یادداشت؛
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
عشق صلا در می دهد، مسیری از نور پیدا است، هیچ چیز را یاری مقاومت و مفارقت نیست! همه در شتاب! زن، مرد، جوان و حتی کودک! همه یک اند، یک پیکر و یک هدف، یک عشق و یک منظور.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از اروم نیوز،همه چیز مهیا است! همه هستند! حضرت عشق، عاشقان مجنون صفت، مقصودِ مطلوب؛ خادمان خدمت، خدمت بی منت و تمنای خدمت. و یارای پس زدن نیست که دمی استراحت، که استحمام، که تناول غذایی به نذر، به احسان و... همه چیز مهیا است...!!!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اروم نیوز,دنیا را کوله باری کرده اند پر از حسرت؛ حسرت نبودن در کربلای حضرت عشق! که جان سپردن و نثار کردن همه دوست داشتن های دنیا. پیشکش داشتن جان و تن کمترین است که ای کاش بودیم تا نامردمی را درهم بشکنیم!
,اربعین حضرت عشق یک نیت می خواهد و آن اینکه اگر نبودیم به صحرای عشق، امروز هستیم تا حریم حضرت عشق را از نوادگان جلادان بی صفت دیروز دور داریم و پاک داریم و عزیز داریم؟!
,عین عیان است حاجت به کلمه نیست که قلم هم راه گم کرده و از پی عشق به سوی معنا دوان است!
,چهل روز بر مصیبت گذشته و چهلمین روز، قله است، قاف است، عارف می خواهد، حکیم می خواهد که تبسم را در لحظه لحظه ی طواف عشق و طی الارض اربعین از ته سینه ی پر از داغ چنان بر لب نشان کنی که درس مولای عشق است و همین درس وهب نصرانی، زهیر بن غین بجلی را از زمین و زمان کند و مجنون صفتانه به مسلخ عشق برد.
,هزار و سیصد و هفتاد و هفتمین اربعین گذشت اما چه سری است که تکرار گویی همان است که اتفاق افتاده! تکرار چرا! تکرار مایم و زمانه ی ما!
,هشدار! هشدار که زمانه ی کوفه نشود و زمانه فرق شکافته، جگر سوخته، سرِ بر نیزه و دستان فتاده نشود!
,اینان چنین پرشتاب، چنین حیران، چنین پر تمنا رو به سوی کدامین میقات دارند و قرارشان با صاحب کدام عشق است که خستگی، که راه و حتی زمان نمی فهمند و فقط یک نفس غرقه می زنند در سیل بی تابی و آرام نمی گیرند مگر با طواف عشق و ذبح بی غیرتی در منای غیرت!
,کودکی را می بینی که تنقلاتش را کنار مسیرنور به نیت عشق بر زائرین اشراق به تقسیم می بخشد!
,و جانبازی از سلاله غیرت که خوابیده بر کف تخت روان به صفت مولای غیرت عباس بن علی که بر زمین خوابیده بود بعد از جفای خلق دون و به احترام برادر و مقتدایش توان برخاستن نداشت و عذر خواه شد در آخرین دم، به پا بوس مقتدا و امامش آمده ...!
,این راه را نهایت صورت کجا توان بست...
,دقیق باید بود و دقت این بار از سر حساب و کتاب نیست! از سر عبرت است! از سر صبر است و بی قراری! از سر تمنا است!
,همه لبریزند! آنکه می رود، آنکه می بخشد، آنکه می بیند و آنکه مبهوت است و آنکه التماس می برد که زائرین عشق ما را هم سهمی بدهید اگر نباشد اعتنای زائر عشق، ما سیه روی مولای عشقیم و این معنا می سوزاند پیرزن زالی را نشسته بر خاک ره عاشقان و خاک پایشان را سرمه چشم می کند و به خواهش و التماس می خواهد پیشکش او را به خدمت، به نذر، به احسان قبول کنند!
,لختی بعد چند زائر عشق را به التماس به منزل آورده تا هر چه دارد با آنان بر سفره پر برکت سید و آقای جوانمردان تقسیم کند!
,همه یک زبانند! مذهب و دین اینجا فقط یک کلمه است: عشق و همه آسمانی اند.
,سنی مذهبان که هئیتی دارند و خود را شریک راه زائرین عشق می بینند و می خواهند...
,مسیحیانی که به هئیتی بزرگ با سینه ای پر از طلب و با نشانی از طهارت به پاکی فراهم کرده¬اند هر آنچه را که هست: شما را به خدای مسیح ما را هم شریک عشق خود کنید ....
,این راه و این طی الارض تاریخ دارد، تقویم دارد و اساس دارد و همه ی تاریخ آن و همه ی تقویم آن و همه ی اساس آن با کاروانی است که زینب قافله سالار آن است!
,رهروان اربعین عاشقی به سان خواهرعشق پیرو کاروان عشق اند که از کربلا تا شام رصد کرد همه آدم را تا ما و در قلب شام درنوردید همه ی ظلم را و همه ی ستم را و علم عباس شد بر فراز غیرت.
,هزار و سیصد و هفتاد و هفتمین اربعین آغازی است بر مسیری که این بار کاروان عشق رنگ ظهور بگیرد و مهدی موعود و عزیر دل عمه سادات زینب کبری علم عباس را بر همه ی عالم سایه گستر کند!
,انشاء الله!
,خیال روی تو در هر طریق همره ماست
,نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست
,بر غم مدعیانی که منع عشق کنند
,جمال چهره ی تو حجت موجه ماست
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه