یادداشتی از یک کارشناس روانشناسی

مهارت «نه گفتن» و دلایل عدم توانایی در آن

مهارت «نه گفتن» و دلایل عدم توانایی در آن
بسیاری از موارد در اوج کار و مشغله اگر دیگری از ما بخواهد کاری برایش انجام بدهیم بدون معطلی به او پاسخ مثبت می دهیم. باید بدانیم «نه» گفتن یک مهارت است که باید سعی کنیم آن را در خود و فرزندانمان تقویت کنیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از شبنم همدان:امروز یکی از دوستان دوران دانشگاه از من در خواست کرد که برای تجدید دیدار یک قرار ملاقات بگذاریم. بسیار گرفتار و درگیر بودم ولی وقتی خودش گفت همین امروز بعد ظهر همه گروه را جمع می کند نتوانستم به او نه بگویم . در بسیاری از موارد در اوج کار و مشغله  اگر دیگری از ما بخواهد کاری برایش انجام بدهیم بدون معطلی به او پاسخ مثبت می دهیم. در برخی موارد نیز  کاری را قبول می کنیم بدون اینکه مهارت انجام ان را داشته باشیم و برای انجام ان کار امروز و فردا می کنیم.  در حالی که اگر ان کار را نمی پذیرفتیم طرف مقابلمان می توانست آن را به دیگری واگذار کند و کارش به نحو احسن انجام شود. باید درست فکر کنیم و بدانیم با این پذیرفتن بدون فکر و مهارت به درخواست کننده نیز ضرر می رسانیم زیرا با  امروز و فردا کردن های ما برنامه های پیش بینی شده او هم  در هم میریزد . همه این دردسرها با تفکر و گفتن «نه» در شرایط ضروری حل می شود. «نه» گفتن یک مهارت است که باید سعی کنیم آن را در خود و فرزندانمان تقویت کنیم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شبنم همدان,

اما سوالی که مطرح می شود این است که چرا قدرت «نه گفتن» را نداریم.

,

1.     اولین دلیل در نداشتن مهارت «نه گفتن»  این است که می خواهیم با دیگران سازگار باشیم  و دوست داریم مورد تایید دیگران قرار بگیریم . این تایید شدن تا حدی برای ما خوشایند است که می پذیریم در تنگنا قرار گیریم اما دیگران ما را تایید کنند.

,

2.     دومین عاملی که می تواند ما را در پاسخ رد دادن ناتوان کند ، ترسی است که برای از دست دادن  موقعیت ها و افراد داریم.

,

3.     گاهی ما میترسیم دیگران تصور کنند ناتوان هستیم و برای جلوگیری از پی بردن دیگران به عدم توانایی خود قدرت «نه گفتن» را از دست می دهیم

,

4.     یکی دیگر از دلایل پذیرفتن بدون چون چرای هر درخواستی این است که ما به لحاظ عاطفی واقعا قصد داریم به دیگران  کمک کنیم . دوست داریم ایثارگر و مهربان باشیم و از کمک کردن به دیگران لذت می بریم. اینجاست که هنگام کمک کردن به دیگران انقدر از نظر روحی ارضا می شویم که از خود می گذریم و فراموش می کنیم خودمان هم حقی داریم.

,

5.     دلیل بعدی این است که  نمی خواهیم دیگران را از خودمان برنجانیم وبه اصطلاح پل های پشت سرمان را خراب کنیم . این درحالی است که مصلحت ظاهری را میبینیم و  مصلحت حقیقی را زیر پا می گذاریم

,

6.     ترس از ایجاد درگیری ( اینکه می ترسیم مبادا درگیری لفظی  یا حتی ناراحتی وکدورتی بین ما ودیگران رخ دهد). این ترس ناشی از ضعف و ناتوانی ما در ایجاد ارتباط با اطرافیان است.

,

7.     نه گفتن را نوعی بی احترامی (گستاخی )به شخص درخواست دهنده می دانیم. گاهی اوقات اموزش های و باور های غلطی که از محیط خانواده و اطرافیان عامل این تصور می شود. مهم این است که بدانیم کدام اموزش و باور درست است و کدام باور اشتباه است.

,

موارد بالا همگی تفکرات اشتباهی هستند که در ذهن ما وجود دارد و باید به هر ترتیب آنها  با آنها کنار بیاییم و راضی شویم که ذهنیت خود را تغییر دهیم.  اولین قدم این است که باور کنیم این مسائل فقط در ذهن ما وجود دارد نه در دنیای خارج از ذهن و بدانیم  یک «نه گفتن» ساده ومحترمانه خیلی بهتر است از اینکه بخواهیم ذهن خود را با مسائل دشوار ناخواسته درگیرکنیم . بهتر است تمرین کنیم به جای پذیرفتن بی قید و شرط هرگاه شرایط و توانایی نداریم به راحتی بگوییم:

,

 

,

·        خیلی دلم می خواست می توانستم این کار را انجام بدهم ولی ........

,

·        متاسفانه من در این کار هیچ مهارتی ندارم شما می توانید به ...........مراجعه کنید

,

·        نه متاسفم

,

به همین سادگی با یک «نه گفتن» ساده هم خودمان را نجات می دهیم وهم به دیگران کمک می کنیم برای کاری که در نظر دارند درگیر ذهنیات ما نشوند. باید بدانیم همان طور که صداقت معیار مهمی در بسیاری  از انتخاب های ماست «نه گفتن» محترمانه هم می تواند بخشی از این صداقت باشد .

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه