربین‌ام را روی زمین می‌گذاشتم وجلوی او را می‌گرفتم.

,

مهم نبود ما بزرگتر‌ها می‌دانستیم تمثال شهید روی تپه است نه پدر محمدحسین‌؛ مهم این بود که محمدحسین فکر می‌کرد پدرش روی تپه ایستاده است، چطور می‌توان جلوی پسری را که بعد از چند ماه پدرش را دیده گرفت؟ من هرگز حاضر نیستم چنین کار ضدانسانی انجام دهم، البته کارشناس‌ارشد علوم ارتباطات! و همه قضاتی که در صحنه نبودند را نمی‌دانم....

,

خانم و یا آقای کارشناس‌ارشد علوم ارتباطات و رسانه! کاش حداقل رسالت یک عکاس و یک خبرنگار را می‌دانستید. اگر قرار باشد هرعکاس برای دخالت در صحنه‌ای که در حال رقم خورن است دوربین را روی زمین بگذارد، هیچ لحظه‌ای در دنیا ثبت نخواهد شد و هیچ رسالتی به سرانجام نخواهد رسید، مثلاً عکاس به جای عکس گرفتن از نماز جماعت، باید دوربین را زمین بگذارد و به امام جماعت اقتدا کند، و یا در عزاداری‌ها دوربین را زمین بگذارد و مشغول عزاداری شود و یا مهمتر از آن حتی در جنگ‌ها دوربین را زمین بگذارد و اسلحه دست بگیرد.

,

رسالت یک عکاس و خبرنگار چیز دیگری است، شما به من پیشنهاد می‌دهید دوربین‌ام را زمین بگذارم اما من هرگز این کار را نخواهم کرد بلکه دوربین را به دست تک‌تک فرزندان شهدا خواهم داد تا ثبت کنند جنایت‌های آنهایی که داغ بر دل‌ها می‌گذارند و شمایی که به جای محکوم کردن آنها، قلم به دست می‌گیری و دایه مهربان‌تر از مادر برای فرزندان شهدایی می‌شود که دلتنگی، داستان تکراری هر روز آنهاست. اما کاش می‌دانستید آنها با همه این تلخی‌ها، محکم و استوار ایستاده‌اند.

,

, ,

مادر محمدحسین هم لب به سخن گشوده، این را از زبان مادر محمدحسین می‌گویم‌؛ این صحنه‌ای که در یک لحظه در قاب دوربین یک عکاس ثبت شد هر روز برای ما اتفاق می‌افتد اما هیچ عکاسی حضور ندارد که آن را ثبت کند، پای ولایت ایستادن با سختی‌هایش قشنگ است.

,

هرگز تصاویرو تمثال شهدا به بهانه دلتنگی فرزندان‌شان از سطح شهرها و خانه‌ها جمع نخواهد شد تا دشمن به هدف خودش برسد و یاد و نام و هدف شهدا کم‌کم بایگانی شود، هرگز مراسم‌های شهدا تعطیل نخواهد شد این حربه خیلی قدیمی شده! درست از زمانی که حضرت زینب(س) خبرنگار واقعه عاشورا شد.

,

راستی شما که می‌گویید اگر جای من بودید دوربین را زمین می‌گذاشتید و محمدحسین را نوازش می‌کردید، در این مدت یک ماه که فرصت داشتید دوربین و قلم‌‌تان را زمین بگذارید، چند بار محمدحسین را در آغوش گرفتید و او را نوازش کردید؟ تا آن دل شکستگی ساخته ذهن خودتان را التیام بخشید، اصلاً فکر می‌کنید با این توهینی که به خانواده شهدایی که در این صحنه حضور داشتند انجام دادید خانواده شهید شما را می‌پذیرند؟

,

نگران محمدحسین نباشید. حال او خیلی خوب است. بهتر از آنچه شما تصور می‌کنید. شما اگر وقت داشتید کمی فکر کنید‌؛ قلم به دست بگیرد و آنهایی را که پدر محمدحسین را از او گرفتند محکوم کنید. البته نمی‌دانم از نظر شما آنها هم اشتباه و بیجا می‌کنند یا نه؟

,

راستی من دوربین‌ام را زمین نمی‌گذارم گویا بُرنده‌تر از اسلحه مدافعان حرم است... 

,

البته این نشریه با گرایش اصلاح طلبی و نویسنده آن در پاسخ به جوابیه، ماجرای محمد حسین را به سه ماه قبل و 6مرداد و نشریه شماره 116نسبت می دهند در حالی که نمایشگاه یاد یاران در مهرماه بازگشایی شده و انتقاد نشریه در10 مهر و در شماره121چاپ شده بود البته قضاوت آنهایی که نشریه خود را هم مطالعه نمی کنند و از آن اطلاع ندارند در مورد ماجرایی که ندیده اند جالب است!

, البته این نشریه با گرایش اصلاح طلبی و نویسنده آن در پاسخ به جوابیه، ماجرای محمد حسین را به سه ماه قبل و 6مرداد و نشریه شماره 116نسبت می دهند در حالی که نمایشگاه یاد یاران در مهرماه بازگشایی شده و انتقاد نشریه در10 مهر و در شماره121چاپ شده بود البته قضاوت آنهایی که نشریه خود را هم مطالعه نمی کنند و از آن اطلاع ندارند در مورد ماجرایی که ندیده اند جالب است!,

مرضیه مهدیلو‌

, مرضیه مهدیلو‌,

پاسخ نشریه تماشاگران امروز؛

,

, ,

 

,

 

,

انتهای پیام/م

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه