یادداشت؛
اینجا، کربلا بر مدار جاذبه مغناطیس حسین(ع)
اینجا زمین و آسمانی بزرگ دارد و در و دیواری که از هیاهوی مردم دورم می کند و آری اربعین تو شروع جاذبه ی مغناطیس است و کربلای تو همیشه روشن است که در زمانه ای که فاصله حق و ناحق به اندازه تار مویی است، راه گم نکنیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از نسل فردا؛ بار سفر بسته ام. انبانی آماده کرده ام که در راه رسیدن به تو باز نمانم. خدا کند این کوله بار پاپیچم نشود. دعا کن خدا به حرمت تو این بارِ سنگین را ندید بگیرد. آتشی در من روشن است که می سوزاندم. نمی دانم تا به حال چند بار خاکستر شده ام و به خود برگشته ام.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسل فردا, ,
,
, امروز می خواهم با این بارِ سنگین از خودم تا تو هجرت کنم. از سال ۱۴۳۸ تا ۶۱ هجری. با همین آتشی که در درونم روشن است؛ با همین عطشی که مثل هاجر به سعی وادارم می کند. با این امید که بی کسی ام را جبران خواهی کرد و مرهمی بر دردهای نگفته ام خواهی گذاشت.
,همه همراهانم جهانی تنهایی اند با آتشی در دل و عطشی بر لب. اگر جز این بود دست روزگار ما را در یک کاروان به سمت اربعین تو روانه نمی کرد. سفر من تا تو به نجف می رسد به شهر پدرت علی. به شهر وادی السلام، یکی از آداب زیارت قبر پدرت، یاد توست.
,سلام به تو ای کشته اشک ریزان. منزل به منزل می آییم؛ قدم به قدم. بال همه مان خاکستر شده است. از فطرس آموخته ایم به درگاه تو آمدن را. و چه معرفتی داشت آن فرشته بال سوخته. کاش اندکی به قدر او تو را می شناختم.
,فاخلع نعلیک. این کلام را در و دیوار کوفه به ما می گوید. از کفش هایت بیرون بیا. تعلقات را کنار بگذار. وقتی قدم بر سنگ فرش مسجد می گذاری تنها باش؛ مثل روزی که آفریده شدی؛ مثل روزی که به کام مرگ می روی؛ مانند روزی که برانگیخته می شوی.
,این روزهای کوفه ولی جور دیگری است. اینجا زمین و آسمانی بزرگ دارد و در و دیواری که از هیاهوی مردم دورم می کند.
,قدم در راه می گذاریم، به قصد قربت تو اباعبدالله. از نجف تا کربلای تو با پای پیاده آمدن، عالمی دیگر دارد و پرچم سرخی که بر دوش دارم که راه رسیدن به معرفت تو را گم نکنم.
,راه هموار است و بی فراز و نشیب. بی سنگ های تیز و بدون خار وخاشاک. این راه را بعد از اسارت خواهرت صاف کرده اند. اینجا کودکی از ناقه نمی افتد. دخترکی شاید سه ساله و گوشواره هایی بر گوش و معجری بر سر بی دغدغه از کنارم می گذرد.
,از این حرف ها که بگذریم برای یک موضوع زمانه عوض نشده است. از هزار و چند صد سال قبل هنوز هم نام عزیز شما ذکر لب هاست.
,خورشید و ماه می آیند و می روند و ما همچنان در راه رسیدن به اربعین توییم. گنبدهای حرمین شریفین وقتی دیده می شوند زبان گویای همه اشک است. همه برای گریستن آمده اند؛ ولی برای اربعین تو گریستن کم است؛ باید تو را شناخت و به راهت ایمان آورد.
,آری اربعین تو شروع جاذبه ی مغناطیس است و کربلای تو همیشه روشن است که در زمانه ای که فاصله حق و ناحق به اندازه تار مویی است، راه گم نکنیم.
,حماسهی عاشورا و تجلیگاه باعظمت زیارت اربعین است که نگاههای جهانیان را متوجه اسلام ناب محمدی می کند و تجمعی که بی تردید مورد عنایت خاص حضرت بقیه الله قرار می گیرد.
,سلام بر تو و بر اهل کاروانت. بی دلیل نبوده است که به این شهر کربلا گفته اند. در یک سو تویی با سر بریده و عباس با دستانی جدا شده که در علقمه مانده است؛ آن سوتر خیمه گاهی که حریمش را پاس نداشتند. در کنارش تل زینبیه که مصائب خواهرت را تا قیامت با خود خواهد داشت و فرات که از کنار این همه مصیبت، آرام می گذرد.
,یادداشت از علیرضا کاظمی
, ,
,
, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه