میلاد "مصباح الهدی"
در شب ولادت، بهشت غرق در شور و شادی بود. پروردگار به «مالک» کلید دار جهنم دستور داد تا آتش را خاموش کند وبه «رضوان» خزانه دار بهشت وحی کرد تا بهشت را مزین و خوشبو نماید[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا؛در ماه ششم، شب ها نیازی به چراغ نداشتم و هنگامی که در مصلای خود می نشستم از وجود خود صدای تسبیح و تقدیس می شنیدم؛ صدیقه کبری(س) روزهای قبل از میلاد حسین(ع) را این گونه توصیف کرده اند. [1]
, شبکه اطلاع رسانی دانا,و برای ما ناخودآگاه حدیث شریف نبوی(ص) تداعی می شود که فرمودند " إنَّ الحُسینَ مِصباحُ الهُدى وسفینةُ النجاة"[2]
, إنَّ الحُسینَ مِصباحُ الهُدى وسفینةُ النجاة,,
در شب ولادت، بهشت غرق در شور و شادی بود. پروردگار به «مالک» کلید دار جهنم دستور داد تا آتش را خاموش کند وبه «رضوان» خزانه دار بهشت وحی کرد تا بهشت را مزین و خوشبو نماید. آنگاه به حورالعین وحی نمود که خود را زینت کنند و به ملائکه دستور داد به صف بایستند و تسبیح و تحمید بگویند و مقارن طلوع فجر روز سوم شعبان سال چهارم هجری حسین بن علی علیه السلام با قدوم مبارک خود انوار رحمت الهی را بر جهانیان تابید.
,«لعیا» مفتخر شد
,«لُعیا» حور العینی بود، در زیبایی بیهمتا ابن عباس میگوید هنگام ولادت حسین علیه السلام، خداوند او را امر فرمود، که فاطمه دختر حبیب خود را تنها نگذارد و او را یاری کند
,
«لعیا» به زمین هبوط کرده و شرفیاب حضور ریحانه محمدصلّی الله علیه و آله، فاطمه زهراسلام الله علیها، شد و تبریک و شادباش خود را عرض کرد. فاطمه لحظهای اندیشید که برای لعیا چه فرشی بگستراند، همان هنگام، فرشتهای، فرشی از بهشت آورد و حجرة فاطمهسلام الله علیها را فرش نمود
و سحر گاه نوزاد فاطمه، پیچیده در پارچة سفیدی از بهشت، در دستان قابلهاش، لُعیا، چشم به دنیا گشود.[3]
,
تغذیه حسین از سرانگشت
,صدیقه کبری (س) پس از تولد امام حسین (ع) دچار کسالتی شد و توان شیر دهی به طفلش را از دست داد. پس حسین (ع)را نزد رسول خدا(ص) آورد و جریان را بازگو کرد. پیامبر کسانی را به دنبال زنی شیرده فرستاد؛ اما کسی را نیافتند.
,رسول خدا(ص) فرمود «حسینم را بیاورید»، چون حسین (ع) را نزد آن حضرت بردند، پیامبر اکرم انگشت ابهام خویش را در دهان او گذارد و طفل شروع به مکیدن کرد.
,همین یک بار مکیدن، چندین روز حسین(ع) را کفایت می کرد. [4]
,هیچ کس طاقت گریه حسین را نداشت
,
1- روزی، فاطمهسلام الله علیها در خواب بود و حسینعلیه السلام گریه میکرد همینکه حضرت فاطمهس از خواب بیدار شد، گهواره را دید که میجنبد و حسین هم آرام گرفته است
جریان را از رسول خداص پرسید حضرت در جواب فرمود «جبرئیل بود که گهواره را میجنباند تا حسین گریه نکند» [5]
,
2- روزی پیامبر اکرم (ص) از خانة اش بیرون آمد، چون به در خانة فاطمه (س)رسید، صدای گریه حسین را شنید؛ فرمود: «ای فاطمه! مگذار حسین (ع)بگرید، که گریه او جان مرا به درد میآورد» [6]
,
3- ام الفضل نقل می کند:روزی حسین (ع)را نزد رسول خدا(ص) آوردم ودر دامنش قرار دادم و او ادرار نمود و قطره ای از آن بر لباس پیامبر خدا (ص) چکید.
من حسین (ع)را شتابان گرفتم و او گریه کرد، حضرت با چهره ای غضبناک فرمودند: دست نگهدار ای ام الفضل لباس من شسته می شود، چرا فرزندم را ناراحت کردی؟ [7]
,
4- روزی یک صیّاد، در حالیکه بچه آهویی در دست داشت به حضور رسول خدا(ص) رسید و عرض کرد یا رسول الله! این بچه آهو را صید کردهام و به عنوان تحفه به حضور شما آوردهام حضرت قبول کرد و آن هدیه را پذیرفت در این هنگام، حسن(ع) که کودکی خردسال بود، از راه رسید حضرت رسول(ص) بچه آهو را به او داد لحظاتی بیش نگذشته بود که حسین(ع) برآن حضرت وارد شد و دید که برادرش، بچه آهویی را در دست دارد و با او مشغول بازی است پرسید «برادر! این آهو را از کجا آوردهای؟» گفت «جدّمان، رسول خدا، داده است»
,حسین، دوان دوان خدمت رسول خدا(ص) رسید و عرض کرد «به من بچه آهو نمیدهی؟» و آنقدر این جمله را تکرار نمود تا بغض کرد. رسول خدا (ص) هرچه کرد تا او را آرام کند، موفق نشد. ناگهان، آهویی در حالیکه بچهاش را به طرف حضرت میدواند، از راه رسید و با زبان فصیح عرض کرد یا رسول الله! من دو بچه داشتم یکی را صیّاد صید کرد و دیگری با من بود، در حال چریدن بودم که ناگهان ندایی رسید که بچهات را بردار و به خدمت رسول خدا برو؛ اکنون حسین در خدمت اوست و بهانه گرفته است؛ قبل از آنکه اشک بر گونههایش جاری شود، خودت را به او برسان. حسین(ع) در حالیکه بچه آهو را گرفته بود، به همراه برادرش حسن(ع)، خدمت مادرشان رسیدند و آنچه اتفاق افتاده بود را بازگو کردند. [8]
,پی نوشت
,[1] امالی صدوق: ج1 ص136
,[2] صراط مستقیم، ج2، ص161
,[3] ناسخ التواریخ چاپ جدید ج3 ص26
,[4] منتهی الآمال ج1 ص206
,[5] آشنایی با زندگانی چهارده معصوم ص 80
,[6] جلاء العیون ص 493
,[7] بحار الانوار، ج 44، ص 246، حدیث 46
,[8] منتهی الآمال
,تدوین کننده: مرتضی خاجی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه