در آستانه اربعین حسینی؛
خادمینی که 1400 سال دیر آمدند
در مسیر رودخانه عاشقی، خادمان از همه ی سرمایه خود، فقط قلب آکنده ای از محبت مولایشان را به همراه آورده اند و هر کس با هر توانی که دارد،گوشه ای هر چند اندک از بار سفر زائران را بر دوش می کشد تا کسی در میان راه خسته ، گرسنه و یا از تابش آفتاب تشنه نشود، تا پاهایی از شدت کوفتگی لرزان نشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از سایت خبری زنان قم،این روزها مسیرهای منتهی به حرم سالار شهیدان مملوء از حال و هوای زیارت و رسیدن به کعبه ی جان هاست،احساساتی که از دلهای تک تک زائران برمی خیزد وخیلی زودتر از صاحبانشان به پابوسی حرم ارباب می رسد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت خبری زنان قم,نوکرانی که از شهرها و کشورهای دور و نزدیک خود را به نقطه ای از راه های این کره خاکی رسانده اند که انتهای آن به جنت الارضی وصل می شود که همواره وجب به وجبش مزین به فرش بال ملائک گردیده و در این رودخانه عاشقی، قدم به قدم شکوفه ی باقیات الصالحات بر اعمال خود اضافه می کنند.
چه خوش است وقتی که شاهدیم عده ای خود را سراپا وقف زائر حسین علیه السلام کرده اند و از همه ی سرمایه خود، فقط قلبی آکنده ای از محبت مولایشان را به همراه آورده اند و هر کس با هر توانی که دارد،گوشه ای اندک از بار سفر زائران را بر دوش می کشد تا نکند یکبار کسی در میان راه خسته شود، گرسنه و یا از تابش آفتاب تشنه شود، تا نکند پاهایی از شدت کوفتگی و جراحت لرزان شود.
آری این ها آمده اند تا به قافله سالار کربلا بگویند ای کاش زمانه به عقب برمی گشت و ما را به عنوان سپر بلایتان آویزان میکردند تا هرچه تازیانه از دشمن شما فرود می آید بر تن و جان ما بنشید ولی کمتر از گل به شما نرسد.
اینها آمده اند که بگویند اگر بمیریم و زنده شویم هرگز راضی نخواهیم شد خراش کوچکی بر پای بچه های شما بیفتد تا چه رسد بر اینکه تصور کنیم لحظه ای را که دشمن به دنبال نازدانه هایتان سراسیمه حمله ور شده و با پاهای برهنه از روی خارهای تیز بیابان می دواند .
وای که تا مغز سرم داغ میشود از لحظه ای که تجسم میکنم دست نامحرم را به معجرها میرسد، الله اکبر... ای دختر وجه الله و ای خواهر ثارالله ...
السلام علیک، سلام بر قلب زینب صبور،خانم جان این رهروان همه غلامان شمایند که مفتخر شده اند به پسوند مطهر خادم الحسین، یعنی شروع نهضتی را کلید میزنند که با لطف حضرتش به زودی منقلب میگردد با انقلاب منتقم و یاری رسان بی کسان ...
این خادمین شمایند که با خط خون تا حد جان بر عهد خود ایستاده اند و با همین شور و حرارتها و با اشک دیده ها و مژه های پریشانشان ، طول مسیر اسارتتان را آب و جارو می میکنند و از زخم پاهای کودکان مرهمی مهیا می آورند که لااقل تسلایی شود بر حزن و ماتم روحی فداه مهدی جان ما...
اینها آمده اند تا بار سنگین غل و زنجیرهای گره خورده بر گردن زین العابدین(ع) را بر دوش بکشند و خاکستر از عمامه ی سوزان یادگار برادرت بردارند .
ای عمه سادات این خادمین اربعین بواقع گلچین شده های دست با برکت شمایند و به این امید آمده اند که اگر در بین این سیل شکوه جمعیت، درب به تخته خورد و از باب توفیق وسعادت از بین دستان مردمان ، دستی دراز شد به نشانه ی کریمانه طلب کرد لیوان آبی را، برسانند بادستان خودشان آب گوارا را به دست نازنین آقایشان ...
درود خدا بر منتظران مهدی آل محمد، اما مداوم حسرتی بر دلهای ما پر پر میزند، که ای کاش خالق خلقت ، وقت حیات را چند قرنی زودتر مقرر میکرد تا جان نثار زینب کبری، میان کاروان غمبار او میگشتیم.
متن- سید محمدصادق اسلامی
عکاس-محمدعلی مطهری
نوکرانی که از شهرها و کشورهای دور و نزدیک خود را به نقطه ای از راه های این کره خاکی رسانده اند که انتهای آن به جنت الارضی وصل می شود که همواره وجب به وجبش مزین به فرش بال ملائک گردیده و در این رودخانه عاشقی، قدم به قدم شکوفه ی باقیات الصالحات بر اعمال خود اضافه می کنند.
,چه خوش است وقتی که شاهدیم عده ای خود را سراپا وقف زائر حسین علیه السلام کرده اند و از همه ی سرمایه خود، فقط قلبی آکنده ای از محبت مولایشان را به همراه آورده اند و هر کس با هر توانی که دارد،گوشه ای اندک از بار سفر زائران را بر دوش می کشد تا نکند یکبار کسی در میان راه خسته شود، گرسنه و یا از تابش آفتاب تشنه شود، تا نکند پاهایی از شدت کوفتگی و جراحت لرزان شود.
,آری این ها آمده اند تا به قافله سالار کربلا بگویند ای کاش زمانه به عقب برمی گشت و ما را به عنوان سپر بلایتان آویزان میکردند تا هرچه تازیانه از دشمن شما فرود می آید بر تن و جان ما بنشید ولی کمتر از گل به شما نرسد.
,اینها آمده اند که بگویند اگر بمیریم و زنده شویم هرگز راضی نخواهیم شد خراش کوچکی بر پای بچه های شما بیفتد تا چه رسد بر اینکه تصور کنیم لحظه ای را که دشمن به دنبال نازدانه هایتان سراسیمه حمله ور شده و با پاهای برهنه از روی خارهای تیز بیابان می دواند .
,وای که تا مغز سرم داغ میشود از لحظه ای که تجسم میکنم دست نامحرم را به معجرها میرسد، الله اکبر... ای دختر وجه الله و ای خواهر ثارالله ...
,السلام علیک، سلام بر قلب زینب صبور،خانم جان این رهروان همه غلامان شمایند که مفتخر شده اند به پسوند مطهر خادم الحسین، یعنی شروع نهضتی را کلید میزنند که با لطف حضرتش به زودی منقلب میگردد با انقلاب منتقم و یاری رسان بی کسان ...
,این خادمین شمایند که با خط خون تا حد جان بر عهد خود ایستاده اند و با همین شور و حرارتها و با اشک دیده ها و مژه های پریشانشان ، طول مسیر اسارتتان را آب و جارو می میکنند و از زخم پاهای کودکان مرهمی مهیا می آورند که لااقل تسلایی شود بر حزن و ماتم روحی فداه مهدی جان ما...
,اینها آمده اند تا بار سنگین غل و زنجیرهای گره خورده بر گردن زین العابدین(ع) را بر دوش بکشند و خاکستر از عمامه ی سوزان یادگار برادرت بردارند .
,ای عمه سادات این خادمین اربعین بواقع گلچین شده های دست با برکت شمایند و به این امید آمده اند که اگر در بین این سیل شکوه جمعیت، درب به تخته خورد و از باب توفیق وسعادت از بین دستان مردمان ، دستی دراز شد به نشانه ی کریمانه طلب کرد لیوان آبی را، برسانند بادستان خودشان آب گوارا را به دست نازنین آقایشان ...
,درود خدا بر منتظران مهدی آل محمد، اما مداوم حسرتی بر دلهای ما پر پر میزند، که ای کاش خالق خلقت ، وقت حیات را چند قرنی زودتر مقرر میکرد تا جان نثار زینب کبری، میان کاروان غمبار او میگشتیم.
,,
متن- سید محمدصادق اسلامی
,عکاس-محمدعلی مطهری
,,
,









, 
, 
, 
, 
, 
, 
, 
, انتهای پیام/م
]
ارسال دیدگاه